🇮🇷 تایمِ لاین 🇮🇷
یک روزه، یهو، عدد کشتهها رو بجای ۱۲ هزارتا اعلام میکنن ۸۰ هزارتا. چون ارباب باید سفیدشویی بشه. چون خون ریختنها و قتلعامها و نسلکشیهای ارباب باید تطهیر بشه. باید زمینهی روانی ایجاد بشه واسه اون روزی که دست خونآلود ارباب رو پاک میکنن و ازش دلجویی میکنن که «عیب نداره، هرچقدر هم کشتی، به هشتادهزارتا که نرسید، اونا هنوز هم بیشتر از تو کشتن».
این "عدد نمیفهمید" دقیقاً اینجا کاربرد داره. مثل این املاکیها، هرروز بیحساب قیمت رو بالا میبرن تا سودشون بیشتر شه. سوداگران تعداد جنازه. جمهوری اسلامی یه ورزشگاه آزادی آدم کشته اما اثری توی خیابونها و قبرستون و روابط نیست؟ با این تفاسیر، شما الان باید با دو واسطه برسی به یکی که کشته شده؛ میرسی؟ اسرائیل هرروز داره غزه رو بمبارون میکنه، موشک، انفجار، این تعداد در دو روز هست؟ کشتههای کرونا اینقدر بودن؟
👍4🫡1
قضیۀ ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامۀ تاریخی خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنی فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ برای اینکه حوادث تاریخی هم درس است، هم عبرت است. قضایای جاری بر یک ملت، قضایایی است که در برهههای مختلف غالباً تکرار میشود. امروز بیستوهشت سال از آن زمان میگذرد، اما راه جمهوری اسلامی که عوض نشده است؛ دشمنان جمهوری اسلامی هم عوض نشدند. پس آنچه که آنجا اتفاق افتاد، میتواند برای امروز و برای آینده تا هر وقتی که ملت ایران به حول و قوۀ الهی دلبستۀ این اصول و این انقلابند، عبرت باشد، درس باشد؛ لذا نباید فراموش بشود.
خوب، حالا در فضائل ششم بهمن آمل یک جملۀ دیگر هم عرض کنیم. «هزار سنگر» یعنی چه؟ ظاهر قضیه این است که در درون شهر، مردم در مقابل گروههای اشرار و متجاوز سنگر درست کردند -حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا کمتر- اما من یک تفسیر دیگری دارم: این سنگرها سنگرهای درون خیابانها نیست، این سنگر دلهاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مؤمنی، هر انسان باانگیزۀ باشرفی، یک سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.
انقلاب اسلامی با آن عظمت پیروز شد... بعد همین مردم آمدند به جمهوری اسلامی رأی دادند و جمهوری اسلامی را انتخاب كردند... بعضیها آمدند وسط میدان، ادعای طرفداری از مردم كردند، خودشان را دموكراتیک خواندند، خودشان را طرفدار خلق معرفی كردند؛ آنوقت با همین خلقی كه این نظام را با این بهای سنگین سر كار آورده بودند، شروع كردند به مقابلهكردن. توشان منافق بود، كافر صریح بود، طرفدار غرب بود، متظاهر به دین هم بود؛ همۀ اینها با هم شدند یک جبهه، یک حركت، در مقابل نظام اسلامی، در مقابل ملت ایران... ادعای روشنفكری و آزاداندیشی و آزادفكری كردند، به طور متحجرانه چارچوبهای القایی متفكرین غربی را -كه آمیخته به بدخواهی و بددلی بود- قبول كردند؛ آمدند مقابل ملت ایران. اول با حرفهای روشنفكرانه یا شبهروشنفكرانه شروع كردند به امام و به جمهوری اسلامی و به مبانی امام اعتراضكردن، انتقادكردن، حرفزدن؛ بعد یواشیواش رودربایستی را كنار گذاشتند، آمدند توی میدان، مبارزۀ فكری را، مبارزۀ سیاسی را تبدیل كردند به مبارزۀ مسلحانه یا اغتشاشگری.
جمهوری اسلامی هویتی غیر از هویت مردم و ایمان مردم و عزم مردم که ندارد. امروز هم همینجور است. ما کسی نیستیم، ما چیزی نیستیم؛ خدای متعال به وسیلۀ این مردم و این دلهاست که این نظام را حمایت میکند؛ «هو الّذی ایّدك بنصره و بالمؤمنین». خداوند متعال به پیغمبرش میفرماید که پروردگار، تو را به وسیلۀ مؤمنین یاری کرد. جمهوری اسلامی امروز هم همینجور است، آن روز هم همینجور بود. ما وسیلۀ دیگری نداریم؛ وسیله، همین ایمانهای مردم است که از هر سلاحی کارآمدتر است، از هر وسیلهای مؤثرتر است. آن روز هم همینجور بود. مردم آمدند این توطئهها را جارو کردند.
بیانات در دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسۀ شش بهمن، 1388/11/06.
خوب، حالا در فضائل ششم بهمن آمل یک جملۀ دیگر هم عرض کنیم. «هزار سنگر» یعنی چه؟ ظاهر قضیه این است که در درون شهر، مردم در مقابل گروههای اشرار و متجاوز سنگر درست کردند -حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا کمتر- اما من یک تفسیر دیگری دارم: این سنگرها سنگرهای درون خیابانها نیست، این سنگر دلهاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مؤمنی، هر انسان باانگیزۀ باشرفی، یک سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.
انقلاب اسلامی با آن عظمت پیروز شد... بعد همین مردم آمدند به جمهوری اسلامی رأی دادند و جمهوری اسلامی را انتخاب كردند... بعضیها آمدند وسط میدان، ادعای طرفداری از مردم كردند، خودشان را دموكراتیک خواندند، خودشان را طرفدار خلق معرفی كردند؛ آنوقت با همین خلقی كه این نظام را با این بهای سنگین سر كار آورده بودند، شروع كردند به مقابلهكردن. توشان منافق بود، كافر صریح بود، طرفدار غرب بود، متظاهر به دین هم بود؛ همۀ اینها با هم شدند یک جبهه، یک حركت، در مقابل نظام اسلامی، در مقابل ملت ایران... ادعای روشنفكری و آزاداندیشی و آزادفكری كردند، به طور متحجرانه چارچوبهای القایی متفكرین غربی را -كه آمیخته به بدخواهی و بددلی بود- قبول كردند؛ آمدند مقابل ملت ایران. اول با حرفهای روشنفكرانه یا شبهروشنفكرانه شروع كردند به امام و به جمهوری اسلامی و به مبانی امام اعتراضكردن، انتقادكردن، حرفزدن؛ بعد یواشیواش رودربایستی را كنار گذاشتند، آمدند توی میدان، مبارزۀ فكری را، مبارزۀ سیاسی را تبدیل كردند به مبارزۀ مسلحانه یا اغتشاشگری.
جمهوری اسلامی هویتی غیر از هویت مردم و ایمان مردم و عزم مردم که ندارد. امروز هم همینجور است. ما کسی نیستیم، ما چیزی نیستیم؛ خدای متعال به وسیلۀ این مردم و این دلهاست که این نظام را حمایت میکند؛ «هو الّذی ایّدك بنصره و بالمؤمنین». خداوند متعال به پیغمبرش میفرماید که پروردگار، تو را به وسیلۀ مؤمنین یاری کرد. جمهوری اسلامی امروز هم همینجور است، آن روز هم همینجور بود. ما وسیلۀ دیگری نداریم؛ وسیله، همین ایمانهای مردم است که از هر سلاحی کارآمدتر است، از هر وسیلهای مؤثرتر است. آن روز هم همینجور بود. مردم آمدند این توطئهها را جارو کردند.
بیانات در دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسۀ شش بهمن، 1388/11/06.
🫡2👍1
دربارۀ دلسوزوندن برای نفلهشدههای هواخواه پهلوی و آمریکا، دشمن اسلام و طرفدار کفر و فساد: اینها افسارشون رو دادن دست مشتی بیدین، شرابخور، قمارباز، هرزه، فاسق و امامهای کفرشون هم به اسفل السافلین رهنمودشون کردن. مثل منافقین در دهههای قبلی، یا سربازان مسلمان آمریکا و رژیم صهیونی و مابقی. شما برای نفلهشدن اونها دل میسوزنید؟ هلاکت یک منافق ناراحتتون میکنه؟
👍7🫡1
ته فکر، آدم غصهای میخوره از استعداد رشدی که اینها -و خیلیوقتها خودمون- تباهش کردن، به انحراف کشوندن و در مسیر دشمنی با حکومت خدا -دین و مظاهرش- صرف کردن. خدا ما رو کمک کنه که از این آفتها در امان بمونیم.
👍10🫡1
إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَاب
«خداوند هر کس را بخواهد گمراه میکند و هر کس را که بازگردد، به سوی خودش راه مینماید.»
سورۀ مبارکۀ رعد، آیۀ شریفۀ 27
🫡5👍1
Forwarded from 🇮🇷هِرمِسوف👾
الحمدلله؛
الحمدلله که ما طرفی نایستادیم که همجبههای های ما در توییتر صبح تا شب به اهلبیت فحاشی کنن و جرئت نداشته باشیم چیزی بگیم چون ما رو مزدور جمهوری اسلامی خطاب میکنن.
الحمدلله که ما با دشمنان اهلبیت دشمنیم.
الحمدلله که ما طرفی نایستادیم که همجبههای های ما در توییتر صبح تا شب به اهلبیت فحاشی کنن و جرئت نداشته باشیم چیزی بگیم چون ما رو مزدور جمهوری اسلامی خطاب میکنن.
الحمدلله که ما با دشمنان اهلبیت دشمنیم.
👍18🫡3
Forwarded from Ascetic
ابن حیدر | امین غفاری
اصول رسیدن به یک انقلاب سه چیز است: حضور میدانی رهبری که همه با استدلال قبولش داشته باشند نه کسی که حتی کسانی که به عروسک خیمهشب بازی تبدیلش کردهاند هم آدم حسابش نکنند. ایدئولوژی برای آنچه که میخواهیم! نه اینکه از سر لجبازی و هیجان بگوییم چه چیزی نمیخواهیم!…
از ادعای انقلاب فقط فحاشی، روضهخوانی از پشت کیبورد، دروغ و تحریف واقعیت در ابعاد خیلی زیاد، ادا، جنایات فراداعشی، هراس از کوچکترین هزینه، توقع شورش و کشتار و تخریب ولی هیچ جوابی نگرفتن و التماس مداخلهی نظامی خارجی رو دارن. یه چیزی رو هم به مقدار زیاد همشون با هم ندارن؛ و اونم مغزه. پس فقدان قدرت درک و فهم و تحلیل درشون چیز عجیبی نیست. اخلاق، شرافت، ناموس و غیرت واقعی (نه ادا یا بصورت گزینشی) هم طبعاً بطور خودکار در نبود عقل نخواهد بود.
این چه انقلاب و حرکت اجتماعیایه که بقول این دوستمون تظاهراتش تو آلمانه، قانونش تو آمریکا، دادگاهش تو سوئد، مدیرانش تو کانادا، شاهش در جزیره قناری، ملکهش در آغوش معلم یوگا، ارتشش در آلبانی و اربیل، و ایرانش در اینستاگرامه؟ همهچیز ساختن جز واقعیت.
این چه انقلاب و حرکت اجتماعیایه که بقول این دوستمون تظاهراتش تو آلمانه، قانونش تو آمریکا، دادگاهش تو سوئد، مدیرانش تو کانادا، شاهش در جزیره قناری، ملکهش در آغوش معلم یوگا، ارتشش در آلبانی و اربیل، و ایرانش در اینستاگرامه؟ همهچیز ساختن جز واقعیت.
👍11🫡1
ایران بدون جمهوری اسلامی یه سریال طنزه:
سطلیها باید مثل کاکولدشاهشون بشینن روی صندلی و داییترامپ گندهگوزی وطنپرستیشون رو با «خلیج عربی» به محاق بفرسته؛ اما خب، توئیتر پرچم ایران رو با «شیر و خورشید» نشون میده؛ واو! تیم پرژیا!
مذهبیصورتی همون روز اول شیشتیغ میکنه، جوری که مورچه بکسباد کنه و بعد دستی به صورت میکشه و خوشش میآد. رو میکنه به زهرهخانم -که الان رز صداش میکنن و توی توئیتر اکانت «روایت غیرعرزشی» رو داشته- و میگه: "خانم، مینیژوپ جدیدت رو بپوش. مهمونی دستخریان خیلی مهمه." خلاصه که تقیه حکم میکنه، نباید بهش انگ بخوره که «ارزشی» بوده. ته دلش هم خوشحاله که بنیعباس ثانی برش حکومت نداره.
عشایر کودن هم برمیگردن به ایامی که هرروز به هم حمله میکردن و مجبور بودن دخترهاشون رو برای خونبس بدن بره. چه دنیای زیبایی که برای آب و زمین بجنگی؛ نه؟
دانشجو/عنتلکت کافهزی هم احتمالاً پس از مشاهدۀ قمهکشی سر نون در ساعت دوم پس از نظام مقدس، کمی از توهم دموکراسی سوئیسی با طعم هگل بیرون میآد. بهدو به خونه میره تا در رو چهارقفله کنه تا توده خشتکش رو پرچم نکنن.
سلبریتیها دربهدر دنبال اینن که عکس و آرشیو فیلمها و سیمرغهاشون که با لچک بوده رو پاک کنن. محض احتیاط از شب سوم لایو بدننما رو هم استارت میزنن و توش برای نعمت آزادی هایهای اشک میریزن. قحبههای متعفن!
اما، بچههای غنینژاد هیچ باکیشون نمیشه؛ توی فایل ورد اصلاحات اقتصادیشون، سربرگ رو عوض میکنن و این بار برای بهینهسازی مصرف انرژی در کابارهها پرپوزال مینویسن. پول پوله، فرق نداره عکس کی روش باشه.
سطلیها باید مثل کاکولدشاهشون بشینن روی صندلی و داییترامپ گندهگوزی وطنپرستیشون رو با «خلیج عربی» به محاق بفرسته؛ اما خب، توئیتر پرچم ایران رو با «شیر و خورشید» نشون میده؛ واو! تیم پرژیا!
مذهبیصورتی همون روز اول شیشتیغ میکنه، جوری که مورچه بکسباد کنه و بعد دستی به صورت میکشه و خوشش میآد. رو میکنه به زهرهخانم -که الان رز صداش میکنن و توی توئیتر اکانت «روایت غیرعرزشی» رو داشته- و میگه: "خانم، مینیژوپ جدیدت رو بپوش. مهمونی دستخریان خیلی مهمه." خلاصه که تقیه حکم میکنه، نباید بهش انگ بخوره که «ارزشی» بوده. ته دلش هم خوشحاله که بنیعباس ثانی برش حکومت نداره.
عشایر کودن هم برمیگردن به ایامی که هرروز به هم حمله میکردن و مجبور بودن دخترهاشون رو برای خونبس بدن بره. چه دنیای زیبایی که برای آب و زمین بجنگی؛ نه؟
دانشجو/عنتلکت کافهزی هم احتمالاً پس از مشاهدۀ قمهکشی سر نون در ساعت دوم پس از نظام مقدس، کمی از توهم دموکراسی سوئیسی با طعم هگل بیرون میآد. بهدو به خونه میره تا در رو چهارقفله کنه تا توده خشتکش رو پرچم نکنن.
سلبریتیها دربهدر دنبال اینن که عکس و آرشیو فیلمها و سیمرغهاشون که با لچک بوده رو پاک کنن. محض احتیاط از شب سوم لایو بدننما رو هم استارت میزنن و توش برای نعمت آزادی هایهای اشک میریزن. قحبههای متعفن!
اما، بچههای غنینژاد هیچ باکیشون نمیشه؛ توی فایل ورد اصلاحات اقتصادیشون، سربرگ رو عوض میکنن و این بار برای بهینهسازی مصرف انرژی در کابارهها پرپوزال مینویسن. پول پوله، فرق نداره عکس کی روش باشه.
👍9
Forwarded from الأممي || The Internationalist (عــمــرّو)
"هنا رب المستضعفين فأين جبروت نيوجيرسي؟"
🫡5
Forwarded from ندای خون | Nedaye Khoon
اقتصادِ خون در سیاست و رسانه
«کشته» امروز دیگر فقط یک مرگ فیزیکی نیست؛ تبدیل به یک منبعِ سیاسی، اقتصادی و رسانهای شده است. وقتی مرگِ یک انسان در فضایی از روایتسازی و عددسازی قرار میگیرد، آن مرگ از دستِ خانوادهاش خارج و وارد بازارِ توجه میشود. تبدیل به نماد، اهرم، و کالا. این همان چیزی است که من آن را «اقتصادِ خون» مینامم. فرایندی که در آن جانها، تصویرها و اعداد به پولِ سیاسی و سرمایهٔ فشار بینالمللی بدل میشوند.
مکانیسم کار ساده اما مرگبار است:
اول یک رخداد میدانی (حقیقی یا مهندسی شده) رخ میدهد؛ بعد بازیگرانِ رسانهایِ داخلی و خارجی با تقطیع و بزرگنماییِ تصویر و صدا، آن را به قصهای میدوزند که عواطف را شعلهور کند؛ آنگاه اعدادِ نجومی وارد میشوند — بدون شواهد قابلاعتنا — و در نهایت این قصه و عدد به کارِ پروندهسازیِ خارجی، فشار برای تحریم، و مشروعسازی عملیاتِ نظامی میآیند. نتیجه؟ جان ایرانیان ارزان میشود و آماده «مصرف» رسانهای و ژئوپلیتیکی میگردد.
سه بازیگر کلیدی این بازار:
یکی، بازیگران خارجی و رسانههای پروپاگاندا که منافعشان در هرجومرج و سهمخواهی پنهان است؛
دو، عناصر داخلیِ نفوذی یا عوامِ تحریکشده توسط دیاسپورا که از خارج الهام میگیرند و اغلب ابزارند.
سه، سازوکارهای پولی و «صنعتِ براندازیِ مجازی». شبکههایی که اعتراض را کالایی میکنند و به آن پول میدهند. همهٔ اینها در ترکیب با بحرانِ اقتصادی و خستگیِ اجتماعی کار میکنند. ( وقتی مردم از گرسنگی و گرانی خستهاند، توجهشان قالبپذیر و عاطفهشان آمادهٔ مهندسی است. )
یک نکته فنی اما حیاتی: اعتبارِ اعداد و روایتها باید سنجیده شود. مقایسهٔ خامِ کشتهها با غزه یا جنگهای طولانی، بدون توجه به زمان، ابزار و تراکمِ جمعیتی، میتواند تحلیل را منحرف کند. شواهد میدانی نشان میدهد که وقوعِ تلفاتِ چند ده هزار نفری در چند ساعتِ محدود با سلاحهای سرد و محدودِ شهری از نظر فنی بعید است.این اختلافات در آمار دقیقاً همان فضایی را فراهم میکنند که رسانههای پروپاگاندایی از آن سود میبرند. وقتی رسانههای دشمن عددها را دهها برابر میکنند، هدفشان فقط تکاندادن احساسات نیست؛ آنها میخواهند خطِ مقدمِ افکار عمومی را طوری تنظیم کنند که هر اقدام بعدیِ خارجی را «طبیعی» جلوه دهد.
پیوند این جریان با طرحِ تجزیه و سهمخواهی ژئوپلیتیک روشن است: هرچه جامعه بیشتر خون و هرجومرج ببیند، احتمال ورود بازیگران خارجی و ظهور پروکسیفورسها بیشتر میشود؛ آنوقت نقشههای بازتخصیص منابع و نفوذ عملیاتی به اجرا درمیآیند. تجربههای عراق، لیبی و افغانستان نشان دادهاند که بعد از مداخلهٔ خارجی نه «آبادانی» میآید و نه خودمختاری؛ جنگِ نیابتی، تجزیهٔ واقعی یا شبهقومی، و وابستگیِ بلندمدتِ اقتصادی و سیاسی جایگزین میشود. پس «کشتهسازی» نه فقط برای فشار روانی، که برای مهندسیِ صحنهٔ پس از مداخله مصرف میشود.
از منظرِ اجتماعی هم پیامدها ویرانکنندهاند: وقتی رسانهها تعیین میکنند چه خونهایی دیده شوند و چه خونهایی دفن شوند، عدالتِ تاریخی و حافظهٔ جمعی دچار اختلال میشود؛ همدلی منتخب میگردد و سرمایهٔ نمادینِ خشونت به دستِ کسانی میافتد که کمترین تعلق به کشتهها دارند. نتیجهٔ عملیاش این است که مسئلهٔ اصلی — فساد و الیگارشی که بذر اعتراض را کاشته بود — در حاشیه میماند و بازیگرانِ خارجی و داخلی میتوانند از بحران بهرهبرداری کنند.
در کنار همهٔ اینها، نقشِ محرکهای خارجی باید شفاف شود: برخی ایرانیانِ مقیم خارج، از موقعیت امن خارج، تشویق به خشونت و حتی درخواستِ مداخلهٔ نظامی میکنند؛ اما تجربهٔ جهانی نشان داده آنهایی که در خیابانهای امنِ لندن یا برلین شعار میدهند، وقتی پلیسِ همان کشورها وارد عمل میشود، هزینهٔ رفتارشان را میپردازند و گاهی پناهندگیشان رد میشود، درحالیکه آنکس که در خاک ایران باید بایستد و هزینهٔ تصمیم را بدهد، مردم عادیاند. این دوگانگیِ اخلاقی باید برای مخاطب روشن شود.
وظیفهٔ ما چیست؟
بازپسگیری روایت: تکرار عدد و روایتِ بدون سند نکنیم؛ سؤال بپرسیم، منبع بخواهیم، واقعیت میدانی را برجسته کنیم.
شکستن شوک عاطفی: سکوت نکنیم؛ حرف بزنیم، بنویسیم، در کانالها و جمعهای کوچک روایت عقلانی تولید کنیم.
مرزبندی روشن: حتی اگر منتقد حکومتیم، صریح بایستیم و بگوییم هیچ قدرت خارجی حق دخالت در سرنوشت ایران را ندارد.
افشای مکانیسم دشمن: نشان بدهیم کشتهسازی، عددسازی و تحریک عاطفی چگونه ابزار فشار و زمینهساز مداخله میشود.
حفظ سرمایهٔ اجتماعی: اجازه ندهیم خون مردم ابزار معاملهٔ رسانهای و ژئوپلیتیکی شود؛ صدای قربانیان واقعی باشیم، نه مصرفکنندهٔ خون آنها.
این حد از کنش، نه هیجانزده است و نه منفعل؛ حداقلِ مسئولیتِ یک آدمِ آگاه در روزگار «اقتصادِ خون» است.
_صالح
@Nedayekhoon ✍️
«کشته» امروز دیگر فقط یک مرگ فیزیکی نیست؛ تبدیل به یک منبعِ سیاسی، اقتصادی و رسانهای شده است. وقتی مرگِ یک انسان در فضایی از روایتسازی و عددسازی قرار میگیرد، آن مرگ از دستِ خانوادهاش خارج و وارد بازارِ توجه میشود. تبدیل به نماد، اهرم، و کالا. این همان چیزی است که من آن را «اقتصادِ خون» مینامم. فرایندی که در آن جانها، تصویرها و اعداد به پولِ سیاسی و سرمایهٔ فشار بینالمللی بدل میشوند.
مکانیسم کار ساده اما مرگبار است:
اول یک رخداد میدانی (حقیقی یا مهندسی شده) رخ میدهد؛ بعد بازیگرانِ رسانهایِ داخلی و خارجی با تقطیع و بزرگنماییِ تصویر و صدا، آن را به قصهای میدوزند که عواطف را شعلهور کند؛ آنگاه اعدادِ نجومی وارد میشوند — بدون شواهد قابلاعتنا — و در نهایت این قصه و عدد به کارِ پروندهسازیِ خارجی، فشار برای تحریم، و مشروعسازی عملیاتِ نظامی میآیند. نتیجه؟ جان ایرانیان ارزان میشود و آماده «مصرف» رسانهای و ژئوپلیتیکی میگردد.
سه بازیگر کلیدی این بازار:
یکی، بازیگران خارجی و رسانههای پروپاگاندا که منافعشان در هرجومرج و سهمخواهی پنهان است؛
دو، عناصر داخلیِ نفوذی یا عوامِ تحریکشده توسط دیاسپورا که از خارج الهام میگیرند و اغلب ابزارند.
سه، سازوکارهای پولی و «صنعتِ براندازیِ مجازی». شبکههایی که اعتراض را کالایی میکنند و به آن پول میدهند. همهٔ اینها در ترکیب با بحرانِ اقتصادی و خستگیِ اجتماعی کار میکنند. ( وقتی مردم از گرسنگی و گرانی خستهاند، توجهشان قالبپذیر و عاطفهشان آمادهٔ مهندسی است. )
یک نکته فنی اما حیاتی: اعتبارِ اعداد و روایتها باید سنجیده شود. مقایسهٔ خامِ کشتهها با غزه یا جنگهای طولانی، بدون توجه به زمان، ابزار و تراکمِ جمعیتی، میتواند تحلیل را منحرف کند. شواهد میدانی نشان میدهد که وقوعِ تلفاتِ چند ده هزار نفری در چند ساعتِ محدود با سلاحهای سرد و محدودِ شهری از نظر فنی بعید است.این اختلافات در آمار دقیقاً همان فضایی را فراهم میکنند که رسانههای پروپاگاندایی از آن سود میبرند. وقتی رسانههای دشمن عددها را دهها برابر میکنند، هدفشان فقط تکاندادن احساسات نیست؛ آنها میخواهند خطِ مقدمِ افکار عمومی را طوری تنظیم کنند که هر اقدام بعدیِ خارجی را «طبیعی» جلوه دهد.
پیوند این جریان با طرحِ تجزیه و سهمخواهی ژئوپلیتیک روشن است: هرچه جامعه بیشتر خون و هرجومرج ببیند، احتمال ورود بازیگران خارجی و ظهور پروکسیفورسها بیشتر میشود؛ آنوقت نقشههای بازتخصیص منابع و نفوذ عملیاتی به اجرا درمیآیند. تجربههای عراق، لیبی و افغانستان نشان دادهاند که بعد از مداخلهٔ خارجی نه «آبادانی» میآید و نه خودمختاری؛ جنگِ نیابتی، تجزیهٔ واقعی یا شبهقومی، و وابستگیِ بلندمدتِ اقتصادی و سیاسی جایگزین میشود. پس «کشتهسازی» نه فقط برای فشار روانی، که برای مهندسیِ صحنهٔ پس از مداخله مصرف میشود.
از منظرِ اجتماعی هم پیامدها ویرانکنندهاند: وقتی رسانهها تعیین میکنند چه خونهایی دیده شوند و چه خونهایی دفن شوند، عدالتِ تاریخی و حافظهٔ جمعی دچار اختلال میشود؛ همدلی منتخب میگردد و سرمایهٔ نمادینِ خشونت به دستِ کسانی میافتد که کمترین تعلق به کشتهها دارند. نتیجهٔ عملیاش این است که مسئلهٔ اصلی — فساد و الیگارشی که بذر اعتراض را کاشته بود — در حاشیه میماند و بازیگرانِ خارجی و داخلی میتوانند از بحران بهرهبرداری کنند.
در کنار همهٔ اینها، نقشِ محرکهای خارجی باید شفاف شود: برخی ایرانیانِ مقیم خارج، از موقعیت امن خارج، تشویق به خشونت و حتی درخواستِ مداخلهٔ نظامی میکنند؛ اما تجربهٔ جهانی نشان داده آنهایی که در خیابانهای امنِ لندن یا برلین شعار میدهند، وقتی پلیسِ همان کشورها وارد عمل میشود، هزینهٔ رفتارشان را میپردازند و گاهی پناهندگیشان رد میشود، درحالیکه آنکس که در خاک ایران باید بایستد و هزینهٔ تصمیم را بدهد، مردم عادیاند. این دوگانگیِ اخلاقی باید برای مخاطب روشن شود.
وظیفهٔ ما چیست؟
بازپسگیری روایت: تکرار عدد و روایتِ بدون سند نکنیم؛ سؤال بپرسیم، منبع بخواهیم، واقعیت میدانی را برجسته کنیم.
شکستن شوک عاطفی: سکوت نکنیم؛ حرف بزنیم، بنویسیم، در کانالها و جمعهای کوچک روایت عقلانی تولید کنیم.
مرزبندی روشن: حتی اگر منتقد حکومتیم، صریح بایستیم و بگوییم هیچ قدرت خارجی حق دخالت در سرنوشت ایران را ندارد.
افشای مکانیسم دشمن: نشان بدهیم کشتهسازی، عددسازی و تحریک عاطفی چگونه ابزار فشار و زمینهساز مداخله میشود.
حفظ سرمایهٔ اجتماعی: اجازه ندهیم خون مردم ابزار معاملهٔ رسانهای و ژئوپلیتیکی شود؛ صدای قربانیان واقعی باشیم، نه مصرفکنندهٔ خون آنها.
این حد از کنش، نه هیجانزده است و نه منفعل؛ حداقلِ مسئولیتِ یک آدمِ آگاه در روزگار «اقتصادِ خون» است.
_صالح
@Nedayekhoon ✍️
👍1
توییتر فارسی
شهرام جزایری در آغوش علی دایی
آیا نیاز به توضیح اضافهای هست؟
Forwarded from |حِسآر|
خودشونو اینطوری معرفی میکنن
سیاسی نیستم/عرزشی نیستم/برانداز نیستم
پس چی هستید شماها؟ به قول جلال آل احمد، دگوری به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به هیچ چیزهم بیاعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است. نان به نرخ روز خور است. همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد. دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی، نه به خدا و به بشریت، نه دربند تحول اجتماعست و نه دربند مذهب و لامذهبی. حتی لامذهب هم نیست.
به قول جلال آل احمد نامشان این است:
هُرهُری مذهب
سیاسی نیستم/عرزشی نیستم/برانداز نیستم
پس چی هستید شماها؟ به قول جلال آل احمد، دگوری به هیچ چیز اعتقاد ندارد اما به هیچ چیزهم بیاعتقاد نیست. یک آدم التقاطی است. نان به نرخ روز خور است. همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد. دیگر بود و نبود پل هیچ است. نه ایمانی دارد، نه مسلکی، نه مرامی، نه اعتقادی، نه به خدا و به بشریت، نه دربند تحول اجتماعست و نه دربند مذهب و لامذهبی. حتی لامذهب هم نیست.
به قول جلال آل احمد نامشان این است:
هُرهُری مذهب
🫡9
Forwarded from منطقه جهاد کبیر_The Great Jihad zone (ДунеКнигхт)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخیزید، ای شهیدان راه خدا ...
🫡8
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸
یادش به خیر ما بچه بودیم همه تحلیلگران و غول های تکنولوژی در یک توهم بامزه ای بودن. این که تصور میشد دلیل خر بودن عمده مردم نبود اطلاعاته. اگر شما دسترسی به اطلاعات رو فراهم کنی مشکلات بشر حل میشه.
ماکروسافت با پی سی هاش کلی سی دی نقره ای دانش نامه و آموزش برای سنین مختلف میفرستاد. تو کتاب فروشیا یکی از جذاب ترین چیزایی که می تونستی بخری دانشنامه بود. ویکی پدیا خدا بود. نجات بخش بشریت تصور می شد.
اما الان میدونیم که دلیل خریت بشر این نبود.
من بعید میدونم در دوران پیشا اینترنت ما چنین خریت هایی رو میداشتیم.
قبلا اطلاعات نبود. الان انسان اطلاعات ندار وجود نداره. بالعکس ما میلیارد ها انسان توهم اطلاعات دار رو سیاره مونه که هیچ کاریشون نمیشه کرد! حتی نمیشه بهشون اطلاعات داد. چون معتقدن ما خودمون داریم اطلاعات رو. شدن مثل یه سری ربات ویروسی شده خراب تو یه سیاره که یه هوش مصنوعی مرکزی همه این خر ربات ها رو کنترل می کنه. همه هم کپی هم! بدون کوچک ترین تفاوت.
ماکروسافت با پی سی هاش کلی سی دی نقره ای دانش نامه و آموزش برای سنین مختلف میفرستاد. تو کتاب فروشیا یکی از جذاب ترین چیزایی که می تونستی بخری دانشنامه بود. ویکی پدیا خدا بود. نجات بخش بشریت تصور می شد.
اما الان میدونیم که دلیل خریت بشر این نبود.
من بعید میدونم در دوران پیشا اینترنت ما چنین خریت هایی رو میداشتیم.
قبلا اطلاعات نبود. الان انسان اطلاعات ندار وجود نداره. بالعکس ما میلیارد ها انسان توهم اطلاعات دار رو سیاره مونه که هیچ کاریشون نمیشه کرد! حتی نمیشه بهشون اطلاعات داد. چون معتقدن ما خودمون داریم اطلاعات رو. شدن مثل یه سری ربات ویروسی شده خراب تو یه سیاره که یه هوش مصنوعی مرکزی همه این خر ربات ها رو کنترل می کنه. همه هم کپی هم! بدون کوچک ترین تفاوت.
👍9
یادداشتهای موزماهی pinned «هان، به کجا گریزید؟ مفری شما را نیست! دریای موّاج در قفایتان میخروشد و لشکر خصم مقابلتان چون صخرهای سخت ایستاده. سوگند به خدای قهار که جز صبر و پایمردی شما را چارهای نمانده است. دانید حال یتیم درماندۀ نشسته بر خوان لئیمان؟ ابتلای شما در این خاک از آن رنجبارتر…»