یادداشت‌های موزماهی
515 subscribers
1.3K photos
202 videos
4 files
212 links
Download Telegram
شعار درست و قهرمان مناسبی هم برای جنبش خودشان انتخاب کرده‌اند که جناب «رضاخان» است. خیلی انتخاب درستی است؛ چون ماجرای غرب‌زدگی در این جامعه اگرچه از اواسط قاجار شروع شد ولی هیچ‌گاه -قبل و بعد آن- اسطوره و نمادی در حد رضاخان پیدا نکرد که آرزو و آرمان این جریان را به طور کامل آشکار کند.

شناخت پهلوی اول، کمک می‌کند که هواداران امروزی‌اش را هم بهتر بشناسیم. در بین تمام نمادها و پرچم‌های غرب‌گرایی در دویست سال گذشته -از آخوندزاده و طالبوف تا ملکم‌خان و تقی‌زاده تا «رزم‌آرا» و «عَلَم» و «هویدا»- هیچ‌کدام به جامعیت و شفافیت رضاخانْ آرمان و ماهیت غرب‌زده‌ها را آشکار نمی‌کند.
در حقیقت، پهلوی اولْ تیر آخرِ جریان غرب‌گرا در ایران بود و این‌که بعداز هشتاد سال دوباره به او و مکتبش رجوع کرده‌اند، نشان می‌دهد برخلاف جریان ایران‌گرا که روند رو‌به‌جلو و بالنده‌ای دارد و از امیرکبیر تا حاج‌قاسم هر بار که با ترور و حذف مواجه شده پرچم بلندتری پیداکرده است، جریان غرب‌گرا از هشتاد سال پیش تاکنون درجا زده و نماد تازه و مهمی پیدا نکرده است.

از اکباتان تا کرج تا دانشگاه، خشونتی که در شورش سیاه می‌بینیمْ دقیقاً از سنخ خشونت رضاخانی‌ست؛ با همان سخافت و سبعیت. نباید از کنار این قضیه به‌راحتی عبور کرد. ما خیلی دربارۀ پهلوی‌ها سکوت کرده‌ایم؛ نه جنایاتشان درست روایت شده و نه مبنا و ماهیتشان را خوانش تئوریک کرده‌ایم. این شورش سیاه به‌مثابۀ کاریکاتوری از رضاخان، فرصت خوبی برای بازخوانی پهلوی‌هاست.
ایران در طول تاریخ، هرگز پادشاهی با دختر یا خواهرِ فاحشه نداشته است. این افتخاری‌ست که فقط بر تارک سلسلۀ پهلوی می‌درخشد.
دقیقاً همان‌چیزی که این روزها رسماً در فضای مجازی اعلام می‌کنند که: "هرکه از ناموس حرف بزند، از ما نیست و باید طرد شود". قاعدتاً شاهنشاهی که در خانه‌اش فاحشه تربیت می‌شود، باید هم از حُجب و عفت مادران ایرانی منزجر باشد و تفنگ بردارد برای چادرکشیدن از سر زنانی که نداشته‌های او را به رخش می‌کشند.
👍102
یادداشت‌های موزماهی
ایران در طول تاریخ، هرگز پادشاهی با دختر یا خواهرِ فاحشه نداشته است. این افتخاری‌ست که فقط بر تارک سلسلۀ پهلوی می‌درخشد.
ما پادشاه نالایق به‌وفور داشتیم، پادشاه ترسو هم کم نداشتیم، حتی پادشاهی که حقیقتاً خواجه هم بوده داشتیم، اما پادشاه زن و خواهر و مادرقحبه فقط مخصوص پهلویه.
👍17🫡2
Komiter
من معتقدم کاری که این تیم دارن انجام می‌دن یه کار فرهنگیِ بسیار تحسین برانگیز و خوبه و می‌ارزه به خیلی از کارهای کنداکتور پر کن.
کارشون چیه؟ خلاصه، می‌شینن شاهنامه رو به زیباترین و قشنگ‌ترین شکل ممکن به خورد مخاطب می‌دن.
چند تا زاویه دارم برای نگاه به این:
یک این‌که قشنگ‌ترین و زیباترین شکل به‌خورددادن شاهنامه یقیناً این نیست.
دو این‌که قصه‌گوییه و خب، حالا این این‌طور خواسته بگه. مخاطبش هم داره پس موفق بوده.
سه این‌که اون زمان که فردوسی این رو می‌گفته هدفش و فرمش چی بوده؟ تقریباً با دانسته‌های بنده این نقض غرض حکیم بوده. شنیدیم که فردوسی زبان رو پاسداری کرد، اما فقط زبان نبوده؛ فرهنگ، ارزش‌ها، سبک‌زندگی هم بوده. این نسبت خیلی دوری داره با شاهنامه، از این نظر.
👍19👎2
Forwarded from رِقاع
◾️مردم

مردم هرچه می‌گویند و می‌کنند بر حسب اتفاق است.


▫️افلاطون
▫️کریتون ۴۴

📄 @reqa_a
👍101
Forwarded from رِقاع
◾️صدای مردم

به آنان که پیوسته می‌گویند «صدای مردم صدای خداست» گوش فرا ندهید، زیرا گردن‌کشی گله همواره به جنون بسیار نزدیک است.


▫️آلکوئین
▫️نامه به شارلمان

📄 @reqa_a
👍7🫡1
Forwarded from فــالـق
صد و چهارده سال پیش، در چنین روزهایی (نهم دی‌ماه ۱۲۹۰ خورشیدی)، شهید میرزاعلی‌آقا تبریزی، مشهور به ثقه الاسلام، در کنسول‌خانۀ روس به دار آویخته‌ شد؛ به جرم مخالفت با حضور قوای اشغالگر روس در آذربایجان. روز اعدام او و هفت‌تن دیگر از مشروطه‌خواهان، برابر بود با عاشورای ۱۳۳۰ قمری.

ماجرای شهادت این روحانی بزرگوار، بسیار دلخراش است. «عصر روز نهم محرم ثقه الاسلام از خانه خود بیرون آمد تا به خانۀ دکتر علینقی‌خان برود. در ورودی کوچه، ودنسکی با یک افسر روسی از درشکه پایین آمد و پس از سلام به ثقه الاسلام گفت: کنسول روس سلام می‌رساند و می‌گوید جلسه‌ای در کنسول است، چند نفر دیگر هم هستند. شما هم تشریف بیاورید. ثقه الاسلام خواست با درشکۀ دیگری برود، ولی ودنسکی گفت این درشکه را کنسول فرستاده و بر این سوار شوید و ایشان را سوار بر آن درشکه کردند و به کنسول‌خانه بردند.

آن روز ضیاء العلما و صادق الملک و آقا محمدابراهیم تفقایچی و حسن قدیر و پسران علی سید را هم گرفته بودند… در باغ کنسول‌خانه، در روز دهم محرم، روس‌ها دستور دادند بر سر آنان ریخته، به کندن لباس‌های آنان پرداختند و جز پیراهن و زیرشلواری همه را از تنشان درآوردند. گویا شیخ سلیم ایستادگی می‌نماید. کریم سرخابی با قمه ضربه‌ای به بازوی او زد و او را زخمی کرد..ثقه الاسلام و برخی آهسته دعا می‌خواندند. ثقه الاسلام به همگی دلداری می‌داد و از هراس و غم ایشان می‌کاست. شیخ سلیم بی‌تابی‌ می‌کرد. ثقه الاسلام گفت: این بی‌تابی بهر چیست؟ ما را چه بهتر از این که در چنین روزی به دست دشمنان دین کشته شویم؟»

در روز اعدام که مصادف با عاشورا هم بود، مشروطه‌خواهان تبریز، هر چه به مردم التماس کردند که بیایید امروز مقابل کنسول‌خانۀ روس عزاداری کنیم تا روس‌ها بترسند و روحانی فاضل و مجاهد شهر را اعدام نکنند، افاقه نکرد.

یکی از مشروطه‌خواهان نزد سردستۀ مهم‌ترین هیئت قمه‌زنی تبریز رفت و گفت روس‌ها بیشتر از ۲۰۰ تفنگ‌چی در تبریز ندارند. شما چندهزار نفرید. نگذارید این عالم جلیل‌القدر را بکشند. سردستۀ قمه‌زنان گفت: آنها تفنگ دارند، آدم را می‌کشند.

اگر چه در شواهد تاریخی از واکنش دسته های عزاداری به این جنایت با وجود اختناق حاکم بر جامعه آن روز، اخباری مخابره نشده است اما آنچه مسلم است این عالم دینی در روز عاشورا و بدون اعتراض و تظاهرات مردمی علیه این اقدام جنایتکارانه به شهادت رسیده است.
👍5
یکی از اصلی‌ترین موانع بالغ‌شدن حزبل و انقلابی اینه که یه‌سری گزاره رو مدام می‌زنن تو سرشون و نمی‌ذارن این‌ها جریان و روندی مستقل بسازن. مثلاً توی همین قضیۀ پزشکیان، هی می‌گن "رهبر گفته حمایت پس شما غر نزنید و چیزی نگین". بعد وقتی هم شلوغ می‌شه، بسیجی و حزبل باید بره وسط. این‌ها مجموعاً این رو تقویت می‌کنن که هر کاری هرجایی از نظام و دولت می‌شه، بسیجی باید پاسخ‌گو باشه. حتی بسیجی باید با دولت پزشکیان این‌همان باشه. نمی‌شه که این‌طور. تو یا با ایدۀ پزشکیان و روحانی همراهی که بسیار هم عالی، گردن بگیر؛ یا نه، حرفی دیگه داری که خب از این فرصت‌ها استفاده کن و گفتمان، ارزش‌هات و... رو به مخاطب عرضه کن. همین می‌شه که بلندقلۀ حزبل الان این‌قدر کوتاه شده و دقیقاً به همین خاطره که اوایل انقلاب بزرگانی رو داشتند، چون اون زمان سال‌ها نقش مخالف‌خوان رو ایفا کرده بودن. الان مثلاً توی قصۀ معیشت و وضعیت اقتصاد، به جای این‌که این‌ها بیان کنن و نشون بدن که خودشون هم مطالبه دارن، با فاز "کمونیست نباشید، حمایت کنید" دارن حمالی اصلاح‌طلب‌ها رو می‌کنن. فرصت‌ها مثل ابر می‌گذرن، قدر نمی‌دونین مع‌الأسف.
👍14
یادداشت‌های موزماهی
یکی از اصلی‌ترین موانع بالغ‌شدن حزبل و انقلابی اینه که یه‌سری گزاره رو مدام می‌زنن تو سرشون و نمی‌ذارن این‌ها جریان و روندی مستقل بسازن. مثلاً توی همین قضیۀ پزشکیان، هی می‌گن "رهبر گفته حمایت پس شما غر نزنید و چیزی نگین". بعد وقتی هم شلوغ می‌شه، بسیجی و حزبل…
هوش مصنوعی مدل سخت‌پسندش رو نوشته:

تقابل «دین‌مداری توجیه‌گر» و «دین‌مداری آرمان‌گرا» در زیست سیاسی حزب‌الله
تفاوت بنیادینی میان دو رویکرد در مواجهه با قدرت و سیاست وجود دارد که مانع اصلی بلوغ جریان انقلابی است: «انفعال تشکیلاتی» در برابر «استقلال گفتمانی».
در رویکرد انفعال تشکیلاتی، نیروهای انقلابی نه به عنوان صاحبان «ارزش‌های فراتاریخی»، بلکه به مثابه کارگزاران اجراییِ هر تصمیمِ لحظه‌ای فهم می‌شوند. در این نگاه، گزاره‌هایی نظیر «حمایت از دولت» یا «تبعیت محض»، از یک «الزام زمانی» به یک «منبع ارزشی» تغییر ماهیت می‌دهند. اینجا دین و انقلابی‌گری، ابژه تفسیرشونده‌ای می‌شوند تا با ضرورت‌های سیاسی روز هم‌نوا گردند. نتیجه این استحاله مفهومی آن است که «بسیجی» ناچار است هویت خود را با هر دولتی —حتی دولتی با رویکرد پزشکیان یا روحانی— «این‌همان» پندارد. در این رویکرد، نیروهای انقلابی اعتبارشان را نه از آرمان‌هایشان، که از تأییدِ روندهای جاری می‌گیرند و در نتیجه، دعوی هدایت‌گری و نقد را از دست داده و به «حمالانِ سیاسیِ» رقیب بدل می‌شوند.
اما در رویکرد استقلال گفتمانی، ساختار قدرت و دولت‌ها نه منبع هنجار، بلکه «میدانِ تحقق» و مسأله‌اند. در اینجا، حمایت از کلیت نظام یک «الزام زمانی» و عقلانی است، اما ارزش‌ها و چارچوب‌های نظری، ثابت و فراتر از آمد و شدِ دولت‌ها باقی می‌مانند.
بسط این نگاه در وضعیت کنونی: بزرگ‌ترین مانع بلوغِ «حزبل»، ذبح کردن استقلالِ فکری در پایِ سوءتعبیر از ولایت‌پذیری است. وقتی با چوبِ «رهبر گفته حمایت کنید»، دهانِ نقد و مطالبه بسته می‌شود، جریان انقلابی از یک «جریان مستقلِ معناساز» به یک «سپرِ انسانی برای ناکارآمدی‌ها» تنزل می‌یابد.
نمی‌توان هم مدعیِ آرمان‌های عدالت‌خواهانه بود و هم به دلیلِ الزاماتِ سیاسی، مسئولیتِ تمام‌عیارِ دولتی را که در مبانی با آن زاویه دارید، بر عهده بگیرید. اگر با ایده رقیب همراهید که فبها؛ اما اگر حرفی نو دارید، چرا «بلندقله‌»های اندیشه‌تان را تا حد توجیهِ وضع موجود کوتاه کرده‌اید؟
بزرگانِ صدر انقلاب محصولِ سال‌ها ایستادن در موضعِ «مخالف‌خوانِ نظامِ سلطه» و تبیینِ دقیقِ مرزهای حق و باطل بودند. اما امروز، در قصه معیشت و اقتصاد، بخشی از بدنه انقلابی با برچسب زدن به منتقدان (مانند فازِ «کمونیست نباشید») عملاً به شعبه دومِ ستادهای رقیب تبدیل شده‌اند.
تاریخ لنزِ بی‌بنیانی برای رنگ عوض کردن نیست؛ بلکه صحنه اعمال عقلانیت دینی و انقلابی است. اگر جریان انقلابی نتواند میان «حمایت از کیان نظام» (به مثابه الزام) و «استقلال در مطالبه و عرضه گفتمان» (به مثابه ارزش) تفکیک قائل شود، فرصت‌های تاریخی را که «مرّ السحاب» می‌گذرند، از دست خواهد داد و مع‌الأسف به جای هدایت‌گری، به زائده‌ای در معادلات قدرت تبدیل خواهد شد.
👍2
Forwarded from Rahbarichan (ДунеКнигхт)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن جمهوری اسلامی باش که باید باشی²
👍4
Forwarded from Rahbarichan (ДунеКнигхт)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن جمهوری اسلامی باش که باید باشی³
👍3
یعنی نفوذی به قبر پدرش بخنده اینجوری سر ستیز داشته باشه با انقلاب. کدوم احمقیه که ندونه الان با ۹۸ و ۴۰۱ متفاوته؟ از روزی که تعداد تجمعات داشت کم می‌شد اجناس رو دوباره گرون کردن.
👍8
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ

«مى‌پنداريد كه به بهشت خواهيد رفت؛ و هنوز آنچه بر سر پيشينيان شما آمده، بر سر شما نيامده؟ به ايشان سختى و رنج رسيد و متزلزل شدند، تا آنجا كه پيامبر و مؤمنانى كه با او بودند، گفتند: پس يارى خدا كى خواهد رسيد؟ بدان كه يارى خدا نزديک است.»

سورۀ مبارکۀ بقره، آیۀ شریفۀ 214
👍10🫡1
یادداشت‌های موزماهی pinned «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ…»
یکی هم نوشته بود اخیرا میگن مبارزه با رانت.
👍5