أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ
«مىپنداريد كه به بهشت خواهيد رفت؛ و هنوز آنچه بر سر پيشينيان شما آمده، بر سر شما نيامده؟ به ايشان سختى و رنج رسيد و متزلزل شدند، تا آنجا كه پيامبر و مؤمنانى كه با او بودند، گفتند: پس يارى خدا كى خواهد رسيد؟ بدان كه يارى خدا نزديک است.»
سورۀ مبارکۀ بقره، آیۀ شریفۀ 214
👍10🫡1
یادداشتهای موزماهی pinned «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ…»
زندگی یک انت جنگل
یکی هم نوشته بود اخیرا میگن مبارزه با رانت.
بازدهی اجناس رفته بالا.
Forwarded from 🇮🇷 تایمِ لاین 🇮🇷 (سلمان معمار / گنجه - جنگ تحمیلی دوم 🇮🇷)
این غربگراها یاد گرفته اند چطور مردم رو فریب بدن، به آزادسازی میگن عدالت!
به دولت زدایی میگن مبارزه با رانت، به حذف یارانه میگن حذف تورم، به شوک درمانی میگن ایستادگی جلوی مفسدان.
و همه این بسته رو میگذارند در دهان کسی که ریش و انگشتر و جای مهر و حجاب و قرآن و نهج البلاغه داره.
بسته کامل اسب تروا.
به دولت زدایی میگن مبارزه با رانت، به حذف یارانه میگن حذف تورم، به شوک درمانی میگن ایستادگی جلوی مفسدان.
و همه این بسته رو میگذارند در دهان کسی که ریش و انگشتر و جای مهر و حجاب و قرآن و نهج البلاغه داره.
بسته کامل اسب تروا.
👍7👎1
Forwarded from 🇮🇷 تایمِ لاین 🇮🇷 (سلمان معمار / گنجه - جنگ تحمیلی دوم 🇮🇷)
🇮🇷 تایمِ لاین 🇮🇷
این غربگراها یاد گرفته اند چطور مردم رو فریب بدن، به آزادسازی میگن عدالت! به دولت زدایی میگن مبارزه با رانت، به حذف یارانه میگن حذف تورم، به شوک درمانی میگن ایستادگی جلوی مفسدان. و همه این بسته رو میگذارند در دهان کسی که ریش و انگشتر و جای مهر و حجاب و قرآن…
اینطوری میشه که دولت منتخب اتاق بازرگانی رو بعنوان مبارزه با دلالان جا میزنن.
👍4🫡1
🇮🇷 تایمِ لاین 🇮🇷
دولت منتخب اتاق بازرگانی
عجیبه که مردم گول حرف اینها رو بارها و بارها میخورن.
👍4🫡1
هان، به کجا گریزید؟ مفری شما را نیست! دریای موّاج در قفایتان میخروشد و لشکر خصم مقابلتان چون صخرهای سخت ایستاده. سوگند به خدای قهار که جز صبر و پایمردی شما را چارهای نمانده است.
دانید حال یتیم درماندۀ نشسته بر خوان لئیمان؟ ابتلای شما در این خاک از آن رنجبارتر است. دشمن رزمافزار بسیار گرد آورده و آذوقههای فراوان انباشته و شما در این سرزمینْ یاوری جز تیغ برهنۀ شمشیرهایتان نخواهید یافت، و توشهتان همانا آن است که از چنگ خصم به ضرب سیف ستانید.
اگر در این فاقه و افلاس روزگاری بمانید، همت از سینههایتان رخت بربندد و دلهایتان سست گردد؛ چنانکه بیم دشمن در جانتان خواهد نشست و دلیر و بیباک بر شما خواهد تاخت.
برخیزید و از فلاکت دست بشویید! اینک، شهری پر از نعمتها و غنائم برابرتان قد برافراشته است؛ قلعهای که ریشه در خاک غرور و کفر فرو برده. پس بر آن بتازید که مرگ بر فراز نیزهها خوشتر از زیست بهزبونیست و ذلت ملالتی ابدی خواهد بود که فرزندانتان را به زنجیر خواهد کشید. آیا پسندید که فرزندانتان تاج زبونی بر سر نهند و مردهریگ ذلت برچینند؟
امروز روز بازگشت نیست؛ یا پرافتخار گام در آن سرزمین خواهیم نهاد و یا با خون خود، نام بر سنگ ایام خواهیم نوشت. بکوشید که نصیبی جز آن شما را نخواهد بود.
دانید حال یتیم درماندۀ نشسته بر خوان لئیمان؟ ابتلای شما در این خاک از آن رنجبارتر است. دشمن رزمافزار بسیار گرد آورده و آذوقههای فراوان انباشته و شما در این سرزمینْ یاوری جز تیغ برهنۀ شمشیرهایتان نخواهید یافت، و توشهتان همانا آن است که از چنگ خصم به ضرب سیف ستانید.
اگر در این فاقه و افلاس روزگاری بمانید، همت از سینههایتان رخت بربندد و دلهایتان سست گردد؛ چنانکه بیم دشمن در جانتان خواهد نشست و دلیر و بیباک بر شما خواهد تاخت.
برخیزید و از فلاکت دست بشویید! اینک، شهری پر از نعمتها و غنائم برابرتان قد برافراشته است؛ قلعهای که ریشه در خاک غرور و کفر فرو برده. پس بر آن بتازید که مرگ بر فراز نیزهها خوشتر از زیست بهزبونیست و ذلت ملالتی ابدی خواهد بود که فرزندانتان را به زنجیر خواهد کشید. آیا پسندید که فرزندانتان تاج زبونی بر سر نهند و مردهریگ ذلت برچینند؟
امروز روز بازگشت نیست؛ یا پرافتخار گام در آن سرزمین خواهیم نهاد و یا با خون خود، نام بر سنگ ایام خواهیم نوشت. بکوشید که نصیبی جز آن شما را نخواهد بود.
🫡8👍1
یادداشتهای موزماهی
هان، به کجا گریزید؟ مفری شما را نیست! دریای موّاج در قفایتان میخروشد و لشکر خصم مقابلتان چون صخرهای سخت ایستاده. سوگند به خدای قهار که جز صبر و پایمردی شما را چارهای نمانده است. دانید حال یتیم درماندۀ نشسته بر خوان لئیمان؟ ابتلای شما در این خاک از آن رنجبارتر…
خطابۀ طارق بن زیاد در فتح اندلس.
🫡2👍1
Forwarded from یادداشتهای موزماهی
فاتحه و صلواتی بفرستیم نثار روح اموات و اهل قبور مسلمین، اجداد پدری و مادری، امام و شهدا علیالخصوص شهید عزیز و والامقام، خار چشم دشمنان اسلام، حاجحسین همدانی.
👍9🫡3
Forwarded from محمد مهدی فاطمی صدر
حرف آن است که لر وسط ندارد: یا لر مؤمن است یا لر کافر، یا خامنهییچی تا دم مرگ است یا پالانیچی است تا لب مرگ؛ یا امامقلی است یا شاهقلی. حرف آن است که لر یا سپید است یا سیاه؛ لر صورتی نداریم...
👍10🫡1
خوشترین لحظات نبود اینترنت، ندیدن پیامهای انگیزشی دولینگو بود؛ و سختترینش ازدسترفتن دورۀ توالی.
👎1
از همین تریبون هم بوسه میزنم بر دستانی که دشمنان اسلام و مسلمین رو نابود کردن.
🫡12👍5
همیشه طلبکارترین افراد وابسته به حکومت افتضاحترین نتیجهها رو گرفتن اما با همین ترفند از پاسخگویی شونه خالی کردن. از اون طرف، موفقترین جنبههای نظام همیشه در صف اول فحش و لگدخوردن بودن.
👍13🫡1
امام سجاد(ع) ۳۵ سال تقریباً حائز منصب امامت بودند و در این ۳۵ سال از اول تا به آخر یکسره مبارزه کردند... در این ۳۵ سال سه رشته کار را امام سجاد(ع) تعقیب کردند.
یکى از این سه محور، کار اصلى سیاسى امام سجاد(ع) بود که آن عبارت بود از تبیین مسئلۀ امامت. مردم با اینکه تازه از صدر اسلام جدا شده بودند و فاصلۀ زیادى نداشتند، مسئلۀ امامت را درست نمىشناختند و بهشدت در این مسئله دچار اشتباه و انحراف بودند؛ هم اشتباه در مفهوم «امام» و اینکه امام چه شرایطى دارد، چه جور آدمى میتواند امام و رهبر جامعه باشد، امام اصلاً چهکاره است در این جامعه؛ و هم بالنتیجه در مصداق امام که امام کیست، این را نمیدانستند... پس کار اول امام سجاد(ع) این بود که آرامآرام به صورت عمیق مفهوم امامت و مصداق امام را به خورد جامعۀ اسلامى بدهد... این کار اول که کار سیاسى است.
محور دوم، محور فکرى و عقیدتى و ایدئولوژیک بود؛ چون بنىامیه فکر مردم را و اسلام مورد ایمان مردم را هم خراب کرده بودند. اسلامى که در اختیار مردم در دوران امامسجاد قرار داشت، اسلام پیغمبر نبود. آنقدر تحریف و غلط و خلاف عمدى و سهوى در معارف اسلامى، در عقاید اسلامى، در احکام اسلامى، در مقررات اسلامى وارد کرده بودند که اگر احکام و معارف انحرافى آن روز را یک کتاب بکنیم، یک کتاب ضخیم خواهد شد. خلفا پول ریخته بودند، علماى وابستهى به دربارها حدیث جعل کرده بودند و فتوا داده بودند، مبلغین و قراء و وابستگان گوناگون و سرسپردههاى دستگاه هم این را در طول چندین سال در تمام اقطار اسلامى، مخصوصاً آنجاهایى که از مرکز اسلام فاصله داشتند، برده بودند؛ یک اسلام عوضىِ غلطِ مسخرهاى درست کرده بودند که امام سجاد(ع) باید آن را تصحیح میکرد. این کار هم کار خطرناکى بود؛ خطرش از کار اول کمتر نبود. آنجا با دستگاه سیاسى برخورد بود؛ اینجا، هم با دستگاه سیاسى، هم با دستگاه روحانى. اینجا است که امامسجاد(ع) به دعا متوسل میشد. صحیفۀ سجادیه مجموعۀ معارف اسلامى است؛ مثل نهجالبلاغه. کمتر کتاب مدون حدیثى را ما داریم که به قدر صحیفۀ سجادیه در آن معارف اسلامى باشد.
محور سوم عبارت بود از کار مبارزاتى و تشکیلاتى؛ یعنى جمعوجورکردن یاران خاص و شیعیان، متصلکردن آنها به یکدیگر، روحیهدادن به شیعیان مبارز، مانعشدن از جذب نیروهاى شیعه به دستگاههاى حاکم و به زندگى عافیتمآب؛ این هم یک کار بسیار دشوارى بود که امام سجاد(ع) انجام میدادند. اول اطراف حضرت سه نفر یا پنج نفر بودند، بعد یواشیواش همین چند نفر به عراق رفتند، به مصر رفتند، به یمن رفتند، در حجاز گشتند، به ایران آمدند، در اقطار عالم اسلامى مسافرت کردند، با افرادى که به حج مىآمدند، صحبت کردند، بحث کردند، ذهن آنها را روشن کردند و کار را به جایى رساندند که وقتى آن حضرت این دنیاى فانى را ترک میگفت، در تمام دنیاى اسلام آوازۀ امام و امامت و تفکر امامتِ خاندان پیغمبر پیچیده بود. یک عدهاى بهشدت معتقد بودند و پابند، عدهاى هم آنچنان اعتقادى نداشتند اما محبت خاندان پیغمبر در دل اینها جا گرفته بود. یعنى در مقابل همۀ تبلیغات پنجاهشصتسالۀ خاندان اموى تا زمان شهادت امام سجاد(ع)، یکتنه امام سجاد(ع) با یاران خود این تبلیغات را خنثى کرد.
آن چهرۀ مظلوم بىصداى سربهزیرِ منفعلى که از امام سجاد(ع) درست کردند، بهکلى برخلاف واقع است. چهرۀ حقیقى امام سجاد(ع) چهرۀ یک مبارزِ قهرمانِ خستگىناپذیرِ آشتىناپذیرِ پیگیرى است که با تدبیر تمام، با دقت کامل، راهها را مىشناسد و انتخاب میکند و به سمت هدفها این راهها را میپیماید؛ خودش خسته نمیشود و دشمن را خسته میکند.
خطبههای نماز جمعۀ تهران، 1365/07/04.
یکى از این سه محور، کار اصلى سیاسى امام سجاد(ع) بود که آن عبارت بود از تبیین مسئلۀ امامت. مردم با اینکه تازه از صدر اسلام جدا شده بودند و فاصلۀ زیادى نداشتند، مسئلۀ امامت را درست نمىشناختند و بهشدت در این مسئله دچار اشتباه و انحراف بودند؛ هم اشتباه در مفهوم «امام» و اینکه امام چه شرایطى دارد، چه جور آدمى میتواند امام و رهبر جامعه باشد، امام اصلاً چهکاره است در این جامعه؛ و هم بالنتیجه در مصداق امام که امام کیست، این را نمیدانستند... پس کار اول امام سجاد(ع) این بود که آرامآرام به صورت عمیق مفهوم امامت و مصداق امام را به خورد جامعۀ اسلامى بدهد... این کار اول که کار سیاسى است.
محور دوم، محور فکرى و عقیدتى و ایدئولوژیک بود؛ چون بنىامیه فکر مردم را و اسلام مورد ایمان مردم را هم خراب کرده بودند. اسلامى که در اختیار مردم در دوران امامسجاد قرار داشت، اسلام پیغمبر نبود. آنقدر تحریف و غلط و خلاف عمدى و سهوى در معارف اسلامى، در عقاید اسلامى، در احکام اسلامى، در مقررات اسلامى وارد کرده بودند که اگر احکام و معارف انحرافى آن روز را یک کتاب بکنیم، یک کتاب ضخیم خواهد شد. خلفا پول ریخته بودند، علماى وابستهى به دربارها حدیث جعل کرده بودند و فتوا داده بودند، مبلغین و قراء و وابستگان گوناگون و سرسپردههاى دستگاه هم این را در طول چندین سال در تمام اقطار اسلامى، مخصوصاً آنجاهایى که از مرکز اسلام فاصله داشتند، برده بودند؛ یک اسلام عوضىِ غلطِ مسخرهاى درست کرده بودند که امام سجاد(ع) باید آن را تصحیح میکرد. این کار هم کار خطرناکى بود؛ خطرش از کار اول کمتر نبود. آنجا با دستگاه سیاسى برخورد بود؛ اینجا، هم با دستگاه سیاسى، هم با دستگاه روحانى. اینجا است که امامسجاد(ع) به دعا متوسل میشد. صحیفۀ سجادیه مجموعۀ معارف اسلامى است؛ مثل نهجالبلاغه. کمتر کتاب مدون حدیثى را ما داریم که به قدر صحیفۀ سجادیه در آن معارف اسلامى باشد.
محور سوم عبارت بود از کار مبارزاتى و تشکیلاتى؛ یعنى جمعوجورکردن یاران خاص و شیعیان، متصلکردن آنها به یکدیگر، روحیهدادن به شیعیان مبارز، مانعشدن از جذب نیروهاى شیعه به دستگاههاى حاکم و به زندگى عافیتمآب؛ این هم یک کار بسیار دشوارى بود که امام سجاد(ع) انجام میدادند. اول اطراف حضرت سه نفر یا پنج نفر بودند، بعد یواشیواش همین چند نفر به عراق رفتند، به مصر رفتند، به یمن رفتند، در حجاز گشتند، به ایران آمدند، در اقطار عالم اسلامى مسافرت کردند، با افرادى که به حج مىآمدند، صحبت کردند، بحث کردند، ذهن آنها را روشن کردند و کار را به جایى رساندند که وقتى آن حضرت این دنیاى فانى را ترک میگفت، در تمام دنیاى اسلام آوازۀ امام و امامت و تفکر امامتِ خاندان پیغمبر پیچیده بود. یک عدهاى بهشدت معتقد بودند و پابند، عدهاى هم آنچنان اعتقادى نداشتند اما محبت خاندان پیغمبر در دل اینها جا گرفته بود. یعنى در مقابل همۀ تبلیغات پنجاهشصتسالۀ خاندان اموى تا زمان شهادت امام سجاد(ع)، یکتنه امام سجاد(ع) با یاران خود این تبلیغات را خنثى کرد.
آن چهرۀ مظلوم بىصداى سربهزیرِ منفعلى که از امام سجاد(ع) درست کردند، بهکلى برخلاف واقع است. چهرۀ حقیقى امام سجاد(ع) چهرۀ یک مبارزِ قهرمانِ خستگىناپذیرِ آشتىناپذیرِ پیگیرى است که با تدبیر تمام، با دقت کامل، راهها را مىشناسد و انتخاب میکند و به سمت هدفها این راهها را میپیماید؛ خودش خسته نمیشود و دشمن را خسته میکند.
خطبههای نماز جمعۀ تهران، 1365/07/04.
👍4🫡1