Forwarded from 🇮🇷 تایمِ لاین 🇮🇷 (سلمان معمار / گنجه - جنگ تحمیلی دوم 🇮🇷)
الله اکبر!
حجم دیاثت رو ببین
(محتوای منافی عفت)
حجم دیاثت رو ببین
(محتوای منافی عفت)
👍5
Forwarded from آماج
⚪
ولی چون آنها همچنان از او سؤال میکردند، عیسی سر بلند کرد و بدیشان گفت: «از میان شما، هر آن کس که بیگناه است، نخستین سنگ را به او بزند.» ... با شنیدن این سخن، آنها یکایک، از بزرگترین شروع کرده، آنجا را ترک گفتند...
عهد جدید ، کتاب یوحنا، باب ۸
...............
🔻در ماجرای برجام و ماشه، تنها هویت استعمارستیز و استقلال طلب کشور، یعنی همین «حزباللهی مستضعف» است که دامنِ پاک دارد. همانی که جلوی مجلس «تحصن» کرد و به سفارشی سیاسی بساطش برچیده شد و یا آنی که در حرم حضرت معصومه به اعتراض نشسته بود و به دستوری امنیتی در همان حرم از گزمه حکومتی کتک خورد.
این مستضعفین هنوز هم علیه معصیت های فراوان ائتلاف نامقدس کارگزاران نظام مقدس ، تحصن میکنند. هنوز مامور به آنها حمله میکند. هنوز شعله استقلال و دیانت را در برابر تندباد «تصمیم قوه عاقله نظام» حفاظت میکنند و اسم خود را پای هیچ قرارداد استعماری نمیبرند. نه مصوبه برجام نه مصوبه حفظ انسجام اجتماعی با الغای اسلام شعام.
برجام یکی از دهها معصیت وفاقی نظام سیاسی ماست. روحانی سنگ نخواهد خورد، جز اندکی، همه گناهکارند. همه.
⚪ @bagheri_amaaj
ولی چون آنها همچنان از او سؤال میکردند، عیسی سر بلند کرد و بدیشان گفت: «از میان شما، هر آن کس که بیگناه است، نخستین سنگ را به او بزند.» ... با شنیدن این سخن، آنها یکایک، از بزرگترین شروع کرده، آنجا را ترک گفتند...
عهد جدید ، کتاب یوحنا، باب ۸
...............
🔻در ماجرای برجام و ماشه، تنها هویت استعمارستیز و استقلال طلب کشور، یعنی همین «حزباللهی مستضعف» است که دامنِ پاک دارد. همانی که جلوی مجلس «تحصن» کرد و به سفارشی سیاسی بساطش برچیده شد و یا آنی که در حرم حضرت معصومه به اعتراض نشسته بود و به دستوری امنیتی در همان حرم از گزمه حکومتی کتک خورد.
این مستضعفین هنوز هم علیه معصیت های فراوان ائتلاف نامقدس کارگزاران نظام مقدس ، تحصن میکنند. هنوز مامور به آنها حمله میکند. هنوز شعله استقلال و دیانت را در برابر تندباد «تصمیم قوه عاقله نظام» حفاظت میکنند و اسم خود را پای هیچ قرارداد استعماری نمیبرند. نه مصوبه برجام نه مصوبه حفظ انسجام اجتماعی با الغای اسلام شعام.
برجام یکی از دهها معصیت وفاقی نظام سیاسی ماست. روحانی سنگ نخواهد خورد، جز اندکی، همه گناهکارند. همه.
⚪ @bagheri_amaaj
👍4
Forwarded from آماج
آماج
⚪ ولی چون آنها همچنان از او سؤال میکردند، عیسی سر بلند کرد و بدیشان گفت: «از میان شما، هر آن کس که بیگناه است، نخستین سنگ را به او بزند.» ... با شنیدن این سخن، آنها یکایک، از بزرگترین شروع کرده، آنجا را ترک گفتند... عهد جدید ، کتاب یوحنا، باب ۸ ...............…
⚪
اینها خواستند از بسیجی پابرهنه خمینی انسان زدایی کنند، پس گفتند «ایتاییها»
اما خب، حتی به همان زبان نیز، باز برای هزارمین بار
ایتایی ها ۱
عقلای نظام ۰
اینها خواستند از بسیجی پابرهنه خمینی انسان زدایی کنند، پس گفتند «ایتاییها»
اما خب، حتی به همان زبان نیز، باز برای هزارمین بار
ایتایی ها ۱
عقلای نظام ۰
👍5
این افراد غالباً وسط لحاف را برای خوابیدن انتخاب میکنند، به قرارگیری بین دو گروه علاقۀ وافری دارند، خود را عقلا میخوانند، در خلوت خود شیفتۀ حضور در بین لامذهبها هستند -البته با دوربین- که بگویند "بله، کار فرهنگی تمیز!" اما تا به این لحظه حتی یک فقره موفقیت نداشتهاند و فقط افراد را از انقلابیگری به ماکارونی، ایرانمال، خلبانی و سیسمونی سوق دادهاند، بعضیهایشان «رضا رشیدپور» را خیلی بااصالت میدانند، آقاهای اکثرشان در تمام عمر مفتخوری کردهاند اما مدام فاز میلیونرهای خودساختۀ باشگاه پنج صبحیها را میگیرند و به کارمندی و سیاستهای حمایتی لگد میزنند و در فرصتهای مختلف در پی گرانکردن بنزین و چیزهای دیگر هستند و آبان 98 را «فتنۀ بنزین» میخوانند.
👍13👎1
Forwarded from منطقه جهاد کبیر_The Great Jihad zone (зови меня мобин)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🫡11
... الْمُحْتَجَبِ عَنْ أَعْيُنِ الظَّالِمِينَ وَالْمُغَيَّبِ عَنْ دَوْلَةِ الْفَاسِقِينَ وَالْمُعِيدِ رَبُّنا بِهِ الْإِسْلامَ جَدِيداً بَعْدَ الانْطِماسِ وَالْقُرْآنَ غَضّاً بَعْدَ الانْدِرَاس
آن که از دید ستمکاران پوشیده و از دسترس بدکاران پنهان است، بزرگواری که پروردگارمان اسلام را بهوسیلۀ او پس از نابودی دوباره تازه گرداند و قرآن را پس از کهنگی بازآورد.
👍7
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهید عزیز و سرافراز مقاومت
🫡9👍2
یادداشتهای موزماهی
توی یه کشور اسلامی داشتن «باغ وحش» درسته؟
به سیاقش میخوره اولین بار یک استعمارگر سودجوی مصرفگرا دلش میخواسته یه فضایی ویژه و کمنظیر برای فخرفروختن و خودبرتربینیش داشته باشه.
بهطور کلی آیا کشور مسلمان، ملت مسلمان، فرد مسلمان باید رویدادها، نهادها، خوراکها، چیزهایی که وارد میشن رو بررسی کنه که با اسلام تضاد ندارن یا چون همه انجام میدن پس ما هم؟ این کمی به مرجعتقلیدها سپرده شد اما مثلاً توی مسئلۀ «تماس تصویری» که گفتن حرامه، رفتار ملت و نهادها رفتار ضددینی بود.
👍4👎2
Forwarded from جـَـوّاٰل
یادداشتهای موزماهی
بهطور کلی آیا کشور مسلمان، ملت مسلمان، فرد مسلمان باید رویدادها، نهادها، خوراکها، چیزهایی که وارد میشن رو بررسی کنه که با اسلام تضاد ندارن یا چون همه انجام میدن پس ما هم؟ این کمی به مرجعتقلیدها سپرده شد اما مثلاً توی مسئلۀ «تماس تصویری» که گفتن حرامه،…
اما اباحهگری:
اساسا مسلمان یعنی که کسی که در تسلیم الله است، تسلیم بودن اولین و مهمترین شاخصهی فرد مسلمان است. مسلمان در برابر هر فعلی، چه جوارحی و چه خواطری و چه قلبی باید ببیند با توجه به شرایط از جمله زمان و مکان و غیره، بر آن فعل کدام یک از احکام پنجگانهی حلال، مستحب، مباح، مکروه و حرام بار میشود و متناسب با آن اقدام به ترک/فعل آن بگیرد.
اما عدهای تسلیمنما، آنچنان که خود نسبت به رابطهی اهمال و افعال با احکام پنجگانه بیتفاوت هستند، در پی آن هستند به بهانههای مختلف، بیتوجهی نسبت به این حساسیت را ترویج دهند، بدین ترتیب ملاک و معیار را از خداوند به هرچیزی غیر از او تغییر دهند، روزی ملاک ترک و فعل سود و فایده است، روزی دیگر علاقهی شخصی، زمانی دیگر خوشایند این و آن، وقتی دیگر امر و دستور آن و این و....
بدین ترتیب به دنبال مباح انگاشتن هرچیزی و بار کردن درست و غلط بر افعال با چیزی غیر امر مولا و حب و بغض مولا هستند.
اساسا مسلمان یعنی که کسی که در تسلیم الله است، تسلیم بودن اولین و مهمترین شاخصهی فرد مسلمان است. مسلمان در برابر هر فعلی، چه جوارحی و چه خواطری و چه قلبی باید ببیند با توجه به شرایط از جمله زمان و مکان و غیره، بر آن فعل کدام یک از احکام پنجگانهی حلال، مستحب، مباح، مکروه و حرام بار میشود و متناسب با آن اقدام به ترک/فعل آن بگیرد.
اما عدهای تسلیمنما، آنچنان که خود نسبت به رابطهی اهمال و افعال با احکام پنجگانه بیتفاوت هستند، در پی آن هستند به بهانههای مختلف، بیتوجهی نسبت به این حساسیت را ترویج دهند، بدین ترتیب ملاک و معیار را از خداوند به هرچیزی غیر از او تغییر دهند، روزی ملاک ترک و فعل سود و فایده است، روزی دیگر علاقهی شخصی، زمانی دیگر خوشایند این و آن، وقتی دیگر امر و دستور آن و این و....
بدین ترتیب به دنبال مباح انگاشتن هرچیزی و بار کردن درست و غلط بر افعال با چیزی غیر امر مولا و حب و بغض مولا هستند.
👍1
Forwarded from دانشطلب
رفاه بر شانههای دیگران: غارتِ داخلی بد، خارجیها خوب
برخورداری ناروا در اقتصاد داخلی به خیلیها برمیخورد اما وقتی از برخورداری ناروا در سطح جهانی حرف میزنیم آن را فرافکنی میکنند. مفتبری و تبعیض را بد میدانند اما نقشِ استعمار، بهرهکشی، غارت، جنگ، اشغال و... را نادیده میگیرند، تنها به تلاشهای علمی و فناوری ضریب میدهند.
اگر همه دستاوردهای ثروتمندان مال خودشان نیست و با اعمالی آلوده به دزدی، سوء استفاده و بهرهکشی انباشت شده باید بدانیم روابط جهانی هم قاعده مشابهی دارد. نمیشود از تبعیض طبقاتی شاکی بود اما ستمگری در روابط بینالملل را توجیه کرد و همه برتریها را به لیاقت ربط داد.
کاربران زودباور و سهلانگار هیچ گاه از خودشان نمیپرسند: اگر ثروت جهانی اینقدر مستقل و مبتنی بر علم تولید میشود، چرا غرب اینقدر بر سلطه جهانی و دخالت اصرار میورزد؟ مثلا چرا خاورمیانه را به حال خود نمیگذارند؟ دلیل اینهمه برنامه بلندمدت و بودجههای نظامی چیست؟
سرمایهداری یک کل منسجم است که در سطح داخلی به انباشت طبقاتی گرایش دارد و در سطح جهانی به نظمِ مرکز - پیرامون. همیشه مسابقهای ترتیب میدهد که در آن عده اندکی برندهاند و سایرین بازنده. پیروزی یک طبقه در گرو باخت ضعیفها است، چه در جامعه چه در محیط بینالملل.
همانطور که طبقه بالا به ارزان شدن نیروی کار گرایش دارد کشورهای قدرتمند هم برتریشان را در ضعف دیگران میبینند. ذات سرمایهداری به گونهای است که باید یک طبقه از سایر طبقات سواری بگیرد و در ابعاد جهانی، کشورهای مرکز (غرب) از ملتهای پیرامون (جهان سوم) بهره بکشند.
اگر غارتِ دومی نباشد، یعنی سطح رفاه به طور کلی در «جوامع قدرت» بالا نیاید و بازندههایشان بهتر از مرفهها در سرزمینهای غارتشده زندگی نکنند، سرمایهداری جواب نخواهد داد. بحران در ذات این نظام است و جز با مکش ثروت از منابع بیرونی نمیتواند بر مشکلاتش چیره شود.
ضعیفها باید سگدو بزنند و حاصل کارشان مکیده شود. نیروهای خلاق انسانی از مهمترین منابعی هستند که غرب با رفاه حداکثری از همه جای جهان مال خود کرده. همانطور که فارغالتحصیلانِ برآمده از فقر به خادمان طبقه ثروتمند تبدیل میشوند مغزهای فراری نیز برندهها را باد میزنند.
از عجیبترین پدیدههای جهانسوم محرومانی هستند که با هزینه دولت به سواد و رفاه میرسند اما ضددولت و طرفدار سیطره سرمایه میشوند. فرار مغزها دنباله همین تناقض است: مهاجران از کشوری که خودشان را پرورش داده بد میگویند و تسلیم شدن به برتری غرب را مطالبه میکنند.
در نگاه غربزده، فاسدان داخلی محکوماند اما دزدان خارجی ممدوح. غربیها را باعُرضه و زرنگ میدانند اما اگر در واکنشی جدلی همین تمجیدها را درباره طبقه فاسد و غارتی به کار ببریم واکنشی خواهیم دید که پیشتر هم به آن اشاره شد: از خشم سرخ میشوند و دندان به هم میسایند.
@daneshtalab1
برخورداری ناروا در اقتصاد داخلی به خیلیها برمیخورد اما وقتی از برخورداری ناروا در سطح جهانی حرف میزنیم آن را فرافکنی میکنند. مفتبری و تبعیض را بد میدانند اما نقشِ استعمار، بهرهکشی، غارت، جنگ، اشغال و... را نادیده میگیرند، تنها به تلاشهای علمی و فناوری ضریب میدهند.
اگر همه دستاوردهای ثروتمندان مال خودشان نیست و با اعمالی آلوده به دزدی، سوء استفاده و بهرهکشی انباشت شده باید بدانیم روابط جهانی هم قاعده مشابهی دارد. نمیشود از تبعیض طبقاتی شاکی بود اما ستمگری در روابط بینالملل را توجیه کرد و همه برتریها را به لیاقت ربط داد.
کاربران زودباور و سهلانگار هیچ گاه از خودشان نمیپرسند: اگر ثروت جهانی اینقدر مستقل و مبتنی بر علم تولید میشود، چرا غرب اینقدر بر سلطه جهانی و دخالت اصرار میورزد؟ مثلا چرا خاورمیانه را به حال خود نمیگذارند؟ دلیل اینهمه برنامه بلندمدت و بودجههای نظامی چیست؟
سرمایهداری یک کل منسجم است که در سطح داخلی به انباشت طبقاتی گرایش دارد و در سطح جهانی به نظمِ مرکز - پیرامون. همیشه مسابقهای ترتیب میدهد که در آن عده اندکی برندهاند و سایرین بازنده. پیروزی یک طبقه در گرو باخت ضعیفها است، چه در جامعه چه در محیط بینالملل.
همانطور که طبقه بالا به ارزان شدن نیروی کار گرایش دارد کشورهای قدرتمند هم برتریشان را در ضعف دیگران میبینند. ذات سرمایهداری به گونهای است که باید یک طبقه از سایر طبقات سواری بگیرد و در ابعاد جهانی، کشورهای مرکز (غرب) از ملتهای پیرامون (جهان سوم) بهره بکشند.
اگر غارتِ دومی نباشد، یعنی سطح رفاه به طور کلی در «جوامع قدرت» بالا نیاید و بازندههایشان بهتر از مرفهها در سرزمینهای غارتشده زندگی نکنند، سرمایهداری جواب نخواهد داد. بحران در ذات این نظام است و جز با مکش ثروت از منابع بیرونی نمیتواند بر مشکلاتش چیره شود.
ضعیفها باید سگدو بزنند و حاصل کارشان مکیده شود. نیروهای خلاق انسانی از مهمترین منابعی هستند که غرب با رفاه حداکثری از همه جای جهان مال خود کرده. همانطور که فارغالتحصیلانِ برآمده از فقر به خادمان طبقه ثروتمند تبدیل میشوند مغزهای فراری نیز برندهها را باد میزنند.
از عجیبترین پدیدههای جهانسوم محرومانی هستند که با هزینه دولت به سواد و رفاه میرسند اما ضددولت و طرفدار سیطره سرمایه میشوند. فرار مغزها دنباله همین تناقض است: مهاجران از کشوری که خودشان را پرورش داده بد میگویند و تسلیم شدن به برتری غرب را مطالبه میکنند.
در نگاه غربزده، فاسدان داخلی محکوماند اما دزدان خارجی ممدوح. غربیها را باعُرضه و زرنگ میدانند اما اگر در واکنشی جدلی همین تمجیدها را درباره طبقه فاسد و غارتی به کار ببریم واکنشی خواهیم دید که پیشتر هم به آن اشاره شد: از خشم سرخ میشوند و دندان به هم میسایند.
@daneshtalab1
👍1
Forwarded from سرای دوست
در انتخابات ۹۶، یکی از محورهای مهم هجمههای روحانی و تیم تبلیغاتی او مسألهٔ کنسرت بود.
با کلیدواژههای نشاط و شادی مردم، کنسرت به یکی از مطالبات اصلی تبدیل شده بود.
اما در واقعیت امر مسأله خیلی فراتر از کنسرت بود.
کنسرت فقط یک ابزار تبلیغاتی بود و برگزاری هر چه بیشتر اون یک نشانه برای تغییر؛
اما چه تغییری؟
تغییری که قدم اول اون برجام هستهای بود.
برجام هستهای نه فقط یک توافق هستهای، بلکه شروع یک راه بود برای نرمال شدن ایران در تمامی جهات.
درخواست حرکت به سوی برجام داخلی، تلاش برای اجرای سند بیست سی، حمله به شهرهای موشکی و رزمایشها، حمله به سیاستهای منطقهای، و حتی هجمه به وقایع مختلف تاریخ انقلاب با کلیدواژهٔ آیتالله اعدام، که سیبل اون مرحوم رییسی بود، همه و همه تلاشهایی بود تا راه رو برای رسیدن به طرح گام به گام تغییر و نرمال شدن مدنظر آمریکا هموار کنه.
این تلاشهای همه جانبه، که حتی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد رو هم به میدان حمایت از روحانی کشیده بود، باعث شد که قدم بعدی این راه، یعنی انتخابات ۹۶ هم با موفقیت پشت سر گذاشته بشه.
تاجزاده دربارهٔ اون انتخابات گفته بود که مردم، انتخابات چهار ساله نیست، چهل ساله است!
اما روی دیگهٔ این تحولات با رای آوردن جمهوریخواهها و ترامپ در آمریکا رخ داده بود.
جمهوریخواهها برخلاف دموکراتها قائل به مراحل گام به گام نبودن، و خواهان تغییرات دفعی و آنی در چارچوب یک توافق جدید بودن،
به خاطر همین هم روش برجام رو مناسب نمیدیدن، ولو اینکه با اهداف برجام همراهی داشتن.
در واقع کاری که جمهوریخواهها میخواستن انجام بدن، یه توافق جامع بود.
چیزی که کل برجامها رو در چارچوب یک قرارداد قرار بده.
چنین چیزی، سوای از اختلاف سیاسی و روشی [و نه هدفی] با چیزی که دموکراتها و اصلاحطلبها میخواستن، از نظر تبلیغاتی هم با چیزی که جریان اصلاحطلب در توجیه روش خودش گفته بود در تضاد بود.
جریان اصلاحطلب همیشه میگفت که روند تغییرات باید گام به گام و از درون نظام مدیریت و مهندسی بشه.
وقتی این تعارض پررنگ شد، اولین موج مخالفت با دولت روحانی، از بین بدنهٔ طرفدار خود دولت سربرآورد و با هشتگ پشیمانیم بروز پیدا کرد.
بعد از اون در دی ماه ۹۶، جریان برانداز جایگاه و ظهور پررنگتری پیدا کرد.
این گروه هم که از نظر فکری و سیاسی وابسته به جمهوریخواهها بودن، اعلام کردن دیگه اعتمادی به فرایند تغییر گام به گام ندارن، و حتی اصلاحطلبها رو شیادهایی معرفی کردن که در واقع اساسا اعتقادی به تغییر ندارن؛
پس این گروه خواهان تغییرات دفعی و آنی، در قالب براندازی و انقلاب شد.
اما نکتهٔ مهم این مسأله اینجاست؛
جریان اصلاحطلبی و جریان براندازی، در اکثر موارد، نه فقط اشتراک هدف دارن، بلکه میشه گفت یک هدف دارن.
و اختلاف اصلی این دو گروه [هر چقدر هم که پررنگ باشه] در روش و شیوهٔ رسیدن به اون اهدافه.
راستش میخواستم این متن رو خیلی بیشتر ادامه بدم.
از وقایع مختلف و مرتبط با این دوگانه حرف بزنم؛
خروج آمریکا از برجام و ضربه خوردن جریان اصلاحطلب در داخل،
وقایع ۴۰۱ که نقش جریانات مختلف گذار در اون به شدت پررنگ بود،
مذاکره با آمریکا و حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران،
و حتی میخواستم از ژست مضحک و وقیحانهٔ اصلاحطلبها بگم که نه فقط جریان براندازی و حامیان انقلاب رو همزمان نفی میکنن، بلکه بین اونا اتحاد استراتژیک متصور میشن!
یا میشه از کارکرد مسائلی مثل حجاب و کنسرت و مشروبات الکلی در غارت اقتصادی گفت.
اما تا وقتی که کلان تصویر ساخته شده در ذهنها تغییر نکنه، کار به بررسی جزئیات و دعواهای فکری و عقیدتی که چی درسته و چی غلط نمیرسه.
پس فعلا دیگه حرفی باقی نمیمونه...
با کلیدواژههای نشاط و شادی مردم، کنسرت به یکی از مطالبات اصلی تبدیل شده بود.
اما در واقعیت امر مسأله خیلی فراتر از کنسرت بود.
کنسرت فقط یک ابزار تبلیغاتی بود و برگزاری هر چه بیشتر اون یک نشانه برای تغییر؛
اما چه تغییری؟
تغییری که قدم اول اون برجام هستهای بود.
برجام هستهای نه فقط یک توافق هستهای، بلکه شروع یک راه بود برای نرمال شدن ایران در تمامی جهات.
درخواست حرکت به سوی برجام داخلی، تلاش برای اجرای سند بیست سی، حمله به شهرهای موشکی و رزمایشها، حمله به سیاستهای منطقهای، و حتی هجمه به وقایع مختلف تاریخ انقلاب با کلیدواژهٔ آیتالله اعدام، که سیبل اون مرحوم رییسی بود، همه و همه تلاشهایی بود تا راه رو برای رسیدن به طرح گام به گام تغییر و نرمال شدن مدنظر آمریکا هموار کنه.
این تلاشهای همه جانبه، که حتی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد رو هم به میدان حمایت از روحانی کشیده بود، باعث شد که قدم بعدی این راه، یعنی انتخابات ۹۶ هم با موفقیت پشت سر گذاشته بشه.
تاجزاده دربارهٔ اون انتخابات گفته بود که مردم، انتخابات چهار ساله نیست، چهل ساله است!
اما روی دیگهٔ این تحولات با رای آوردن جمهوریخواهها و ترامپ در آمریکا رخ داده بود.
جمهوریخواهها برخلاف دموکراتها قائل به مراحل گام به گام نبودن، و خواهان تغییرات دفعی و آنی در چارچوب یک توافق جدید بودن،
به خاطر همین هم روش برجام رو مناسب نمیدیدن، ولو اینکه با اهداف برجام همراهی داشتن.
در واقع کاری که جمهوریخواهها میخواستن انجام بدن، یه توافق جامع بود.
چیزی که کل برجامها رو در چارچوب یک قرارداد قرار بده.
چنین چیزی، سوای از اختلاف سیاسی و روشی [و نه هدفی] با چیزی که دموکراتها و اصلاحطلبها میخواستن، از نظر تبلیغاتی هم با چیزی که جریان اصلاحطلب در توجیه روش خودش گفته بود در تضاد بود.
جریان اصلاحطلب همیشه میگفت که روند تغییرات باید گام به گام و از درون نظام مدیریت و مهندسی بشه.
وقتی این تعارض پررنگ شد، اولین موج مخالفت با دولت روحانی، از بین بدنهٔ طرفدار خود دولت سربرآورد و با هشتگ پشیمانیم بروز پیدا کرد.
بعد از اون در دی ماه ۹۶، جریان برانداز جایگاه و ظهور پررنگتری پیدا کرد.
این گروه هم که از نظر فکری و سیاسی وابسته به جمهوریخواهها بودن، اعلام کردن دیگه اعتمادی به فرایند تغییر گام به گام ندارن، و حتی اصلاحطلبها رو شیادهایی معرفی کردن که در واقع اساسا اعتقادی به تغییر ندارن؛
پس این گروه خواهان تغییرات دفعی و آنی، در قالب براندازی و انقلاب شد.
اما نکتهٔ مهم این مسأله اینجاست؛
جریان اصلاحطلبی و جریان براندازی، در اکثر موارد، نه فقط اشتراک هدف دارن، بلکه میشه گفت یک هدف دارن.
و اختلاف اصلی این دو گروه [هر چقدر هم که پررنگ باشه] در روش و شیوهٔ رسیدن به اون اهدافه.
راستش میخواستم این متن رو خیلی بیشتر ادامه بدم.
از وقایع مختلف و مرتبط با این دوگانه حرف بزنم؛
خروج آمریکا از برجام و ضربه خوردن جریان اصلاحطلب در داخل،
وقایع ۴۰۱ که نقش جریانات مختلف گذار در اون به شدت پررنگ بود،
مذاکره با آمریکا و حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران،
و حتی میخواستم از ژست مضحک و وقیحانهٔ اصلاحطلبها بگم که نه فقط جریان براندازی و حامیان انقلاب رو همزمان نفی میکنن، بلکه بین اونا اتحاد استراتژیک متصور میشن!
یا میشه از کارکرد مسائلی مثل حجاب و کنسرت و مشروبات الکلی در غارت اقتصادی گفت.
اما تا وقتی که کلان تصویر ساخته شده در ذهنها تغییر نکنه، کار به بررسی جزئیات و دعواهای فکری و عقیدتی که چی درسته و چی غلط نمیرسه.
پس فعلا دیگه حرفی باقی نمیمونه...
👍6