مگر «پیش» و «پس» کجاست که آنها «پیش» رفته باشند و ما «پس» مانده؟ اگر «پیش» آنجاست که غربیها رسیدهاند، صد سال سیاه میخواهم که به آنجا نرسیم و اگر «پس» اینجاست که ما اکنون قرار داریم، چه بهتر که در همینجا بمانیم.
دموکراسی هرگز با حکومت اسلامی جمع نمیشود، چرا که در احکام و قوانین، امکان عدول از کتابالله وجود ندارد و حقِ قانونگذاری غیرمشروط از مردم سلب گشته است و قوانین پارلمانی تنها در حدود شرعْ مشروعیت مییابند. پس در جمهوری اسلامی رأی مردمْ محکوم و محدود به حدود ولایت است. این کجا و دموکراسی کجا؟ و اگر کسانی هم نادانسته حکومت اسلامی را عین دموکراسی میانگارند، مرادشان بیان این حقیقت است که «مردم اسلام را میخواهند و اسلام عین ولایت است.» چرا ما از اثبات مغایرت بین حکومت اسلامی و دموکراسی میهراسیم؟ زیرا هنوز در فضای فرهنگی غرب نفس میکشیم و در تبلیغات جهانی غرب، حکم بر این قرار گرفته است که «هرچه غیر دموکراسی است استبداد است.» خیر، این چنین نیست. دموکراسی -حکومت مردم- در برابر تئوکراسی -حکومت خدا- ست و حکومت خدا لزوماً غیرمردمی نیست، چنانکه دموکراسی در غرب نیز به اعتقاد ما اکنون در یک «حاکمیت استبدادی پنهان» صورت بسته است.
تقریباً موج ماقبل آخر زوال با ظهور این پفیوزها همزمان بوده؛ تصادفی؟ هرگشت!
فرصت حکومت درست رو از شاه شهید هم گرفتن. اون بندهخدا امیرکبیر رو هم که اونطور.
هرچند که برخی از تصمیمات میرزاتقیخان روند روشنفکری رو تسریع کرد، اما توی لیگ این مملکت جنابش درخشان بوده.
حالا ظاهراً نتونست مثل وهابیت ایران رو بگیره، اما بعید نمیدونم خیلی از این ولدشبهههایی که تو کار اسلام سنگ میندازن، به بهاییها ربط نداشته باشن.
لعنت به دشمنان اسلام و مسلمین! خذلان یکیکشون انشاءالله! نصرت اسلام و کلمهٔ اللّه!
ناصرالدین شاه یه کار کرده باشه که فاتحه براش داشته باشه، مقابله با این جریان منحوس بوده.
فکر کنم یه ماهی شده که یوگی وزیر اقتصادی معرفی نکرده. این شوخی زشت روزگار رو تاب نداشتیم.
الان میخوای بری بدی بره، نباید یکی باشه که مثلاً برای ثروت هنگفت حاصله یه کاری بکنه و یه سروسامونی به بازارها بده؟