شهروند آرمانی گام دومی؟ کسی که بیشتر خرید کند -بهخصوص از مالها- و کمتر نق بزند و تنهایی به ماشین لباس دست نزند.
Forwarded from رادیو «مفسّر» | سید نیما موسوی (Nima)
در پایان سال ۲۰۲۴ سرانجام سرشماری جمعیت در عراق انجام شد؛ نکته جالب اینکه بخشهای قومیتی این سرشماری بدلیل حساسیت قومیتی گفته نشد ولی آمارهای دیگر قابل دسترسی است. شاید اگر وجوهی از این آمار گفته میشد تعداد دقیق شهروندان لُر و کُرد بویژه "لرهای فیلی" در عراق معلوم میگردید.
فیلیها مردمان شیعه مذهبی بودند که نسب خود را به حکومت ایلامیان میدادند. در عصر اشکانی این منطقه "پهله" نامیده شد و عبارت "فیلی" در انتساب به پهله نامیده میشود.در دوره صفویه با توجه به اینکه ولایت لرستان تبدیل به دژ حفاظت از اصفهان در برابر عثمانی گردیدهبود نقش مهمی در تحولات تاریخی داشت. لرها در بازپسگیری بندرعباس نقش مهمی داشتند و بخش مهمی از سپاه ایران را تشکیل میدادند. فیلیها در سرزمینی از لرستان و ایلام در ایران تا نواحی همچون العماره، خانقین، مندلی شرق بغداد ساکن بودند. آنها ضمن تعلق به مذهب شیعه روابط خوبی با صفویه داشتند. با فروپاشی عثمانی و تولد کشور عراق قانون تابعیت در ۱۹۲۳ در این کشور نوپا، فیلیها را بدلیل اینکه شهروند ایران تعریف شدند عملا شهروند درجه دو بودند. با این وجود جامعه فیلیها در عراق بعضا به دلایلی همچون مالیات و یا خدمت در ارتش ترجیح دادند که شهروند درجه دو(وابسته به ایران) بحساب آورد و همین ایده چند دهه بعد باعث شد تا حزب بعث توجیه حقوقی برای تختقاپو کردن آنان به ایران را بیابد. با ورود حزب بعث به عرصه قدرت فیلیها به چهار دلیل دچار تعارض شدید شدند:
۱- فیلیها از دهه ۱۹۵۰ ثروت زیادی را در جامعه عراق کسب کردند. نرفتن به سربازی و در عین حال ارتباط تجاری با ایرانیان باعث شد تا آنان ثروت زیادی را از طریق تجارت چای و چوب بدست بیاورند که این از دل همسویی شاه ایران با پادشاهان عراق پیش از کودتای قاسم بوجود آمد.
۲- فیلیها از ۱۹۶۴ همپیمان با کُردها خود را در تقابل با حزب بعث تعریف کردند. آنان با وجود اختلافات مذهبی خود را کُرد نامیدند تا بتوانند در برابر سیاست بعث از خود مقاومت نشان دهند. هرچند که فیلیها اکثرا در استانهای غیرکُرد ساکن بودند.
۳- آنان بدلیل شیعه بودن مورد سوءظن حکام بعثی بودند. یک دلیل این تقابل ایرانی بودن آنان و دلیل دیگر سنی بودن حزب بعث عراق بود؛ چنانچه تعداد اندکی از شیعیان توانستند به کادر رهبری حزببعث برسند.
۴- سیاستهای عربیسازی حزب بعث باعث شد تا بسیاری از کوچهای اجباری در این ناحیه به وقوع بپیوندد. کمی پس از سیاست عربیسازی کرکوک از دهه ۱۹۶۰، سیاست عربیسازی استانهای شرقی مانند دیاله و میسان که محل زندگی فیلیها بود از ابتدای دهه ۱۹۷۰ مورد نظر حزببعث قرار گرفت.
در واقع چهار دلیل بالا نقش مهمی در تعارض حزببعث با فیلیها داشت. نتیجه تعارض کوچ اجباری، طلاقهای اجباری و حتی گروگان گرفتن خانوادههای فیلی در جهت تغییر بافت جمعیتی در شرق عراق بود. موج اول اخراج فیلیها از ۱۹۶۹ آغاز شد و موج دوم نیز در ۱۹۸۰ و پیش از جنگ با ایران رخ داد. گفته میشود حدود ۱۰۰هزار فیلی از عراق به ایران کوچانده شدند و از ۱۵هزار نفر از آنان نیز خبری در دست نیست. سرانجام در سال ۲۰۱۱ و درست هشت سال پس از سقوط صدام نسلکشی فیلیها به رسمیت شناختهشد.
✅@Seidnima70
فیلیها مردمان شیعه مذهبی بودند که نسب خود را به حکومت ایلامیان میدادند. در عصر اشکانی این منطقه "پهله" نامیده شد و عبارت "فیلی" در انتساب به پهله نامیده میشود.در دوره صفویه با توجه به اینکه ولایت لرستان تبدیل به دژ حفاظت از اصفهان در برابر عثمانی گردیدهبود نقش مهمی در تحولات تاریخی داشت. لرها در بازپسگیری بندرعباس نقش مهمی داشتند و بخش مهمی از سپاه ایران را تشکیل میدادند. فیلیها در سرزمینی از لرستان و ایلام در ایران تا نواحی همچون العماره، خانقین، مندلی شرق بغداد ساکن بودند. آنها ضمن تعلق به مذهب شیعه روابط خوبی با صفویه داشتند. با فروپاشی عثمانی و تولد کشور عراق قانون تابعیت در ۱۹۲۳ در این کشور نوپا، فیلیها را بدلیل اینکه شهروند ایران تعریف شدند عملا شهروند درجه دو بودند. با این وجود جامعه فیلیها در عراق بعضا به دلایلی همچون مالیات و یا خدمت در ارتش ترجیح دادند که شهروند درجه دو(وابسته به ایران) بحساب آورد و همین ایده چند دهه بعد باعث شد تا حزب بعث توجیه حقوقی برای تختقاپو کردن آنان به ایران را بیابد. با ورود حزب بعث به عرصه قدرت فیلیها به چهار دلیل دچار تعارض شدید شدند:
۱- فیلیها از دهه ۱۹۵۰ ثروت زیادی را در جامعه عراق کسب کردند. نرفتن به سربازی و در عین حال ارتباط تجاری با ایرانیان باعث شد تا آنان ثروت زیادی را از طریق تجارت چای و چوب بدست بیاورند که این از دل همسویی شاه ایران با پادشاهان عراق پیش از کودتای قاسم بوجود آمد.
۲- فیلیها از ۱۹۶۴ همپیمان با کُردها خود را در تقابل با حزب بعث تعریف کردند. آنان با وجود اختلافات مذهبی خود را کُرد نامیدند تا بتوانند در برابر سیاست بعث از خود مقاومت نشان دهند. هرچند که فیلیها اکثرا در استانهای غیرکُرد ساکن بودند.
۳- آنان بدلیل شیعه بودن مورد سوءظن حکام بعثی بودند. یک دلیل این تقابل ایرانی بودن آنان و دلیل دیگر سنی بودن حزب بعث عراق بود؛ چنانچه تعداد اندکی از شیعیان توانستند به کادر رهبری حزببعث برسند.
۴- سیاستهای عربیسازی حزب بعث باعث شد تا بسیاری از کوچهای اجباری در این ناحیه به وقوع بپیوندد. کمی پس از سیاست عربیسازی کرکوک از دهه ۱۹۶۰، سیاست عربیسازی استانهای شرقی مانند دیاله و میسان که محل زندگی فیلیها بود از ابتدای دهه ۱۹۷۰ مورد نظر حزببعث قرار گرفت.
در واقع چهار دلیل بالا نقش مهمی در تعارض حزببعث با فیلیها داشت. نتیجه تعارض کوچ اجباری، طلاقهای اجباری و حتی گروگان گرفتن خانوادههای فیلی در جهت تغییر بافت جمعیتی در شرق عراق بود. موج اول اخراج فیلیها از ۱۹۶۹ آغاز شد و موج دوم نیز در ۱۹۸۰ و پیش از جنگ با ایران رخ داد. گفته میشود حدود ۱۰۰هزار فیلی از عراق به ایران کوچانده شدند و از ۱۵هزار نفر از آنان نیز خبری در دست نیست. سرانجام در سال ۲۰۱۱ و درست هشت سال پس از سقوط صدام نسلکشی فیلیها به رسمیت شناختهشد.
✅@Seidnima70
رادیو «مفسّر» | سید نیما موسوی
در پایان سال ۲۰۲۴ سرانجام سرشماری جمعیت در عراق انجام شد؛ نکته جالب اینکه بخشهای قومیتی این سرشماری بدلیل حساسیت قومیتی گفته نشد ولی آمارهای دیگر قابل دسترسی است. شاید اگر وجوهی از این آمار گفته میشد تعداد دقیق شهروندان لُر و کُرد بویژه "لرهای فیلی" در عراق…
در راستای نظر قدیمی بنده که هرجا زاگرس هست، لر و کرد هست.
Forwarded from دانشطلب
رهبری دورو است یا علیزاده دروغگو؟
تصویری که علی علیزاده از جمهوری اسلامی میسازد نه در فیلمهای جشنوارهای پیدا میشود، نه در رمان ۱۹۸۴، نه حتی در فیلمهای ژانر وحشت. به صراحت و تکرار میگوید: در خیابان با کلنگ زدند سر مردم، با شلاق گفتند حجابت را بکش جلو، شهروند را تبدیل کردند به ابژه استیت!
طیفی از مذهبیها میهمان جدال میشوند، در گفتگوهایش در ایکس حضور پیدا میکنند، مخاطبش هستند و به انتشار حرفهایش کمک میکنند اما به روی مجری نمیآورند چه دروغ و تحریفهایی در کارش هست یا رگههای انتقام چقدر آشکار از حرفهایش بیرون میزند.
با کینهای نهفته از برخورد با چپها و بیحجابها مواجهیم که هر بار به بهانهای باز میشود و آواری از خطابههای بیپایه و احساسی را بر سر نظام یا مدافعان مذهبی خراب میکند. چند باری این زیادهگوییها وایرال شده اما همچنان ادامه دارد.
گاهی طوری از چپها حرف میزنند گویی نظام با موجوداتی عمدتا وطنخواه طرف بوده، نه دست به اسلحه بردند، نه وابسته به شوروی بودند، نه با تجزیهطلبها رابطه گرفتند، نه سوداهای لنینی (قاپیدن انقلاب) را در سر پروراندند. تاریخ تا حد زیادی وارونه میشود.
حجاب را هم «قانون فاشیستی و داعشی» میخواند و همانطور که در مطلب پیشین آمد، برای توجیه خودش امام را متحول کرده و میگوید اگر زنده بود توبه میکرد، رهبری هم در ۴۰۱ توبه کرده! با این حساب رهبری بازی دوگانه دارد: کشف حجاب را پذیرفته اما پشت بلندگو چیز دیگری میگوید، سیاستش را آشکار نمیکند تا بیسر و صدا و به تدریج عادی شود.
ما منتقد رهبری هستیم اما ایشان را دورو و اهل نیرنگ نمیدانیم. مذهبیهایی که به برنامه جدال میروند: آیا چنین تحلیلی را قبول دارند؟ به سکوتشان ادامه میدهند یا به رویش میآورند؟ آیا پرهیزشان از واکنش در برابر این دروغسازی به نوعی تأیید آن نیست؟ کمک نمیکنند به ادامهاش؟
در مواقع استثنایی، شاید حضور در رسانههای دشمن هم لازم باشد اما با این یادآوری که خود آن رسانه در خدمت استعمار است یا مثلا مجری اگر از اسرائیل حمایت نکند کارش را از دست میدهد. دوستان ولایی که به جدال میروند، حاضرند به همین ترتیب از رهبری دفاع کنند و تهمت و زیادهگویی را محکوم؟
عدهای توصیفِ نفوذی و پروژهای را درباره علیزاده به کار میبرند که بدتر به او فرصت مظلومنمایی و خطابهخوانی میدهد. به نظر میآید بیشتر با کاسبی شخصی و رسانهای طرف هستیم که افقش رخنه کردن در ارزشیها است. با تحمیق از راه مجیزگویی از رهبری وارد میشود تا ذهنیتها را تغییر بدهد.
در حالی که طرفداران احساسی جذب ستایشها میشوند خرافه انقلابِ ملی و دزدیده شدن آن توسط [امام] خمینی بارها با الفاظ شسته و رفته تکرار شده. در واقعیت، ملیها و چپها ۱۵ خرداد را مسخره کردند و در دقیقه ۹۰ به انقلاب اسلامی پیوستند منتها ادعای پرچمداری و سودای قدرت را کنار نگذاشتند. امام هم پاسخهای سختی بهشان داد.
علیزاده یک چیز را خیلی خوب فهمیده، اینکه مهمترین نیروی اجتماعی در ایران جوانان مذهبی هستند و برای انتقام نباید مستقیم سراغ رهبران برود. اعتمادسازی میتواند حامیان را به راهی بفرستد که در هویت و فرهنگ پشت رهبران را خالی یا آنها را وادار به عقبنشینی کند.
نهضت اسلامی با سه ضلع عدالت، مقاومت و هویت ساخته شده و ضلع سوم زیر بنا است. پیشتر توضیح دادیم که اگر این شالوده نباشد (باور به تحقق حکومت علوی از بین برود) آن دو دیگر هم جایی برای تداوم ندارند. جامعه ایرانی اگر به دین پشت پا بزند، چرا باید برای فلسطین مقاومت کند؟ چرا باید در برابر آمریکا بایستد؟
چپها به کشف حجاب دامن میزنند که مقدمه براندازی است با اینکه میدانند در وضعیت سکولار، تندترین طیف از راستها به قدرت میرسند. قصهپردازی با مقاومت چپ، تظاهرات (بیاثر) در اروپا یا مبارزاتی که متکی به حمایت شوروی بود (و حالا نیست) افقی ندارد جز زوال از درون، پوک شدن، و رفتن به آستانه فروپاشی.
@daneshtalab1
تصویری که علی علیزاده از جمهوری اسلامی میسازد نه در فیلمهای جشنوارهای پیدا میشود، نه در رمان ۱۹۸۴، نه حتی در فیلمهای ژانر وحشت. به صراحت و تکرار میگوید: در خیابان با کلنگ زدند سر مردم، با شلاق گفتند حجابت را بکش جلو، شهروند را تبدیل کردند به ابژه استیت!
طیفی از مذهبیها میهمان جدال میشوند، در گفتگوهایش در ایکس حضور پیدا میکنند، مخاطبش هستند و به انتشار حرفهایش کمک میکنند اما به روی مجری نمیآورند چه دروغ و تحریفهایی در کارش هست یا رگههای انتقام چقدر آشکار از حرفهایش بیرون میزند.
با کینهای نهفته از برخورد با چپها و بیحجابها مواجهیم که هر بار به بهانهای باز میشود و آواری از خطابههای بیپایه و احساسی را بر سر نظام یا مدافعان مذهبی خراب میکند. چند باری این زیادهگوییها وایرال شده اما همچنان ادامه دارد.
گاهی طوری از چپها حرف میزنند گویی نظام با موجوداتی عمدتا وطنخواه طرف بوده، نه دست به اسلحه بردند، نه وابسته به شوروی بودند، نه با تجزیهطلبها رابطه گرفتند، نه سوداهای لنینی (قاپیدن انقلاب) را در سر پروراندند. تاریخ تا حد زیادی وارونه میشود.
حجاب را هم «قانون فاشیستی و داعشی» میخواند و همانطور که در مطلب پیشین آمد، برای توجیه خودش امام را متحول کرده و میگوید اگر زنده بود توبه میکرد، رهبری هم در ۴۰۱ توبه کرده! با این حساب رهبری بازی دوگانه دارد: کشف حجاب را پذیرفته اما پشت بلندگو چیز دیگری میگوید، سیاستش را آشکار نمیکند تا بیسر و صدا و به تدریج عادی شود.
ما منتقد رهبری هستیم اما ایشان را دورو و اهل نیرنگ نمیدانیم. مذهبیهایی که به برنامه جدال میروند: آیا چنین تحلیلی را قبول دارند؟ به سکوتشان ادامه میدهند یا به رویش میآورند؟ آیا پرهیزشان از واکنش در برابر این دروغسازی به نوعی تأیید آن نیست؟ کمک نمیکنند به ادامهاش؟
در مواقع استثنایی، شاید حضور در رسانههای دشمن هم لازم باشد اما با این یادآوری که خود آن رسانه در خدمت استعمار است یا مثلا مجری اگر از اسرائیل حمایت نکند کارش را از دست میدهد. دوستان ولایی که به جدال میروند، حاضرند به همین ترتیب از رهبری دفاع کنند و تهمت و زیادهگویی را محکوم؟
عدهای توصیفِ نفوذی و پروژهای را درباره علیزاده به کار میبرند که بدتر به او فرصت مظلومنمایی و خطابهخوانی میدهد. به نظر میآید بیشتر با کاسبی شخصی و رسانهای طرف هستیم که افقش رخنه کردن در ارزشیها است. با تحمیق از راه مجیزگویی از رهبری وارد میشود تا ذهنیتها را تغییر بدهد.
در حالی که طرفداران احساسی جذب ستایشها میشوند خرافه انقلابِ ملی و دزدیده شدن آن توسط [امام] خمینی بارها با الفاظ شسته و رفته تکرار شده. در واقعیت، ملیها و چپها ۱۵ خرداد را مسخره کردند و در دقیقه ۹۰ به انقلاب اسلامی پیوستند منتها ادعای پرچمداری و سودای قدرت را کنار نگذاشتند. امام هم پاسخهای سختی بهشان داد.
علیزاده یک چیز را خیلی خوب فهمیده، اینکه مهمترین نیروی اجتماعی در ایران جوانان مذهبی هستند و برای انتقام نباید مستقیم سراغ رهبران برود. اعتمادسازی میتواند حامیان را به راهی بفرستد که در هویت و فرهنگ پشت رهبران را خالی یا آنها را وادار به عقبنشینی کند.
نهضت اسلامی با سه ضلع عدالت، مقاومت و هویت ساخته شده و ضلع سوم زیر بنا است. پیشتر توضیح دادیم که اگر این شالوده نباشد (باور به تحقق حکومت علوی از بین برود) آن دو دیگر هم جایی برای تداوم ندارند. جامعه ایرانی اگر به دین پشت پا بزند، چرا باید برای فلسطین مقاومت کند؟ چرا باید در برابر آمریکا بایستد؟
چپها به کشف حجاب دامن میزنند که مقدمه براندازی است با اینکه میدانند در وضعیت سکولار، تندترین طیف از راستها به قدرت میرسند. قصهپردازی با مقاومت چپ، تظاهرات (بیاثر) در اروپا یا مبارزاتی که متکی به حمایت شوروی بود (و حالا نیست) افقی ندارد جز زوال از درون، پوک شدن، و رفتن به آستانه فروپاشی.
@daneshtalab1
Forwarded from مردی که رشتههای آبی رگهایش مانند مارهای مرده از دو سوی گلوگاهش بالا خزیدهاند (M.Shakeri)
ولی درستش این بود که ما این روزها درگیر چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بودیم نه تیر پارسال...