یادداشت‌های موزماهی
515 subscribers
1.3K photos
202 videos
4 files
212 links
Download Telegram
قضیه از این قرار است که چون سیمین حقوق می‌گیرد و در اغلب اوقات حقوقش بیشتر از من است، ناچار زبانش دراز است. هر که پول بیشتری می‌دهد، ناچار سلطه‌ی بیشتری دارد. به این مسئله هم عادت نکرده است که زندگی زناشویی مدرن و همسان و الخ. دروغ می‌گوید، ادا در می‌آورد. آخرش را که ببینی زن است و دلش می‌خواهد مرد خرجش کند، تیتیش مامانی برایش بخرد، و بار مسئولیتش را بر عهده داشته باشد.


از یادداشت‌‌های روزانه
#جلال_آل‌احمد
سیمین پریشب درآمده است که یک مَثَل شیرازی یادم آمده! همیشه خیال می‌کند که شیرازی‌ها مثل‌هایی دارند که در هیچ جای عالم نیست و وقتی برایش می‌گویم مثلاً در تهران و حتا به ترکی هم چنین مثلی هست خیال می‌کند حسودی می‌کنم. این‌قدر خر است.


از یادداشت‌‌های روزانه
#جلال_آل‌احمد
👍2
سیمین چنان از حقایق زندگی دور است که یک بچه‌ی چهار ماهه؛ و بدتر از همه خیال می‌کند نویسنده است. اینش تحمل‌ناپذیر است.


از یادداشت‌‌های روزانه
#جلال_آل‌احمد
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سردار شهید همدانی: آقا فرمود اگر سوریه سقوط کنه آمریکا مستقیم میاد سراغ ایران!

لعنت بر میرحسین موسوی و اعوان و انصارش که شهید ما را در بیانیه اش کشته و مدافع اسد خواند
👍3
Forwarded from 🇮🇷 تایمِ ‌لاین‌ 🇮🇷 (سلمان معمار / گنجه - جنگ تحمیلی دوم 🇮🇷)
آمریکا هر ضربه ای بهشون میزنه و هر تجاوزی می‌کنه و هر چقدر می‌کشه هم باز این عشق رو رها نمی‌کنند،
این چه مرضیه؟! چه بحرانیه؟!
بشینیم راجع به این مسأله فکر کنیم.
👍2
سخن بزرگان: "Don't think twice".
4
توی یک شهر سالم به آدم مجرد خونه اجاره نمی‌دن، بعد ما گذاشتیم ترکلهٔ عزب‌اوغلی بشه رئیسِ جمهور.
👍7🫡5
مانیفست اصلاح‌طلبی و یوگی ترکه از زبان مرادشونْ بازرگان:

"سرّ بقای ایران پفیوزی ماست، وقتی بنا شد ملتی به‌طور جدی با دشمن روبه‌رو نشود، تا آخرین نفس نجنگد و بعد‌از مغلوب‌شدن سرسختی و مخالفت نکند، بلکه تسلیم اسکندر شود و آداب یونانی را بپذیرد، اعراب که آمدند به زبان عربی کاسهٔ‌گرم‌ترازآش شدهْ صرف و نحو بنویسد یا کمر خدمت برای خلفای عباسی بسته دستگاهشان را به جلال و جبروت ساسانی برساند، در مدح سلاطین ترک چون سلطان محمود غزنوی که بر تختش می‌نشیند آبدارترین قصاید را بگوید، غلام حلقه‌به‌گوش چنگیز و تیمور و خدمت‌گزار و وزیر فرزندانشان گردد، یعنی هر زمان به رنگ تازه درآمده، به هر کس و ناکس تعظیم و خدمت می‌کند. دلیل ندارد که نقش و نام چنین مردمی از صفحهٔ روزگار برداشته شود. سرسخت‌های یک‌دنده و اصولی‌ها هستند که در برابر مخالف و متجاوز می‌ایستند و به جنگش می‌روند، یا پیروز می‌شوند و یا احیاناً شکست می‌خورند و وقتی که شکست بخورند، حریف چون زمینهٔ سازگاری نمی‌بیند و با مزاحمت و عدم‌اطاعت روبه‌رو می‌شود، نابودشان می‌کند."
6👍1
اگر موجودی غیرمعمول در منزل شما وجود داشته باشد، سوای ماهیتش، مهم‌ترین موضوع هست آن است.
👍21
دم خبرنگار رو ببین، کشور رو قهوه‌ای کن.
👍5
یادداشت‌های موزماهی
دم خبرنگار رو ببین، کشور رو قهوه‌ای کن.
هیچ‌ها رو تبدیل به دستاورد کردن یه‌چیزی در حد کیمیاگریه.
👍5
ریشه‌های گنده‌گوزی‌های مرا در دوران کودکی‌ام جست‌وجو کن. صفات بدتر از این‌ها هم دارم که یا متوجّه نشده‌ای و یا زیرسبیلی رد کرده‌ای. یکی عدم آگاهی سیاسی است. من همیشه یک خرِ تحصیل‌کرده بوده‌ام...تا حدّی هم خاله‌زنکم و از غیبت کردن و ادای دیگران را درآوردن و دیگران را دست‌انداختن خوشم می‌آید.


از نامه‌ی سیمین به جلال
آبان ۱۳۳۱

#سیمین_دانشور
🫡2👍1
یادداشت‌های موزماهی
یاد اون روایت عمار افتادم و پرچم سیاه.
در صفین، مردی از سپاه علی(علیه‌السلام) نزد عمار آمد و گفت: "هنگامی که من از خانه بیرون آمدم، اطمینان داشتم که ما در مسیر حق هستیم و شکی نداشتم که این قوم -معاویه و طرفدارانش- بر باطل و گمراهی هستند؛ تا شب گذشته همین عقیده و اطمینان را داشتم؛ ولی دیشب دیدم که اذان‌گوی ما در جمله‌های اذانْ گواهی به یکتایی و رسالت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دهد و اذان‌گوی آن‌ها نیز گواهی به یکتایی خدا و رسالت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌دهد. بعداز اذان، هم ما نماز می‌خوانیم، هم آن‌ها و کتاب ما هم یکی است؛ دعوت ما یکی است؛ رسول ما نیز یکی است. دیشب شک و تردید بر من راه یافته است. دیشب بی آن‌که کسی جز خدا بداند، شب را به سر آوردم و صبح نزد امیرمؤمنان علی آمدم و ماجرا را گفتم و به من فرمود: «آیا عمّار را ملاقات کردی؟» گفتم: «نه.» فرمود: «نزد عمّار برو و از گفتۀ او پیروی کن.» اینک برای همین مسئله نزد تو آمده‌ام."

عمّار به او گفت: "آیا صاحب آن پرچم سیاه -اشاره به پرچم عمروعاص- را می‌شناسی؟ من با این شخص در عصر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) سه بار جنگیدم و اینک این چهارمین بار است که با او می‌جنگم. این بار بهتر و نیک‌تر از سه بار قبل نیست؛ بلکه بدتر و زشت‌تر از آن‌زمان است."
🫡82