نمیشه که نقدها تا یهجایی بیاد، از اون به بعد رد نشه. بعضی حرفهاتون اینطوره.
Forwarded from دانشطلب
مصلحتسُرایی، بیارزشتر از عمامه خاتمی
🔸 حرفهای نبویان سودای خامی را بیرون ریخت که نظام از اسلامی بودن عقب بنشیند اما سر جایش بماند. توجهتان را به توییتی از شش سال پیش جلب میکنم:
مصلحت لازم است اما به شکل استثنایی یا حداقلی. اگر مصلحت تبدیل به اصل شود، تغییر قوانین است که با عنوان مصلحت توجیهاش میکنند. مصلحتی که شأنِ حداکثری پیدا کند از معنا تهی شده و جایش را به غیر خودش داده. مثل دوغ لیلی که ماستش کم بود و آبش خیلی؛ دیگر دوغ نیست، آب است با ادعای دوغ.
🔹 و این یکی از چهار سال پیش که حساب مصلحتسنجی در موارد نادر را از گشادهدستی با مصلحت جدا میکند:
آن مصلحتی که همه چیزِ محافظهکارها شده ارزشش از عمامه خاتمی هم کمتر است. حالا هر چه میخواهند به وقایع تاریخی استناد بدهند و از رفتار معصومین شاهد بیاورند. در سیاست آنچه دائمی است مصلحتسنجی است اما تن دادن به مصلحت (امر مذموم) استثنایی! استثنا نباید به اصل و محور سیاست تبدیل شود.
🔸 دو سال پیش در واکنش به حرفهای مشابه از وحید اشتری:
کدام عاقلی میتواند فرض کند اکثریت بیحجابی را بپذیرند اما مخالفِ ولایت فقیه نباشند؟ کدام ذیشعوری است که نداند بنیان حجاب از ولایت فقیه محکمتر است؟ جز امثال زائری که لبنان را الگو کردند و از حمایت زنهای سرلخت مسیحی از حزبالله دچار حقارت شدند کجا این پوچی رقتبار توجیه میشود؟
🔹 همراه با یک چالش منطقی:
وقتی اکثریت نسبت به ربا بیحس شدند و صدای اعتراض بلند نمیکنند چرا باید جرم باشد؟ مگر ربا انباشت ثروت و امکان سرمایهگذاری را فراهم نمیکند؟ نظام ربوی در دنیا پذیرفته شده نیست؟ جز چهار تا «ارزشی داعشی» و چند «آخوند طالبانی» چه کسانی ربا را جنگ با خدا میدانند؟
به موارد بالا اضافه کنید آزادی مسکرات و نمایشِ منکرات را. چرا حکومت نباید با استناد به «مصلحت» همه اینها را آزاد کند؟ مگر در کشورهای (به دروغ) اسلامی مثل ترکیه و مصر و امارات مشروبخواری یا نمایشِ رقص و صحنههای رختخوابی ممنوع است؟ مگر لخت کنار دریا نمیروند و استخر مختلط ندارند؟
🔸 در توضیح سخن امام که «حفظ نظام از اوجب واجبات» است پس از جنجال درباره حرفهای غنینژاد:
حرف امام را اینطور میفهمند که ولیفقیه میتواند ربا و زنا را هم حلال کند چون حفظ نظام از اوجب واجبات است! با آدمهایی اینقدر سطحی هیچ بحث و مناظرهای شکل نمیگیرد فقط میشود مجادله و یک مشت کلیشههای پوپولیستی: همه چیزمان دستوری است، مردم آزادی میخواهند، نباید مالیات بدهیم و...
قید اسلامی را در حرفهای امام نمیبینند و نمیفهمند مصلحتهای موقتی یا موردی برای «حفظ ماهیت حکومت» است نه تسلیم شدن به خواستههای سکولار! اگر ولیفقیه امور ماهوی را کنار بگذارد اول مشروعیت خودش زیر سوال میرود. حکومتی که هر کاری برای حفظش مجاز باشد امامش ماکیاوللی است، نه خمینی.
🔹 خلاصه که «حفظ نظامِ اسلامی واجب است نه شیر بییال و دم و اشکم». و باز از دو سال پیش:
اگر حکومت اسلامی حجاب یا ممنوعیت ربا و مسکرات را با استناد به مصلحت کنار بگذارد مصلحت این است که نامش اسلامی نباشد. ملاک در مصلحت، اسلام است نه قدرت! اسلام است که باید حفظ شود نه چهار تا آخوند و کتشلواری که حاضرند همه چیزمان سکولار باشد اما به نامِ اسلام حکومت کنند و مقدس باشند!
🔸 این هم یادآوری سیاسی از مصلحتسُرای بزرگ، هاشمی رفسنجانی:
مصلحت امر استثنایی است و به صورت موردی باید اعمال شود. اگر مکرر ازش استفاده کنند یا به تغییرات کلان سرایتش بدهند چیزی از حکومت دینی باقی نمیگذارد. نماد مصلحت در جمهوری اسلامی هاشمی بود که استقلال و امنیت را هم به حراج گذاشت. جهت و هدف باید تأمین مصالح دین باشد نه نگه داشتن قدرت.
🔹 تذکر پایانی اینکه «کل شیء تجاوز عن حده انقلب علی ضده». هزینه زیاد از مصلحت، مصلحت بزرگتری را بیدار میکند:
اگر مصلحت این است که برهنگی آزاد شود پای مصلحت بزرگتری به میان میآید که حکومت، اسلامی نباشد. اسم اسلام را بردارید تا فسق و فجور را پای دین نگذارند. وقتی قوانین سکولار شود چه دلیلی دارد فقیه در رأس حکومت قرار بگیرد یا فقها ناظر باشند؟ به تعبیر رهبری این دگرگونی خواست آمریکا است.
براندازها این را خوب میدانند، روی حجاب فشار میآورند تا مهمترین قانون هویتی را بردارند. برنامه این است که از آن دومینو بسازند تا افق سکولاریسم دست یافتنی شود. طیفی از اصلاحطلبها هم مشکلی ندارند که یک عمامهبهسر در رأس حکومت باشد اما وضع جامعه چیزی بدتر از ترکیه یا امارات.
@daneshtalab1
🔸 حرفهای نبویان سودای خامی را بیرون ریخت که نظام از اسلامی بودن عقب بنشیند اما سر جایش بماند. توجهتان را به توییتی از شش سال پیش جلب میکنم:
مصلحت لازم است اما به شکل استثنایی یا حداقلی. اگر مصلحت تبدیل به اصل شود، تغییر قوانین است که با عنوان مصلحت توجیهاش میکنند. مصلحتی که شأنِ حداکثری پیدا کند از معنا تهی شده و جایش را به غیر خودش داده. مثل دوغ لیلی که ماستش کم بود و آبش خیلی؛ دیگر دوغ نیست، آب است با ادعای دوغ.
🔹 و این یکی از چهار سال پیش که حساب مصلحتسنجی در موارد نادر را از گشادهدستی با مصلحت جدا میکند:
آن مصلحتی که همه چیزِ محافظهکارها شده ارزشش از عمامه خاتمی هم کمتر است. حالا هر چه میخواهند به وقایع تاریخی استناد بدهند و از رفتار معصومین شاهد بیاورند. در سیاست آنچه دائمی است مصلحتسنجی است اما تن دادن به مصلحت (امر مذموم) استثنایی! استثنا نباید به اصل و محور سیاست تبدیل شود.
🔸 دو سال پیش در واکنش به حرفهای مشابه از وحید اشتری:
کدام عاقلی میتواند فرض کند اکثریت بیحجابی را بپذیرند اما مخالفِ ولایت فقیه نباشند؟ کدام ذیشعوری است که نداند بنیان حجاب از ولایت فقیه محکمتر است؟ جز امثال زائری که لبنان را الگو کردند و از حمایت زنهای سرلخت مسیحی از حزبالله دچار حقارت شدند کجا این پوچی رقتبار توجیه میشود؟
🔹 همراه با یک چالش منطقی:
وقتی اکثریت نسبت به ربا بیحس شدند و صدای اعتراض بلند نمیکنند چرا باید جرم باشد؟ مگر ربا انباشت ثروت و امکان سرمایهگذاری را فراهم نمیکند؟ نظام ربوی در دنیا پذیرفته شده نیست؟ جز چهار تا «ارزشی داعشی» و چند «آخوند طالبانی» چه کسانی ربا را جنگ با خدا میدانند؟
به موارد بالا اضافه کنید آزادی مسکرات و نمایشِ منکرات را. چرا حکومت نباید با استناد به «مصلحت» همه اینها را آزاد کند؟ مگر در کشورهای (به دروغ) اسلامی مثل ترکیه و مصر و امارات مشروبخواری یا نمایشِ رقص و صحنههای رختخوابی ممنوع است؟ مگر لخت کنار دریا نمیروند و استخر مختلط ندارند؟
🔸 در توضیح سخن امام که «حفظ نظام از اوجب واجبات» است پس از جنجال درباره حرفهای غنینژاد:
حرف امام را اینطور میفهمند که ولیفقیه میتواند ربا و زنا را هم حلال کند چون حفظ نظام از اوجب واجبات است! با آدمهایی اینقدر سطحی هیچ بحث و مناظرهای شکل نمیگیرد فقط میشود مجادله و یک مشت کلیشههای پوپولیستی: همه چیزمان دستوری است، مردم آزادی میخواهند، نباید مالیات بدهیم و...
قید اسلامی را در حرفهای امام نمیبینند و نمیفهمند مصلحتهای موقتی یا موردی برای «حفظ ماهیت حکومت» است نه تسلیم شدن به خواستههای سکولار! اگر ولیفقیه امور ماهوی را کنار بگذارد اول مشروعیت خودش زیر سوال میرود. حکومتی که هر کاری برای حفظش مجاز باشد امامش ماکیاوللی است، نه خمینی.
🔹 خلاصه که «حفظ نظامِ اسلامی واجب است نه شیر بییال و دم و اشکم». و باز از دو سال پیش:
اگر حکومت اسلامی حجاب یا ممنوعیت ربا و مسکرات را با استناد به مصلحت کنار بگذارد مصلحت این است که نامش اسلامی نباشد. ملاک در مصلحت، اسلام است نه قدرت! اسلام است که باید حفظ شود نه چهار تا آخوند و کتشلواری که حاضرند همه چیزمان سکولار باشد اما به نامِ اسلام حکومت کنند و مقدس باشند!
🔸 این هم یادآوری سیاسی از مصلحتسُرای بزرگ، هاشمی رفسنجانی:
مصلحت امر استثنایی است و به صورت موردی باید اعمال شود. اگر مکرر ازش استفاده کنند یا به تغییرات کلان سرایتش بدهند چیزی از حکومت دینی باقی نمیگذارد. نماد مصلحت در جمهوری اسلامی هاشمی بود که استقلال و امنیت را هم به حراج گذاشت. جهت و هدف باید تأمین مصالح دین باشد نه نگه داشتن قدرت.
🔹 تذکر پایانی اینکه «کل شیء تجاوز عن حده انقلب علی ضده». هزینه زیاد از مصلحت، مصلحت بزرگتری را بیدار میکند:
اگر مصلحت این است که برهنگی آزاد شود پای مصلحت بزرگتری به میان میآید که حکومت، اسلامی نباشد. اسم اسلام را بردارید تا فسق و فجور را پای دین نگذارند. وقتی قوانین سکولار شود چه دلیلی دارد فقیه در رأس حکومت قرار بگیرد یا فقها ناظر باشند؟ به تعبیر رهبری این دگرگونی خواست آمریکا است.
براندازها این را خوب میدانند، روی حجاب فشار میآورند تا مهمترین قانون هویتی را بردارند. برنامه این است که از آن دومینو بسازند تا افق سکولاریسم دست یافتنی شود. طیفی از اصلاحطلبها هم مشکلی ندارند که یک عمامهبهسر در رأس حکومت باشد اما وضع جامعه چیزی بدتر از ترکیه یا امارات.
@daneshtalab1
این خاطراتی که دارن از اردوهای جهادی میگنْ مهر تأییدی بر نظر حقیر مبنی بر قالتاقتر بودن دهاتیهاست. تصویر رسانهها کاملاً نقطهٔ مقابل واقعیته. یه مشت فرصتطلب که واقعاً شانس آوردیم هنوز خیلیهاشون وارد شهرها نشدن. یکی از علتهای افت اخلاقی و فرهنگی شهرها، مهاجرت اینها طی دهههای اخیره.
هرجا مدنیت یا ساختار واحد سبقهٔ بیشتری داره، رفتار افراد به وضع مطلوب نزدیکتره؛ یعنی حتی افرادی که توی نظام عشیرهای رشد کردن، نظاممندتر نسبت به دهاتیها هستن.
تو سمت ما به اینها میگیم دیاتینی و امان از دیاتینی. وما ادراک دیاتینی! غالباً توی روند تکاملیشون تبدیل به دگوری/نوکیسه/غربزده میشن و رقابت میکنن سر بیغیرتی و تجملگرایی.
الان فرهنگ اینها توی اقشار و گروههای دیگه هم رخنه کرده و اونها هم پیرو این ائمهٔ ضلالت شدن و غرق در باتلاق گمراهی و بدعت.
اصفهانی از صدرنشینهای حقبهجانبی در جهان: "حقآبه مهریۀ زنهامونه." :))
حالا البته تهش معلومه چی میشه. "آب این لرها رو جمع کنین برای اصفهونی و یزدی تا برنج و خیار و هندونه بکارن و کنار ذوبآهن به تماشای جهان بنشینن. اینها ولینعمت ما هستن."
رادیات
لرها ضریب هوشی لازم برای اظهار نظر تو هیچ موردی رو ندارند
هرچی هوش پایینتر، تستسترون بالاتر 😎💪
رادیات
آجر رو از دستتون بگیرند ۸۹ درصد تستسترونتون کاهش پیدا میکنه.
اصفهونی کمتستسترون، فشار بخور. اون زمان که گربه میخوردین، نباید نجاتتون میدادیم.
Forwarded from ژاژخا