Forwarded from دانشطلب
ادامه از بالا
مثالهای دیگر از موفقیت دولتها، از شرکت هستهای فرانسه که همین سالها ناجی اروپا در بخش انرژی شده تا هپکو و مپنا و ماشینسازی و... در کشور خودمان، بماند. این هم بماند که از سد و توربین گازی تا موشک و هستهای هر چه در فناوری به آن افتخار میکنند عمدتا در بخش دولتی یا متمرکزتر از آن، در بخش حاکمیتی یا نظامی رقم خورده، نه به دست آن سرمایهدارهایی که با تکرار و تمجید میخواهند «مردم» جا بزنند.
نقد این افراطگرایی سطحی و قاطعیت عجیب و غریب که تصویر سیاه و سفید در اقتصاد میسازد حتما ابعاد متنوعتری پیدا میکند که پرداختن به همهاش از این قلم برنمیآید. در مجموع با طنزی تلخ مواجهایم که دست و پا بسته میتوانیم تعریضهایی به گویندگانش داشته باشیم از جمله دوازده سال شهرداری تهران و طوماری از نقدها گفته و ناگفته، همچنین یادآوری پروندههایی مثل املاکنجومی و غیره. پس با یک چالش نظری و یک جدال سیاسی به این نوشته پایان میدهم:
یک - آیا ممکن است دولت در اقتصاد فاسد باشد اما در سیاست پاک؟ قالیباف دو دهه است تقلا میکند رئیس دولت شود، نهادی که ذاتش را ناکارآمد و فاسد میداند. آیا ممکن است دولت همه فرصتهای اقتصادی را به تباهی بکشد اما در فرصتهای سیاسی ناگهان باتقوا شود و قابل دفاع؟ تازه وقتی پاک میشود و قابلیتها را نشان میدهد که قالیباف و رفقا سوارش شوند؟ خیلی کارنامه تمیزی دارند؟ یا تحمل نقد؟
دو - اگر دولت مطلقا فاسد و ناکارآمد است تکلیف امام خمینی و سیاستِ دهه اول نظام که با دولتگرایی پیوند خورده (و میدانیم بعدتر هاشمی تغییرش داد) چه میشود؟ اگر بگویند اضطرارِ جنگ بود، آیا از سال ۹۰ و تحمیل سنگینترین هجمهها بر اقتصاد، در شرایط جنگی و اضطراری قرار نداریم؟ خود رهبری دائم از جنگ همهجانبه حرف نزده؟ به نظر بنده همین چالش و اندیشیدن به تبعاتش برای مردود دانستن قالیباف در سیاست کفایت میکند.
افراطگری نئولیبرال آنهم زیر تحریم، تنها یک واکنش منطقی میطلبد آن هم به کار بردن الفاظ صریحی است که از دایره ادب خارج میافتند. خود خداوند با قید «الا من ظلم» سوء قول در این موارد را روا دانسته و ما اگر احتیاط میکنیم و نمیگوییم نه از باب احترام برای امثال قالیباف که فقط به دو دلیل است: ضعیف هستیم و تاب تبعاتش را نداریم، فایده چندانی هم ندارد. اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد همین مقدار باید اثر بدهد.
@daneshtalab1
مثالهای دیگر از موفقیت دولتها، از شرکت هستهای فرانسه که همین سالها ناجی اروپا در بخش انرژی شده تا هپکو و مپنا و ماشینسازی و... در کشور خودمان، بماند. این هم بماند که از سد و توربین گازی تا موشک و هستهای هر چه در فناوری به آن افتخار میکنند عمدتا در بخش دولتی یا متمرکزتر از آن، در بخش حاکمیتی یا نظامی رقم خورده، نه به دست آن سرمایهدارهایی که با تکرار و تمجید میخواهند «مردم» جا بزنند.
نقد این افراطگرایی سطحی و قاطعیت عجیب و غریب که تصویر سیاه و سفید در اقتصاد میسازد حتما ابعاد متنوعتری پیدا میکند که پرداختن به همهاش از این قلم برنمیآید. در مجموع با طنزی تلخ مواجهایم که دست و پا بسته میتوانیم تعریضهایی به گویندگانش داشته باشیم از جمله دوازده سال شهرداری تهران و طوماری از نقدها گفته و ناگفته، همچنین یادآوری پروندههایی مثل املاکنجومی و غیره. پس با یک چالش نظری و یک جدال سیاسی به این نوشته پایان میدهم:
یک - آیا ممکن است دولت در اقتصاد فاسد باشد اما در سیاست پاک؟ قالیباف دو دهه است تقلا میکند رئیس دولت شود، نهادی که ذاتش را ناکارآمد و فاسد میداند. آیا ممکن است دولت همه فرصتهای اقتصادی را به تباهی بکشد اما در فرصتهای سیاسی ناگهان باتقوا شود و قابل دفاع؟ تازه وقتی پاک میشود و قابلیتها را نشان میدهد که قالیباف و رفقا سوارش شوند؟ خیلی کارنامه تمیزی دارند؟ یا تحمل نقد؟
دو - اگر دولت مطلقا فاسد و ناکارآمد است تکلیف امام خمینی و سیاستِ دهه اول نظام که با دولتگرایی پیوند خورده (و میدانیم بعدتر هاشمی تغییرش داد) چه میشود؟ اگر بگویند اضطرارِ جنگ بود، آیا از سال ۹۰ و تحمیل سنگینترین هجمهها بر اقتصاد، در شرایط جنگی و اضطراری قرار نداریم؟ خود رهبری دائم از جنگ همهجانبه حرف نزده؟ به نظر بنده همین چالش و اندیشیدن به تبعاتش برای مردود دانستن قالیباف در سیاست کفایت میکند.
افراطگری نئولیبرال آنهم زیر تحریم، تنها یک واکنش منطقی میطلبد آن هم به کار بردن الفاظ صریحی است که از دایره ادب خارج میافتند. خود خداوند با قید «الا من ظلم» سوء قول در این موارد را روا دانسته و ما اگر احتیاط میکنیم و نمیگوییم نه از باب احترام برای امثال قالیباف که فقط به دو دلیل است: ضعیف هستیم و تاب تبعاتش را نداریم، فایده چندانی هم ندارد. اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد همین مقدار باید اثر بدهد.
@daneshtalab1
از خدنگهای مغروق مستراح انتظار زیادی دارین. محصولات کار فرهنگی تمیز دهۀ 70 و 80.
تازگیها انگار داره یائسه میشه: نوشتنش که حتی همون ادای قبل رو نمیتونه در بیاره، پاچۀ هر کی از گل نازکتر بهش بگه رو میگیره، دنبال پااندازی برای دگوریها هم هست؛ تیپیکال یائسۀ مذهبیصورتی.
Forwarded from اِرْتِجـٰاعِ مُتَعـٰالِي
اولین شاخصه یک دین، صراحت در حکم و قاطعیت در انجام آن است!
دینی که اینها را نداشته باشد مؤسسه خیریه ای بیش نیست...
دینی که اینها را نداشته باشد مؤسسه خیریه ای بیش نیست...
Forwarded from محمد مهدی فاطمی صدر
مؤمن و مستضعف برادران و خواهران مایند؛ مستکبران کافر اما دختر و پسر ما نیستند؛ إنه لیس من أهلک؛ إنه عمل غیر صالح...
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
این بروشور توسط وزارت بهداشت ایالات متحده چاپ شده بود. عملیات روانی روی بومیان امریکا که آن ها را تشویق میکرد تا برای داشتن چادر بهتر، هیکل و تیپ بهتر و اسب های بیشتر (پول بیشتر) فرزند کمتری بیاورند! بومیانی که با عقیم کردن خودشان نه به فرزند رسیدند، نه به پول و نه حتی به آینده...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یهودی خوب، یهودی مرده ست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خاکهای اسلام، برادران دینی، زعیم مسلمانان
برق رفته. مثل دیروز، مثل روز قبلترش، مثل روزهایی که هنوز نیامدهاند اما من مطمئنم که از امروز بدترند.
Forwarded from 🇮🇷 تایمِ لاین 🇮🇷 (زهرا شافعی)
«کاش تک تک شما همین عذاب رو بچشید. کاش یک روز مادرهای شما مثل مادرهای ما شیون کنن. کاش یک روز بچههای شما به تیترهای خبری تبدیل بشن و جهان با همین بیتقاوتی از اونها عبور کنه. کاش این شادی تو گلوهاتون گیر کنه، خندههاتون به ضجه تبدیل بشه، و صداش تو خانههای خالی و گهوارههای سوخته بپیچه.
کاش بفهمید مسخره شدن درد و داغتون توسط جهان چه حسی داره. کاش فریاد بزنید و هیچکس به دادتون نرسه.
چون اگر میتونید به نابودی یک بچه بخندید، پس بچههای خودتون باید بار این بیرحمی شما رو به دوش بکشن.
و کاش وقتی که دنیاتون تو آتش میسوزه، جهان با ساختن meme به شما هم بخنده.»
کاش بفهمید مسخره شدن درد و داغتون توسط جهان چه حسی داره. کاش فریاد بزنید و هیچکس به دادتون نرسه.
چون اگر میتونید به نابودی یک بچه بخندید، پس بچههای خودتون باید بار این بیرحمی شما رو به دوش بکشن.
و کاش وقتی که دنیاتون تو آتش میسوزه، جهان با ساختن meme به شما هم بخنده.»