چهل و شش روز است که دسترسی ایرانیان به این دهکده جهانی، از «بزرگراه همت» به «کوچه بنبست» تغییر وضعیت داده؛ در این مدت، کسبوکارهای آنلاین چنان با سر زمین خوردهاند که گویی هرگز وجود خارجی نداشتهاند.
بزرگوارانی را میبینیم که در این گرانیِ افسارگسیخته، نه تنها غم نان دارند، بلکه به دلیل قطع وصال با اینترنت، حکم اخراجشان را زیر بغل زده و راهی دیار بیکاران شدهاند. گویی عدهای معتقدند شکم گرسنه را میتوان با وعده «اینترنتِ ملی» سیر کرد، غافل از اینکه نان مردم در همین فیبرهای نوری نهفته بود که حالا به کما رفتهاند.
بزرگوارانی را میبینیم که در این گرانیِ افسارگسیخته، نه تنها غم نان دارند، بلکه به دلیل قطع وصال با اینترنت، حکم اخراجشان را زیر بغل زده و راهی دیار بیکاران شدهاند. گویی عدهای معتقدند شکم گرسنه را میتوان با وعده «اینترنتِ ملی» سیر کرد، غافل از اینکه نان مردم در همین فیبرهای نوری نهفته بود که حالا به کما رفتهاند.
بتمن 🦇
همه عاشق یک آدم یاغی هستند – قرمز میبینم | امیرحسین
ماجرای این آهنگ از آن دقیقهای کلید میخورد که راوی بیخبر سر میرسد و اهل منزل را در وضعیتی رویت میکند که حتی خوشبینترین آدم عالم هم نمیتواند بگوید انشاءالله خیر است!
در همان دم، دنیا پیش چشمش تیره و تار و سرخ میشود و عقل و منطقش بار و بندیل میبندند و میروند.
خلاصه که این اثر، روایتگر لحظه فروپاشی یک رابطه و تبدیل شدن عشق به جنونی آنی و ویرانگر است که هیچ راه بازگشتی برایش متصور نیست.
در همان دم، دنیا پیش چشمش تیره و تار و سرخ میشود و عقل و منطقش بار و بندیل میبندند و میروند.
خلاصه که این اثر، روایتگر لحظه فروپاشی یک رابطه و تبدیل شدن عشق به جنونی آنی و ویرانگر است که هیچ راه بازگشتی برایش متصور نیست.
داستان این روزهای ما شده شبیه الاکلنگ؛ یک روز مژده مذاکره میدهند و قیمتها کمی سر خم میکنند، اما فردا که زیر میز میزنند، نرخها چنان صعودی میشوند که دستمان به دامنشان هم نمیرسد. وضع اینترنت هم که دیگر نوبر است؛ تا میآییم با فضای مجازی تجدید دیدار کنیم، چنان در دسترسی را تخته میکنند که از قبل هم تماشاییتر میشود. خلاصه که میان این گرانی و قطعی، عمرمان در صف انتظار سپری شد و این داستان همچنان ادامه دارد.
دختریرا میشناسم که ماهها، چمدان به دست در فرودگاه لنگر میانداخت و بیآنکه بلیتی (بلیط؟) داشته باشد، در پی صید مردانِ متمول، سالن انتظار را گز میکرد.
القصه این استقامت در راه هدف جواب داد و حالا به جای نشستن روی صندلیهای پلاستیکی فرودگاه، در قلب هلند و در کنار شوی پولدارش روزگار میگذراند و من بدبخت برای شما پست میگذارم.
القصه این استقامت در راه هدف جواب داد و حالا به جای نشستن روی صندلیهای پلاستیکی فرودگاه، در قلب هلند و در کنار شوی پولدارش روزگار میگذراند و من بدبخت برای شما پست میگذارم.
با جماعتی که اشتراکی بودن خود را پشت اجتماعی بودن پنهان میکنند اصلا بحث نکنید. اینها عادت دارند مال همگان باشند و نامش را بگذارند روابط عمومی بالا, بهترین کار این است که آنها را با امثال خودشان تنها بگذارید تا در همان سطح نازل، سرگرم معاشرتهای دستجمعی باشند.
نمیدانم؛ شاید حق با او باشد [1]
https://www.instagram.com/reel/DTigUpOEzTV/?igsh=MXJ5NHQ5djZuZnM2dA==
https://www.instagram.com/reel/DTigUpOEzTV/?igsh=MXJ5NHQ5djZuZnM2dA==