گاهی حساب کار مثل آفتاب تموز روشن است، اما این دل لجباز خودش را به کوچه علیچپ میزند تا دبه در بیاورد و زیر بار حقیقت نرود.
وفاداری آن نیست که با شرمساری بفرمایید: «ببخشید، من پارتنر دارم!»؛ تعهد واقعی یعنی پیام را به طرفهالعینی دیده و مزاحم را بیدرنگ روانه دیار بلاک کنید!
آخر «ببخشید» دیگر چه صیغهای است؟ عذرخواهی در این مقام دقیقا یعنی: «اگر دستم بند نبود، حتما بله را میگفتم؛ پس فعلا در آبنمک بمان!» آخر مگر داشتن پارتنر جرم و جنایت است که برایش از عالم و آدم طلب عفو میکنید؟
آخر «ببخشید» دیگر چه صیغهای است؟ عذرخواهی در این مقام دقیقا یعنی: «اگر دستم بند نبود، حتما بله را میگفتم؛ پس فعلا در آبنمک بمان!» آخر مگر داشتن پارتنر جرم و جنایت است که برایش از عالم و آدم طلب عفو میکنید؟
حیرانِ آن جماعتِ «محرممسلمان» هستم که تقوایشان فقط سالی یک ماه شارژ میشود؛ سی روز تمام عابد و زاهد میشوند و بساط گناه را تعطیل میکنند، اما آن یازده ماه دیگر خدا را بنده نیستند.
به آهنگهایم به اندازه کافی توجه نمیکنید؛ نمیخواهم. 😞
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یارِ رفته دوباره فیلش یاد هندوستان میکند و با آغوش باز میپذیریاش، بیخودی باد به غبغب نینداز که «گشت و بهتر از من نیافت!» اتفاقا رفت و خیلی بهتر از تو را هم به چشم دید؛ منتها در تمام این ولایات، احدی را سادهلوحتر و احمقتر از تو پیدا نکرد.
Forwarded from بتمن 🦇
با جماعتی که اشتراکی بودن خود را پشت اجتماعی بودن پنهان میکنند اصلا بحث نکنید. اینها عادت دارند مال همگان باشند و نامش را بگذارند روابط عمومی بالا, بهترین کار این است که آنها را با امثال خودشان تنها بگذارید تا در همان سطح نازل، سرگرم معاشرتهای دستجمعی باشند.
لطفاً روز دختر را به پسرهای خالهزنک نیز تبریک بگوئید.
Forwarded from Masih Jalilvand
نه درواقع اینطوری نیست
قدیما مردا به خاطر شغل، کاسبی و کارای سیاسی بیشتر تو جامعه و محیطهای عمومی بودن. اونا اخبار و اطلاعات رو تو بازار، قهوهخونهها یا جلسات کاریشون با هم ردوبدل میکردن و اسمش رو میذاشتن «بحث روز، سیاست یا تجارت»
در مقابل، زنا به خاطر محدودیتهای سنتی اون زمان، بیشتر تو فضای خونه و محله حضور داشتن و ارتباطاتشون محدود به همسایهها و فامیل بود؛ در نتیجه، موضوعات صحبتشون هم به مسائل ملموس دوروبرشون (مثل روابط خانوادگی، ازدواج، بچهدار شدن، مشکلات محله و رفتارای بقیه) خلاصه میشد.
قدیما مردا به خاطر شغل، کاسبی و کارای سیاسی بیشتر تو جامعه و محیطهای عمومی بودن. اونا اخبار و اطلاعات رو تو بازار، قهوهخونهها یا جلسات کاریشون با هم ردوبدل میکردن و اسمش رو میذاشتن «بحث روز، سیاست یا تجارت»
در مقابل، زنا به خاطر محدودیتهای سنتی اون زمان، بیشتر تو فضای خونه و محله حضور داشتن و ارتباطاتشون محدود به همسایهها و فامیل بود؛ در نتیجه، موضوعات صحبتشون هم به مسائل ملموس دوروبرشون (مثل روابط خانوادگی، ازدواج، بچهدار شدن، مشکلات محله و رفتارای بقیه) خلاصه میشد.
نیازی نیست وسط جمع نقش آینه دق را بازی کنید و به خلقالله یادآور شوید که «چقدر جوش زدهای، چرا آب رفتهای، چقدر چاق شدهای یا چرا هنوز مجردی!»
خیالتان تخت، در پستوی خانه همه آینه پیدا میشود و خودشان بهتر از هر کسی آمار احوالاتشان را دارند؛ این قبیل فضولیها و نظر دادنها، فقط و فقط سندِ بیشعوریِ قطعیِ شخصِ شخیصِ شما را امضا میکند.
خیالتان تخت، در پستوی خانه همه آینه پیدا میشود و خودشان بهتر از هر کسی آمار احوالاتشان را دارند؛ این قبیل فضولیها و نظر دادنها، فقط و فقط سندِ بیشعوریِ قطعیِ شخصِ شخیصِ شما را امضا میکند.
لطفاً از تنظیمات پروفایل خود گزینه تماس را ببندید، میخواهم عضوهای کانال را چک کنم، میترسم دستم بخورد زنگ بزنم.
بتمن 🦇
لطفاً از تنظیمات پروفایل خود گزینه تماس را ببندید، میخواهم عضوهای کانال را چک کنم، میترسم دستم بخورد زنگ بزنم.
فتبارکالله احسن الخالقین. [فقط آقایان]