یادداشت‌های موزماهی
515 subscribers
1.3K photos
202 videos
4 files
212 links
Download Telegram
اقتصادِ خون در سیاست و رسانه


«کشته» امروز دیگر فقط یک مرگ فیزیکی نیست؛ تبدیل به یک منبعِ سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای شده است. وقتی مرگِ یک انسان در فضایی از روایت‌سازی و عددسازی قرار می‌گیرد، آن مرگ از دستِ خانواده‌اش خارج و وارد بازارِ توجه می‌شود. تبدیل به نماد، اهرم، و کالا. این همان چیزی است که من آن را «اقتصادِ خون» می‌نامم. فرایندی که در آن جان‌ها، تصویرها و اعداد به پولِ سیاسی و سرمایهٔ فشار بین‌المللی بدل می‌شوند.

مکانیسم کار ساده اما مرگبار است:
اول یک رخداد میدانی (حقیقی یا مهندسی شده) رخ می‌دهد؛ بعد بازیگرانِ رسانه‌ایِ داخلی و خارجی با تقطیع و بزرگ‌نماییِ تصویر و صدا، آن را به قصه‌ای می‌دوزند که عواطف را شعله‌ور کند؛ آنگاه اعدادِ نجومی وارد می‌شوند — بدون شواهد قابل‌اعتنا — و در نهایت این قصه و عدد به کارِ پرونده‌سازیِ خارجی، فشار برای تحریم، و مشروع‌سازی عملیاتِ نظامی می‌آیند. نتیجه؟ جان ایرانیان ارزان می‌شود و آماده «مصرف» رسانه‌ای و ژئوپلیتیکی می‌گردد.

سه بازیگر کلیدی این بازار:
یکی، بازیگران خارجی و رسانه‌های پروپاگاندا که منافع‌شان در هرج‌ومرج و سهم‌خواهی پنهان است؛
دو، عناصر داخلیِ نفوذی یا عوامِ تحریک‌شده توسط دیاسپورا که از خارج الهام می‌گیرند و اغلب ابزارند.
سه، سازوکارهای پولی و «صنعتِ براندازیِ مجازی». شبکه‌هایی که اعتراض را کالایی می‌کنند و به آن پول می‌دهند. همهٔ این‌ها در ترکیب با بحرانِ اقتصادی و خستگیِ اجتماعی کار می‌کنند. ( وقتی مردم از گرسنگی و گرانی خسته‌اند، توجه‌شان قالب‌پذیر و عاطفه‌شان آمادهٔ مهندسی است. )

یک نکته فنی اما حیاتی: اعتبارِ اعداد و روایت‌ها باید سنجیده شود. مقایسهٔ خامِ کشته‌ها با غزه یا جنگ‌های طولانی، بدون توجه به زمان، ابزار و تراکمِ جمعیتی، می‌تواند تحلیل را منحرف کند. شواهد میدانی نشان می‌دهد که وقوعِ تلفاتِ چند ده هزار نفری در چند ساعتِ محدود با سلاح‌های سرد و محدودِ شهری از نظر فنی بعید است.این اختلافات در آمار دقیقاً همان فضایی را فراهم می‌کنند که رسانه‌های پروپاگاندایی از آن سود می‌برند. وقتی رسانه‌های دشمن عددها را ده‌ها برابر می‌کنند، هدف‌شان فقط تکان‌دادن احساسات نیست؛ آن‌ها می‌خواهند خطِ مقدمِ افکار عمومی را طوری تنظیم کنند که هر اقدام بعدیِ خارجی را «طبیعی» جلوه دهد.
پیوند این جریان با طرحِ تجزیه و سهم‌خواهی ژئوپلیتیک روشن است: هرچه جامعه بیشتر خون و هرج‌ومرج ببیند، احتمال ورود بازیگران خارجی و ظهور پروکسی‌فورس‌ها بیشتر می‌شود؛ آن‌وقت نقشه‌های بازتخصیص منابع و نفوذ عملیاتی به اجرا درمی‌آیند. تجربه‌های عراق، لیبی و افغانستان نشان داده‌اند که بعد از مداخلهٔ خارجی نه «آبادانی» می‌آید و نه خودمختاری؛ جنگِ نیابتی، تجزیهٔ واقعی یا شبه‌قومی، و وابستگیِ بلندمدتِ اقتصادی و سیاسی جایگزین می‌شود. پس «کشته‌سازی» نه فقط برای فشار روانی، که برای مهندسیِ صحنهٔ پس از مداخله مصرف می‌شود.

از منظرِ اجتماعی هم پیامدها ویران‌کننده‌اند: وقتی رسانه‌ها تعیین می‌کنند چه خون‌هایی دیده شوند و چه خون‌هایی دفن شوند، عدالتِ تاریخی و حافظهٔ جمعی دچار اختلال می‌شود؛ همدلی منتخب می‌گردد و سرمایهٔ نمادینِ خشونت به دستِ کسانی می‌افتد که کمترین تعلق به کشته‌ها دارند. نتیجهٔ عملی‌اش این است که مسئلهٔ اصلی — فساد و الیگارشی که بذر اعتراض را کاشته بود — در حاشیه می‌ماند و بازیگرانِ خارجی و داخلی می‌توانند از بحران بهره‌برداری کنند.

در کنار همهٔ این‌ها، نقشِ محرک‌های خارجی باید شفاف شود: برخی ایرانیانِ مقیم خارج، از موقعیت امن خارج، تشویق به خشونت و حتی درخواستِ مداخلهٔ نظامی می‌کنند؛ اما تجربهٔ جهانی نشان داده آن‌هایی که در خیابان‌های امنِ لندن یا برلین شعار می‌دهند، وقتی پلیسِ همان کشورها وارد عمل می‌شود، هزینهٔ رفتارشان را می‌پردازند و گاهی پناهندگی‌شان رد می‌شود، درحالی‌که آن‌کس که در خاک ایران باید بایستد و هزینهٔ تصمیم را بدهد، مردم عادی‌اند. این دوگانگیِ اخلاقی باید برای مخاطب روشن شود.


وظیفهٔ ما چیست؟

بازپس‌گیری روایت: تکرار عدد و روایتِ بدون سند نکنیم؛ سؤال بپرسیم، منبع بخواهیم، واقعیت میدانی را برجسته کنیم.

شکستن شوک عاطفی: سکوت نکنیم؛ حرف بزنیم، بنویسیم، در کانال‌ها و جمع‌های کوچک روایت عقلانی تولید کنیم.

مرزبندی روشن:
حتی اگر منتقد حکومتیم، صریح بایستیم و بگوییم هیچ قدرت خارجی حق دخالت در سرنوشت ایران را ندارد.

افشای مکانیسم دشمن: نشان بدهیم کشته‌سازی، عددسازی و تحریک عاطفی چگونه ابزار فشار و زمینه‌ساز مداخله می‌شود.

حفظ سرمایهٔ اجتماعی: اجازه ندهیم خون مردم ابزار معاملهٔ رسانه‌ای و ژئوپلیتیکی شود؛ صدای قربانیان واقعی باشیم، نه مصرف‌کنندهٔ خون آن‌ها.

این حد از کنش، نه هیجان‌زده است و نه منفعل؛ حداقلِ مسئولیتِ یک آدمِ آگاه در روزگار «اقتصادِ خون» است.

_صالح

@Nedayekhoon ✍️
👍1
Forwarded from |حِسآر|
خودشونو اینطوری معرفی میکنن
سیاسی نیستم/عرزشی نیستم/برانداز نیستم
پس چی هستید شماها؟ به قول جلال آل احمد، دگوری به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به هیچ چیزهم بی‌اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی ا‌ست. نان به نرخ روز خور است. همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد. دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی، نه به خدا و به بشریت، نه دربند تحول اجتماع‌ست و نه دربند مذهب و لامذهبی. حتی لامذهب هم نیست.
به قول جلال آل احمد نامشان این است:
هُرهُری مذهب
🫡9
Forwarded from منطقه جهاد کبیر_The Great Jihad zone (ДунеКнигхт)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخیزید، ای شهیدان راه خدا ...
🫡8
چی بگه آدم؛ از گنجیدن این حجم از حماقت در مغزی کوچک فقط می‌شه تعجب کرد.
👍8
یادش به خیر ما بچه بودیم همه تحلیلگران و غول های تکنولوژی در یک توهم بامزه ای بودن. این که تصور میشد دلیل خر بودن عمده مردم نبود اطلاعاته. اگر شما دسترسی به اطلاعات رو فراهم کنی مشکلات بشر حل میشه.
ماکروسافت با پی سی هاش کلی سی دی نقره ای دانش نامه و آموزش برای سنین مختلف میفرستاد. تو کتاب فروشیا یکی از جذاب ترین چیزایی که می تونستی بخری دانشنامه بود. ویکی پدیا خدا بود. نجات بخش بشریت تصور می شد.
اما الان میدونیم که دلیل خریت بشر این نبود.
من بعید میدونم در دوران پیشا اینترنت ما چنین خریت هایی رو میداشتیم.
قبلا اطلاعات نبود. الان انسان اطلاعات ندار وجود نداره. بالعکس ما میلیارد ها انسان توهم اطلاعات دار رو سیاره مونه که هیچ کاریشون نمیشه کرد! حتی نمیشه بهشون اطلاعات داد. چون معتقدن ما خودمون داریم اطلاعات رو. شدن مثل یه سری ربات ویروسی شده خراب تو یه سیاره که یه هوش مصنوعی مرکزی همه این خر ربات ها رو کنترل می کنه. همه هم کپی هم! بدون کوچک ترین تفاوت.
👍9
یادداشت‌های موزماهی pinned «هان، به کجا گریزید؟ مفری شما را نیست! دریای موّاج در قفایتان می‌خروشد و لشکر خصم مقابلتان چون صخره‌ای سخت ایستاده. سوگند به خدای قهار که جز صبر و پایمردی شما را چاره‌ای نمانده است. دانید حال یتیم درماندۀ نشسته بر خوان لئیمان؟ ابتلای شما در این خاک از آن رنج‌بارتر…»
یادداشت‌های موزماهی pinned «إِذْ جَاءُوكُمْ مِنْ فَوْقِكُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا * هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا * وَإِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ…»
آقا، هیچ نظارتی نیست؟ مشاور رئیس‌جمهور پرتلاش جمهوری اسلامی رو با پهلوی و ساواک یکی می‌کنه و تلویحاً می‌گه این‌جور مواقع ما کشتیم. کمیتۀ حقیقت‌یاب دیگه چه صیغه‌ایه؟ اون ترک منافعش از نظام جداست؟
👍10
نمی‌دونم. مثلاً کارشناس‌ها به دوست مجردمون گفته بودن که پایتخت رو ببر سواحل مکران، حتی اون ور تنگه، که جا مثلش نیست. مثلاً کارشناس‌ها به‌ش گفتن قیمت‌ها رو آزاد کن که همه‌چی روال شه. مثلاً کارشناس‌ها به‌ش گفته بودن این‌قدر خودت و کشور رو خاک‌سای آمریکا و اسرائیل و اروپا و ترک‌ها نشون بده که هر سگ‌توله‌ای جسور بشه به امید بهره‌ای. مثلاً کارشناس‌ها گفتن که بگو آب و برق و گاز نداریم که سگ‌جهود برامون لیوان بالا بکشه. مثلاً کارشناس‌ها گفتن برو مذاکره تا وسطش شگفتانه بزنن به کشور. تا کجاش رو قبول کنم کارشناس‌ها گفتن؟ اون چیزی که آخر روز می‌خواد تیک بزنه یعنی اون‌چیزی نیست که برآیند این کارهاست؟
👍10👎1
خیال می‌کنید این مشاورها، کارشناس‌ها و هم‌پالکی‌های دوست‌مون اگه کاری بیرون از ایران می‌تونستن داشته باشن، می‌موندن این‌جا؟ نه! الان هم از ترس چیزشونه که خیلی مستقیم حرفی ضد رهبر و نظام نمی‌زنن وگرنه مثل همین شریفی زارچی، توی هواپیما توئیت می‌زدن. بعد ما با این‌ها و بدتر از این‌ها یک ملتیم؟ ما با این‌ها باید وحدت داشته باشیم؟ ای خدا! یا باید با اهل سنت اسلامی وحدت کنیم، یا با اهل سنت ایرانی. نمی‌خوام. وحدت رو دوست ندارم!
👍4👎1
Forwarded from جـَـوّاٰل
خطاب به اونهایی که چشم و گوش بسته میگن خمینی هم همینکار رو کرد:
نه خمینی رو شناختی نه چگونگی انقلاب رو متوجه شدی.

خمینی بدون شلیک حتی یک گلوله، صرفا با حضور و خواسته و اراده‌ی مردم انقلاب کرد.

خواسته‌ی مردم و خمینی چیزی بود که ارزش جان دادن داشت، بنابراین هم خمینی و هم مردم حاضر با علم به این مسائل آماده‌ی جان‌فشانی بودند، ولی این دلقک‌های مهوع، خواسته‌هایی دارند که حاضر به جانفشانی برای آنها نیستند و فقط برای سلاخی آمدند و تحمل یک سیلی و کشیده رو هم ندارند، از فردای ۲۲دی ننه من غریبم بازی‌های اینها بلند شد که چرا حکومت با ما برخورد کرده، چرا نگذاشتند ما انسانهای بیشتری رو بکشیم، چرا نگذاشتند ما پاسگاه و پایگاه رو بگیریم، چرا نگذاشتند ما کتاب و کتابخانه‌های بیشتری رو آتش بزنیم.

گاهی شک می‌کنم که آیا این حجم از جهالت و حماقت به طور طبیعی امکان‌پذیر است؟! حتما و حقا باید اراده‌ای پشت این‌همه غرض‌ورزی باشد!
👍12
Forwarded from جـَـوّاٰل
خطاب به اونهایی که میگن جمهوری اسلامی بعد از ۴۰ پنجاه سال نتونسته کاری کنه و چپ و راست، اصولگرا و اصلاح‌طلب امتحان خودشون رو پس دادند:
چرت و پرت محض

مبنای این حرفها اینه که ایران یه کشوری ایزوله و بدون هیچ بدخواهی هست. این حرف تمام متغیرهای بیرونی تأثیرگذار بر جریان حکومت و حاکمیت رو نادیده گرفته، مثل این هست که وقتی یکی به دلیل سرما، به دلیل کار توی فضای آزاد با وجود رعایت همه‌ی موارد و جوانب سرما بخوره بیای بهش بگی تو عرضه‌ی حفظ سلامتی نداری، و یا وقتی بی هیچ علتی مبتلا به یه مریضی صعب‌العلاج بشه و بخاطر بیماری ناچار به هزینه برای دوا و درمان بشه، شما بیای بهش بگی تو عرضه‌ی حفظ مال و اموال نداری، یا به طرف که به خونه‌ش دزد زده و طلا و جواهراتش رو بردند و اون وسط دوتا چاقو هم خورده بیای بگی تو عرضه‌ی حفظ امنیت نداری.

همه‌ی این اتفاقات بخاطر مسائل بیرونی هستند و هیچ ربطی به عرضه‌ی فرد درگیر در اون نداره، همینطور است مصائب و مسائل جمهوری اسلامی

مشکلات جمهوری اسلامی خودساخته و ذاتی نوع حکومت نیست، بلکه همه از بدخواهی و خودخواهی دیگران است.
یادداشت‌های موزماهی
چی بگه آدم؛ از گنجیدن این حجم از حماقت در مغزی کوچک فقط می‌شه تعجب کرد.
إِنَّ هَذِهِ اَلدُّنْيَا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَ تَنَكَّرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُهَا فَلَمْ يَبْقَ مِنْهَا إِلاَّ صُبَابَةٌ كَصَابَّةِ اَلْإِنَاءِ وَ خَسِيسُ عَيْشٍ كَالْمَرْعَى اَلْوَبِيلِ أَ لاَ تَرَوْنَ أَنَّ اَلْحَقَّ لاَ يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ اَلْبَاطِلَ لاَ يُنْتَهَى عَنْهُ لِيَرْغَبَ اَلْمُؤْمِنُ فِي لِقَاءِ اَللَّهِ مُحِقّاً فَإِنِّي لاَ أَرَى اَلْمَوْتَ إِلاَّ اَلْحَيَاةَ وَ لاَ اَلْحَيَاةَ مَعَ اَلظَّالِمِينَ إِلاَّ بَرَماً إِنَّ اَلنَّاسَ عَبِيدُ اَلدُّنْيَا وَ اَلدِّينُ لَعْقٌ عَلَى أَلْسِنَتِهِمْ يَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَايِشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلاَءِ قَلَّ اَلدَّيَّانُون


سیدالشهداء علیه السلام: «این دنیا دگرگون شده؛ غریبه و گناه‌آلود گشته و خوبی‌ها از آن روی برگردانده و جز ته‌مانده‌ای چون قطره‌ای در ظرف و وجودی نکبت‌بار چون چراگاهی بی‌حاصل و آلوده، از آن باقی نمانده است. مگر نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل نمی‌گریزند؟ مؤمن حقیقتاً مشتاق دیدار با پروردگار خود است و مرگ را جز زندگی نمی‌بینم و زیستن با ستمگران را جز ذلت و زبونی. به‌راستی که مردم بندۀ دنیایند و دین جز لقلقۀ زبانشان نیست که آن را می‌چرخانند تا زمانی که به دنیایشان خدمت کند؛ اما وقتی به بلا آزمون شوند، جز اندکی دین‌دار نخواهد ماند.»

بحار الأنوار، ج۷۵، ص۱۱۶.
Forwarded from LECTORY (SARAH)
یه چیزی که شخصاً ازش غافل بودم، نقش بهایی‌ها در جنگ عقیدتی و رسانه‌‌ای و نفوذ در کشوره.
اوقاتی که اینترنت کاملا قطع بود هم تنها اپی که برام باز می‌شد ایران‌صدا بود. دیدم مجموعه بزرگی‌ از‌ کتاب‌های صوتی رو دارن پس شروع کردم به گوش دادن به کتب صوتی تو روزهای قطعی اینترنت و التهاب کشور.

کتابی که بهش برخوردم و عنوانش برام جالب بود سال‌های عطا بود. عطا‌الله قادری مهرآباد، فردی برگشته از بهاییته که با تلاش چهاردهه‌ای در تشکیلات بهائیت، دید خوبی در مورد بهائیت به شما می‌ده که چطوری بهائیت برای شکست عقیدتی مسلمون‌ها اعم از شیعه و سنی؛ داره صدش رو با اسپانسری اسراییل می‌ذاره!
کتاب‌ صوتی سال‌های عطا رو می‌تونید‌ از ایران‌صدا، رایگان، گوش بدید.
وظیفه ما اینه که اگر می‌خوایم دشمن بر ما پیروز نشه، افسار فکر و عقیدت‌مون رو دست خودمون نگه داریم و هشیار باشیم.
#کتاب
2
Forwarded from حامد کاشانى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️ دِل قَوی دار...
🔸 برگرفته از جلسات "ضرورت توجه به ربوبیت و ولایت در شرایط بحرانی"

تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | آپارات | سایت | اینستاگرامِ سایت | صفحه یوتیوب
🫡4👍1