Forwarded from نوشتههای مهدی جمشیدی
🗒 مشروطه بهمثابه مقدّمۀ کشف حجاب:
روایت آیتالله بهجت از شیخ شهید
مهدی جمشیدی
۱. در دورۀ مشروطه، پای ساختار تجدّد به جامعۀ ایران باز میشود و در مقابل نزاع میان سنّت دینی و استبداد سلطنتی، قطب سوّمی شکل میگیرد که هنوز برای کنشگران بومیِ ما در آن دورۀ تاریخی، شناختهشده نیست؛ روشنفکریِ سکولار که وابسته به سفارتخانههای غربی است. برخی قائل به تطابق ساختار مشروطه با شریعت هستند، از قبیل آخوند خراسانی و نائینی، و ازاینرو، در پی مصالحه هستند. اما شیخ فضلالله نوری، جوهر تجدّد را میفهمد و برنمیتابد. بااینحال، با توجه به اضطرار تاریخی، به طرح حداقلیِ مشروطۀ مشروعه بسنده میکند. در این طرح، مشروطه از عالَم تجدّد جدا میشود، اما در عین حال، نهایتِ غایاتِ ساختاریِ ما نیست. چرا علما در نقطۀ آغاز، در پی مجلسِ عدالتخانه بودند نه مجلس تقنینی؟! مگر قضاوت بدون قانون، میسّر است؟! در ذهن آنها، قانون هم قانونِ شرع است و از این جهت، حاجت به تشریع نیست. شاید جامعه نیز هنوز آنچنان پیچیده نشده بود که نیازمند تقنین در صغرویات باشد. این جابجاییِ ساختاری را نباید از نظر دور داشت؛ یعنی فرزند طبیعیِ جامعۀ ما مجلسِ عدالتخانه بود نه مجلس تقنینی. در اینجا نوعی رهزنیِ تاریخی رخ داد. برخی اعتنایی به این تحمیل ساختاری نکرده و بر اساس نظریۀ انتخاب عاقلانه، آن را توضیح دادهاند. اگر مجلسِ عدالتخانه تشکیل میشد و علمای تهران مسلّط میشدند، چهبسا بهتدریج، قدرت به دست میآوردند و علما، حکومت دینی تشکیل میدادند، نه اینکه در اثر استقرار پهلوی، وضع از زمان قاجار هم بدتر بشود. عدالتخانه، فرزند روند تاریخیِ بومی ما بود، نه مشروطه. از متن کلّیّتِ تاریخی ما، عدالتخانه و حکومت دینی برمیآید نه مشروطه.
۲. آیتالله محمدتقی بهجت، طلبۀ نجف بودند و با بزرگان حوزۀ آن، ارتباط داشتند و بدینسبب، با یک واسطۀ معتبر - که همان اساتیدشان باشند - متن مشروطه را روایت میکنند. پس طبیعی است که آیتالله بهجت به سبب نزدیکی و تعامل مستقیم با نیروهای درگیر مشروطه، لطایف فراوانی از جزییّات مشروطه بدانند که در کتابها نیست. ایشان میگوید: شیخفضلالله نوری میفرمود مشروطه، «مقدّمۀ کشف حجاب» است و کشف حجاب از «لوازم مشروطیّت» است(در محضر بهجت، ج۲، ص۲۶۱). ایشان در جای دیگری میگوید: شیخفضلالله نوری از پیش خبر میداد که «کشف حجاب» از «لوازم مشروطه» است. آن مرحوم میدید که مقرّرات مشروطه، «بهظاهر اسلامی» است، ولی از مصادر «لاابالی» و بلکه «بیدین» (سفارت انگلیس) سرچشمه میگیرد و تأیید میشود(در محضر بهجت، ج۲، ص۱۸۹). اینگونه، زنجیرۀ رویدادها شکل گرفتند و مشروطۀ سکولار، ماهیّت خود را عیان کرد. در آغاز، خوشبینیها و حملبرصحتها، بسترساز شدند و در نهایت، دین و دیانت، گرفتار انقباض گردید.
۳. آیتالله بهجت میگوید: اینهمه بلاها که از زمان مشروطه تا به حال بر ما و ملّت ما وارد شده و میشود، همه به دست «امثال خود ما» است، و «مولود مشروطه» است، و به «امضا و تأیید خود ما» به وجود آمده است. در مشروطه، به «دروغ» و «فریب» چنین وانمود کردند که میخواهند «احکام اسلام» اجرا شود، و در رأس مجلس شورا، شش نفر از فقهای طراز اوّل خواهند بود. از سوی دیگر، از زمان مشروطه تاکنون تبلیغ کردند که اسلام «قابلاجرا» نیست. کفّار و استعمارگران در «دروغگفتن» و «فریبدادن» ماهرند و ما در «فریبخوردن». در نامهای که شیخفضلالله نوری برای شهرستانها نوشته بود، آمده است: ای مردم مسلمان، خود انصاف دهید آیا اخلاق ایرانیها در دوران مشروطه عوض شده یا نه، و فلان کار، تشبّه به اروپاییها شده یا نه؟! حتّی این مطلب را هم به صراحت گفتند که اسلام برای حکومت، ناقص است. «بدتر از استبداد» را در مشروطه انجام دادند. بعد معلوم شد که اینها «مُحلّل» هستند و مطلب، چیز دیگر بوده است. عجیبتر اینکه مقدّمات این مطالب و امضا و تأسیس مشروطه به دست «علما» فراهم شد، ولی سرانجام کار به جایی رسید که به وکلای مجلس گفتند یا باید عمامهها را از سر بردارید، یا از مجلس بیرون بروید(در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۱۷). تاریخ نشان میدهد که نیروهای دینی، خودشان به بخشی از طرح تجدّد تبدیل شدند و زمینهسازی کردند. این همراهیِ ناخودآگاهانه، در نهایت به نقطهای رسید که حیات دینی را با فروبستگی و انسداد روبرو کرد و ساختارهای سکولار را بر جامعۀ ایران حاکم نمود. امروز نیز در چنین مسیر و مداری قرار گرفتهایم و میرود که چندی دیگر، بنیانهای فکر و فرهنگ دینی، دچار تنگناهای علاجنانشدنی بشوند. با این لحظه، فاصلۀ چندانی نداریم. بخشی از مسیر انحطاطیِ مشروطه را پیمودهایم و به آن مشروط شدهایم.
(به مناسبت سالروز شهادت شیخ فضلالله نوری در نهم مرداد ۱۲۸۸)
https://t.me/MahdiJamshidiFans
روایت آیتالله بهجت از شیخ شهید
مهدی جمشیدی
۱. در دورۀ مشروطه، پای ساختار تجدّد به جامعۀ ایران باز میشود و در مقابل نزاع میان سنّت دینی و استبداد سلطنتی، قطب سوّمی شکل میگیرد که هنوز برای کنشگران بومیِ ما در آن دورۀ تاریخی، شناختهشده نیست؛ روشنفکریِ سکولار که وابسته به سفارتخانههای غربی است. برخی قائل به تطابق ساختار مشروطه با شریعت هستند، از قبیل آخوند خراسانی و نائینی، و ازاینرو، در پی مصالحه هستند. اما شیخ فضلالله نوری، جوهر تجدّد را میفهمد و برنمیتابد. بااینحال، با توجه به اضطرار تاریخی، به طرح حداقلیِ مشروطۀ مشروعه بسنده میکند. در این طرح، مشروطه از عالَم تجدّد جدا میشود، اما در عین حال، نهایتِ غایاتِ ساختاریِ ما نیست. چرا علما در نقطۀ آغاز، در پی مجلسِ عدالتخانه بودند نه مجلس تقنینی؟! مگر قضاوت بدون قانون، میسّر است؟! در ذهن آنها، قانون هم قانونِ شرع است و از این جهت، حاجت به تشریع نیست. شاید جامعه نیز هنوز آنچنان پیچیده نشده بود که نیازمند تقنین در صغرویات باشد. این جابجاییِ ساختاری را نباید از نظر دور داشت؛ یعنی فرزند طبیعیِ جامعۀ ما مجلسِ عدالتخانه بود نه مجلس تقنینی. در اینجا نوعی رهزنیِ تاریخی رخ داد. برخی اعتنایی به این تحمیل ساختاری نکرده و بر اساس نظریۀ انتخاب عاقلانه، آن را توضیح دادهاند. اگر مجلسِ عدالتخانه تشکیل میشد و علمای تهران مسلّط میشدند، چهبسا بهتدریج، قدرت به دست میآوردند و علما، حکومت دینی تشکیل میدادند، نه اینکه در اثر استقرار پهلوی، وضع از زمان قاجار هم بدتر بشود. عدالتخانه، فرزند روند تاریخیِ بومی ما بود، نه مشروطه. از متن کلّیّتِ تاریخی ما، عدالتخانه و حکومت دینی برمیآید نه مشروطه.
۲. آیتالله محمدتقی بهجت، طلبۀ نجف بودند و با بزرگان حوزۀ آن، ارتباط داشتند و بدینسبب، با یک واسطۀ معتبر - که همان اساتیدشان باشند - متن مشروطه را روایت میکنند. پس طبیعی است که آیتالله بهجت به سبب نزدیکی و تعامل مستقیم با نیروهای درگیر مشروطه، لطایف فراوانی از جزییّات مشروطه بدانند که در کتابها نیست. ایشان میگوید: شیخفضلالله نوری میفرمود مشروطه، «مقدّمۀ کشف حجاب» است و کشف حجاب از «لوازم مشروطیّت» است(در محضر بهجت، ج۲، ص۲۶۱). ایشان در جای دیگری میگوید: شیخفضلالله نوری از پیش خبر میداد که «کشف حجاب» از «لوازم مشروطه» است. آن مرحوم میدید که مقرّرات مشروطه، «بهظاهر اسلامی» است، ولی از مصادر «لاابالی» و بلکه «بیدین» (سفارت انگلیس) سرچشمه میگیرد و تأیید میشود(در محضر بهجت، ج۲، ص۱۸۹). اینگونه، زنجیرۀ رویدادها شکل گرفتند و مشروطۀ سکولار، ماهیّت خود را عیان کرد. در آغاز، خوشبینیها و حملبرصحتها، بسترساز شدند و در نهایت، دین و دیانت، گرفتار انقباض گردید.
۳. آیتالله بهجت میگوید: اینهمه بلاها که از زمان مشروطه تا به حال بر ما و ملّت ما وارد شده و میشود، همه به دست «امثال خود ما» است، و «مولود مشروطه» است، و به «امضا و تأیید خود ما» به وجود آمده است. در مشروطه، به «دروغ» و «فریب» چنین وانمود کردند که میخواهند «احکام اسلام» اجرا شود، و در رأس مجلس شورا، شش نفر از فقهای طراز اوّل خواهند بود. از سوی دیگر، از زمان مشروطه تاکنون تبلیغ کردند که اسلام «قابلاجرا» نیست. کفّار و استعمارگران در «دروغگفتن» و «فریبدادن» ماهرند و ما در «فریبخوردن». در نامهای که شیخفضلالله نوری برای شهرستانها نوشته بود، آمده است: ای مردم مسلمان، خود انصاف دهید آیا اخلاق ایرانیها در دوران مشروطه عوض شده یا نه، و فلان کار، تشبّه به اروپاییها شده یا نه؟! حتّی این مطلب را هم به صراحت گفتند که اسلام برای حکومت، ناقص است. «بدتر از استبداد» را در مشروطه انجام دادند. بعد معلوم شد که اینها «مُحلّل» هستند و مطلب، چیز دیگر بوده است. عجیبتر اینکه مقدّمات این مطالب و امضا و تأسیس مشروطه به دست «علما» فراهم شد، ولی سرانجام کار به جایی رسید که به وکلای مجلس گفتند یا باید عمامهها را از سر بردارید، یا از مجلس بیرون بروید(در محضر بهجت، ج۱، ص ۱۱۷). تاریخ نشان میدهد که نیروهای دینی، خودشان به بخشی از طرح تجدّد تبدیل شدند و زمینهسازی کردند. این همراهیِ ناخودآگاهانه، در نهایت به نقطهای رسید که حیات دینی را با فروبستگی و انسداد روبرو کرد و ساختارهای سکولار را بر جامعۀ ایران حاکم نمود. امروز نیز در چنین مسیر و مداری قرار گرفتهایم و میرود که چندی دیگر، بنیانهای فکر و فرهنگ دینی، دچار تنگناهای علاجنانشدنی بشوند. با این لحظه، فاصلۀ چندانی نداریم. بخشی از مسیر انحطاطیِ مشروطه را پیمودهایم و به آن مشروط شدهایم.
(به مناسبت سالروز شهادت شیخ فضلالله نوری در نهم مرداد ۱۲۸۸)
https://t.me/MahdiJamshidiFans
Telegram
نوشتههای مهدی جمشیدی
این کانال از سوی جمعی از علاقهمندان به نوشتههای مهدی جمشیدی و به منظور بازنشر مطالب ایتایی ایشان، راهاندازی شده است.
نشانی کانال ایتا:
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
https://t.me/MahdiJamshidiFans
نشانی کانال ایتا:
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60
https://t.me/MahdiJamshidiFans
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"But I have it on religious authority that your Quran does not permit you to fight a war, you cannot win."
"Now you are going to interpret our religion for us. The book leaves no doubt; It is our duty to God to defend ourselves against those who have driven us out of our homes."
"Now you are going to interpret our religion for us. The book leaves no doubt; It is our duty to God to defend ourselves against those who have driven us out of our homes."
Forwarded from جـَـوّاٰل
یادداشتهای موزماهی
Now you are going to interpret our religion for us.
سر منشأ مشکلات
به جای اینکه دین رو از قال الباقر و قال الصادق بگیریم، رفتیم دنبال یه عده شرقشناس و از دریچهی اونها احکام دین رو گرفتیم. (حالا دریچه هم نباشه، با رعایت ضوابط جهت کسب و جلب رضایت اونها)
به جای اینکه دین رو از قال الباقر و قال الصادق بگیریم، رفتیم دنبال یه عده شرقشناس و از دریچهی اونها احکام دین رو گرفتیم. (حالا دریچه هم نباشه، با رعایت ضوابط جهت کسب و جلب رضایت اونها)
I must not fear. Fear is the mind-killer. Fear is the little-death that brings total obliteration. I will face my fear. I will permit it to pass over me and through me. And when it has gone past I will turn the inner eye to see its path. Where the fear has gone there will be nothing. Only I will remain.
یادداشتهای موزماهی
I must not fear. Fear is the mind-killer. Fear is the little-death that brings total obliteration. I will face my fear. I will permit it to pass over me and through me. And when it has gone past I will turn the inner eye to see its path. Where the fear has…
توی «خانهبهدوش» میگفت: "میهراسم."
من نباید بهراسم.
من نباید بهراسم.
سالها، شاید هم قرنها بعد -وقتی که تنهایی، وقتی که خستگی بار زیادی رو روی شونههای باریکت گذاشته، وقتی که سیاهی دور چشمهات اندازهٔ پاندای کونگفوکار شده، وقتی که دیگه امیدی ته مغز کوچیکت که خیال میکردی خیلی بزرگه نیست، وقتی که بوی عرقت شبیه پیرمردها شده، وقتی که فرصتهای اصلی زندگیت از دستت سریدن و رفتن- چشمهات رو میبندی و به دستهاش فکر میکنی، به انگشتهای کشیدهای که از فرط لاغریْ غضروفهاش بیرون زدن و از شدت سرما رنگشون پریده و به سرخ و صورتی میزنن. تو همهچیزت رو باختی، بدبخت.
Forwarded from آهدمیزاد|دیوچه
وَلاَ تُرْسِلْنِي مِنْ يَدِكَ إِرْسَالَ مَنْ لاَ خَيْرَ فِيهِ، وَلاَ حَاجَةَ بِكَ إِلَيْهِ، وَلاَ إِنَابَةَ لَهُ
مرا دور نیانداز چونان كسى كه ديگر در او اميد خيرى نبود و تو را با او كارى نباشد و بازگشتنش را فايدتى صورت نبند!
- صحیفه سجادیه
مرا دور نیانداز چونان كسى كه ديگر در او اميد خيرى نبود و تو را با او كارى نباشد و بازگشتنش را فايدتى صورت نبند!
- صحیفه سجادیه
مشت، آجر، قمه، گلوله، خمپاره، موشک، پهپاد، حرف، کلمه، جمله، کتاب، فیلم، آهنگ، اندیشه، آرمان.
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
انسان هیچوقت دارایی هایش را نمیشناسد
البته تا زمانی که از دستشان می دهد
البته تا زمانی که از دستشان می دهد
🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸
انسان هیچوقت دارایی هایش را نمیشناسد البته تا زمانی که از دستشان می دهد
یه فاتحهای بفرستیم برای شهید رئیسی، شهید امیرعبداللهیان، شهید سیدحسن عزیز و همهٔ شهدایی که از فلسطین و مظلوم دفاع کردن و حرف زدن.
👍1
Forwarded from المسالک و الممالک
شبیه فیلم های طنز شده!
تهاجم سبز ایران علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس به فرماندهی میدانی سرلشکر علیقلی، مسلح به انواع بیل با قابلیت های دوگانه
https://archive.is/jUjdu
تهاجم سبز ایران علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس به فرماندهی میدانی سرلشکر علیقلی، مسلح به انواع بیل با قابلیت های دوگانه
https://archive.is/jUjdu