يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۗ وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ
"ای اهل ایمان! یقیناً بسیاری از عالمان یهود و راهبان، اموال مردم را به باطل [و به صورتی نامشروع] میخورند و همواره [مردم را] از راه خدا بازمیدارند؛ و کسانی را که طلا و نقره میاندوزند و آن را در راه خدا هزینه نمیکنند، به عذاب دردناکی مژده ده."
سورۀ مبارکۀ توبه/آیۀ شریفۀ 34
Forwarded from دانشطلب
قالیباف از بازار برآمده یا بوروکراسی؟
فیلمی در توییتر پخش شده که قالیباف به صراحت در آن میگوید: «هر جا کار را دست سیستم دولتی بسپاریم محکوم به شکست است، محکوم است به ناکارآمدی، آن سیستم دیر یا زود فاسد میشود». خیلی خلاصه با تلقینهایی از نئولیبرالیسم افراطی مواجه هستیم. باید تعابیر صریحتری به کار ببریم اما چون قالیباف و اطرافیانش خودباوری زیادی دارند و ممکن است بهانه بگیرند و پرونده بسازند کنارشان میگذاریم.
نیروهای اقتصاد مدرن «بوروکراسی و بازار» یا به عبارتی «دولت و سرمایه» هستند. مفاهیم چپ و راست اقتصادی در کشمکش همین دو نیرو فهمیده میشوند. هر کس یکی را به شکل افراطی بزند لاجرم به دامان دیگری افتاده. کسانی که دولت را سر تا پا ناکارآمد و فاسد میدانند خواسته یا ناخواسته، در حال تنزیه سرمایهداری هستند. تکرار واژه مردم به جای سرمایهدار هم تقلب است و با «مشارکت مردم» نمیشود راه دادن به کاپیتالیسم را توجیه کرد.
اکثریت آنقدر درآمد ندارند تا با خیال راحت به آخر ماه برسند، مشارکت در اقتصاد لاجرم سهم طبقه بالا میشود. این شعارها همیشه به نام مردماند اما به کام یک اقلیت خاص، شبیه همان شکاف ۹۶ در برابر ۴ درصد که خود قالیباف، بعد از اینکه حرف زدن از اشغال والاستریت مُد شد، به انتخابات آورد. برای شناخت قالیباف و عمق تظراتش کافی است همین نکته را در ذهن مرور کنیم: تکنوکرات و راست افراطی، حرف چپها را به زبان آورد.
انقلاب اسلامی بین بوروکراسی و بازار راه میانه را برگزید: آزادی نسبی سرمایه با کارگزاری و جهتدهی دولت. اما در سالهای اخیر جریانی از درون نظام پدید آمده که بر خلاف اصول قانون اساسی حرف میزند و الگوی نزدیک به عدالت، یعنی سوسیال دمکراسی یا دولت رفاه را قبول ندارد. با ظاهر مذهبی نئولیبرال شده و گاهی آنقدر افراطی که به خودزنی میرسند. امثال مخبر و آقامحمدی و پناهیان از همین گروه (فحاشان به دولت، تنزیهکنندگان سرمایه) به حساب میآیند.
پس چالش نخست برای قالیباف این است که بپرسیم خودش از کجا آمده؟ کسب و کار خصوصی داشته؟ سرمایهدار موفقی بوده؟ به خاطر شهرت و محبوبیت مردمی به سیاست راه پیدا کرده؟ یا برعکس، برکشیده است و اتفاقا در بوروکراسی و از حاکمیت...
این جملات را ادامه نمیدهم چون با ملایمترین تعابیر هم طرفداران قالیباف و بعضی ارادتمندان رهبری عصبانی خواهند شد. یادآوری واقعیتها و رخدادهای سیاهی که با وارد کردن قالیباف از ۸۴ در سیاست آوار شد و حالا تلنباری از خشم و نفرت در اکثریت ارزشیها ساخته دیگر فایدهای ندارد. صلاح است نگوییم با دست خودشان چه بر سر مملکت آوردند یا حالا با «وفاق» در حال چه کاری هستند.
آن احکام قاطع و سراسر منفی درباره دولت، حرف سرمایهدارهایی است که در بازار گردن کلفت کردند و به سیاست وارد شدند، مثل ترامپ یا ماسک. میگویند بوروکراسی فشل و فاسد است اما بازار بهترینها را فراهم میآورد. راهحلشان «اره برقی» است برای بریدن همه حمایتهایی که به نفع توده شکل گرفته. دخالت فقط باید به نفع غولها باشد. ابرقدرت اقتصادی هستند و متکی به چپاولِ جهان، پس نگرانی خاصی درباره تبعات وحشیگری در اقتصاد ندارند.
قالیباف [احساسِ] کارآمدی دارد. باور اعتقادی برای خودش ساخته که «من کارآمدم» پس بودنم در سیاست یعنی تبلیغ و افتخار، نه تنها برای نظام و انقلاب، بلکه برای اسلام! بدون هیچ نوع شوخی، کاملا جدی خودش را نیروی مردمی میداند که با اثبات کارآمدی بالا آمده. دائم در ذهنش است تا به رخ بکشد با ریش و چادر و چفیه هم میتوان از مدرنها جلو زد، انصافا اثبات هم کرده! با حرفهایی که گاهی به زبان میآورد بعضی سکولارها و نئولیبرالها خجالتزده میشوند.
چالش بعدی درباره همین کارآمدی رخ مینماید با موفقیتهایی که دولتها به خصوص در علم و فناوری به دست آوردند. شوروی را بدترین شکلِ دولتگرایی میدانند اما در شرایط نامناسب جلوتر از همه غربیها به فضا رسید، رآکتور آزمایشی برای همجوشی ساخت، در صنایع سنگین معجزه کرد، در موشک و هستهای حتی تولید هواپیمای مسافربری و جنگنده شاهکار رقم زد، کمر اقتصاد آمریکا را خم کرد تا جایی که نیکسون ناچار شد برتوون وودز را زیر پا بگذارد و...
اینها یعنی ناکارآمدی اما آنچه بخش خصوصی در ایران به بارآورده کارآمدی است؟ مثلا بانکهای خصوصی یا ایرانمال یا شرکتهای خوشنام مثل دبش کارآمد بودهاند؟ بنجلسازی، جیببری یا خروج میلیاردها دلار سرمایه آنهم در شرایط تحریم کارآمدی است؟ با اینهمه خصوصیسازی، اعطای زمین، تسهیلات بانکی، سوخت مفت و کارگر ارزان چه آوردهای داشتهاند؟ بلایی که سر محیطزیست حتی در مناطق حساس مثل میانکاله میآورند، کارآمدی است؟ باز چارهای نداریم جز کظم غیظ و نگفتن آنچه درخور امثال قالیباف است.
ادامه در پایین
@daneshtalab1
فیلمی در توییتر پخش شده که قالیباف به صراحت در آن میگوید: «هر جا کار را دست سیستم دولتی بسپاریم محکوم به شکست است، محکوم است به ناکارآمدی، آن سیستم دیر یا زود فاسد میشود». خیلی خلاصه با تلقینهایی از نئولیبرالیسم افراطی مواجه هستیم. باید تعابیر صریحتری به کار ببریم اما چون قالیباف و اطرافیانش خودباوری زیادی دارند و ممکن است بهانه بگیرند و پرونده بسازند کنارشان میگذاریم.
نیروهای اقتصاد مدرن «بوروکراسی و بازار» یا به عبارتی «دولت و سرمایه» هستند. مفاهیم چپ و راست اقتصادی در کشمکش همین دو نیرو فهمیده میشوند. هر کس یکی را به شکل افراطی بزند لاجرم به دامان دیگری افتاده. کسانی که دولت را سر تا پا ناکارآمد و فاسد میدانند خواسته یا ناخواسته، در حال تنزیه سرمایهداری هستند. تکرار واژه مردم به جای سرمایهدار هم تقلب است و با «مشارکت مردم» نمیشود راه دادن به کاپیتالیسم را توجیه کرد.
اکثریت آنقدر درآمد ندارند تا با خیال راحت به آخر ماه برسند، مشارکت در اقتصاد لاجرم سهم طبقه بالا میشود. این شعارها همیشه به نام مردماند اما به کام یک اقلیت خاص، شبیه همان شکاف ۹۶ در برابر ۴ درصد که خود قالیباف، بعد از اینکه حرف زدن از اشغال والاستریت مُد شد، به انتخابات آورد. برای شناخت قالیباف و عمق تظراتش کافی است همین نکته را در ذهن مرور کنیم: تکنوکرات و راست افراطی، حرف چپها را به زبان آورد.
انقلاب اسلامی بین بوروکراسی و بازار راه میانه را برگزید: آزادی نسبی سرمایه با کارگزاری و جهتدهی دولت. اما در سالهای اخیر جریانی از درون نظام پدید آمده که بر خلاف اصول قانون اساسی حرف میزند و الگوی نزدیک به عدالت، یعنی سوسیال دمکراسی یا دولت رفاه را قبول ندارد. با ظاهر مذهبی نئولیبرال شده و گاهی آنقدر افراطی که به خودزنی میرسند. امثال مخبر و آقامحمدی و پناهیان از همین گروه (فحاشان به دولت، تنزیهکنندگان سرمایه) به حساب میآیند.
پس چالش نخست برای قالیباف این است که بپرسیم خودش از کجا آمده؟ کسب و کار خصوصی داشته؟ سرمایهدار موفقی بوده؟ به خاطر شهرت و محبوبیت مردمی به سیاست راه پیدا کرده؟ یا برعکس، برکشیده است و اتفاقا در بوروکراسی و از حاکمیت...
این جملات را ادامه نمیدهم چون با ملایمترین تعابیر هم طرفداران قالیباف و بعضی ارادتمندان رهبری عصبانی خواهند شد. یادآوری واقعیتها و رخدادهای سیاهی که با وارد کردن قالیباف از ۸۴ در سیاست آوار شد و حالا تلنباری از خشم و نفرت در اکثریت ارزشیها ساخته دیگر فایدهای ندارد. صلاح است نگوییم با دست خودشان چه بر سر مملکت آوردند یا حالا با «وفاق» در حال چه کاری هستند.
آن احکام قاطع و سراسر منفی درباره دولت، حرف سرمایهدارهایی است که در بازار گردن کلفت کردند و به سیاست وارد شدند، مثل ترامپ یا ماسک. میگویند بوروکراسی فشل و فاسد است اما بازار بهترینها را فراهم میآورد. راهحلشان «اره برقی» است برای بریدن همه حمایتهایی که به نفع توده شکل گرفته. دخالت فقط باید به نفع غولها باشد. ابرقدرت اقتصادی هستند و متکی به چپاولِ جهان، پس نگرانی خاصی درباره تبعات وحشیگری در اقتصاد ندارند.
قالیباف [احساسِ] کارآمدی دارد. باور اعتقادی برای خودش ساخته که «من کارآمدم» پس بودنم در سیاست یعنی تبلیغ و افتخار، نه تنها برای نظام و انقلاب، بلکه برای اسلام! بدون هیچ نوع شوخی، کاملا جدی خودش را نیروی مردمی میداند که با اثبات کارآمدی بالا آمده. دائم در ذهنش است تا به رخ بکشد با ریش و چادر و چفیه هم میتوان از مدرنها جلو زد، انصافا اثبات هم کرده! با حرفهایی که گاهی به زبان میآورد بعضی سکولارها و نئولیبرالها خجالتزده میشوند.
چالش بعدی درباره همین کارآمدی رخ مینماید با موفقیتهایی که دولتها به خصوص در علم و فناوری به دست آوردند. شوروی را بدترین شکلِ دولتگرایی میدانند اما در شرایط نامناسب جلوتر از همه غربیها به فضا رسید، رآکتور آزمایشی برای همجوشی ساخت، در صنایع سنگین معجزه کرد، در موشک و هستهای حتی تولید هواپیمای مسافربری و جنگنده شاهکار رقم زد، کمر اقتصاد آمریکا را خم کرد تا جایی که نیکسون ناچار شد برتوون وودز را زیر پا بگذارد و...
اینها یعنی ناکارآمدی اما آنچه بخش خصوصی در ایران به بارآورده کارآمدی است؟ مثلا بانکهای خصوصی یا ایرانمال یا شرکتهای خوشنام مثل دبش کارآمد بودهاند؟ بنجلسازی، جیببری یا خروج میلیاردها دلار سرمایه آنهم در شرایط تحریم کارآمدی است؟ با اینهمه خصوصیسازی، اعطای زمین، تسهیلات بانکی، سوخت مفت و کارگر ارزان چه آوردهای داشتهاند؟ بلایی که سر محیطزیست حتی در مناطق حساس مثل میانکاله میآورند، کارآمدی است؟ باز چارهای نداریم جز کظم غیظ و نگفتن آنچه درخور امثال قالیباف است.
ادامه در پایین
@daneshtalab1
Forwarded from دانشطلب
ادامه از بالا
مثالهای دیگر از موفقیت دولتها، از شرکت هستهای فرانسه که همین سالها ناجی اروپا در بخش انرژی شده تا هپکو و مپنا و ماشینسازی و... در کشور خودمان، بماند. این هم بماند که از سد و توربین گازی تا موشک و هستهای هر چه در فناوری به آن افتخار میکنند عمدتا در بخش دولتی یا متمرکزتر از آن، در بخش حاکمیتی یا نظامی رقم خورده، نه به دست آن سرمایهدارهایی که با تکرار و تمجید میخواهند «مردم» جا بزنند.
نقد این افراطگرایی سطحی و قاطعیت عجیب و غریب که تصویر سیاه و سفید در اقتصاد میسازد حتما ابعاد متنوعتری پیدا میکند که پرداختن به همهاش از این قلم برنمیآید. در مجموع با طنزی تلخ مواجهایم که دست و پا بسته میتوانیم تعریضهایی به گویندگانش داشته باشیم از جمله دوازده سال شهرداری تهران و طوماری از نقدها گفته و ناگفته، همچنین یادآوری پروندههایی مثل املاکنجومی و غیره. پس با یک چالش نظری و یک جدال سیاسی به این نوشته پایان میدهم:
یک - آیا ممکن است دولت در اقتصاد فاسد باشد اما در سیاست پاک؟ قالیباف دو دهه است تقلا میکند رئیس دولت شود، نهادی که ذاتش را ناکارآمد و فاسد میداند. آیا ممکن است دولت همه فرصتهای اقتصادی را به تباهی بکشد اما در فرصتهای سیاسی ناگهان باتقوا شود و قابل دفاع؟ تازه وقتی پاک میشود و قابلیتها را نشان میدهد که قالیباف و رفقا سوارش شوند؟ خیلی کارنامه تمیزی دارند؟ یا تحمل نقد؟
دو - اگر دولت مطلقا فاسد و ناکارآمد است تکلیف امام خمینی و سیاستِ دهه اول نظام که با دولتگرایی پیوند خورده (و میدانیم بعدتر هاشمی تغییرش داد) چه میشود؟ اگر بگویند اضطرارِ جنگ بود، آیا از سال ۹۰ و تحمیل سنگینترین هجمهها بر اقتصاد، در شرایط جنگی و اضطراری قرار نداریم؟ خود رهبری دائم از جنگ همهجانبه حرف نزده؟ به نظر بنده همین چالش و اندیشیدن به تبعاتش برای مردود دانستن قالیباف در سیاست کفایت میکند.
افراطگری نئولیبرال آنهم زیر تحریم، تنها یک واکنش منطقی میطلبد آن هم به کار بردن الفاظ صریحی است که از دایره ادب خارج میافتند. خود خداوند با قید «الا من ظلم» سوء قول در این موارد را روا دانسته و ما اگر احتیاط میکنیم و نمیگوییم نه از باب احترام برای امثال قالیباف که فقط به دو دلیل است: ضعیف هستیم و تاب تبعاتش را نداریم، فایده چندانی هم ندارد. اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد همین مقدار باید اثر بدهد.
@daneshtalab1
مثالهای دیگر از موفقیت دولتها، از شرکت هستهای فرانسه که همین سالها ناجی اروپا در بخش انرژی شده تا هپکو و مپنا و ماشینسازی و... در کشور خودمان، بماند. این هم بماند که از سد و توربین گازی تا موشک و هستهای هر چه در فناوری به آن افتخار میکنند عمدتا در بخش دولتی یا متمرکزتر از آن، در بخش حاکمیتی یا نظامی رقم خورده، نه به دست آن سرمایهدارهایی که با تکرار و تمجید میخواهند «مردم» جا بزنند.
نقد این افراطگرایی سطحی و قاطعیت عجیب و غریب که تصویر سیاه و سفید در اقتصاد میسازد حتما ابعاد متنوعتری پیدا میکند که پرداختن به همهاش از این قلم برنمیآید. در مجموع با طنزی تلخ مواجهایم که دست و پا بسته میتوانیم تعریضهایی به گویندگانش داشته باشیم از جمله دوازده سال شهرداری تهران و طوماری از نقدها گفته و ناگفته، همچنین یادآوری پروندههایی مثل املاکنجومی و غیره. پس با یک چالش نظری و یک جدال سیاسی به این نوشته پایان میدهم:
یک - آیا ممکن است دولت در اقتصاد فاسد باشد اما در سیاست پاک؟ قالیباف دو دهه است تقلا میکند رئیس دولت شود، نهادی که ذاتش را ناکارآمد و فاسد میداند. آیا ممکن است دولت همه فرصتهای اقتصادی را به تباهی بکشد اما در فرصتهای سیاسی ناگهان باتقوا شود و قابل دفاع؟ تازه وقتی پاک میشود و قابلیتها را نشان میدهد که قالیباف و رفقا سوارش شوند؟ خیلی کارنامه تمیزی دارند؟ یا تحمل نقد؟
دو - اگر دولت مطلقا فاسد و ناکارآمد است تکلیف امام خمینی و سیاستِ دهه اول نظام که با دولتگرایی پیوند خورده (و میدانیم بعدتر هاشمی تغییرش داد) چه میشود؟ اگر بگویند اضطرارِ جنگ بود، آیا از سال ۹۰ و تحمیل سنگینترین هجمهها بر اقتصاد، در شرایط جنگی و اضطراری قرار نداریم؟ خود رهبری دائم از جنگ همهجانبه حرف نزده؟ به نظر بنده همین چالش و اندیشیدن به تبعاتش برای مردود دانستن قالیباف در سیاست کفایت میکند.
افراطگری نئولیبرال آنهم زیر تحریم، تنها یک واکنش منطقی میطلبد آن هم به کار بردن الفاظ صریحی است که از دایره ادب خارج میافتند. خود خداوند با قید «الا من ظلم» سوء قول در این موارد را روا دانسته و ما اگر احتیاط میکنیم و نمیگوییم نه از باب احترام برای امثال قالیباف که فقط به دو دلیل است: ضعیف هستیم و تاب تبعاتش را نداریم، فایده چندانی هم ندارد. اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد همین مقدار باید اثر بدهد.
@daneshtalab1
از خدنگهای مغروق مستراح انتظار زیادی دارین. محصولات کار فرهنگی تمیز دهۀ 70 و 80.
تازگیها انگار داره یائسه میشه: نوشتنش که حتی همون ادای قبل رو نمیتونه در بیاره، پاچۀ هر کی از گل نازکتر بهش بگه رو میگیره، دنبال پااندازی برای دگوریها هم هست؛ تیپیکال یائسۀ مذهبیصورتی.
Forwarded from اِرْتِجـٰاعِ مُتَعـٰالِي
اولین شاخصه یک دین، صراحت در حکم و قاطعیت در انجام آن است!
دینی که اینها را نداشته باشد مؤسسه خیریه ای بیش نیست...
دینی که اینها را نداشته باشد مؤسسه خیریه ای بیش نیست...
Forwarded from محمد مهدی فاطمی صدر
مؤمن و مستضعف برادران و خواهران مایند؛ مستکبران کافر اما دختر و پسر ما نیستند؛ إنه لیس من أهلک؛ إنه عمل غیر صالح...
Forwarded from 🇮🇷محندث بیصواد🇵🇸 (Hosein Moghaddam)
این بروشور توسط وزارت بهداشت ایالات متحده چاپ شده بود. عملیات روانی روی بومیان امریکا که آن ها را تشویق میکرد تا برای داشتن چادر بهتر، هیکل و تیپ بهتر و اسب های بیشتر (پول بیشتر) فرزند کمتری بیاورند! بومیانی که با عقیم کردن خودشان نه به فرزند رسیدند، نه به پول و نه حتی به آینده...