Bank Instrument، Gold, Oil Products
خطای اسنادی ... در شرایطی که بسیاری از افراد جامعه درگیر تأمین نیازهای اولیه و اصطلاحاً «کف هرم مزلو» (مثل امنیت مالی و رسیدن حقوق تا آخر ماه) هستند، همیشه افرادی پیدا میشوند که با ظاهری لوکس و فریبنده، موفقیت خود را به رخ میکشند. پیام پنهانشان معمولاً این…
عده دیگری هم هستند که راهکار رسیدن به موفقیت را می فروشند
فروشندگان موفقیت را در ایران هم بسیار دیده ایم، امکان ذکر نام ایشان از لحاظ قانونی ممکن نیست.......
این افراد با برگزاری سمینارها، جشنواره ها و دوره های آموزشی...... به اصطلاح راه موفقیت را به دیگران می آموزند، در حالیکه این راهکار ها برای همه کاربردی نیست ولی برای فروشنده کاربرد خوبی دارد و باعث پیشرفت و موفقیت بیشتر فروشنده می شود.........
بخصوص در کشوری مثل ایران که سطح درآمد مردم پائین است و وضعیت اقتصادی خوبی نداریم........ افراد زیادی به طمع پیدا کردن راهکاری برای ایجاد درآمد بیشتر با پرداخت هزینه های زیادی در این دوره های آموزشی شرکت می کنند (معمولا سمینار اول برای جذب مخاطب رایگان است).........
حاصل نهایی برای شرکت کننده چیزی جز از دست دادن مقداری پول و سود سرشار برای برگزار کننده نیست......
کسی که مدعی است از راهی به موفقیت رسیده و سود مادی و معنوی زیادی نصیبش شده، در واقع از لحاظ مادی ومعنوی غنی شده است، اگر راست می گوید بایستی روش خودش را رایگان در اختیار دیگران بگذارد نه آنکه با یک سری موعظه های مزخرف مردم را سرکیسه کند.
هرچند اگر روشی برای موفقیت یک نفر کاربرد داشته لزوما برای همه افراد کاربردی نیست.
فروشندگان موفقیت را در ایران هم بسیار دیده ایم، امکان ذکر نام ایشان از لحاظ قانونی ممکن نیست.......
این افراد با برگزاری سمینارها، جشنواره ها و دوره های آموزشی...... به اصطلاح راه موفقیت را به دیگران می آموزند، در حالیکه این راهکار ها برای همه کاربردی نیست ولی برای فروشنده کاربرد خوبی دارد و باعث پیشرفت و موفقیت بیشتر فروشنده می شود.........
بخصوص در کشوری مثل ایران که سطح درآمد مردم پائین است و وضعیت اقتصادی خوبی نداریم........ افراد زیادی به طمع پیدا کردن راهکاری برای ایجاد درآمد بیشتر با پرداخت هزینه های زیادی در این دوره های آموزشی شرکت می کنند (معمولا سمینار اول برای جذب مخاطب رایگان است).........
حاصل نهایی برای شرکت کننده چیزی جز از دست دادن مقداری پول و سود سرشار برای برگزار کننده نیست......
کسی که مدعی است از راهی به موفقیت رسیده و سود مادی و معنوی زیادی نصیبش شده، در واقع از لحاظ مادی ومعنوی غنی شده است، اگر راست می گوید بایستی روش خودش را رایگان در اختیار دیگران بگذارد نه آنکه با یک سری موعظه های مزخرف مردم را سرکیسه کند.
هرچند اگر روشی برای موفقیت یک نفر کاربرد داشته لزوما برای همه افراد کاربردی نیست.
❤5👍4
باید زیاد مطالعه کنیم
تا متوجه شویم هیچ نمیدانیم!
👤 #پروفسور_حسابی
#سیدمحمود_حسابی (زاده ۳ اسفند ۱۲۸۱ در تهران – درگذشت ۱۲ شهریور ۱۳۷۱ در ژنو)
با نام اصلی محمودخان میرزا حسابی معروف به پروفسور حسابی فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پرورش و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران بود.
دکتر حسابی سناتور انتصابی شهر تهران در دورههای اول، دوم و سوم مجلس سنای ایران بود. وی همچنین وزیر آموزش و پرورش کابینه محمد مصدق در سالهای ۱۹۵۱–۱۹۵۲ بود.
حسابی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایهگذاری علوم نوین و تأسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، دانشکدههای فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش دهها کتاب و جزوه و راهاندازی و پایهگذاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.
بدانید پروفسور محمود حسابی دارای 8 مدرک کارشناسی، مهندسی و دکترا در فاصله ی 7سال بودند.
۱۲ شهریور سالروز #درگذشت فیزیکدان معاصر و پدر علم نوین ایران #پروفسور_محمود_حسابی
تا متوجه شویم هیچ نمیدانیم!
👤 #پروفسور_حسابی
#سیدمحمود_حسابی (زاده ۳ اسفند ۱۲۸۱ در تهران – درگذشت ۱۲ شهریور ۱۳۷۱ در ژنو)
با نام اصلی محمودخان میرزا حسابی معروف به پروفسور حسابی فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پرورش و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران بود.
دکتر حسابی سناتور انتصابی شهر تهران در دورههای اول، دوم و سوم مجلس سنای ایران بود. وی همچنین وزیر آموزش و پرورش کابینه محمد مصدق در سالهای ۱۹۵۱–۱۹۵۲ بود.
حسابی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و به پایهگذاری علوم نوین و تأسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، دانشکدههای فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش دهها کتاب و جزوه و راهاندازی و پایهگذاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت.
بدانید پروفسور محمود حسابی دارای 8 مدرک کارشناسی، مهندسی و دکترا در فاصله ی 7سال بودند.
۱۲ شهریور سالروز #درگذشت فیزیکدان معاصر و پدر علم نوین ایران #پروفسور_محمود_حسابی
❤3👍3
✍️ اولین تاثیر فقر کشتن فکر است،
یعنی اگر شما به اندازۀ کافی برای حیات خود پول نداشته باشید بردۀ بیاختیار پول خواهید شد
همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذران زندگی میگویند!
👤 جرج اورول
یعنی اگر شما به اندازۀ کافی برای حیات خود پول نداشته باشید بردۀ بیاختیار پول خواهید شد
همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذران زندگی میگویند!
👤 جرج اورول
👍4👏3
فاند گلوبال بیزینس پی در هر دو پلتفرم زیر موجود است
globalbusinessspay.com
globalbusinesspay.com
اینها دو سایت مختلف هستن یکی یک S کمتر داره
globalbusinessspay.com
globalbusinesspay.com
اینها دو سایت مختلف هستن یکی یک S کمتر داره
👍4
خدا رو چه دیدی، شاید دوباره پر گرفتیم
شاید روزی خنده هامونو از ته دل سر گرفتیم
🙏❤️😊
شاید روزی خنده هامونو از ته دل سر گرفتیم
🙏❤️😊
🙏6❤3👏2😢1
ما را كدام نفرین
ما را كدام نفرت
در این كویر سوخته آواره كرده است
ما در كدام عهد
ما در كدام شهر
پا از گلیم خویش فراتر نهاده ایم
كز تلخى عقوبت آن در تمام عمر
آسوده نیستیم
ما، كیفر كدام گناه نكرده را
این گونه بردبار
بر دوش میكشیم ؟
ما را كدام لعنت،
و کدامین نفرین
اینچین بیچاره كرده است؟!
«فریدون مشیری»
ما را كدام نفرت
در این كویر سوخته آواره كرده است
ما در كدام عهد
ما در كدام شهر
پا از گلیم خویش فراتر نهاده ایم
كز تلخى عقوبت آن در تمام عمر
آسوده نیستیم
ما، كیفر كدام گناه نكرده را
این گونه بردبار
بر دوش میكشیم ؟
ما را كدام لعنت،
و کدامین نفرین
اینچین بیچاره كرده است؟!
«فریدون مشیری»
❤2💔2
اگر مورد کاری داریم برای جلوگیری از اتلاف وقت مخاطب و خودمان بایستی تمام جزئیات از الف تا ی را بصورت کامل در قالب یک پیام نوشتاری تهیه و به مخاطب ارسال نمائیم تا طرف مقابل در جریان جزئیات پیشنهاد ما قرار بگیرد و بتواند به راحتی تصمیم گیری کند........
(روشی که من همواره اجرا کرده ام)
متاسفانه اکثر افراد اطلاعات یک معامله را به صورت اقساطی ارائه می کنند و در اکثر موارد این روش باعث می شود مذاکرات در نیمه راه رها شود و در این بین حتی اعتبار فرد زیر سوال رود و یا وقت طرفین بیهوده تلف شود.
برای مثال طرف فقط اعلام می کند طلا برای فروش دارد
سوای بر اینکه معلوم نیست اعلام کننده با فروشنده چند نفر فاصله دارد...... در این پیشنهاد مشخص نیست نوع طلا چیست
گلد بولیون (شمش استاندارد)
گلد دوره بار
ناگت
بعد که بپرسیم، خواهد گفت می پرسم خبر میدهم
محل تحویل
نوع ضمانت و پرداخت
قیمت
روش اجرا
مجدد، میپرسم و خبر میدهم
خلاصه که کاری را که با ارسال یک پیشنهاد مکتوب کامل در چند دقیقه میتواند انجام دهد، طی چندین تماس و آخر سر هم ناقص انجام می دهد.
(روشی که من همواره اجرا کرده ام)
متاسفانه اکثر افراد اطلاعات یک معامله را به صورت اقساطی ارائه می کنند و در اکثر موارد این روش باعث می شود مذاکرات در نیمه راه رها شود و در این بین حتی اعتبار فرد زیر سوال رود و یا وقت طرفین بیهوده تلف شود.
برای مثال طرف فقط اعلام می کند طلا برای فروش دارد
سوای بر اینکه معلوم نیست اعلام کننده با فروشنده چند نفر فاصله دارد...... در این پیشنهاد مشخص نیست نوع طلا چیست
گلد بولیون (شمش استاندارد)
گلد دوره بار
ناگت
بعد که بپرسیم، خواهد گفت می پرسم خبر میدهم
محل تحویل
نوع ضمانت و پرداخت
قیمت
روش اجرا
مجدد، میپرسم و خبر میدهم
خلاصه که کاری را که با ارسال یک پیشنهاد مکتوب کامل در چند دقیقه میتواند انجام دهد، طی چندین تماس و آخر سر هم ناقص انجام می دهد.
👍3👏1
افرادیکه هوش هیجانی بالا دارن ، معمولا از کسی متنفر نمیشن
شاید یکی بدترین رفتار رو باهات کرده باشه.
شاید ناراحتت کرده، ناامیدت کرده یا حتی کاری کرده که تصمیم بگیری برای همیشه از زندگیت کنار بذاریش.
اما یه گوشهی ذهنت هنوز میگه:
«میفهمم چرا این کارو کرد.»
نه اینکه رفتارش رو درست بدونی.
نه اینکه بخوای ببخشیش یا دوباره بهش فرصت بدی.
فقط میتونی پشت رفتار آدمها رو هم ببینی.
میفهمی شاید ترسیده بوده.
شاید بلد نبوده درست ارتباط برقرار کنه.
شاید خودش پر از زخمها و مشکلات حلنشده بوده.
شاید چیزی که با تو کرده، نتیجهی سالها تجربه و الگوی اشتباه خودش بوده.
اینجاست که یک تفاوت مهم وجود داره:
درک کردن یک آدم، به معنی توجیه کردن رفتارش نیست.
تو میتونی بفهمی چرا کسی بهت آسیب زده و در عین حال تصمیم بگیری دیگه هیچ جایی در زندگیت نداشته باشه.
میتونی براش دلیل پیدا کنی، اما بهش حق ندی.
میتونی گذشتهش رو بفهمی، اما مسئولیت رفتارش رو هم گردن خودش بذاری.
هوش هیجانی بالا شاید دقیقاً همین باشه:
« *میفهمم چرا اینطوری شدی؛ اما قرار نیست به خاطر فهمیدن و درک ریشه ی رفتار تو، اجازه بدم دوباره با من همون رفتار رو بکنی یا بتونی بازم تو زندگیم باشی. نه از این خبرا نیس*»
شاید یکی بدترین رفتار رو باهات کرده باشه.
شاید ناراحتت کرده، ناامیدت کرده یا حتی کاری کرده که تصمیم بگیری برای همیشه از زندگیت کنار بذاریش.
اما یه گوشهی ذهنت هنوز میگه:
«میفهمم چرا این کارو کرد.»
نه اینکه رفتارش رو درست بدونی.
نه اینکه بخوای ببخشیش یا دوباره بهش فرصت بدی.
فقط میتونی پشت رفتار آدمها رو هم ببینی.
میفهمی شاید ترسیده بوده.
شاید بلد نبوده درست ارتباط برقرار کنه.
شاید خودش پر از زخمها و مشکلات حلنشده بوده.
شاید چیزی که با تو کرده، نتیجهی سالها تجربه و الگوی اشتباه خودش بوده.
اینجاست که یک تفاوت مهم وجود داره:
درک کردن یک آدم، به معنی توجیه کردن رفتارش نیست.
تو میتونی بفهمی چرا کسی بهت آسیب زده و در عین حال تصمیم بگیری دیگه هیچ جایی در زندگیت نداشته باشه.
میتونی براش دلیل پیدا کنی، اما بهش حق ندی.
میتونی گذشتهش رو بفهمی، اما مسئولیت رفتارش رو هم گردن خودش بذاری.
هوش هیجانی بالا شاید دقیقاً همین باشه:
« *میفهمم چرا اینطوری شدی؛ اما قرار نیست به خاطر فهمیدن و درک ریشه ی رفتار تو، اجازه بدم دوباره با من همون رفتار رو بکنی یا بتونی بازم تو زندگیم باشی. نه از این خبرا نیس*»
👍4👏2
توجه کردم نود درصد همکاران گرامی اصلا متوجه نیستند چه نوع ترانزاکشنی را به ریسیورها پیشنهاد می دهند و یا فلان ریسیور چه نوع ترانزاکشنی را می تواند دریافت کند.
ولی خدای نکرده زبونم لال مدیون هستید اگر فکر کنید، عزیزان همکار مقصرند،
مقصر اصلی برنامه ریزان سیستم بانکی هستند.
یک زمانی یک سوییفت نرمال بود و یک انتقال سروری IPIP خوب سواد همکاران ما قد می داد.......
لعنتی ها اومدن تو سیستم بانکی کلی روش انتقال تعریف کردن........ مثلا مبدع GPI از همه بیشتر مقصر است، شش مدل GPI تعریف کرده، خوب اون همکاری که مثلا بنگاه معاملات ملکی یا ساندویچی داره، چجوری تفاوت این شش مدل را تشخیص بده...... یکی نبود به این لعنتی بگه اسم مدل اول را گذاشتی GPI, لااقل اسم دومی را می گذاشتی GPC, سومی GPD..... که همکار معاملات ملکی یا ساندویچی ما هم تفاوت ها تشخیص بده......
این برنامه ریزان سیستم بانکی خیلی نامردن، اصلا به سطح سواد همکاران ما توجه نمی کنند.
-اهای چی داری تلاوت می کنی
+جانم؟!!!!
یکی از بانکدارها صداش در اومده بزارین ببینم چی میگه؟
میگه چرا ما را مقصر می کنی، خوب اگر کسی املاکیه یا ساندویچ فروش و میخواهد توی امور مالی هم سرک بکشه، اول باید ادبیات کار بانکی را یاد بگیره بعد بیاد سراغ چنین معاملاتی .......
تازه حتی هر بازرگانی هم نمیتونه توی امور بانکی سرک بکشه..... این کار یک علم است...... یک صنعت است...... همینجوری هر ننه قمری نمیتونه تو این حرفه وارد بشه...... باید اول اصول کار را یاد بگیره..... تازه باید قدرت تجزیه و تحلیل داشته باشه، بتونه مسائل را آنالیز کنه........ و......
وقتی خوب فکر میکنم می بینم حق با این بانکداره
یاد شعری افتادم
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
تا که اسباب بزرگی همه آماده شود.
از طرفی خوب برخی افراد دوست دارند با انجام چنین معاملاتی میلیاردر شوند، اونها هم حق دارند
بلی حق دارند، ولی اگر اصول اولیه کار را یاد نگیرند، آب در هاون کوبیده اند و عمر خودشان را تلف کرده اند.....
تازه کسی که به همه جزئیات این کار آشنا باشد هم قطعا موفق نمی شود، وای به حال اونی که فقط حمال مدارک است و یک مدرک را از یکی میگیره، نخونده به دیگری انتقال میده....... و چه بسیارند چنین همکارانی.
چنین اشخاصی نمونه بارز این شعر هستند
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می روی به ترکستان است
ولی خدای نکرده زبونم لال مدیون هستید اگر فکر کنید، عزیزان همکار مقصرند،
مقصر اصلی برنامه ریزان سیستم بانکی هستند.
یک زمانی یک سوییفت نرمال بود و یک انتقال سروری IPIP خوب سواد همکاران ما قد می داد.......
لعنتی ها اومدن تو سیستم بانکی کلی روش انتقال تعریف کردن........ مثلا مبدع GPI از همه بیشتر مقصر است، شش مدل GPI تعریف کرده، خوب اون همکاری که مثلا بنگاه معاملات ملکی یا ساندویچی داره، چجوری تفاوت این شش مدل را تشخیص بده...... یکی نبود به این لعنتی بگه اسم مدل اول را گذاشتی GPI, لااقل اسم دومی را می گذاشتی GPC, سومی GPD..... که همکار معاملات ملکی یا ساندویچی ما هم تفاوت ها تشخیص بده......
این برنامه ریزان سیستم بانکی خیلی نامردن، اصلا به سطح سواد همکاران ما توجه نمی کنند.
-اهای چی داری تلاوت می کنی
+جانم؟!!!!
یکی از بانکدارها صداش در اومده بزارین ببینم چی میگه؟
میگه چرا ما را مقصر می کنی، خوب اگر کسی املاکیه یا ساندویچ فروش و میخواهد توی امور مالی هم سرک بکشه، اول باید ادبیات کار بانکی را یاد بگیره بعد بیاد سراغ چنین معاملاتی .......
تازه حتی هر بازرگانی هم نمیتونه توی امور بانکی سرک بکشه..... این کار یک علم است...... یک صنعت است...... همینجوری هر ننه قمری نمیتونه تو این حرفه وارد بشه...... باید اول اصول کار را یاد بگیره..... تازه باید قدرت تجزیه و تحلیل داشته باشه، بتونه مسائل را آنالیز کنه........ و......
وقتی خوب فکر میکنم می بینم حق با این بانکداره
یاد شعری افتادم
تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف
تا که اسباب بزرگی همه آماده شود.
از طرفی خوب برخی افراد دوست دارند با انجام چنین معاملاتی میلیاردر شوند، اونها هم حق دارند
بلی حق دارند، ولی اگر اصول اولیه کار را یاد نگیرند، آب در هاون کوبیده اند و عمر خودشان را تلف کرده اند.....
تازه کسی که به همه جزئیات این کار آشنا باشد هم قطعا موفق نمی شود، وای به حال اونی که فقط حمال مدارک است و یک مدرک را از یکی میگیره، نخونده به دیگری انتقال میده....... و چه بسیارند چنین همکارانی.
چنین اشخاصی نمونه بارز این شعر هستند
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می روی به ترکستان است
👍5
شفقت، یک احساس نیست؛
شجاعتِ آن است که رنجِ دیگری
را چنان ببینی
که گویی رنجِ خودِ توست
🪷
شجاعتِ آن است که رنجِ دیگری
را چنان ببینی
که گویی رنجِ خودِ توست
🪷
👍3👏2