قهوه از این آماده خونگیها خوردم وگرنه حاشا و کلا که بنده اهل این اداهای قشر دگوری نوکیسهٔ متوسط باشم.
باد پنکه بعد از عبور از روی ماگ زشت شاهآبادی و قرآن جلد قرمز به پلاستیک سفید جای دلستر میخوره و سپس بهنرمی ریش نامرتب بنده رو نوازش میکنه، با اندک تأثیری در تحملپذیری هوا.
بنده خودم هواخواه گرما و تابستان هستم. گرما مرهمی بر درد استخوانها میذاره و دل رنجور مؤمنین سالخورده رو التیام میبخشه.
شاید بگین که "جنابتان سالخورده نیستین" که باید عرض کنم سن چو از بیستوپنج بگذشت، در سرازیری فتاد.
آدم سی ساله به چه ماند؟ آرزوهای دراز ناکام و نومیدی از لمس بیپردهٔ واقعیت.
از طیفی که از هر واقعه بهترین استراتژی رو مذاکره میبینه انتظار نداشته باشید از وقایع سوریه و سایر کشورها عبرت بگیره! وسط جنگ هوس رفراندوم میکنه! وسط تحریم دنبال سیاست متعارف اقتصادی و آزادسازی میره! بعد جنگ هم بهسرعت اختلافات قبلی رو به اسم وفاق بولد میکنه تا یهوقت رأیشون نپره!
عباس حسامی
عباس حسامی
X (formerly Twitter)
Econ # عباس حسامی (@hesami_isu_ir) on X
از طیفی که از هرواقعه بهترین استراتژی رو مذاکره میبینه انتظار نداشته باشید از وقایع سوریه و سایر کشورها عبرت بگیره! وسط جنگ هوس رفراندوم میکنه! وسط تحریم دنبال سیاست متعارف اقتصادی و آزادسازی میره! بعدجنگ هم به سرعت اختلافات قبلی رو به اسم وفاق بولد میکنه…
Forwarded from جـَـوّاٰل
زن اگر زن باشه، ضد نداره؛ اینهایی که باهاش ضدیت میکنیم، زنهای متوهم مردنما هستند.
Forwarded from دانشطلب
همه خاکها را سر خودمان نریزیم
در تحلیلگران جوان گرایشی دیده میشود که همه ناکامیها را در داخل علتجویی میکنند گویی سایر بازیگران کاملا منطقی بودهاند و طبق وعدهها عمل کردهاند. سهم بدخواهی یا خطای آنها را نادیده میگیرند و اصطلاحا همه خاکها را سر خودمان میریزند. نه تنها روسیه که چین هم خلاف این تصور را ثابت کرده.
ندانمکاری در روابط خارجی ایران به خصوص در دولتهای غربگرا قابل انکار نیست اما نباید یکطرفه قضاوت کنیم. مثلا چینیها با اوباما همراه شدند و در کنار روسیه علیه ایران در شورای امنیت رأی دادند. فریب لفّاظی را خوردند چون همان اوباما اولویت نظامیشان را از خلیج فارس به دریای چین منتقل کرد.
چین و روسیه میتوانستند مثل لبنان رأی ندهند یا در جلسه حاضر نشوند، قطعنامه ۱۹۲۹ در هر حال تصویب میشد، اما از همین حد هم دریغ کردند در صورتی که ایران نه تنها هیزم تری بهشان نفروخته بود که برعکس، دولت احمدینژاد به سرسپردگی به چین و روسیه متهم میشد، علیهش شعار مرگ میدادند.
چین در کنار روسیه ایستاد و به ایران پیام خصومت فرستاد. خودشان کمک کردند دولتِ وقت شکست بخورد و غربگراها سر کار بیایند. بعدتر از رفتارِ بیمیل یا توهینآمیز آنها شاکی شدند و نظام را متهم کردند که سیاستش نوسان دارد و بهتر است برای توافق ۲۵ ساله، رأس حاکمیت نماینده ویژهای بفرستد.
در مورد ایران، چین یا به دست روسیه نگاه میکند یا خودش الگویی از همکاری محدود را پیش میگیرد. آلسعود پیوند ناگسستنی با آمریکا دارند با این حال چین از همکاری موشکی تا حوزه انرژی نشان داده نسبت به وابستگان همیشگی آغوش بازتری دارد تا ایران. گویا پکن هم افقهای ایران را خوش نمیدارد.
حتی پس از چرخش در دولت رئیسی و تمام کردن تنشها با عربستان حاضر نشدند در زمینههایی مثل نیروگاه هستهای وارد شوند یا در هیچ سطح پراهمیتی، انتقال فناوری داشته باشند. بندرعباس به رویشان گشوده بود اما مثلا برای توسعه ریلی اشتیاقی بروز ندادند و خبری از سرمایهگذاریهای کلان نشد.
اولویت چین اقتصادی بوده و توقعشان کمترین ریسک با بیشترین منفعت، رابطه با ایران را اینگونه پیش بُردند و نگاهشان از «مشتری کالا» فراتر نرفته. ما به شدت نیازمند فناوری بودهایم اما چینیها خست داشتهاند و ایران را در سطح همکار نمیپذیرند. شبیه استعمارگرها نیستند اما در دوستی هم صداقت کافی ندارند.
@daneshtalab1
در تحلیلگران جوان گرایشی دیده میشود که همه ناکامیها را در داخل علتجویی میکنند گویی سایر بازیگران کاملا منطقی بودهاند و طبق وعدهها عمل کردهاند. سهم بدخواهی یا خطای آنها را نادیده میگیرند و اصطلاحا همه خاکها را سر خودمان میریزند. نه تنها روسیه که چین هم خلاف این تصور را ثابت کرده.
ندانمکاری در روابط خارجی ایران به خصوص در دولتهای غربگرا قابل انکار نیست اما نباید یکطرفه قضاوت کنیم. مثلا چینیها با اوباما همراه شدند و در کنار روسیه علیه ایران در شورای امنیت رأی دادند. فریب لفّاظی را خوردند چون همان اوباما اولویت نظامیشان را از خلیج فارس به دریای چین منتقل کرد.
چین و روسیه میتوانستند مثل لبنان رأی ندهند یا در جلسه حاضر نشوند، قطعنامه ۱۹۲۹ در هر حال تصویب میشد، اما از همین حد هم دریغ کردند در صورتی که ایران نه تنها هیزم تری بهشان نفروخته بود که برعکس، دولت احمدینژاد به سرسپردگی به چین و روسیه متهم میشد، علیهش شعار مرگ میدادند.
چین در کنار روسیه ایستاد و به ایران پیام خصومت فرستاد. خودشان کمک کردند دولتِ وقت شکست بخورد و غربگراها سر کار بیایند. بعدتر از رفتارِ بیمیل یا توهینآمیز آنها شاکی شدند و نظام را متهم کردند که سیاستش نوسان دارد و بهتر است برای توافق ۲۵ ساله، رأس حاکمیت نماینده ویژهای بفرستد.
در مورد ایران، چین یا به دست روسیه نگاه میکند یا خودش الگویی از همکاری محدود را پیش میگیرد. آلسعود پیوند ناگسستنی با آمریکا دارند با این حال چین از همکاری موشکی تا حوزه انرژی نشان داده نسبت به وابستگان همیشگی آغوش بازتری دارد تا ایران. گویا پکن هم افقهای ایران را خوش نمیدارد.
حتی پس از چرخش در دولت رئیسی و تمام کردن تنشها با عربستان حاضر نشدند در زمینههایی مثل نیروگاه هستهای وارد شوند یا در هیچ سطح پراهمیتی، انتقال فناوری داشته باشند. بندرعباس به رویشان گشوده بود اما مثلا برای توسعه ریلی اشتیاقی بروز ندادند و خبری از سرمایهگذاریهای کلان نشد.
اولویت چین اقتصادی بوده و توقعشان کمترین ریسک با بیشترین منفعت، رابطه با ایران را اینگونه پیش بُردند و نگاهشان از «مشتری کالا» فراتر نرفته. ما به شدت نیازمند فناوری بودهایم اما چینیها خست داشتهاند و ایران را در سطح همکار نمیپذیرند. شبیه استعمارگرها نیستند اما در دوستی هم صداقت کافی ندارند.
@daneshtalab1