یادداشت‌های موزماهی
515 subscribers
1.3K photos
202 videos
4 files
212 links
Download Telegram
یادداشت‌های موزماهی
لشکر جهل،‌ خصلت مغول.
امام انقلاب اسلامی شرح حدیث جنود عقل و جهل رو می‌نویسه، ائمۀ شورش‌های شهوانی چی نوشتن؟ ائمه‌شون سواد نوشتن دارن؟ پیشه‌هاشون چیه؟
👍3
خدا رو شکر مذهبی صورتی در گوه خوری از هیچ روشی دریغ نمیکنه
👍10🫡1
مذهبی صورتی لذت میبره از این که برای قرار نگرفتن زیر بارش انتقاد ها و فحاشی ها به نظام و ...، خودش هم لگدی بزنه، نه فقط به نظام، اول نظامه، بعد خب قطع که نمیشه بارش، لگد میزنه به فقها، بعد لگد میزنه به نظام فقهی شیعه، بعد به خود شیعه و ...
ته که نداره!
مثلا زیاد میبینم این صورتی ها پست میذارن "امام حسین را مذهبی ها کشتند" لگد به مذهبی ها هم میزنن با این که خودشون تا خرتناق مذهبین ولی خب شهوت دیده شدن و تایید شدنه دیگه
اما هیچکدوم نه فکر میکنن و نه اگه فکر کنن جراتشو دارن که بگن امام حسین را مذهبی هایی کشتند که افسارشون در دست عرق خور ها و ول انگار ها و عیاش ها و سگ باز ها و از این قبیل آدم های کثیف بوده
مذهبی هایی کشتند که جرات نداشتن مرز بندی کنن بین خودشون و اون آدم های کثیف!
مذهبی هایی کشتند که با وجود نماز شب خون بودنشون صورتی بودند!
شما که حتی نماز شب خون هم نیستید چون معتقدید نمازشب خوندن کار مذهبی هاست، ما به جاش پولمونو میدیم به فقرا :))
عملا نقاط مثبت همون ها رو هم ندارید :))))
عمل خیلی مهمه عزیزان! به خصوص عمل اجتماعی!
عرق خور بودن عیبه، مشکل نداشتن با عرق خوری دیگران هزار تا عیبه! بهانه تراشیدن و دلیل تراشیدن برا بدی ها ده هزار تا عیبه!
اگه من یه ابسیلون کمک کنم به این که جامعه م به سمتی بره که عرق خوری توش عیب نباشه قطعا از خود عرق خورا بیشتر مرتکب گناه شدم
فلذا
ارزش هاتون رو بذارید وسط و ازشون دفاع کنید! حرف بزنید!
قبل از این که دیگران ارزش هاشون رو جوری تو حلقومتون فرو کنن که مجبور شید برای باز شدن راه تنفستون ارزش هاشون رو قورت بدید.
👍8🫡1
Forwarded from unbekannter
مذهبی صورتی‌ها به مثابه‌ی مازوخیست میباشند، جلوی چشمانشان روی قرآن تف بیندازند و به مقدساتشان توهین بکنند ککشان هم نخواهد گزید، حتی لذت هم خواهند برد، چرا که نفی ولایت، شریعت‌زدایی و فقدان غیرت دینی و ملی از ویژگی‌های بارز پیروان اسلام رحمانی میباشد، آیه قرآن و حدیث استوری میکنند آن هم برای حمایت از کسانی که قرآن و مسجد آتش میزنند، لباس پیامبر را هتک حرمت میکنند و آنچه که لایق نوامیسشان است را نثار و روانه‌ی مقدسات میکنند و آنقدر در توهم خرد جمعی و ارتش پوشالی ساخته‌ی مخیلات مریضشان به‌سر میبرند که کامل در دنیای فانتزی و دیزنی‌لندگونه‌ی خویش گم شده‌اند. جانمازآبکش‌اند و جانماز طرح هلوکیتی دارند، حد اسلامی برایشان معنی ندارد چرا که خرید مقبولیت و مشروعیت رفقای ملحدشان عقل نداشته‌ی‌شان را به زوال برده است، میگویند ایران چرا در منطقه سرک میکشد و درکی از حفظ منافع ژئوپلیتیک ندارند، به عالم و آدم اَنگ چپول بودن میزنند و خود را علامه‌ی دهر علوم سیاسی میدانند درحالی که آخرین چپی که با آن در آشنایی و ارتباط بودند بیضه‌ی چپشان بوده است. کاکولدیسم عقیدتی سیاسی همه‌ی روان و وجودشان را فرا گرفته، نگران نفوذ کمونیسم در خاک ایالات متحده‌ی آمریکا هستند و برای لس‌آنجلس گریه‌و‌زاری میکنند درحالی که کشورشان تحت تأثير تحریم‌ و محدودیت‌های اقتصادي آمریکا که حیاتِ ایدئولوژیک و سیاسی‌ آمریکا براین‌پایه بنا شده است دهه‌هاست که درگیر اقتصادی فرسایشی و تورم سرسام‌آور است. آمریکا را یک حیات و دولت متخاصم و مستکبر نمیدانند تا خدایی ناکرده از طرف دوستان ملحدش "عرزشی" خطاب نشود. فتیش اسلام منفعل اروپایی را دارند و دائما جملاتی نظیر "شکم گرسنه دین و ایمان نمیشناسد" و "جمهوری اسلامی و آخوندها باعث شده‌اند مردم از دین زده بشوند" را همراه خویش یدک میکشند،‌ دینی که بخواهد مشروط به محتویات جیب باشد را همان بهتر که آن را در چاه مستراح انداخته و زحمت کشیدن سیفونش را بکشید. جرئت استکبارستیزی و امپریالیست‌ستیزی را ندارند چون مبادا از طرف تحلیلگرهای جاهل سیاسی در سطح رسانه‌های اجتماعی و دوستانی از ایشان که که پیش‌تر اشاره شد مورد هجو قرار نگیرند.علاقه‌ی شدیدی به رفاقت با کسانی را دارند که پشیزی برای دین و ایمانشان ارزش قائل نیستند، تا پنج‌سال پیش به سیب‌زمینی دیب‌دمینی میگفتند و فتیش دول اصلاحاتی را دارند چرا که معتقدند پایه‌ی انقلاب اسلامی با تحجرهای بیخود شریعت‌محور ریخته شده. در یک ابهام استراتژیک به‌سر میبرند و خودشان هم نمیدانند چه میخواهند، جمعِ مشتی از مغزهای هورمونال و سیاست‌زده هستند که سالهاست علاقه‌ی شدیدی به صورتی‌سازی شریعت و التقاط واژه‌های منحوس دموکراسی و لیبرالیسم با اسلام هستند. تاریخ را از اینستاگرام و تلگرام دنبال میکند و معتقد است اسلام و تشیع با آخوند نیامده که بخواهد با آخوند برود. به‌هرحال ما را با این سگان پادوی امپریالیست کاری و سخنی نیست والسلام العلیکم و رحمة الله و برکاته.
👍9🫡1
🇮🇷 تایمِ ‌لاین‌ 🇮🇷
یک روزه، یهو، عدد کشته‌ها رو بجای ۱۲ هزارتا اعلام می‌کنن ۸۰ هزارتا. چون ارباب باید سفیدشویی بشه. چون خون‌ ریختن‌ها و قتل‌عام‌ها و نسل‌کشی‌های ارباب باید تطهیر بشه. باید زمینه‌ی روانی ایجاد بشه واسه اون روزی که دست خون‌آلود ارباب رو پاک می‌کنن و ازش دلجویی می‌کنن که «عیب نداره، هرچقدر هم کشتی، به هشتادهزارتا که نرسید، اونا هنوز هم بیشتر از تو کشتن».
این "عدد نمی‌فهمید" دقیقاً این‌جا کاربرد داره. مثل این املاکی‌ها، هرروز بی‌حساب قیمت رو بالا می‌برن تا سودشون بیش‌تر شه. سوداگران تعداد جنازه. جمهوری اسلامی یه ورزشگاه آزادی آدم کشته اما اثری توی خیابون‌ها و قبرستون و روابط نیست؟ با این تفاسیر، شما الان باید با دو واسطه برسی به یکی که کشته شده؛ می‌رسی؟ اسرائیل هرروز داره غزه رو بمبارون می‌کنه، موشک، انفجار، این تعداد در دو روز هست؟ کشته‌های کرونا این‌قدر بودن؟
👍4🫡1
قضیۀ ششم بهمن آن‌قدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامۀ تاریخی خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنی فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ برای این‌که حوادث تاریخی هم درس است، هم عبرت است. قضایای جاری بر یک ملت، قضایایی است که در برهه‌های مختلف غالباً تکرار می‌شود. امروز بیست‌وهشت سال از آن زمان می‌گذرد، اما راه جمهوری اسلامی که عوض نشده است؛ دشمنان جمهوری اسلامی هم عوض نشدند. پس آنچه که آنجا اتفاق افتاد، می‌تواند برای امروز و برای آینده تا هر وقتی که ملت ایران به حول و قوۀ الهی دلبستۀ این اصول و این انقلابند، عبرت باشد، درس باشد؛ لذا نباید فراموش بشود.
خوب، حالا در فضائل ششم بهمن آمل یک جملۀ دیگر هم عرض کنیم. «هزار سنگر» یعنی چه؟ ظاهر قضیه این است که در درون شهر، مردم در مقابل گروه‌های اشرار و متجاوز سنگر درست کردند -حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا کمتر- اما من یک تفسیر دیگری دارم: این سنگرها سنگرهای درون خیابان‌ها نیست، این سنگر دل‌هاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مؤمنی، هر انسان باانگیزۀ باشرفی، یک سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.
انقلاب اسلامی با آن عظمت پیروز شد... بعد همین مردم آمدند به جمهوری اسلامی رأی دادند و جمهوری اسلامی را انتخاب كردند... بعضی‌ها آمدند وسط میدان، ادعای طرفداری از مردم كردند، خودشان را دموكراتیک خواندند، خودشان را طرفدار خلق معرفی كردند؛ آن‌وقت با همین خلقی كه این نظام را با این بهای سنگین سر كار آورده بودند، شروع كردند به مقابله‌كردن. توشان منافق بود، كافر صریح بود، طرفدار غرب بود، متظاهر به دین هم بود؛ همۀ این‌ها با هم شدند یک جبهه، یک حركت، در مقابل نظام اسلامی، در مقابل ملت ایران... ادعای روشنفكری و آزاداندیشی و آزادفكری كردند، به طور متحجرانه چارچوب‌های القایی متفكرین غربی را -كه آمیخته به بدخواهی و بددلی بود- قبول كردند؛ آمدند مقابل ملت ایران. اول با حرف‌های روشنفكرانه یا شبه‌روشنفكرانه شروع كردند به امام و به جمهوری اسلامی و به مبانی امام اعتراض‌كردن، انتقاد‌كردن، حرف‌زدن؛ بعد یواش‌یواش رودربایستی را كنار گذاشتند، آمدند توی میدان، مبارزۀ فكری را، مبارزۀ سیاسی را تبدیل كردند به مبارزۀ مسلحانه یا اغتشاشگری.
جمهوری اسلامی هویتی غیر از هویت مردم و ایمان مردم و عزم مردم که ندارد. امروز هم همین‌جور است. ما کسی نیستیم، ما چیزی نیستیم؛ خدای متعال به وسیلۀ این مردم و این دل‌هاست که این نظام را حمایت می‌کند؛ «هو الّذی ایّدك بنصره و بالمؤمنین». خداوند متعال به پیغمبرش می‌فرماید که پروردگار، تو را به وسیلۀ مؤمنین یاری کرد. جمهوری اسلامی امروز هم همین‌جور است، آن روز هم همین‌جور بود. ما وسیلۀ دیگری نداریم؛ وسیله، همین ایمان‌های مردم است که از هر سلاحی کارآمدتر است، از هر وسیله‌ای مؤثرتر است. آن روز هم همین‌جور بود. مردم آمدند این توطئه‌ها را جارو کردند.

بیانات در دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسۀ شش بهمن، 1388/11/06.
🫡2👍1
دربارۀ دل‌سوزوندن برای نفله‌شده‌های هواخواه پهلوی و آمریکا، دشمن اسلام و طرفدار کفر و فساد: این‌ها افسارشون رو دادن دست مشتی بی‌دین، شراب‌خور، قمارباز، هرزه، فاسق و امام‌های کفرشون هم به اسفل السافلین رهنمودشون کردن. مثل منافقین در دهه‌های قبلی، یا سربازان مسلمان آمریکا و رژیم صهیونی و مابقی. شما برای نفله‌شدن اون‌ها دل می‌سوزنید؟ هلاکت یک منافق ناراحتتون می‌کنه؟
👍7🫡1
ته فکر، آدم غصه‌ای می‌خوره از استعداد رشدی که این‌ها -و خیلی‌وقت‌ها خودمون- تباهش کردن، به انحراف کشوندن و در مسیر دشمنی با حکومت خدا -دین و مظاهرش- صرف کردن. خدا ما رو کمک کنه که از این آفت‌ها در امان بمونیم.
👍10🫡1
إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَاب

«خداوند هر کس را بخواهد گمراه می‌کند و هر کس را که بازگردد، به سوی خودش راه می‌نماید.»

سورۀ مبارکۀ رعد، آیۀ شریفۀ 27
🫡5👍1
الحمدلله؛
الحمدلله که ما طرفی نایستادیم که هم‌جبهه‌ای های ما در توییتر صبح تا شب به اهل‌بیت فحاشی کنن و جرئت نداشته باشیم چیزی بگیم چون ما رو مزدور جمهوری اسلامی خطاب می‌کنن.

الحمدلله که ما با دشمنان اهل‌بیت دشمنیم.
👍18🫡3
Forwarded from Ascetic
ابن حیدر | امین غفاری
اصول رسیدن به یک انقلاب سه چیز است: حضور میدانی رهبری که همه با استدلال قبولش داشته باشند نه کسی که حتی کسانی که به عروسک خیمه‌شب بازی تبدیلش کرده‌اند هم آدم حسابش نکنند. ایدئولوژی برای آنچه که می‌خواهیم! نه اینکه از سر لجبازی و هیجان بگوییم چه چیزی نمی‌خواهیم!…
از ادعای انقلاب فقط فحاشی، روضه‌خوانی از پشت کیبورد، دروغ و تحریف واقعیت در ابعاد خیلی زیاد، ادا، جنایات فراداعشی، هراس از کوچک‌ترین هزینه‌، توقع شورش و کشتار و تخریب ولی هیچ جوابی نگرفتن و التماس مداخله‌ی نظامی خارجی رو دارن. یه چیزی رو هم به مقدار زیاد همشون با هم ندارن؛ و اونم مغزه. پس فقدان قدرت درک و فهم و تحلیل درشون چیز عجیبی نیست. اخلاق، شرافت، ناموس و غیرت واقعی (نه ادا یا بصورت گزینشی) هم طبعاً بطور خودکار در نبود عقل نخواهد بود.

این چه انقلاب و حرکت اجتماعی‌ایه که بقول این دوست‌مون تظاهراتش تو آلمانه، قانونش تو آمریکا، دادگاهش تو سوئد، مدیرانش تو کانادا، شاهش در جزیره قناری، ملکه‌ش در آغوش معلم یوگا، ارتشش در آلبانی و اربیل، و ایران‌ش در اینستاگرامه؟ همه‌چیز ساختن جز واقعیت.
👍11🫡1
ایران بدون جمهوری اسلامی یه سریال طنزه:
سطلی‌ها باید مثل کاکولدشاهشون بشینن روی صندلی و دایی‌ترامپ گنده‌گوزی وطن‌پرستیشون رو با «خلیج عربی» به محاق بفرسته؛ اما خب، توئیتر پرچم ایران رو با «شیر و خورشید» نشون می‌ده؛ واو! تیم پرژیا!
مذهبی‌صورتی همون روز اول شیش‌تیغ می‌کنه، جوری که مورچه بکس‌باد کنه و بعد دستی به صورت می‌کشه و خوشش می‌آد. رو می‌کنه به زهره‌خانم -که الان رز صداش می‌کنن و توی توئیتر اکانت «روایت غیرعرزشی» رو داشته- و می‌گه: "خانم، مینی‌ژوپ جدیدت رو بپوش. مهمونی دست‌خریان خیلی مهمه." خلاصه که تقیه حکم می‌کنه، نباید به‌ش انگ بخوره که «ارزشی» بوده. ته دلش هم خوشحاله که بنی‌عباس ثانی برش حکومت نداره.
عشایر کودن هم برمی‌گردن به ایامی که هرروز به هم حمله می‌کردن و مجبور بودن دخترهاشون رو برای خون‌بس بدن بره. چه دنیای زیبایی که برای آب و زمین بجنگی؛ نه؟
دانشجو/عنتلکت کافه‌زی هم احتمالاً پس از مشاهدۀ قمه‌کشی سر نون در ساعت دوم پس از نظام مقدس، کمی از توهم دموکراسی سوئیسی با طعم هگل بیرون می‌آد. به‌دو به خونه می‌ره تا در رو چهارقفله کنه تا توده خشتکش رو پرچم نکنن.
سلبریتی‌ها دربه‌در دنبال اینن که عکس و آرشیو فیلم‌ها و سیمرغ‌هاشون که با لچک بوده رو پاک کنن. محض احتیاط از شب سوم لایو بدن‌نما رو هم استارت می‌زنن و توش برای نعمت آزادی های‌های اشک می‌ریزن. قحبه‌های متعفن!
اما، بچه‌های غنی‌نژاد هیچ باکیشون نمی‌شه؛ توی فایل ورد اصلاحات اقتصادیشون، سربرگ رو عوض می‌کنن و این بار برای بهینه‌سازی مصرف انرژی در کاباره‌ها پرپوزال می‌نویسن. پول پوله، فرق نداره عکس کی روش باشه.
👍9
Forwarded from الأممي || The Internationalist (عــمــرّو)
"هنا رب المستضعفين فأين جبروت نيوجيرسي؟"
🫡5
اقتصادِ خون در سیاست و رسانه


«کشته» امروز دیگر فقط یک مرگ فیزیکی نیست؛ تبدیل به یک منبعِ سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای شده است. وقتی مرگِ یک انسان در فضایی از روایت‌سازی و عددسازی قرار می‌گیرد، آن مرگ از دستِ خانواده‌اش خارج و وارد بازارِ توجه می‌شود. تبدیل به نماد، اهرم، و کالا. این همان چیزی است که من آن را «اقتصادِ خون» می‌نامم. فرایندی که در آن جان‌ها، تصویرها و اعداد به پولِ سیاسی و سرمایهٔ فشار بین‌المللی بدل می‌شوند.

مکانیسم کار ساده اما مرگبار است:
اول یک رخداد میدانی (حقیقی یا مهندسی شده) رخ می‌دهد؛ بعد بازیگرانِ رسانه‌ایِ داخلی و خارجی با تقطیع و بزرگ‌نماییِ تصویر و صدا، آن را به قصه‌ای می‌دوزند که عواطف را شعله‌ور کند؛ آنگاه اعدادِ نجومی وارد می‌شوند — بدون شواهد قابل‌اعتنا — و در نهایت این قصه و عدد به کارِ پرونده‌سازیِ خارجی، فشار برای تحریم، و مشروع‌سازی عملیاتِ نظامی می‌آیند. نتیجه؟ جان ایرانیان ارزان می‌شود و آماده «مصرف» رسانه‌ای و ژئوپلیتیکی می‌گردد.

سه بازیگر کلیدی این بازار:
یکی، بازیگران خارجی و رسانه‌های پروپاگاندا که منافع‌شان در هرج‌ومرج و سهم‌خواهی پنهان است؛
دو، عناصر داخلیِ نفوذی یا عوامِ تحریک‌شده توسط دیاسپورا که از خارج الهام می‌گیرند و اغلب ابزارند.
سه، سازوکارهای پولی و «صنعتِ براندازیِ مجازی». شبکه‌هایی که اعتراض را کالایی می‌کنند و به آن پول می‌دهند. همهٔ این‌ها در ترکیب با بحرانِ اقتصادی و خستگیِ اجتماعی کار می‌کنند. ( وقتی مردم از گرسنگی و گرانی خسته‌اند، توجه‌شان قالب‌پذیر و عاطفه‌شان آمادهٔ مهندسی است. )

یک نکته فنی اما حیاتی: اعتبارِ اعداد و روایت‌ها باید سنجیده شود. مقایسهٔ خامِ کشته‌ها با غزه یا جنگ‌های طولانی، بدون توجه به زمان، ابزار و تراکمِ جمعیتی، می‌تواند تحلیل را منحرف کند. شواهد میدانی نشان می‌دهد که وقوعِ تلفاتِ چند ده هزار نفری در چند ساعتِ محدود با سلاح‌های سرد و محدودِ شهری از نظر فنی بعید است.این اختلافات در آمار دقیقاً همان فضایی را فراهم می‌کنند که رسانه‌های پروپاگاندایی از آن سود می‌برند. وقتی رسانه‌های دشمن عددها را ده‌ها برابر می‌کنند، هدف‌شان فقط تکان‌دادن احساسات نیست؛ آن‌ها می‌خواهند خطِ مقدمِ افکار عمومی را طوری تنظیم کنند که هر اقدام بعدیِ خارجی را «طبیعی» جلوه دهد.
پیوند این جریان با طرحِ تجزیه و سهم‌خواهی ژئوپلیتیک روشن است: هرچه جامعه بیشتر خون و هرج‌ومرج ببیند، احتمال ورود بازیگران خارجی و ظهور پروکسی‌فورس‌ها بیشتر می‌شود؛ آن‌وقت نقشه‌های بازتخصیص منابع و نفوذ عملیاتی به اجرا درمی‌آیند. تجربه‌های عراق، لیبی و افغانستان نشان داده‌اند که بعد از مداخلهٔ خارجی نه «آبادانی» می‌آید و نه خودمختاری؛ جنگِ نیابتی، تجزیهٔ واقعی یا شبه‌قومی، و وابستگیِ بلندمدتِ اقتصادی و سیاسی جایگزین می‌شود. پس «کشته‌سازی» نه فقط برای فشار روانی، که برای مهندسیِ صحنهٔ پس از مداخله مصرف می‌شود.

از منظرِ اجتماعی هم پیامدها ویران‌کننده‌اند: وقتی رسانه‌ها تعیین می‌کنند چه خون‌هایی دیده شوند و چه خون‌هایی دفن شوند، عدالتِ تاریخی و حافظهٔ جمعی دچار اختلال می‌شود؛ همدلی منتخب می‌گردد و سرمایهٔ نمادینِ خشونت به دستِ کسانی می‌افتد که کمترین تعلق به کشته‌ها دارند. نتیجهٔ عملی‌اش این است که مسئلهٔ اصلی — فساد و الیگارشی که بذر اعتراض را کاشته بود — در حاشیه می‌ماند و بازیگرانِ خارجی و داخلی می‌توانند از بحران بهره‌برداری کنند.

در کنار همهٔ این‌ها، نقشِ محرک‌های خارجی باید شفاف شود: برخی ایرانیانِ مقیم خارج، از موقعیت امن خارج، تشویق به خشونت و حتی درخواستِ مداخلهٔ نظامی می‌کنند؛ اما تجربهٔ جهانی نشان داده آن‌هایی که در خیابان‌های امنِ لندن یا برلین شعار می‌دهند، وقتی پلیسِ همان کشورها وارد عمل می‌شود، هزینهٔ رفتارشان را می‌پردازند و گاهی پناهندگی‌شان رد می‌شود، درحالی‌که آن‌کس که در خاک ایران باید بایستد و هزینهٔ تصمیم را بدهد، مردم عادی‌اند. این دوگانگیِ اخلاقی باید برای مخاطب روشن شود.


وظیفهٔ ما چیست؟

بازپس‌گیری روایت: تکرار عدد و روایتِ بدون سند نکنیم؛ سؤال بپرسیم، منبع بخواهیم، واقعیت میدانی را برجسته کنیم.

شکستن شوک عاطفی: سکوت نکنیم؛ حرف بزنیم، بنویسیم، در کانال‌ها و جمع‌های کوچک روایت عقلانی تولید کنیم.

مرزبندی روشن:
حتی اگر منتقد حکومتیم، صریح بایستیم و بگوییم هیچ قدرت خارجی حق دخالت در سرنوشت ایران را ندارد.

افشای مکانیسم دشمن: نشان بدهیم کشته‌سازی، عددسازی و تحریک عاطفی چگونه ابزار فشار و زمینه‌ساز مداخله می‌شود.

حفظ سرمایهٔ اجتماعی: اجازه ندهیم خون مردم ابزار معاملهٔ رسانه‌ای و ژئوپلیتیکی شود؛ صدای قربانیان واقعی باشیم، نه مصرف‌کنندهٔ خون آن‌ها.

این حد از کنش، نه هیجان‌زده است و نه منفعل؛ حداقلِ مسئولیتِ یک آدمِ آگاه در روزگار «اقتصادِ خون» است.

_صالح

@Nedayekhoon ✍️
👍1