ژاژخا
به مولا باید ضحاک باشی بهش ۲۰ ندی sajjaD @zhazhkha
به یکی از استادها، اشاره نمیکنم که کی بوده از بستگان الإمام خامنهای حفظه اللّه تعالی، همین رو گفتم اما اون ترجیح داد سنگدل باشه.
😁7✍1
ژاژخا
از هر سه تا مردی که دیدم دارن میرن کوه دوتاشون ریش پروفسوری داشتن، معلومه که نمیام بالا.
کوهنوردی = پیروی از خلیفهٔ معلوم الحال
😁2✍1
تابستون، شب، گرمای مطبوع هوا، سروصدای کم، یه مسیر طولانی، با یه همراه.
💔2✍1
Forwarded from ماهنامۀ سوره
◽️ خواهران ملت
• گزارشی از دیدار و گفتوگوی مستقیم با زنان بَستنشین در برابر مجلس که مطالبهشان اجرای قانون حجاب است (بخش اول)
✍ سحر دانشور
🔹 حافظان خانه در خیابان
حافظان خانه حالا در خیابان بَست نشستهاند، روبهروی مجلس شورای اسلامی. سنت بَستنشینی برای ما تازگی ندارد، میل به قانون و قانونگذاری برای تنظیم و تعدیل جامعه هم تازه نیست. یکجورهایی مجلس و بَستنشینی برای ما همنشینند، در تاریخ دبیرستان میخواندیم یکی از شروط علمای بَستنشسته در حرم شاهعبدالعظیم تأسیس عدالتخانه بود، برای اجرای عدالت، برای قانونگذاری. حالا هم عدهای جلوی مجلس شورای اسلامی بَست نشستهاند برای ابلاغ قانون حجاب. مخالفین (نمیگویم منتقدین، چون آنچه بر زبانشان جاری است انتقاد نیست، بلکه اَنگزدن و توهین و سرکوب است) میگویند آنها با اقدامی غیرقانونی خواهانِ ابلاغ قانون هستند. اما معتقدم این فرع ماجراست، آنها که به ظاهر این جریان را میانداری میکنند هم فرع ماجرا هستند. برای من که دو روز به میانشان رفتم اصل ماجرا آن زنی است که از قم آمده بود، آن دیگری که از مشهد رسیده بود و او که میگفت اگر تَرکِ فعل مسئولین در دو دهۀ گذشته نبود من الان سر خانه زندگیام بودم، نه اینجا. اصل ماجرا این است که «مخالفینِ هیجانزدۀ سیاسی» و «رسانههای شتابزده» پیشاپیش تصمیم خودشان را در مواجهه با آنها گرفتهاند.
شوربختانه باید گفت رسانهها بدون آنکه حتی برای شأن خود در حیطۀ رصد، تحقیق و گزارش ارزشی قائل باشند و زحمت عمیق شدن در ماجرا و گفتوگو با کنشگران را به خود بدهند دربارهشان گزارش مینویسند و با «تیترهای سوگیرانه» و نوعی «تندرویِ رسانهای»، بَستنشینان را «تندرو» میخوانند.
از طرف دیگر بعضی رسانهچیها و سیاستمدارانی در کنارِ بَستنشینان هستند که امروز خودشان را پرچمدار و میاندار و سخنگوی این افراد جا میزنند اما به وقتش قربانیشان میکنند و با فاصلهگذاری با آنها برای خودشان هویت جدید کسب میکنند. آنها نیز توان درک آنکه در میدان ایستاده است را ندارند.
میتوان به بَستنشینی این نیرو منتقد بود، میتوان همۀ استدلالهایی که دربارۀ غیرقانونی بودن این اقدام وجود دارد را مطرح کرد و پذیرفت، میتوان نسبت به میانداران و کسانی که خود را پرچمدار این جریان میدانند گمان خوش نداشت، میتوان نسبت به بازیهای سیاسی و بازیچۀ سیاسی شدن این دست اقدامات هشدار داد، میتوان به صورتِ ناخوش این گامها انتقاد داشت؛ ابعادی که نویسندۀ این سطور هم به آنها باور دارد، اما نمیتوان نیروی درونی این حرکت را انکار کرد. نمیتوان با استدلالهای فوق و انتقادات موجود انرژیای که در مجتمع شدنِ زنانی از نقاط مختلف کشور وجود دارد را نادیده گرفت و با برچسب تندرو و جاهل ماجرا را فیصله داد. شاید سختی کار همین باشد، شاید اندیشیدن همین باشد.
این اصلیترین بُعد ماجرای بَستنشینی جلوی مجلس است. من رفتم تا کسی که ۲۲ روز آنجا نشسته بود را ببینم. واقعیت این است که گمان نمیکنم عنوان «جاهل متنسک» برای توصیف کسی که ارادهای اینچنین دارد مناسب باشد. این چه نیرویی است که زنی را از مشهد، دیگری را از قم، آن دیگری را از تهران و کرج به صورت فردی به یک نقطه میکشاند؟ آیا این نیروی جهالت است؟ البته که سادهترین جواب و شابلونِ آماده «تندروی» و «جهالت» است، وقتی کسی نخواهد به موقعیت پیچیده و سنگین فکر کند مجبور میشود به مفاهیم دمدستی پناه ببرد. اما واقعیت این است که درک چنین موقعیتی به تفکری عمیق نیاز دارد. چه نیرویی این افراد را در هر بزنگاهی متمرکز میکند؟ آنها کِی احساس خطر میکنند؟ ایدۀ اصلیشان چیست؟
🔹 نمازجمعهایها
زن جوان هفت روز است جلوی مجلس نشسته. با حرارت با دوستانش حرف میزند، لحن گرم و بیان قاطعی دارد. دوست دارم بدانم اینجا چه میکند. «کجا برم خب؟ مگه میتونم با مردم درگیر بشم؟ اصلاً حق این کار رو ندارم، چون این کار درست نیست. آدم جاهل کسیه که میره و با مردمش درگیر میشه. من اومدم تا از مجلس بخوام با قانون جامعه رو تنظیم کنه، اگر این کار رو نکنه جامعه به هم میریزه. من نگران جامعه هستم و برای این نگرانی اینجام. اینجا دقیقاً جاییه که باید باشم.» من صحبتهای او را در قالب یک کنش مدنی میفهمم، کنشی که نه تنها در پی تخریب نیست، بلکه بیش از هر کسی نگران تخریب است. این فهم مدنی، نشاندهندۀ بلوغی جدی در درک کنشهای اجتماعی است که هم میتواند محل تأمل قرار بگیرد و هم برچسبهای از پیش آماده برای توصیف این بخش از جامعه را تضعیف کند.
🆔 @Sourehmagazine
• گزارشی از دیدار و گفتوگوی مستقیم با زنان بَستنشین در برابر مجلس که مطالبهشان اجرای قانون حجاب است (بخش اول)
✍ سحر دانشور
🔹 حافظان خانه در خیابان
حافظان خانه حالا در خیابان بَست نشستهاند، روبهروی مجلس شورای اسلامی. سنت بَستنشینی برای ما تازگی ندارد، میل به قانون و قانونگذاری برای تنظیم و تعدیل جامعه هم تازه نیست. یکجورهایی مجلس و بَستنشینی برای ما همنشینند، در تاریخ دبیرستان میخواندیم یکی از شروط علمای بَستنشسته در حرم شاهعبدالعظیم تأسیس عدالتخانه بود، برای اجرای عدالت، برای قانونگذاری. حالا هم عدهای جلوی مجلس شورای اسلامی بَست نشستهاند برای ابلاغ قانون حجاب. مخالفین (نمیگویم منتقدین، چون آنچه بر زبانشان جاری است انتقاد نیست، بلکه اَنگزدن و توهین و سرکوب است) میگویند آنها با اقدامی غیرقانونی خواهانِ ابلاغ قانون هستند. اما معتقدم این فرع ماجراست، آنها که به ظاهر این جریان را میانداری میکنند هم فرع ماجرا هستند. برای من که دو روز به میانشان رفتم اصل ماجرا آن زنی است که از قم آمده بود، آن دیگری که از مشهد رسیده بود و او که میگفت اگر تَرکِ فعل مسئولین در دو دهۀ گذشته نبود من الان سر خانه زندگیام بودم، نه اینجا. اصل ماجرا این است که «مخالفینِ هیجانزدۀ سیاسی» و «رسانههای شتابزده» پیشاپیش تصمیم خودشان را در مواجهه با آنها گرفتهاند.
شوربختانه باید گفت رسانهها بدون آنکه حتی برای شأن خود در حیطۀ رصد، تحقیق و گزارش ارزشی قائل باشند و زحمت عمیق شدن در ماجرا و گفتوگو با کنشگران را به خود بدهند دربارهشان گزارش مینویسند و با «تیترهای سوگیرانه» و نوعی «تندرویِ رسانهای»، بَستنشینان را «تندرو» میخوانند.
از طرف دیگر بعضی رسانهچیها و سیاستمدارانی در کنارِ بَستنشینان هستند که امروز خودشان را پرچمدار و میاندار و سخنگوی این افراد جا میزنند اما به وقتش قربانیشان میکنند و با فاصلهگذاری با آنها برای خودشان هویت جدید کسب میکنند. آنها نیز توان درک آنکه در میدان ایستاده است را ندارند.
میتوان به بَستنشینی این نیرو منتقد بود، میتوان همۀ استدلالهایی که دربارۀ غیرقانونی بودن این اقدام وجود دارد را مطرح کرد و پذیرفت، میتوان نسبت به میانداران و کسانی که خود را پرچمدار این جریان میدانند گمان خوش نداشت، میتوان نسبت به بازیهای سیاسی و بازیچۀ سیاسی شدن این دست اقدامات هشدار داد، میتوان به صورتِ ناخوش این گامها انتقاد داشت؛ ابعادی که نویسندۀ این سطور هم به آنها باور دارد، اما نمیتوان نیروی درونی این حرکت را انکار کرد. نمیتوان با استدلالهای فوق و انتقادات موجود انرژیای که در مجتمع شدنِ زنانی از نقاط مختلف کشور وجود دارد را نادیده گرفت و با برچسب تندرو و جاهل ماجرا را فیصله داد. شاید سختی کار همین باشد، شاید اندیشیدن همین باشد.
این اصلیترین بُعد ماجرای بَستنشینی جلوی مجلس است. من رفتم تا کسی که ۲۲ روز آنجا نشسته بود را ببینم. واقعیت این است که گمان نمیکنم عنوان «جاهل متنسک» برای توصیف کسی که ارادهای اینچنین دارد مناسب باشد. این چه نیرویی است که زنی را از مشهد، دیگری را از قم، آن دیگری را از تهران و کرج به صورت فردی به یک نقطه میکشاند؟ آیا این نیروی جهالت است؟ البته که سادهترین جواب و شابلونِ آماده «تندروی» و «جهالت» است، وقتی کسی نخواهد به موقعیت پیچیده و سنگین فکر کند مجبور میشود به مفاهیم دمدستی پناه ببرد. اما واقعیت این است که درک چنین موقعیتی به تفکری عمیق نیاز دارد. چه نیرویی این افراد را در هر بزنگاهی متمرکز میکند؟ آنها کِی احساس خطر میکنند؟ ایدۀ اصلیشان چیست؟
🔹 نمازجمعهایها
زن جوان هفت روز است جلوی مجلس نشسته. با حرارت با دوستانش حرف میزند، لحن گرم و بیان قاطعی دارد. دوست دارم بدانم اینجا چه میکند. «کجا برم خب؟ مگه میتونم با مردم درگیر بشم؟ اصلاً حق این کار رو ندارم، چون این کار درست نیست. آدم جاهل کسیه که میره و با مردمش درگیر میشه. من اومدم تا از مجلس بخوام با قانون جامعه رو تنظیم کنه، اگر این کار رو نکنه جامعه به هم میریزه. من نگران جامعه هستم و برای این نگرانی اینجام. اینجا دقیقاً جاییه که باید باشم.» من صحبتهای او را در قالب یک کنش مدنی میفهمم، کنشی که نه تنها در پی تخریب نیست، بلکه بیش از هر کسی نگران تخریب است. این فهم مدنی، نشاندهندۀ بلوغی جدی در درک کنشهای اجتماعی است که هم میتواند محل تأمل قرار بگیرد و هم برچسبهای از پیش آماده برای توصیف این بخش از جامعه را تضعیف کند.
🆔 @Sourehmagazine
Forwarded from ژاژخا
✍1
Forwarded from یادداشتهای موزماهی
توییتر فارسی
در واقع بی عقل ترینشون هما بود، فقط فاز خر دانا برداشته بود. »★« @OfficialPersiaTwitter
نفرتپراکنی علیه هما نبرد با فمینیسم افسارگسیخته است.
✍1
Forwarded from یادداشتهای موزماهی
یادداشتهای موزماهی
نفرتپراکنی علیه هما نبرد با فمینیسم افسارگسیخته است.
ما هما سعادت را شر مطلق میدانیم. بدتر از هما سعادت در جهان وجود ندارد. اگر هما سعادت و شیطان مقابل هم قرار بگیرند، ما در کنار ابلیس خواهیم ایستاد.
✍1