Forwarded from سامورایی در قم🇵🇸
مذهبی صورتی در این موقع اتفاقا سریعا واکنش نشان داده و خواهد گفت:
قربون لبات برم که با این لبای قشنگت به ائمه توهین کردی تقصیر جمهوری اسلامی فلان فلان شده است که باعث شده تو عصبی بشی و به ائمه توهین کن. عیب نداره دور سرت بگردم، خدا جمهوری اسلامی رو لعنت کنه که موجب توهین به ائمه شد.
قربون لبات برم که با این لبای قشنگت به ائمه توهین کردی تقصیر جمهوری اسلامی فلان فلان شده است که باعث شده تو عصبی بشی و به ائمه توهین کن. عیب نداره دور سرت بگردم، خدا جمهوری اسلامی رو لعنت کنه که موجب توهین به ائمه شد.
👍11🫡1
Forwarded from سامورایی در قم🇵🇸
سالها پیش از جنگ صفین، هنگام ساخت مسجد النبی در مدینه، پیامبر اکرم (ص) حدیثی را خطاب به عمار یاسر فرمودند که در میان صحابه بسیار مشهور بود و مورد اتفاق شیعه و سنی است:
«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ»
«وای بر عمار! گروه طغیانگر (ستمکار و شورشی) او را خواهند کشت.»
این حدیث به عنوان یک شاخص حق و باطل شناخته میشد؛ بدین معنا که هر سپاهی که عمار را بکشد، سپاهِ «باغی» (شورشی علیه امام حق) و باطل است.
در گرماگرم جنگ صفین (سال ۳۷ هجری)، عمار یاسر که در آن زمان پیرمردی حدوداً ۹۰ ساله بود، در رکاب امیرالمؤمنین علی (ع) به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید.
خبر شهادت عمار مثل بمب در هر دو سپاه صدا کرد.
در سپاه علی (ع): باعث خشم و انگیزه بیشتر شد.
در سپاه معاویه (شام): باعث تزلزل و ترس شد. سربازان شام با خود میگفتند: «پیامبر فرمود عمار را گروه ستمکار میکشد، پس ما که او را کشتیم، ستمکاریم و بر باطل هستیم.» حتی «عمرو بن عاص» (مشاور معاویه) نیز وحشتزده شد و حدیث را تأیید کرد.
معاویه که دید شیرازه سپاهش در حال از هم پاشیدن است و سربازانش در حال پی بردن به حقانیت علی (ع) هستند، دست به یک تحریف آشکار (مغالطه) زد.
او سربازان را جمع کرد و با خونسردی و حیلهگری گفت:
«آیا ما عمار را کشتیم؟ ابداً! قاتل عمار کسی است که او را به اینجا آورد و در میان شمشیرهای ما قرار داد. اگر علی او را از خانه بیرون نمیآورد و به جنگ نمیکشاند، او کشته نمیشد. پس علی قاتل اوست!»
با این استدلالِ فریبنده، او توانست عوامِ سپاه شام را آرام کند و گناه را به گردن امیرالمؤمنین بیندازد.
وقتی خبرِ این استدلالِ معاویه به گوش امام علی (ع) رسید، ایشان با یک استدلال منطقی و تاریخی، پوچ بودن ادعای معاویه را آشکار کردند. حضرت فرمودند:
«اگر من قاتل عمار هستم چون او را به جنگ آوردم، پس پیامبر خدا (ص) هم قاتل حمزه سیدالشهدا است، زیرا او بود که حمزه را به جنگ احد برد و باعث کشته شدن او شد!»
«وَيْحَ عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ»
«وای بر عمار! گروه طغیانگر (ستمکار و شورشی) او را خواهند کشت.»
این حدیث به عنوان یک شاخص حق و باطل شناخته میشد؛ بدین معنا که هر سپاهی که عمار را بکشد، سپاهِ «باغی» (شورشی علیه امام حق) و باطل است.
در گرماگرم جنگ صفین (سال ۳۷ هجری)، عمار یاسر که در آن زمان پیرمردی حدوداً ۹۰ ساله بود، در رکاب امیرالمؤمنین علی (ع) به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید.
خبر شهادت عمار مثل بمب در هر دو سپاه صدا کرد.
در سپاه علی (ع): باعث خشم و انگیزه بیشتر شد.
در سپاه معاویه (شام): باعث تزلزل و ترس شد. سربازان شام با خود میگفتند: «پیامبر فرمود عمار را گروه ستمکار میکشد، پس ما که او را کشتیم، ستمکاریم و بر باطل هستیم.» حتی «عمرو بن عاص» (مشاور معاویه) نیز وحشتزده شد و حدیث را تأیید کرد.
معاویه که دید شیرازه سپاهش در حال از هم پاشیدن است و سربازانش در حال پی بردن به حقانیت علی (ع) هستند، دست به یک تحریف آشکار (مغالطه) زد.
او سربازان را جمع کرد و با خونسردی و حیلهگری گفت:
«آیا ما عمار را کشتیم؟ ابداً! قاتل عمار کسی است که او را به اینجا آورد و در میان شمشیرهای ما قرار داد. اگر علی او را از خانه بیرون نمیآورد و به جنگ نمیکشاند، او کشته نمیشد. پس علی قاتل اوست!»
با این استدلالِ فریبنده، او توانست عوامِ سپاه شام را آرام کند و گناه را به گردن امیرالمؤمنین بیندازد.
وقتی خبرِ این استدلالِ معاویه به گوش امام علی (ع) رسید، ایشان با یک استدلال منطقی و تاریخی، پوچ بودن ادعای معاویه را آشکار کردند. حضرت فرمودند:
«اگر من قاتل عمار هستم چون او را به جنگ آوردم، پس پیامبر خدا (ص) هم قاتل حمزه سیدالشهدا است، زیرا او بود که حمزه را به جنگ احد برد و باعث کشته شدن او شد!»
👍5🫡1
گردوخاک فتنه تازگی بعداز اتفاق بلند میشود. عقل و جهل برابرند؟ زنده و مرده؟ سجاده و بساط شراب؟ بهشت و جهنم؟ شهید راه اللّه و کشتهٔ خطوات شیطان؟ این البته همان جوهریست که پشت اسم بیحجاب و مشروبخور و هواخواه پهلوی، کلمهٔ مقدس «شهید» را قرمز نوشت. این قلم سالهاست تشنهٔ برابرکردن خون «اسداللّه لاجوردی»ها با «موسی خیابانی»هاست. مقاله مینویسد، داستان مینگارد، فیلمنامه سیاه میکند که پیراهن تکسایز شهادت را بهزور به تن لاابالیها بپوشاند. خیر اخوی، بسیجی شیعهٔ انقلابی بیتکرار است، بیهوده نکوش!
👍19🫡1
Forwarded from خرابهٔ معلم
بین صحبتهای این هفتهٔ روحانی، که خود تهمتی چند به نظام اسلامی، حاج قاسم و رهبر معظم انقلاب و نمایشی برای جانشینی بوده و یک سوال طعنآمیز مجری سیما در شبکهای که جز اندکی ریشو آن را نمیبینند، فکر میکنید دادستانی انقلاب به کدام یک پرداخته؟!
آفرین! دومی...
آفرین! دومی...
👍24✍1
نیمۀ شعبان مظهر امید به آینده است؛ یعنی همۀ امیدهایی که ما به چیزی پیدا میکنیم، ممکن است بشود، ممکن است نشود؛ امّا امید به اصلاح نهایی بهوسیلۀ ولیّ مطلق حضرت حق، حضرت صاحبالزّمان -عجّلالله تعالی فرجه و ارواحنا فداه- امید غیرقابل تخلّف است. «السَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَه»؛ وعدۀ تضمینشدۀ خداست؛ «السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَلَمُ المَنصُوبُ وَ العِلمُ المَصبُوبُ وَ الغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الوَاسِعَةُ وَعداً غَیرَ مَکذُوب»؛ این وعدۀ تخلّفناپذیر الهی است. فقط هم ما -شیعه- نمیگوییم، فقط هم ما مسلمانها نمیگوییم، همۀ ادیان عالم منتظر یک روز آنچنانی هستند.
بیانات در دیدار کارگران، 1397/02/10.
بیانات در دیدار کارگران، 1397/02/10.
👍5🫡1
انتظار فرج یک مفهوم بسیار وسیع و گستردهای است. یک انتظار، انتظار فرج نهایی است؛ یعنی اینکه بشریت اگر میبیند که طواغیت عالم ترکتازی میکنند و چپاولگری میکنند و افسارگسیخته به حق انسانها تعدی میکنند، نباید خیال کند که سرنوشت دنیا همین است؛ نباید تصور کند که بالأخره چارهای نیست و بایستی به همین وضعیت تن داد؛ نه، بداند که این وضعیت یک وضعیت گذراست -«للباطل جولة»- و آن چیزی که متعلق به این عالم و طبیعت این عالم است، عبارت است از استقرار حکومت عدل؛ و او خواهد آمد. انتظار فرج و گشایش، در نهایت دورانی که ما در آن قرار داریم و بشریت دچار ستمها و آزارهاست، یک مصداق از انتظار فرج است، لیکن انتظار فرج مصداقهای دیگر هم دارد.
وقتی به ما میگویند منتظر فرج باشید، فقط این نیست که منتظر فرج نهایی باشید، بلکه معنایش این است که هر بنبستی قابل گشودهشدن است. فرج، یعنی این؛ فرج، یعنی گشایش. مسلمان با درس انتظار، فرج میآموزد و تعلیم میگیرد که هیچ بنبستی در زندگی بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که انسان ناامید دست روی دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کاری نمیشود کرد؛ نه، وقتی در نهایتِ زندگیِ انسان، در مقابلۀ با اینهمه حرکت ظالمانه و ستمگرانه، خورشیدِ فرج ظهور خواهد کرد، پس در بنبستهای جاری زندگی هم همین فرج متوقَع و مورد انتظار است. این، درس امید به همۀ انسانهاست؛ این، درس انتظار واقعی به همۀ انسانهاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانستهاند؛ معلوم میشود انتظار، یک عمل است، بیعملی نیست. نباید اشتباه کرد، خیال کرد که انتظار یعنی اینکه دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کاری بشود. انتظار یک عمل است، یک آمادهسازی است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایی است در همۀ زمینهها.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمۀ شعبان، 1384/06/29.
وقتی به ما میگویند منتظر فرج باشید، فقط این نیست که منتظر فرج نهایی باشید، بلکه معنایش این است که هر بنبستی قابل گشودهشدن است. فرج، یعنی این؛ فرج، یعنی گشایش. مسلمان با درس انتظار، فرج میآموزد و تعلیم میگیرد که هیچ بنبستی در زندگی بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که انسان ناامید دست روی دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کاری نمیشود کرد؛ نه، وقتی در نهایتِ زندگیِ انسان، در مقابلۀ با اینهمه حرکت ظالمانه و ستمگرانه، خورشیدِ فرج ظهور خواهد کرد، پس در بنبستهای جاری زندگی هم همین فرج متوقَع و مورد انتظار است. این، درس امید به همۀ انسانهاست؛ این، درس انتظار واقعی به همۀ انسانهاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانستهاند؛ معلوم میشود انتظار، یک عمل است، بیعملی نیست. نباید اشتباه کرد، خیال کرد که انتظار یعنی اینکه دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کاری بشود. انتظار یک عمل است، یک آمادهسازی است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایی است در همۀ زمینهها.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمۀ شعبان، 1384/06/29.
👍3🫡1
Forwarded from فــالـق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَٱلشَّيَـٰطِينَ
المنشاوي، سورة مريم، مقام النهاوند
یادداشتهای موزماهی
علی جون، حرف دلت رو مستقیم بزن. لگدت رو پرت کن. بگو "صداوسیمای جلیلی اخ است، با خفت پرتش کنید بیرون". بذار حرصت بخوابه. نذار بمونه رو دلت. جبلی بندهخدا حتی مستقیم فحشخور هم نمیشه :)
همراهی اسطورۀ بذرمالی ایران با نیروی رسانهای سردار دکتر خلبان پروفسور
👍14🫡1
اون محمد سرافراز هم عاقبت عجیبی داشت. یه زن با آدم چی کار میکنه.
👍6🫡1
سگ اصلاحطلب موضع درست نداره. اگه مستقیم ضدوطن و انقلاب و آقای خامنهای حرف نمیزنن از پفیوزی و قلتبانی و کشخانیشونه. همیشه و هرجا برای کمک به نیروی خارجی تلاش میکنن. با این سگپدرها انسجام ملی و وحدت و اینها کشکه.
👍17🫡1