یادداشت‌های موزماهی
515 subscribers
1.3K photos
202 videos
4 files
212 links
Download Telegram
Forwarded from |نیوک‌لیدر| (حسام‌الدین ابوالحسنی🇮🇷)
امیر قطر الان:
خب! جاء و ضرب...
👍3
عن أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علي (عليه السَّلام):‏ لَمَّا وُلِدَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عَلَيه وَآله ألقيت الْأَصْنَامُ‏ فِي الْكَعْبَةِ عَلَى وُجُوهِهَا، فَلَمَّا أَمْسَى سُمِعَ صَيْحَةٌ مِنَ السَّمَاءِ: جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً.
- مناقب آل ابی‌طالب
👍1
امروز چند سپتامبریم؟ اون ولد حروم جهود گفته بود تا نهم؟
1
بچه‌ها نمی‌ذارن حرف اون‌ها قضا شه، حرف ولی‌فقیه زیاد مهم نیست از نظرشون.
👍1
Forwarded from قَبَسَاتٍ | مُح‌ق (محمد مهدی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
السلام علیک یا رسوال الله
السلام علیک یا خیر خلق الله
السلام علیک یا رحمة للعالمین
السلام علیک یا مولانا و مقتدانا و قائدنا
👍2🫡1
قرآن روایت تکرارشوندۀ انتخاب مخلوقات بین طغیان و بندگیه.
👍7
یادداشت‌های موزماهی
هر قصه از میانۀ طغیان و ضلالت شروع می‌شه، جز احتمالاً یوسف.
غالب این‌طور تموم می‌شن که طغیان‌گران نابود شدن و مؤمنین نجات یافتن؛ تویی که این رو می‌خونی، درس گرفتی؟
🫡2👍1
می‌دانم رسم این است که پس از ملاقات با یا یک مقام مملکتی، معمولاً شرح خوشایندی از ‌ماجرا بدهند. البته شاید نظرم عوض شود، ولی از نزد رضاشاه که برگشتم، ایمان داشتم مردی که ملاقات کرده بودم ‌چند قدم بیشتر با توحش فاصله ندارد؛ و اینکه با نوعی تیزهوشی حیوانی و نبوغ بدوی بر ارتش تسلط یافته و از ‌همین طریق به مقام سلطنت رسیده است. او همه اینها را برای اهداف شخصی‌اش به کار گرفته است، که باید ‌بگویم چندان هم به نفع ایران و یا مردمش نیست؛ بلکه فقط برای تقدس و عظمت بخشیدن به شخص خودش ‌بوده است. دبدبه و کبکبه، و املاک تقریباً نامحدودی که خریداری یا مصادره کرده، تأییدی بر این ‌ادعاست. این املاک در مناطقی واقع است که شاه انتظار دارد بر اثر کشیدن خط‌آهن به سرعت ترقی کند.‌

۲۲ بهمن ۱۳۰۸


از خاطرات چارلز. سی. هارت، وزیر مختار آمریکا(۱۹۳۳-۱۹۳۰) در ایران.

#چارلز_هارت
👍2
خاطرات و خطرات
می‌دانم رسم این است که پس از ملاقات با یا یک مقام مملکتی، معمولاً شرح خوشایندی از ‌ماجرا بدهند. البته شاید نظرم عوض شود، ولی از نزد رضاشاه که برگشتم، ایمان داشتم مردی که ملاقات کرده بودم ‌چند قدم بیشتر با توحش فاصله ندارد؛ و اینکه با نوعی تیزهوشی حیوانی و…
رئیس‌جمهورهامون رو از ابتدا در نظر بگیریم. فرض کنیم اصلاً ساختار جمهوریتی وجود نداشته باشه. این‌ها افرادی بودن که بتونن توی یک وضعیت شلم‌شوربا و در تقابل با بی‌عرضه‌ترین شاه‌های مملکت -رضاخان، ممرضا، شاه سلطان‌حسین، کریم‌خان و...- بر اون‌ها فائق بشن و ریاست مملکت رو در دست بگیرن؟ در تقابل با بزرگانی مثل سید بزرگوار، شاه عباس کبیر، نادر و آقامحمدخان چی؟
یادداشت‌های موزماهی
مثلاً یوگی اگه زمان شاه عباس بود، چه جایگاهی داشت؟ یا مثلاً پیش سید می‌گفت که امتیاز زن سنی از مرد شیعه بیش‌تره، چه اتفاقی ممکن بود براش بیفته؟
ظریف رو می‌فرستادن گمبرون رو بگیره، برمی‌گشت می‌گفت اشغالش پایان یافته، فتح‌الفتوح کردیم، فقط اون‌ها همین‌طوری اون‌جا موندن. شاه هم صد سکه به‌ش می‌داد. الان هم اون‌جا احتمالاً دست عرب‌ها بود.
👍2
Forwarded from دانشطلب
برنده‌های اندک، از فقر بیایند یا ثروت؟

وقتی از رتبه‌های کنکور یا سهم محرومان در دانشگاه حرف می‌زنند سه نکته را باید مد نظر داشته باشیم: یک - همیشه عده کمی از طبقه پایین به موفقیت‌های تحصیلی می‌رسند. دو -  فقط بخشی از آنها موفقیت‌شان صورت اقتصادی هم پیدا می‌کند. سه - موفق‌هایی که در گذشته فقیر بودند سود چندانی به طبقه قبلی‌شان نمی‌رسانند.

جابجایی طبقاتی برای بخشی از محرومین خیلی امر مهم و تأثیرگذاری نیست والا پیش‌تر که شانس رسیدن به دانشگاه و ثروت برای فقرا و متوسط‌ها فراهم‌تر بود باید شاهد بهبود در شرایط اجتماعی می‌بودیم اما، برنده‌های تازه معمولا به هواداران دوآتشه برای منافع طبقه جدیدشان تبدیل می‌شوند نه عناصری طالب عدالت و مساوات.

خیلی از برنده‌ها دوست دارند از بُردشان همراه با برتری طبقاتی لذت ببرند نه اینکه برای کم شدن فاصله‌ها تلاش کنند. چون توانسته‌اند خودشان را از مسیری سخت بالا بکشند ترجیح می‌دهند به تفاوت‌شان با دیگران افزوده شود تا موفقیت‌شان بیشتر به چشم بیاید. بازتولید نابرابری برای آنها مزیت و منزلت به حساب می‌آید.

برکشیدن استعدادهای برتر پیش از مدرنیته هم سابقه داشت. خانواده‌های اشرافی مثلا فرزندان مستعد در رعیت را کشف و حمایت می‌کردند، لوازم پیشرفت‌شان مهیا می‌شد تا به تثبیت همان نظم و ساختار کمک کنند. استعدادیابی در دوره مدرن گسترش یافته اما وقتی فاصله طبقاتی شدید یا جاافتاده باشد اثر چندانی نمی‌گذارد.

اگر ساز و‌کار اقتصاد چنین باشد که یک اقلیت از سایرین بهره بکشند، برای اکثریت فرقی ندارد که آن گروه کوچک از خانواده‌های ثروتمند بیایند یا فقیر. اگر دانشگاه در خدمت ساخت طبقاتی باشد یا سرمایه‌داری و استثمار را تنها مسیر پیشرفت جا بزند، چه تفاوتی دارد که برنده‌هایش از روستا بیایند یا مناطق شهری و مرفه؟

دامن زدن به اهمیت رتبه‌های کنکور یا سهم محروم‌ها در دانشگاه، بدون توجه به ساخت اجتماعی و اینکه دانشگاه به کدام جهت می‌رود یا خروجی‌هایش چه دیدگاهی دارند، جز باد زدن به «داستان‌های موفقیت» اثری ندارد، روایت‌هایی که اصولا فردگرا و لیبرالی هستند نه عدالت‌گرا و اجتماعی. رسانه باید مردم را از این فریب آگاه کند.

@daneshtalab1
👍2
Forwarded from قَبَسَاتٍ | مُح‌ق (محمد مهدی)
در کشوری زندگی می‌کنیم که مجلسش برای استیفای حقوق کشور، قانون تصویب‌ می‌کند؛ بعد شعام و واخ به همان قانون بول می‌کنند!
مجلس چه می‌کند؟ با علم به بولی شدن قانونش به تعطیلات سالانه‌ش می‌رود.

لطفا نیاید بگید مسؤلین فلانن و بهمانن، این‌ها عصاره‌ی فضائل ملت اند.
👍9
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
خب حالا کنسرتاتونو رفتید؟ نانای هاتونو وسط لمیز کردید؟ ماشین خارجیا و آیفوناتونو خریدید؟

حالا آماده بشید برای موج جدید حملات به تبریز و تهران و شهر های غربی
👍4
خط‌آهن ۸۶۵ مایلی که قرار است ۱۶۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد، تقریباً سه برابر درآمد سالانۀ ایران، یعنی گران‌تر از تمام مستحدثات مدرن دیگر هزینه در بر خواهد داشت. این خط‌آهن به شکل دقیقی از تمام شهرهای بزرگ ایران به جز تهران عبور نمی‌کند! مهندسان خارجی که به این استراتژی علاقه‌ای نداشتند، با پوزخند گفتند که این راه‌آهن «از هیچ‌جا به هیچ‌جا» می‌رود. چند صد مایل ابتدایی اسباب‌بازی گران‌قیمت ریلی شاه با مالیات سنگین بر چای، نوشیدنی محبوب ایرانیان، تأمین اعتبار شد. وقتی که این مالیات نتوانست پولی کافی برای این کار فراهم کند، حجم زیادی از ذخایر نقره ایران فروخته شد. ریال ایران بیش از نیمی از ارزش خود را از دست داد (امروز در حدود ۶ و نیم سنت ارزش دارد)، که منجر به ایجاد انحصارات دولتی در واردات و صادرات، ممنوعیت ورود یا خروج پول کاغذی یا نقرۀ ایران شد. قیمت مواد غذایی دو برابر و مالیات سه برابر شد. برای تحقق تعهدات تسویه حساب، مقادیر زیادی غلات، برنج، میوه‌های خشک، که برخی از آن‌ها برای مصرف داخلی مورد نیاز بودند، صادر شد. در یک منطقه، اعلی‌حضرت امر کرد که به جای گندم، پنبه کشت شود! در پی خشکسالی محصول پنبه از بین رفت و در اتفاقی ناگوارتر، بازار جهانی پنبه در آن زمان سقوط کرد. برای تودۀ مردم ایران این به معنای محرومیت شدید، و برای بازدیدکنندگان خارجی صحنه‌هایی که در روستاهای ایران می‌دیدند تکان‌دهنده بود.


از گزارش مجله TIME
۲۵ آوریل ۱۹۳۸

#متفرقه
👍3
یکی از چیزهایی که در مورد جلیلی گفته میشه اینکه پیشنهاد شد بیاد یک استانداری به او داده بشه و او کار کنه و ایده هاش رو اجرا کنه و نچ نچ چه ادم فلان و بهمانی.

فکر میکنم کسانی که این حرف رو میزنن در واقع نقطه اختلاف و جدایی جلیلی از پارادایم حاکم بر مملکت رو درک نکردن (خوشبینانه)

این پیشنهاد‌ها (در نگاه خوشبینانه) بر این فرض بنا شده که نقد های جلیلی مدیریتی و فنی است و شاید با خودشون فکر میکنن این پیشنهاد‌ها فرصتی برای جلیلی در مدیریت اجرایی در مقایسی کوچکتر خواهد بود تا درستی یا نادرستی دیدگاه‌هایش را به محک بگذارد. یعنی فکر میکنند مسئله او در سطح روش اداره و کارامدی اجرایی است.

ولی نقد های جلیلی منشا پارادایمی و هستی شناختی داره. او اساسا با مفروضات ذهنی و معرفتی طیف حاکم زاویه داره. جلیلی نه صرفا به کارکرد‌ها و نتایج بلکه به مبانی فکری، جهت‌گیری ارزشی و تعریف مسئله در گفتمان حاکم نقد داره.

جلیلی نه به چگونگی ادارهٔ سازمان‌ها یا دستگاه‌ها، بلکه به این‌که اصولاً چه چیزی مسئله است، چه چیزی اولویت است و بر اساس چه ارزش‌ها و مفروضاتی باید مسیر توسعه و حکمرانی تعریف شود
وقتی شما در این سطح نقد وارد میکنی پذیرش مسئولیت اجرایی محدود عملا به معنای ورود به بازی سیاسی است که او اصول و قواعدش رو محل اشکال می‌دونه. بنابراین اینطور پیشنهادها نه فرصت برای جلیلی بلکه مصرف شدن او در چارچوب دیگران است و در بدترین حالت خیانت جلیلی به جلیلی خواهد بود.

نکته دیگر این است که امتناع او از پذیرفتن این پینشهادها نشان دهنده اینکه او نسبت به جایگاه پارادایمی‌اش آگاه است و حاضر نیست اون رو با یک نقش اجرایی محدود معامله کنه. او یک تکنوکرات یا مدیر اجرایی نیست بلکه یک گفتمان بدیل و یک راه دوم است.

مسئله جلیلی در اصل سطح تعارض است؛ او در سطح گفتمان و پارادایم تعارض داره نه در سطح تکنیک و اجرا.
از نظر من جلیلی تنها جریان اپوزیسیون واقعی در جمهوری اسلامی است، اپوزیسیونی برای پارادایم حاکم. جلیلی در حال بازنمایی نوعی اپوزیسیون معرفتی است که در تقابل با جریان سرمایه‌پرستِ سکولار قرار میگیرد. او نه اپوزیسیون سیاسی به معنای تغییر رژیم، بلکه اپوزیسیون نسبت به مفروضات مسلط در خط‌مشی گذاری و حکمرانی است.

اما سوال و درخواست صحیح از جلیلی برای طرفدارانش این خواهد بود که او چقدر توانسته بدیل پارادایمی خود را به زبان برنامه و خط‌مشی قابل اجرا ترجمه کند؟
👍9👎1
یکی از سلاح‌های خطرناک ایادی شیطان «گفتگو» است: «آیا فکر می‌کنید اسرائیل در حال نسل‌کشی است؟ بیاید درباره‌اش گفتگو کنیم. آیا فکر می‌کنید همجنسبازی بد است؟ بیایید درباره‌اش گفتگو کنیم. آیا فکر می‌کنید سقط جنین عامل انحطاط خانواده است؟ بیایید درباره‌اش گفتگو کنیم».

ما با شما منحط‌ترین و شیطانی‌ترین نیروی تاریخ بشریت گفتگویی نداریم.
👍18