یادداشتهای موزماهی
چه نونی به شما پفیوزها دادن که اینقدر بیغیرت و بیشرف شدین؟
خنزیر کاکولد! ما رفتیم حمله کردیم؟ ما تحریم کردیم؟ ما از نسلکشی حمایت کردیم؟ ما کشورها رو تجهیز کردیم؟ ما تجهیزات اتمی رو زدیم؟
غائط سگ تو میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و کروبی و هر تخمخر دیگهای که باشون موافق بوده.
Forwarded from علی عبدی/ دیده بان تحرکات کِریا
🔻 درباره نشر ثالث حرف برای گفتن زیاد دارم. اما اجمالا خدمت دوستان عرض می کنم که خیلی دوست دارم تا یک پژوهش دقیق و جامع صورت بگیره درباره نقش نشر ثالث در یک دهه گذشته در حوزه تولید ادبیات و گفتمان جنگ شناختی غرب علیه انقلاب و ج اا و بازتولید اون. نشر ثالث رسما حکم توپخانه این جنگ در حوزه نشر کتاب و ادبیات رو بر عهده دار. این نشر در چند عرصه رسما کار رو دست گرفت:
۱. تولید ادبیات و گفتمان درباره دیکتاتوری نشر ثالث طی یکدهه گذشته مهمترین انتشارات در عرصه ترجمه و چاپ کتاب درباره دیکتاتوری بوده که با یک خط مشی مشخص باعث نهادینه سازی این واژه و گفتمان ضد دیکتاتوری شده. مسئله مهم در این تولید ادبیات، حرکت نرم جهت این همانی دیکتاتوری با ج اا و ولایت فقیه در این کتابها بوده. مهمترین کتاب در این عرصه کتاب خودآموز دیکتاتورها است که وقتی می خونی اش کاملا ناخودآگاه نظام رو به عنوان یک دیکتاتوری تثبیت می کنه. مترجم عموم این کتابها بیژن اشتری است.
۲. ترجمه و چاپ بیشترین کتب درباره رهبران ضدآمریکایی و ضدغربی با محوریت دیکتاتور و احمق نشون دادن آنها. در این زمینه حتی به هوگو چاوز هم رحم نکرده و او را هم دیکتاتور معرفی می کند. جالب آنکه در میان این رهبران یک رهبر سیاسی همراه با غرب همچون محمد بن سلمان یا اردوغان و نتانیاهو که در خود اسرائیل دیکتاتور می دانند موجود نیست. مترجم عموم این آثار هم اشتری است.
۳. انتشار یک مجموعه کامل از بیوگرافی رهبران شوروی همچون لنین و استالین و دیگر رهبران رژیم های کمونیستی همچون چائوشسکو، انور خوجه، مائو و ... را به عنوان دیکتاتورهای قرن بیستم معرفی می کند که در لایه زیرین خود این همانی میان ج اا را با شوروی و رژیم های کمونیستی القا می کند. مترجم تمام این آثار هم اشتری است.
۴. عرصه چهارم، عرصه خیلی نرم و بی صدای عادی سازی رژیم صهیونیستی است با چاپ کتابهایی با موضوع یهودستیزی و آنتی سمیتیزم و رژیم های فاشسیستی و ضد یهودی در غرب ( نازی و فاشیسم و استالینیسم) که ناخودآگاه موجب مشروعیت بخشی به هولوکاست و تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در ذهن مخاطب می شود. مترجم اصلی این عرصه، مهدی تدینی است که کتابهایی چون توتالیتاریسم و یهودستیزی هانا آرنت و آشوویتس یکتا و هولوکاست را در کنار کتابهای جنبش های فاشیستی، نظریه های فاشیسم و فاشیسم و کاپیتالیسم است. تدینی جزو بازداشتی های سال 88 بود و اگر کانالش رو رصد کنید مواضعش در حمایت از غرب و نئولیبرالیسم و ایدئولوژی ستیزی رو کاملا می بینید.
اینها همه متأسفانه در سایه بی سوادی، غفلت و بی عرضگی دستگاه های فرهنگی پرمدعای نظام داره رقم می خوره.
پ ن: این یادداشت رو با عجله و از سر درد و نگرانی و فقط من باب گفتگو با یکی از دوستان رسانهای و حدود دوسال قبل از فوت بیژن اشتری نوشته بودم و تاکنون منتشر نکرده بودم.
✍علی عبدی
#جنگ_سرد_فرهنگی_علیه_انقلاب_اسلامی
https://t.me/kriyaassess
👇👇👇👇
۱. تولید ادبیات و گفتمان درباره دیکتاتوری نشر ثالث طی یکدهه گذشته مهمترین انتشارات در عرصه ترجمه و چاپ کتاب درباره دیکتاتوری بوده که با یک خط مشی مشخص باعث نهادینه سازی این واژه و گفتمان ضد دیکتاتوری شده. مسئله مهم در این تولید ادبیات، حرکت نرم جهت این همانی دیکتاتوری با ج اا و ولایت فقیه در این کتابها بوده. مهمترین کتاب در این عرصه کتاب خودآموز دیکتاتورها است که وقتی می خونی اش کاملا ناخودآگاه نظام رو به عنوان یک دیکتاتوری تثبیت می کنه. مترجم عموم این کتابها بیژن اشتری است.
۲. ترجمه و چاپ بیشترین کتب درباره رهبران ضدآمریکایی و ضدغربی با محوریت دیکتاتور و احمق نشون دادن آنها. در این زمینه حتی به هوگو چاوز هم رحم نکرده و او را هم دیکتاتور معرفی می کند. جالب آنکه در میان این رهبران یک رهبر سیاسی همراه با غرب همچون محمد بن سلمان یا اردوغان و نتانیاهو که در خود اسرائیل دیکتاتور می دانند موجود نیست. مترجم عموم این آثار هم اشتری است.
۳. انتشار یک مجموعه کامل از بیوگرافی رهبران شوروی همچون لنین و استالین و دیگر رهبران رژیم های کمونیستی همچون چائوشسکو، انور خوجه، مائو و ... را به عنوان دیکتاتورهای قرن بیستم معرفی می کند که در لایه زیرین خود این همانی میان ج اا را با شوروی و رژیم های کمونیستی القا می کند. مترجم تمام این آثار هم اشتری است.
۴. عرصه چهارم، عرصه خیلی نرم و بی صدای عادی سازی رژیم صهیونیستی است با چاپ کتابهایی با موضوع یهودستیزی و آنتی سمیتیزم و رژیم های فاشسیستی و ضد یهودی در غرب ( نازی و فاشیسم و استالینیسم) که ناخودآگاه موجب مشروعیت بخشی به هولوکاست و تشکیل رژیم جعلی اسرائیل در ذهن مخاطب می شود. مترجم اصلی این عرصه، مهدی تدینی است که کتابهایی چون توتالیتاریسم و یهودستیزی هانا آرنت و آشوویتس یکتا و هولوکاست را در کنار کتابهای جنبش های فاشیستی، نظریه های فاشیسم و فاشیسم و کاپیتالیسم است. تدینی جزو بازداشتی های سال 88 بود و اگر کانالش رو رصد کنید مواضعش در حمایت از غرب و نئولیبرالیسم و ایدئولوژی ستیزی رو کاملا می بینید.
اینها همه متأسفانه در سایه بی سوادی، غفلت و بی عرضگی دستگاه های فرهنگی پرمدعای نظام داره رقم می خوره.
پ ن: این یادداشت رو با عجله و از سر درد و نگرانی و فقط من باب گفتگو با یکی از دوستان رسانهای و حدود دوسال قبل از فوت بیژن اشتری نوشته بودم و تاکنون منتشر نکرده بودم.
✍علی عبدی
#جنگ_سرد_فرهنگی_علیه_انقلاب_اسلامی
https://t.me/kriyaassess
👇👇👇👇
بهاییها رو هم میخواستن بکنن تو پاچۀ شیعه. خدا خیر بده به اونهایی که با این نجسها مقابله کردن.
یه ور مغزم خشمگین و ناامیده. دوست داره آیۀ یأس بخونه، دوست داره اصلاحطلبی رو توی کوچه بزنه، دوست داره گریه کنه. سمت دیگهش، امیدوار و خشمگینه. دوست داره دعا بخونه، دوست داره سر اصلاحطلبی رو زیر پاهاش له کنه، دوست داره آماده بشه برای آینده.
خشم احساسیه که بهش اجازۀ بروز و تکامل داده نمیشه. افراد یاد نمیگیرن که چطور خشمشون رو بروز بدن. فقط باید بریزن توی خودشون، نباید خشمگین بشن. خیلیها گریه میکنن چون بلد نیستن خشمگین بشن. خیلیها استرس دارن چون بلد نیستن خشمگین بشن. خیلیها افسردهان چون بلد نیستن خشمگین بشن. دنیا پر از انسانهای رذل و پلیدیه که با حرفها و اعمالشون به تو، عقاید و مقدساتت توهین میکنن ولی تو نباید خشمگین بشی، نباید کتکشون بزنی، نباید اون حروملقمههای قحبه رو بکشی؛ چون اون وقت تویی که وحشی هستی، تویی که بربری، تویی که مقصری. باید توی زمین اونها، بازی اونها رو انجام بدی؛ چیزی که بلد نیستی. تو یاد نگرفتی نیش، طعنه و کنایه بزنی. حالا تنها سلاحت، خشمت، رو هم ازت گرفتن. چطور میخوای اون پستفطرتها رو بشونی سر جاشون؟
یک روایت از طرق عامّه نقل شده است، روایتی است که «تاریخ بلاذری» و کتاب «فضایل احمد» آن را نقل کردهاند و در انفاق امیرالمؤمنین علیهالسّلام است که: «کانت غلَّة علىٍّ اربعین الف دینار.» ظاهراً مربوط به دوران بیستوپنج ساله است که آن بزرگوار فراغت بیشتری داشت و به آبادکردن ملک و حفر چاه و از این قبیل امور میپرداخت. زمینهای زیادی را آن حضرت به دست خود آباد کرده بود. در یک روایت دارد: «بکدّ یَدِه و عرق جبینه.» چنین نبود که کارگر بگیرد و آنها حفر چاه کنند؛ نه. خودش کلنگ برمیداشت، با بازوی خودش چاه میکَند و زمین آباد میکرد و درآمد زیادی هم داشت.
باری؛ آن روایت میگوید: در یک سال، چهل هزار دینار درآمد ملکی آن حضرت بود که گندم و خرما و از این قبیل، کاشته و برداشته بود. چهل هزار دینار درآمدِ یک سال! «فجعلها صدقة»؛ تمام این چهل هزار دینار درآمدِ یک سال خود را صدقه داد!
حرف را در ذهن خودتان مرور کنید! امیرالمؤمنین علیهالسّلام، تمام درآمد سالش را صدقه داد! پول دیگری هم نداشت که خیال کنیم زندگی را از آن طریق خواهد گذراند.
دنبالۀ روایت این است: «وانّه باع سیفه»؛ همان روز که درآمدِ خود را صدقه داد، به بازار رفت و شمشیرش را در معرض بیع گذاشت که بفروشد. گفتند: یا امیرالمؤمنین! شما امروز چهل هزار دینار وجه نقد یا جنس داشتی و صدقه دادی! یعنی حالا شمشیرت را میفروشی؟
فرمود - طبق این روایت - : «قال لوکان عندی عشاء مابعته.» اگر برای شام، غذا داشتم، شمشیرم را نمیفروختم!
اینها افسانه نیست؛ واقعیّات است! برای این است که من و شما درس بگیریم که از دادن خمس مالمان، ربع مالمان، نصف مالمان، عشر مالمان، زکات واجبمان و انفاق برای مستحقّین، این قدر ابا داریم! این، آن نمونۀ عالی است. البته نه شما، نه بزرگترهای ما، نه انسانهای عالیمقام و نه ما، به حدّ امیرالمؤمنین علیهالسّلام نمیرسند و نمیرسیم. این، امر واضحی است.
Press TV
📷 Bani Asad tribe heads to Imam Hussein’s shrine to mark the burial of Karbala’s martyrs on the 13th of Muharram. @PressTV
این حصیری که زنها روی سرشون حمل میکنن، نماد اون حصیریه که پیکر مبارک سیدالشهدا علیهالسلام رو روش گذاشتن و جابهجاش کردن.