بهطور کلی، به آدمهایی که -توی فارسی- «ی» رو «ي» مینویسن اعتماد نکنید.
✍3👍1
یکی از بچهها هم هست، هرچی توئیت با فحش میبینه، میفرسته میگه:
ادبیاتش برام تداعیکننده تو بود 😁
😁3
لایکها افت کرده. به دوستهاتون هم که نمیگین بیان به کانال عمو. من دلم رو به چیتون خوش کنم؟
😁2❤1
یادداشتهای موزماهی
لایکها افت کرده. به دوستهاتون هم که نمیگین بیان به کانال عمو. من دلم رو به چیتون خوش کنم؟
به قول استاد:
"ممبر خسته تو کانال خبر از درد میده
خبر از جدایی و یه عموی سرد میده"
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای بندگان خدا، شما را وصیت مىكنم که این دنیا را رها کنید، دنیایی که شما را ترک خواهد کرد هرچند راضی به ترک او نباشید؛ و جسمتان را کهنه میکند، هرچند شما خواستار تازگی آن باشید.
مثل شما و دنیا مثل مسافرانی است که به راهی میروند و تا به خود آیند، بینند که آن را پیمودهاند؛ یا آهنگ رسیدن به نشانه و هدفی کنند و تا دیده بر هم نهند، بینند که به آن رسیدهاند.
به چه امید میبندد، کسی که زندگیاش یک روز است و از آن درنمیگذرد؟
عزت و افتخار دنیا فانی است، زیور و خواستهاش رو به زوال دارد، سختیها و رنجهایش بر دوام نباشد، هر مدتی آن به پایان رسد و هر زندۀ آن بمیرد.
❤3
Forwarded from تاریخانه (محمدمهدی)
عقائدِ شیعه از زمانِ به امامت رسیدنِ حضرتِ جوادالائمه علیهالسلام به مراحلِ بالای تکامل میرسه.
مغزِ اعتقاداتِ شیعی، امامته و این مفهوم هرچند برای خواص از اصحابِ ائمه علیهمالسلام از آغاز تببین شده بود اما همچنان بین عوام نیاز به طیِ مراحلی بود تا به تکامل برسه.
مثلا در زمانِ امیرالمؤمنین علیهالسلام هرچند شیعیانی بودند که از اساس سقیفه را قبول نداشتند اما شیعه بیشتر به معنای نفیِ عثمان و ضدیت با معاویه بود بین عوام. از ماجرای کربلا جنبههای سلبیِ شیعه شدیدتر شد و مرزهاش مشخصتر شد.
اما هنوز در همین زمان برخی هاشمیان، امام را مفهومی شبیه به رئیسِ قبیلهٔ بنیهاشم میدونستند که بصورتِ موروثی، حکومت از طرفِ خدا به اونها اعطاء شده نه مقامی که هر دفعه خداوند متعال بر اساسِ شایستگیهایی که خودش بهتر از بقیه بهشون آگاه باید مشخصش کنه، لذا بسیاری از فرزندانِ امام حسن علیهالسلام،
با ائمه ع اختلافاتی داشتند، گویا فرقی بین افرادِ ظاهرالصلاحِ بنیهاشم جز در نزدیکیِ نسب نسبت به حضرت زهرا سلاماللهعلیها و جز در مسنتر بودن نیست.
از زمانِ امامین باقر و صادق علیهماالسلام جنبهٔ علم برجستهتر شد. حالا برای عوامِ شیعیان و هاشمیان مسالهای مهمتر از سن و سال وجود داشت و اون احاطهٔ علمی بود. مسالهای که احدی در اونها نمیتونست به پای ائمه ع برسه. حالا دیگه کسی به راحتی نمیتونست در خودش شایستگیِ امامت ببینه.
اما مرحلهٔ دیگری هم وجود داشت. مرحلهای که کاملا ساحتِ امام را الهی میکرد. هرچند از امام باقر تا امام رضا علیهمالسلام به علم و دانش معروف بودند، مردم جز پدرانشون استادی براشون نمیشناختند. اینجور در اذهانِ عوام بود که ائمه ع علمِ فوقالعاده و شکستناپذیرشون را از پدرانشون آموختهاند.
اما از حضرت جوادالائمه ع مسأله رنگوبوی دیگری گرفت.
"حضرت در هفت سالگی به امامت رسیدند!"
سنی که امروزه زمانِ یادگیریِ الفباست و مثلا اگر بچهای در این سن و سال جدول ضرب به حفظ باشه نابغه به حساب میاد.
طبیعتا پذیرشِ امامِ هفت ساله برای شیعیان اصلا آسان نبود. بسیاری از شیعیان درصددِ امتحانِ امام برآمدند که نتیجه مشخص بود. کودکی هفت ساله قادر بود به همهٔ سؤالاتِ پیچیده پاسخ بده!
وقتی هرکس هرمقدار خواست از حضرت سؤال پرسید و فهمید حقیقتا کودکی هفت ساله ازنظرِ علمی کاملا مسلط و شایسته برای امامته، مفهومِ امامت کاملا الهی شد. علمِ امام، علمی آموختنی نبود که اگر بود، کودک هفت ساله چطور و کی به این دانش مسلط شده بود و اصلا آن را از چه کسی آموخته بود؟ حتی پدر هم از سه چهار سالگی به مرو رفته بود و فرصتی برای دیدار وجود نداشت! پس حتی برای عوامِ شیعه هم جا افتاد که امامت مسالهای الهیه و علمِ امام از جانبِ خداوند متعال به امام عنایت میشه.
پذیرشِ این مطلب برای غیرشیعه سخته طبیعتا اما خوشبختانه از دورهٔ عباسی، تاریخِ خوبی برای ما مونده. مناظراتِ امام جواد علیهالسلام و جلساتِ علمی با حضورِ حضرت که البته برخلافِ دورهٔ سؤالات و امتحانهای شیعیان، حالا نوجوان بودند در کتبِ مختلف نقل شده.
حالا درکِ عوامِ شیعه از مفهومِ امامت درحدی بود که چند سال بعد، امام هادی علیهالسلام که مثل پدر در کودکی به امامت رسیده بودند، زیارتِ جامعهٔ کبیره را برای مردم بیان کنند و امامت را به عالیترین حالتی که میشه تصور کرد تبیین کنند.
السلام علی ابیجعفر محمد بن علی التقی الجواد
و علی آبائه و ابنائه الطیبین الطاهرین
و رحمة الله و برکاته
مغزِ اعتقاداتِ شیعی، امامته و این مفهوم هرچند برای خواص از اصحابِ ائمه علیهمالسلام از آغاز تببین شده بود اما همچنان بین عوام نیاز به طیِ مراحلی بود تا به تکامل برسه.
مثلا در زمانِ امیرالمؤمنین علیهالسلام هرچند شیعیانی بودند که از اساس سقیفه را قبول نداشتند اما شیعه بیشتر به معنای نفیِ عثمان و ضدیت با معاویه بود بین عوام. از ماجرای کربلا جنبههای سلبیِ شیعه شدیدتر شد و مرزهاش مشخصتر شد.
اما هنوز در همین زمان برخی هاشمیان، امام را مفهومی شبیه به رئیسِ قبیلهٔ بنیهاشم میدونستند که بصورتِ موروثی، حکومت از طرفِ خدا به اونها اعطاء شده نه مقامی که هر دفعه خداوند متعال بر اساسِ شایستگیهایی که خودش بهتر از بقیه بهشون آگاه باید مشخصش کنه، لذا بسیاری از فرزندانِ امام حسن علیهالسلام،
با ائمه ع اختلافاتی داشتند، گویا فرقی بین افرادِ ظاهرالصلاحِ بنیهاشم جز در نزدیکیِ نسب نسبت به حضرت زهرا سلاماللهعلیها و جز در مسنتر بودن نیست.
از زمانِ امامین باقر و صادق علیهماالسلام جنبهٔ علم برجستهتر شد. حالا برای عوامِ شیعیان و هاشمیان مسالهای مهمتر از سن و سال وجود داشت و اون احاطهٔ علمی بود. مسالهای که احدی در اونها نمیتونست به پای ائمه ع برسه. حالا دیگه کسی به راحتی نمیتونست در خودش شایستگیِ امامت ببینه.
اما مرحلهٔ دیگری هم وجود داشت. مرحلهای که کاملا ساحتِ امام را الهی میکرد. هرچند از امام باقر تا امام رضا علیهمالسلام به علم و دانش معروف بودند، مردم جز پدرانشون استادی براشون نمیشناختند. اینجور در اذهانِ عوام بود که ائمه ع علمِ فوقالعاده و شکستناپذیرشون را از پدرانشون آموختهاند.
اما از حضرت جوادالائمه ع مسأله رنگوبوی دیگری گرفت.
"حضرت در هفت سالگی به امامت رسیدند!"
سنی که امروزه زمانِ یادگیریِ الفباست و مثلا اگر بچهای در این سن و سال جدول ضرب به حفظ باشه نابغه به حساب میاد.
طبیعتا پذیرشِ امامِ هفت ساله برای شیعیان اصلا آسان نبود. بسیاری از شیعیان درصددِ امتحانِ امام برآمدند که نتیجه مشخص بود. کودکی هفت ساله قادر بود به همهٔ سؤالاتِ پیچیده پاسخ بده!
وقتی هرکس هرمقدار خواست از حضرت سؤال پرسید و فهمید حقیقتا کودکی هفت ساله ازنظرِ علمی کاملا مسلط و شایسته برای امامته، مفهومِ امامت کاملا الهی شد. علمِ امام، علمی آموختنی نبود که اگر بود، کودک هفت ساله چطور و کی به این دانش مسلط شده بود و اصلا آن را از چه کسی آموخته بود؟ حتی پدر هم از سه چهار سالگی به مرو رفته بود و فرصتی برای دیدار وجود نداشت! پس حتی برای عوامِ شیعه هم جا افتاد که امامت مسالهای الهیه و علمِ امام از جانبِ خداوند متعال به امام عنایت میشه.
پذیرشِ این مطلب برای غیرشیعه سخته طبیعتا اما خوشبختانه از دورهٔ عباسی، تاریخِ خوبی برای ما مونده. مناظراتِ امام جواد علیهالسلام و جلساتِ علمی با حضورِ حضرت که البته برخلافِ دورهٔ سؤالات و امتحانهای شیعیان، حالا نوجوان بودند در کتبِ مختلف نقل شده.
حالا درکِ عوامِ شیعه از مفهومِ امامت درحدی بود که چند سال بعد، امام هادی علیهالسلام که مثل پدر در کودکی به امامت رسیده بودند، زیارتِ جامعهٔ کبیره را برای مردم بیان کنند و امامت را به عالیترین حالتی که میشه تصور کرد تبیین کنند.
السلام علی ابیجعفر محمد بن علی التقی الجواد
و علی آبائه و ابنائه الطیبین الطاهرین
و رحمة الله و برکاته
❤5👍1
ژاژخا
بچهها بنظرتون دروازهی ورود به بیغیرتی و بیشرفی برای یک مرد چیه؟ به نظر خودم خوردن پاستا. مردی که پاستا بخوره، یه روز دابسمش هم میسازه Tarlan Parvanehh @zhazhkha
پروردگارا، ما و نسلمون رو از پاستا و سوشی دور نگه دار!
👍5😁1
Forwarded from 1001
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«لسآنجلسیهای پفیوز»
😁6