یادداشتهای موزماهی
جای خالی را پر کنید:
دلار ... سم است.
دلار ... سم است.
از کارشناس اقتصادی، حسین درودیان خواستیم که نظرشون رو در این باره اعلام کنن:
👎1
خوشبختانه عقلانیت کشور هم به تأسی از کارشناسان به این نتیجه رسید و الان گلابیهاش به مردم فروخته میشه.
👍4🫡1
یادداشتهای موزماهی
دلیل سستنکردن ابرقدرتها از ما چیست؟
حالا یک آیندهپژوهی هم داشته باشیم از روندی که قراره توی حوزهٔ سیاسی و نظامی تکمیل بشه.
👍6✍1
ایشون که صاحب نظریهٔ مشعشع گوشت و ماهی به جای مرغ و تخممرغ هستن، میانگین کارشناسان و تصمیمسازها هستن. اتفاقاً توی اون جهانبینی، تو اون دستگاه فکری، عالی دارن عمل میکنن. حذف مؤلفههای انقلابیمقاومتی از ایران. حل کشور در هاضمهٔ جهانی. بدلشدن به مجمع اختگان. پذیرفتن موجودیت اسرائیل. سنجیدن رشد با تعداد مال بر استان، کاباره بر شهر، کافه بر روستا.
👍8🫡1
دولت و حکومت با نظرات دوستان اینقدر کوچیک و ناتوان شده، زورش نمیرسه پول رو از زیرمجموعههاش بگیره. حکومت اشکانیان این قدر کانون قدرت نداشت که الان ما داریم. هر خری در هر نقطهای حکومتکی به هم زده. مشخصه که تصمیمگیری سخت میشه. مشخصه که مملکت همرنگ حبیب میشه. خصوصیسازی رو کردن به زمین خلوتشون، خودشون خوردن، سگتولههاشون رو هم به عنوان کارشناس و فعال اجتماعی پروار میکنن، میندازن به ملت.
👍18🫡1
لعنت خدا به شما اون روزی که متولد شدید، اون روزی که از دنیا میرید و اون روزی که برانگیخته میشید.
👍14🫡1
Komiter
جرعت
تو که فرسته رو مینویسی، دیگه ننویس جرعت. میخواستم بابت اون ازت تقدیر کنم که معالأسف چشم عیبجوم این رو دید.
👍4
توییتر فارسی
واژههایی مثل کالابرگ، دهک، معیشت، سبد کالا، سفره مردم و ... بوی فقر میدن، نمیخوام بشنوم. 😭
از خودت بدت نیاد. خودت رو قبول کن. خودباخته نباش. از ماچا، کافه، اکس و نکست، دموکراسی، آرنت، اقتصاد آزاد، دلال، کارآفرین خودساخته و... بدت بیاد. از فریبی که هربار ثروتمندها بهت میدن بدت بیاد. از اینکه ایلان ماسک رو دوست داری بدت بیاد. از اینکه از سبکزندگی اونها خوشت میآد بدت بیاد.
👍30🫡2
Komiter
اتفاقا منم قصد داشتم امروز به اینکه اصلا میدونی حبیب کیه و چیه و از ساختهی اون مردک ادایی با اون کار حمایت کردی گیر بدم که دیدم لری و چشم پوشی کردم.
علیرغم صحت گفتههات دربارهٔ اداییبودن اون فرد کذا، اما اون اثر دوستداشتنی و خوبه.
Forwarded from |حِسآر|
خاورمیانهای کله سیاه، همواره مایل به گول خوردن از طرف قشر سرمایهدار بوده و هست. گول رو به مثابه نون شب توی اکسپلور و اخبار فلان بازیگر و بلاگر میل میکنه. و این رو مسیری در جهت تلاش نکردن، ادامه زیست انگلی و خر بودنش در هر زمانی میبینه و با جمله «جوونیمون رفت» مالهای به بلندای تاریخ روی همهٔ احمالهای زندگیش میکشه.
👍23🫡1
کذاب الیزیدی رو روغنمال کنید و به پای خدای اقتصاد آزاد بسوزونیدش تا شاید خشمش فروکش کنه.
👍2
دیگه اما از این به بعد فقط بساط کباب ماهی و گوشت. چی بود مرغ و تخممرغ، تستسترون رو ازمون گرفته بود.
👍3
روغن خومونی چیست؟ روغن خودمانی. در غرب کشور به روغن محلی گفته میشود. از مال و دنیا گرفته میشود.
👍3
Forwarded from یادداشتهای مُعَوَّجْ (...)
ما رسانه معتبر و نامعتبر نداریم! رسانه قدرتمند و ضعیف داریم... رسانه اکثریت و اقلیت...
👍3
کسانی که چهل سال است برای آرزوهای ناکامشان روزشماری میکنند و نظام -طبق پیشبینیهایشان تابهحال- بارهاوبارها در دهۀ شصت، هفتاد، هشتاد و نود سقوط کرده است، چطور میتوانند به دیگران پُز «واقعبینی» بفروشند و به ما تصویر درستی از واقعیت بدهند؟
ماجراهای اخیر از زاویۀ تاریخی و معرفتی، تازگی ندارد. البته مثل دفعات قبل، میگویند "نه! این بار اتفاق متفاوتی افتاده است". بعضی از جوانها را نشان میدهند که: "ببینید اینها دارند قِر میدهند یا فحش میدهند، پس دیگر معلوم شد انقلاب شکست خورده است و نظام آیندهای ندارد"
یادمان بیاید در اوج دفاع مقدس و در سالهایی که دویستهزار شهید دادیم، یک اقلیتی در جامعه بود که همان زمان فسقش را داشت، دلبستگیاش به غرب را داشت، آرمانشهرش یک دنیای غربزدۀ بیهویتِ بیآرمان بود؛ ظهور هم داشتند در جامعه و اینطور نیست که اینها سابقهای در جامعه نداشته باشد. در دهۀ هشتاد بوده، در دهۀ هفتاد بوده، در دهۀ شصت هم بوده.
«ناصر ابدام» را یادمان رفته که در دهۀ شصت، بهخاطر امربهمعروف چاقو خورد و شهید شد؟
در دهۀ هفتاد، ماجرای «شاهرخ و سمیه» و «جنایت خیابان گاندی» همین ناهنجاریهای ناشی از درگیرشدن نوجوانها در فضاهای مدرن را با شدتی بیشتر از الان منعکس میکرد.
یادمان رفته بعضیها بعداز دوم خرداد ۷۶، در تحلیل جامعهشناختی توهمیشان چنان به شوق آمده بودند که به دنبال رسمیتبخشی به «تظاهرات علیه خدا» بودند و فکر میکردند جامعۀ ایرانی آنقدر مدرن شده که میشود وارد بازخوانی انتقادی علیه عاشورایش کرد و در انتهای دورۀ خاتمی خودشان مجبور شدند رأیهایی را بشمرند که به «... والْمُسْتَشْهَدینَ بَیْنَ یَدَیْه» داده شده بود.
در دهۀ نود، شهید علی خلیلی را بهخاطر امربهمعروف نکشتند؟ ماجرای «گروه سگهای زرد» بازتاب همین نوع سبک زندگی و دلبستگیهای مدرن در بین گروهی از نوجوانان و جوانان بود. رقاصی بعداز برجام در میدان ونک و تجریش با دلار هزار تومانی هم که یادمان نرفته است.
👍8🫡1
شعار درست و قهرمان مناسبی هم برای جنبش خودشان انتخاب کردهاند که جناب «رضاخان» است. خیلی انتخاب درستی است؛ چون ماجرای غربزدگی در این جامعه اگرچه از اواسط قاجار شروع شد ولی هیچگاه -قبل و بعد آن- اسطوره و نمادی در حد رضاخان پیدا نکرد که آرزو و آرمان این جریان را به طور کامل آشکار کند.
شناخت پهلوی اول، کمک میکند که هواداران امروزیاش را هم بهتر بشناسیم. در بین تمام نمادها و پرچمهای غربگرایی در دویست سال گذشته -از آخوندزاده و طالبوف تا ملکمخان و تقیزاده تا «رزمآرا» و «عَلَم» و «هویدا»- هیچکدام به جامعیت و شفافیت رضاخانْ آرمان و ماهیت غربزدهها را آشکار نمیکند.
در حقیقت، پهلوی اولْ تیر آخرِ جریان غربگرا در ایران بود و اینکه بعداز هشتاد سال دوباره به او و مکتبش رجوع کردهاند، نشان میدهد برخلاف جریان ایرانگرا که روند روبهجلو و بالندهای دارد و از امیرکبیر تا حاجقاسم هر بار که با ترور و حذف مواجه شده پرچم بلندتری پیداکرده است، جریان غربگرا از هشتاد سال پیش تاکنون درجا زده و نماد تازه و مهمی پیدا نکرده است.
از اکباتان تا کرج تا دانشگاه، خشونتی که در شورش سیاه میبینیمْ دقیقاً از سنخ خشونت رضاخانیست؛ با همان سخافت و سبعیت. نباید از کنار این قضیه بهراحتی عبور کرد. ما خیلی دربارۀ پهلویها سکوت کردهایم؛ نه جنایاتشان درست روایت شده و نه مبنا و ماهیتشان را خوانش تئوریک کردهایم. این شورش سیاه بهمثابۀ کاریکاتوری از رضاخان، فرصت خوبی برای بازخوانی پهلویهاست.
ایران در طول تاریخ، هرگز پادشاهی با دختر یا خواهرِ فاحشه نداشته است. این افتخاریست که فقط بر تارک سلسلۀ پهلوی میدرخشد.
دقیقاً همانچیزی که این روزها رسماً در فضای مجازی اعلام میکنند که: "هرکه از ناموس حرف بزند، از ما نیست و باید طرد شود". قاعدتاً شاهنشاهی که در خانهاش فاحشه تربیت میشود، باید هم از حُجب و عفت مادران ایرانی منزجر باشد و تفنگ بردارد برای چادرکشیدن از سر زنانی که نداشتههای او را به رخش میکشند.
👍10✍2