نمیخواین ازدواج کنین، الکی چهارتا بچه رو هم ناامید میکنین. شما همهش دنبال نجسیبازی هستین.
✍5👍1
یکی یقین است که اشتباه میکند؛ یکی از ما. من بهرغم شرایطْ ماندن و جنگیدن را طالبم، شما عدموجود شرایط مناسبْ برای ماندن و جنگیدن را علّت نماندن و نجنگیدن میدانید. نمیشود. یکی از ما یقین است که اشتباه میکنیم.
👍2✍1
صدای خدیجهْْ آرام به گوش محمد -سلام و صلوات خداوند بر او و خاندانش- رسید: "إلی بیتک فبیتی بیتک و أنا جاریتک"؛ به سوی خانهٔ خود آیید؛ که خانهٔ من خانهٔ شما ست و من خدمتگزار شما.
✍2❤1
Forwarded from 🇮🇷هِرمِسوف👾
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ چه خوبه:)))))
✍1👍1
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸
🇮🇷هِرمِسوف👾
این کلیپ چه خوبه:)))))
نقش قوم اصیل لر در انقلاب اسلامی:
😁3✍2
شیوۀ تربیتی قوم لر مطابق با استانداردهای Whiplash اه. سختگیری برای پختهشدن الماس وجود.
👍4✍1
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
از انصاف خارج نشم البته
رگه هایی از امید هم دیده میشه
مثلا عبارت "مَ لِری؟" یکی از عجیب ترین مراتب خودشناسیه که تا حالا شنیدم
رگه هایی از امید هم دیده میشه
مثلا عبارت "مَ لِری؟" یکی از عجیب ترین مراتب خودشناسیه که تا حالا شنیدم
✍3
🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸
از انصاف خارج نشم البته رگه هایی از امید هم دیده میشه مثلا عبارت "مَ لِری؟" یکی از عجیب ترین مراتب خودشناسیه که تا حالا شنیدم
بهکاربردن این عبارت نشانهندۀ اینه که فرد با لرهای ممسنی و لهجۀ نازیباشون برخورد داشته. حضرت امام با بختیاری میجنگیده. دو لیگ متفاوت.
✍2👍1
یکی از سرگرمیهام اینه که در جواب پرسشگران دربارۀ معنای meme، هیچچی نگم. هی خواهش، هیچ پاسخ 😎
✍3
یادداشتهای موزماهی
یکی از سرگرمیهام اینه که در جواب پرسشگران دربارۀ معنای meme، هیچچی نگم. هی خواهش، هیچ پاسخ 😎
کسی رو به خاطر شما نمیآره؟
✍3
یادداشتهای موزماهی
یکی از سرگرمیهام اینه که در جواب پرسشگران دربارۀ معنای meme، هیچچی نگم. هی خواهش، هیچ پاسخ 😎
"عیسا باید خودش صحبت کنه."
✍3
توییتر فارسی
متأسفانه یکی از آنها، یک مرد ۳۸ ساله اهل خرمآباد، به دلیل شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.
باز هم لربودن حادثه آفرید.
😁2✍1
یادداشتهای موزماهی
دهاک، ژهاک، ضحاک، سهاک، سحاق
اسحاق به معنای «او میخندد/خواهد خندید» و از ریشه سامی سحق (به معنای خندیدن) است.
✍3
یادداشتهای موزماهی
دهاک، ژهاک، ضحاک، سهاک، سحاق
ضَحّاک یا اژدهاک (به اوستایی: "اَژیدَهاکَ"؛ به ارمنی: "اَدَهَک")، از پادشاهان افسانهای ایران است.
✍3
یادداشتهای موزماهی
دهاک، ژهاک، ضحاک، سهاک، سحاق
فریدون چو بشنید شد خشمناک/ازان ژرف دریا نیامدش باک
هم آنگه میان کیانی ببست/بران بارهٔ تیزتک بر نشست
سرش تیز شد کینه و جنگ را/به آب اندر افگند گلرنگ را
ببستند یارانش یکسر کمر/همیدون به دریا نهادند سر
بر آن بادپایان با آفرین/به آب اندرون غرقه کردند زین
به خشکی رسیدند سر کینه جوی/به بیتالمقدس نهادند روی
هم آنگه میان کیانی ببست/بران بارهٔ تیزتک بر نشست
سرش تیز شد کینه و جنگ را/به آب اندر افگند گلرنگ را
ببستند یارانش یکسر کمر/همیدون به دریا نهادند سر
بر آن بادپایان با آفرین/به آب اندرون غرقه کردند زین
به خشکی رسیدند سر کینه جوی/به بیتالمقدس نهادند روی
✍3