MrBot - Anonymous Message
از دوست دختر دوست صمیمیم خوشم میاد ولی یساله باهمن چکار کنم؟ اونم هی میاره بیرون دوست دخترشو یامون نمیتونم خودمو کنترل کنم
پا گذاشتن در این حریم ممنوعه، یعنی خنجر زدن از پشت به رفیق شفیق و به باد دادن تهمانده آبروی خودت. حتی اگر وصالی هم در کار باشد، عمارتی که روی خرابههای یک رفاقت بنا شود، تا ابد روی گسل زلزله است و رنگ آرامش به خود نمیبیند.
تا وقتی این شعلههای هوس درونت خاکستر نشده، دورِ دورهمیهای مشترکشان یک خط قرمز کلفت بکش و آفتابی نشو.
تا وقتی این شعلههای هوس درونت خاکستر نشده، دورِ دورهمیهای مشترکشان یک خط قرمز کلفت بکش و آفتابی نشو.
بتمن 🦇
تقریباً کامل شده؛ کمی سرم با bird.ir گرم است اما احتمالاً امشب یا فردا شب پرونده متن و ترجمه را میبندم.
بالاخره طلسم شکست و خشت آخر این حجره اینترنتی هم گذاشته شد! از این به بعد برای ابتیاع محصولات بلاد کفر، از قبیل اسباب و اثاثیه تلگرامی و این اجنه خوشخدمتِ هوش مصنوعی، میتوانید یکراست شال و کلاه کنید و به دکان ما یعنی bird.ir سر بزنید.
اگر هم از آن دسته مقتصدان روزگار هستید که دلتان میخواهد این تحفهها را به ثمن بخس و ارزانتر از بقیه بازار به جیب بزنید، قدمتان روی چشم! کافی است در این کاروانسرای تلگرامی که به همین منظور بنا کردهام (@birdirch) رحل اقامت بیفکنید و بساط خرید ارزان را کوک کنید.
اگر هم از آن دسته مقتصدان روزگار هستید که دلتان میخواهد این تحفهها را به ثمن بخس و ارزانتر از بقیه بازار به جیب بزنید، قدمتان روی چشم! کافی است در این کاروانسرای تلگرامی که به همین منظور بنا کردهام (@birdirch) رحل اقامت بیفکنید و بساط خرید ارزان را کوک کنید.
پاک کردن آن طوماری که با حرص تایپ کردهای و قناعت به یک «باشه» خشک و خالی، دقیقا حکم همان سپر بلایی را دارد که جانت را از شر دهها فتنه و جنگ اعصاب در امان میدارد.
این نصیحت کاملا تجربهشده را از من بشنوید: از ۱۲ شب تا ۶ صبح، کرکره عقل و منطق کلا پایین است! تو این ساعات مخوف، نه تصمیم خطیری برای زندگیتان بگیرید و نه دست به گوشی بشوید و به کسی پیام بدهید، که عاقبتش فقط پشیمانی و کاسه چه کنم دست گرفتن اول صبح است.
حال و روز خلوت با یار خویش را با این نگارههای بزک شده در بلاد اینستاگرام قیاس نفرمایید، که غالب این عاشقانههای پر زرق و برق، طبل توخالی و سرابی بیش نیست که تنها برای صید لایک و فریب چشم عوام کوک شده است. چه بسا در پسِ این لبخندهای ملیح و تصدق رفتنهای عکاسپسند، چنان بساط کارد و پنیری میانشان برپا باشد که حال و روز واقعیشان از خرابههای شام هم ویرانتر نماید.
بتمن 🦇
هرچه افراد کمتری از زندگی شما اطلاع داشته باشند، حال شما بهتر است.
غالب این جماعت که در بزم کامیابیِ شما پایکوبی میکنند و در ظاهر قند در دلشان آب میشود، در پستوی تاریکِ دلشان خون میگریند.
در واقع زبانِ حالشان این است که حال که همای سعادت بر شانه ما ننشست و نصیبی نبردیم، کاش لااقل پای این شخص هم میشکست و رنگ رستگاری را نمیدید تا داغِ دلِ ما اینگونه تازه نشود.
در واقع زبانِ حالشان این است که حال که همای سعادت بر شانه ما ننشست و نصیبی نبردیم، کاش لااقل پای این شخص هم میشکست و رنگ رستگاری را نمیدید تا داغِ دلِ ما اینگونه تازه نشود.
بتمن 🦇
غالب این جماعت که در بزم کامیابیِ شما پایکوبی میکنند و در ظاهر قند در دلشان آب میشود، در پستوی تاریکِ دلشان خون میگریند. در واقع زبانِ حالشان این است که حال که همای سعادت بر شانه ما ننشست و نصیبی نبردیم، کاش لااقل پای این شخص هم میشکست و رنگ رستگاری…
هنگامه ثمر دادن تلاشها که فرا رسد، با چشم سر خواهید دید که همان غریبه رهگذر، بسیار بیشتر از رفیق شفیق و فامیل وابسته، از کامیابی شما قند در دلش آب میشود و دعای خیر بدرقه راهتان میکند.
بتمن 🦇
هنگامه ثمر دادن تلاشها که فرا رسد، با چشم سر خواهید دید که همان غریبه رهگذر، بسیار بیشتر از رفیق شفیق و فامیل وابسته، از کامیابی شما قند در دلش آب میشود و دعای خیر بدرقه راهتان میکند.
حتی روزی که کرکره حجره و کسب و کار تازهای را بالا میدهید، باز هم همین غریبههای بینام و نشان هستند که بار تبلیغتان را به دوش میکشند و در این الواح مجازی برایتان جار میزنند؛ در حالی که آشنایان نزدیک چنان خود را به کوری و کری میزنند و از یک حمایت ساده میپرهیزند که گویی نشر دادن کار شما، کل ارث و میراث پدریشان را بر باد میدهد.
از کسی که نزد شما مدام پشت سر خلقالله صفحه میگذارد و بدگویی میکند، فرسنگها فاصله بگیرید؛ شک نکنید روزی هم فرا میرسد که در جمعی دیگر، همین بساط را برای شما پهن کند و پشت سرتان حسابی داستانسرایی کند.
پیشنهاد میکنم حتما برنامه «برق من» را نصب کنید که الحق پدیدهای شگرف است! من به الطاف همین برنامه پی بردم که امروز قرار است راس ساعت دوازده برق محلهمان قطع شود، منتها عزیزان زحمت کشیدند و با کمی خطای محاسباتی، ساعت شانزده برق را بردند.
اینکه وقتی جماعت میپرسند: «آیا جنگ شده؟» و با خونسردی تمام میشنوند: «خیر، فعلا فقط دارند جنوب را میکوبند!» از آن حکایتهای به غایت تلخ و غمانگیز روزگار است.
گویی آن دیار اصلا بر روی نقشه ایران قرار ندارد و جزو بلاد غریبه محسوب میشود که ویران شدنش، برای ما جنگ به حساب نمیآید.
گویی آن دیار اصلا بر روی نقشه ایران قرار ندارد و جزو بلاد غریبه محسوب میشود که ویران شدنش، برای ما جنگ به حساب نمیآید.
عمارت بلند رفاقتهای چندساله را گاهی میتوان با یک تکان کوچک ناامیدی، در یک پلکبههمزدن به تلی از خاکستر بدل کرد.
بسیار شگفتانگیز است که آدمی سالیان متمادی از عمر گرانمایه را صرف شناخت و انس گرفتن با کسانی میکند که گمان میبرد ستونهای استوار روزگارش هستند؛ اما روزی میرسد که همان رفیقان جانی، در یک آن و به طرفهالعینی، چنان پرده از رخ برمیدارند و بساط ناامیدی را پهن میکنند که مات و مبهوت میمانی. گویی تمام آن سالها، نهمشغول تماشای اصل آدمها، بلکه در حال تماشای یک نمایش طولانی و خوشآبورنگ بودهای!
الحق که ناامیدی از غریبهها پوست را میخراشد، اما این صدمات ناگهانی از آشنایان دیرینه، مغز استخوان را میسوزاند. شاید هم تقصیر از سادگی ماست که در این ولایت، روی دیوارهای خشتی رفاقت، یادگاریهای ابدی مینویسیم.
بسیار شگفتانگیز است که آدمی سالیان متمادی از عمر گرانمایه را صرف شناخت و انس گرفتن با کسانی میکند که گمان میبرد ستونهای استوار روزگارش هستند؛ اما روزی میرسد که همان رفیقان جانی، در یک آن و به طرفهالعینی، چنان پرده از رخ برمیدارند و بساط ناامیدی را پهن میکنند که مات و مبهوت میمانی. گویی تمام آن سالها، نهمشغول تماشای اصل آدمها، بلکه در حال تماشای یک نمایش طولانی و خوشآبورنگ بودهای!
الحق که ناامیدی از غریبهها پوست را میخراشد، اما این صدمات ناگهانی از آشنایان دیرینه، مغز استخوان را میسوزاند. شاید هم تقصیر از سادگی ماست که در این ولایت، روی دیوارهای خشتی رفاقت، یادگاریهای ابدی مینویسیم.
تنها پدیدهای که در این مملکت با دقت ثانیهشمار و بدون یک لحظه تاخیر به موقع اجرا میشود، همین قطعی برق است؛ اما نوبت به وصل شدنش که میرسد، گویا سیستم دچار فراموشی مصلحتی میشود و ساعت و زمان را به کل از یاد میبرد.