Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
این واحد بسیاری از مفاهیم امروزی در عملیات ویژه را پایه گذاری کرد.
یکی از اولین دستاوردهای این واحد ایجاد الگوی Joint Special Operations بود. تا پیش از SOG، عملیات ویژه بیشتر در قالب یک شاخه (مثلاً فقط ارتش یا فقط نیروی دریایی) اجرا میشد. این همکاری چندنیرویی بعداً الهامبخش شکلگیری فرماندهی مشترک عملیات ویژه آمریکا (JSOC) در دهه ۸۰ شد.
تیمهای شناسایی ۶ تا ۱۲ نفره SOG، به پشت خطوط دشمن نفوذ میکردند.
استفاده از پنهانکاری، ارتباطات امن، و تکیه بر پشتیبانی هوایی دقیق، تبدیل به الگویی شد که بعدها توسط یگانهایی مثل Delta Force و SEAL Team 6 استفاده شد.
شناسایی پشت خطوط دشمن (Deep Reconnaissance) با تیمهای کوچک، یکی از موفقترین بخشهای SOG بود. بعدها این روش بهطور رسمی بهعنوان Special Reconnaissance (SR) در دکترین نیروهای ویژه آمریکا ثبت شد.
واحد SOG از اولین گروههایی بود که استفاده همزمان از تیم زمینی و هدایت آتش هوایی (Close Air Support) رو در قالب تاکتیکی اجرا کرد. مفهوم Forward Air Controller (FAC) و هدایت هوایی توسط تیمهای زمینی به شکلی سیستماتیک در SOG عملیاتی شد.
اما مهمترین دستاورد این واحد ایجاد مفهوم “High-Risk, High-Value Missions” بود.
مأموریتهای SOG به شدت پرخطر بودند (بیش از ۱۰۰٪ نرخ تلفات برای بعضی تیمها).
این فرهنگ که تیمهای کوچک میتوانند در مأموریتهای پرریسک، نتایج استراتژیک کلان ایجاد کنند، امروز اساس تفکر عملیات ویژه است.
L.t
@BallisticBrain
یکی از اولین دستاوردهای این واحد ایجاد الگوی Joint Special Operations بود. تا پیش از SOG، عملیات ویژه بیشتر در قالب یک شاخه (مثلاً فقط ارتش یا فقط نیروی دریایی) اجرا میشد. این همکاری چندنیرویی بعداً الهامبخش شکلگیری فرماندهی مشترک عملیات ویژه آمریکا (JSOC) در دهه ۸۰ شد.
تیمهای شناسایی ۶ تا ۱۲ نفره SOG، به پشت خطوط دشمن نفوذ میکردند.
استفاده از پنهانکاری، ارتباطات امن، و تکیه بر پشتیبانی هوایی دقیق، تبدیل به الگویی شد که بعدها توسط یگانهایی مثل Delta Force و SEAL Team 6 استفاده شد.
شناسایی پشت خطوط دشمن (Deep Reconnaissance) با تیمهای کوچک، یکی از موفقترین بخشهای SOG بود. بعدها این روش بهطور رسمی بهعنوان Special Reconnaissance (SR) در دکترین نیروهای ویژه آمریکا ثبت شد.
واحد SOG از اولین گروههایی بود که استفاده همزمان از تیم زمینی و هدایت آتش هوایی (Close Air Support) رو در قالب تاکتیکی اجرا کرد. مفهوم Forward Air Controller (FAC) و هدایت هوایی توسط تیمهای زمینی به شکلی سیستماتیک در SOG عملیاتی شد.
اما مهمترین دستاورد این واحد ایجاد مفهوم “High-Risk, High-Value Missions” بود.
مأموریتهای SOG به شدت پرخطر بودند (بیش از ۱۰۰٪ نرخ تلفات برای بعضی تیمها).
این فرهنگ که تیمهای کوچک میتوانند در مأموریتهای پرریسک، نتایج استراتژیک کلان ایجاد کنند، امروز اساس تفکر عملیات ویژه است.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
نگاهی به تاریخچه مسلسل دستی ها در ایران " بخش دوم " مسلسل دستی MP-5 / تندر مسلسل دستی MP-5 که میتوان گفت پر استفاده ترین مسلسل دستی تاریخ است ورودی نزدیک به ورود G-3 در ایران دارد بنابراین تاریخ آن ورود آن را میتوان از 1353 به بعد در نظر گرفت. MP-5 به…
یکی از نمونه های بسیار جالب مسلسل دستی MP5 ( تندر ) در ایران وجود نمونه چمدانی این مسلسل دستی است.
در تصویر نمونه نسخه چمدانی MP5 در یکان رهایی گروگان تیپ ۶۵ نوهد مشاهده میکنید که دستگیره چمدان به بدنه مسلسل دستی متصل شده است و اسلحه در داخل چمدان مخفی است و در صورت نیاز سلاح به سرعت از چمدان خارج شده و در دستان کاربر قرار میگیرد.
این نسخه به منظور استفاده در ماموریت های حفاظت شخصیت ها احتمالا به صورت کارگاهی ساخته شده است و بدنه سلاح کمی تغییرات نسبت به خود مسلسل دستی MP5 دارد.
L.t
@BallisticBrain
در تصویر نمونه نسخه چمدانی MP5 در یکان رهایی گروگان تیپ ۶۵ نوهد مشاهده میکنید که دستگیره چمدان به بدنه مسلسل دستی متصل شده است و اسلحه در داخل چمدان مخفی است و در صورت نیاز سلاح به سرعت از چمدان خارج شده و در دستان کاربر قرار میگیرد.
این نسخه به منظور استفاده در ماموریت های حفاظت شخصیت ها احتمالا به صورت کارگاهی ساخته شده است و بدنه سلاح کمی تغییرات نسبت به خود مسلسل دستی MP5 دارد.
L.t
@BallisticBrain
تصویری از یک عضو گشت بزرگراه تگزاس مسلح به تیربار M240 با کالیبر ۷.۶۲ ناتو
به شکل جالبی در برخی از ایالت های آمریکا این تیربار در خدمت پلیس است.
البته این تیربار بیشتر برای استفاده برای روی قایق ها یا خودرو محمول میشود.
L.t
@BallisticBrain
به شکل جالبی در برخی از ایالت های آمریکا این تیربار در خدمت پلیس است.
البته این تیربار بیشتر برای استفاده برای روی قایق ها یا خودرو محمول میشود.
L.t
@BallisticBrain
تپانچه Walther P38 یکی از میراث های ارزشمند اسلحه سازی آلمان در جنگ جهانی دوم است. این تپانچه که با کالیبر ۹ میلی متری عرضه شد و به سرعت جای خودش در یکان هایی مانند ورماخت پیدا کرد.
تپانچه P38 برای اولین بار DA/SA بهرهمند بود. در حالت DA (Double Action) نفر میتوانست فقط با کشیدن ماشه، هم چکش رو مسلح کند و هم شلیک کند و سپس بعد از شلیک اول،ماشه به حالت SA (Single Action) میرفت که باعث میشد ماشه سبکتر و دقیقتر باشد.
از طرفی P38 فرآیند تولید ساده تر و ارزان تری نسبت به لوگر P08 داشت، از این تپانچه بیش از ۱ میلیون قبضه تولید شد و یکی از غنیمتی های محبوب برای سربازان متفقین بود.
L.t
@BallisticBrain
تپانچه P38 برای اولین بار DA/SA بهرهمند بود. در حالت DA (Double Action) نفر میتوانست فقط با کشیدن ماشه، هم چکش رو مسلح کند و هم شلیک کند و سپس بعد از شلیک اول،ماشه به حالت SA (Single Action) میرفت که باعث میشد ماشه سبکتر و دقیقتر باشد.
از طرفی P38 فرآیند تولید ساده تر و ارزان تری نسبت به لوگر P08 داشت، از این تپانچه بیش از ۱ میلیون قبضه تولید شد و یکی از غنیمتی های محبوب برای سربازان متفقین بود.
L.t
@BallisticBrain
تفنگ M1819 Hall جزو اولین سلاح هایی بود که به روش ماشین کاری تولید شده بود و نشانه هایی از مفاهیم تولید انبوه به صورت صنعتی را در خود داشت.
این تفنگ از اولین خروجی های سیستم تولید آمریکایی یا American System of Manufacturing بود که باعث میشد اسلحه از قطعات قابل تعویض بهره گرفته و بتوان در صورت نیاز اسلحه را تعمیر کرد.
همین باعث شد تا فرآیند تولید قطعات شکل استانداردی به خود گرفت.
این سیستم تولید تحول زیادی در تولید سلاح و حتی خود تاریخ آمریکا ایجاد کرد.
در جریان جنگ داخلی آمریکا ، شمالی ها با همین سیستم تولید توانستند بیش از ۱ میلیون قبضه Springfield Model 1861 را تولید کنند.
L.t
@BallisticBrain
این تفنگ از اولین خروجی های سیستم تولید آمریکایی یا American System of Manufacturing بود که باعث میشد اسلحه از قطعات قابل تعویض بهره گرفته و بتوان در صورت نیاز اسلحه را تعمیر کرد.
همین باعث شد تا فرآیند تولید قطعات شکل استانداردی به خود گرفت.
این سیستم تولید تحول زیادی در تولید سلاح و حتی خود تاریخ آمریکا ایجاد کرد.
در جریان جنگ داخلی آمریکا ، شمالی ها با همین سیستم تولید توانستند بیش از ۱ میلیون قبضه Springfield Model 1861 را تولید کنند.
L.t
@BallisticBrain
ژنرال پتن جمله جالبی در مورد تفنگ M1 Garand گفته است :
"The M1 rifle is the greatest battle implement ever devised."
«تفنگ M1 بزرگترین ابزار جنگی است که تاکنون ساخته شده است.»
تفنگ M1 نخستین تفنگ نیمهخودکار استاندارد در ارتش آمریکا بود. تا اون زمان تفنگ ها از مکانیزم بولت اکشن استفاده میکردند. M1 این مزیت را داشت که ۸ گلوله رو بدون تغییر در وضعیت دست نفر شلیک کنه و همین باعث شد تا نرخ آتش یک سرباز آمریکایی در برابر یک سرباز آلمانی که از تقنگ Kar98 استفاده میکرد حدود ۳ الی ۴ برابر باشد.
L.t
@BallisticBrain
"The M1 rifle is the greatest battle implement ever devised."
«تفنگ M1 بزرگترین ابزار جنگی است که تاکنون ساخته شده است.»
تفنگ M1 نخستین تفنگ نیمهخودکار استاندارد در ارتش آمریکا بود. تا اون زمان تفنگ ها از مکانیزم بولت اکشن استفاده میکردند. M1 این مزیت را داشت که ۸ گلوله رو بدون تغییر در وضعیت دست نفر شلیک کنه و همین باعث شد تا نرخ آتش یک سرباز آمریکایی در برابر یک سرباز آلمانی که از تقنگ Kar98 استفاده میکرد حدود ۳ الی ۴ برابر باشد.
L.t
@BallisticBrain
مشخص شده ضارب چارلی کرک از یک اسلحه MAUSER نسخه M18 با کالیبر 30-06 Spring استفاده کرده. شلیک از فاصله ۱۴۲ یاردی ( ۱۳۰ متری) انجام شده.
اسلحه و این کالیبر عموماً برای مصارفی مانند شکار استفاده میشه و عموماً اسلحه های شکاری دقتی برابر با ۱ تا ۲ MOA دارند.
در این فاصله همچین سلاح و کالیبری یک گروپ تیر اندازه ای بین ۱.۵ الی ۳ اینچ دارد.
تیرانداز توانسته با یک شلیک در این فاصله گردن کرک را مورد هدف قرار دهد.
برای دستیابی به این امر باید گروپ تیراندازی چیزی کمتر از ۱.۵ اینچ باشد.
این امر غیر ممکن نیست اما تمرین و مهارت لازم برای آن از یک تیرانداز آماتور مقدور نیست.
L.t
@BallisticBrain
اسلحه و این کالیبر عموماً برای مصارفی مانند شکار استفاده میشه و عموماً اسلحه های شکاری دقتی برابر با ۱ تا ۲ MOA دارند.
در این فاصله همچین سلاح و کالیبری یک گروپ تیر اندازه ای بین ۱.۵ الی ۳ اینچ دارد.
تیرانداز توانسته با یک شلیک در این فاصله گردن کرک را مورد هدف قرار دهد.
برای دستیابی به این امر باید گروپ تیراندازی چیزی کمتر از ۱.۵ اینچ باشد.
این امر غیر ممکن نیست اما تمرین و مهارت لازم برای آن از یک تیرانداز آماتور مقدور نیست.
L.t
@BallisticBrain
یک تصویر جالب از عضو واحد عملیات ویژه SEAL Team 1 نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در ۱۹۷۰ مسلح به قبضه کاربین XM177E2
این سلاح نسخه کوتاه شده M16 به منظور استفاده در واحد های عملیات ویژه بود.
این نسخه در ۱۹۶۷ منظور استفاده در واحد MACV-SOG در جریان جنگ ویتنام تحویل شد.
قسمت جالب تصویر بخش lower receiver است که مربوط به XM16E1 (نسخه اولیه M16A1) میباشد و قنداق از نوع A1 ثابت است. طراحی ماژولار این امکان را میداد تا کاربر بر اساس نیاز خود از بخش هایی که برای دیگر خانواده های M16 ساخته استفاده کند.
سلاح همچنین مجهز به نارنجک انداز تقنگی ۴۰ مم XM148 است. این نسل از نارنجک انداز ها به دلیل مشکلاتی جای خود را به M203 دادند. همچنین جلیقه مورد استفاده شخصی دوخته شده است تا قابلیت حمل ۴۰ نارنجک را داشته باشد.
L.t
@BallisticBrain
این سلاح نسخه کوتاه شده M16 به منظور استفاده در واحد های عملیات ویژه بود.
این نسخه در ۱۹۶۷ منظور استفاده در واحد MACV-SOG در جریان جنگ ویتنام تحویل شد.
قسمت جالب تصویر بخش lower receiver است که مربوط به XM16E1 (نسخه اولیه M16A1) میباشد و قنداق از نوع A1 ثابت است. طراحی ماژولار این امکان را میداد تا کاربر بر اساس نیاز خود از بخش هایی که برای دیگر خانواده های M16 ساخته استفاده کند.
سلاح همچنین مجهز به نارنجک انداز تقنگی ۴۰ مم XM148 است. این نسل از نارنجک انداز ها به دلیل مشکلاتی جای خود را به M203 دادند. همچنین جلیقه مورد استفاده شخصی دوخته شده است تا قابلیت حمل ۴۰ نارنجک را داشته باشد.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
یک تصویر جالب از عضو واحد عملیات ویژه SEAL Team 1 نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا در ۱۹۷۰ مسلح به قبضه کاربین XM177E2 این سلاح نسخه کوتاه شده M16 به منظور استفاده در واحد های عملیات ویژه بود. این نسخه در ۱۹۶۷ منظور استفاده در واحد MACV-SOG در جریان جنگ ویتنام…
بخش دهانه کاربین XM177E2 مجهز به یک Moderator است که باعث میشد شعله دهانه سلاح به شکل قابل توجهی کاهش یابد ( در کاربین ها به علت کوتاه بودن لوله آتش دهانه بیشتر است ) و همچنین باعث کاهش صدای ناشی از شلیک هم میشد.
این دستگاه دهانه با طول ۴.۲ اینچی امکان نصب نارنجک انداز بر روی سلاح را نیز فراهم میکرد.
L.t
@BallisticBrain
این دستگاه دهانه با طول ۴.۲ اینچی امکان نصب نارنجک انداز بر روی سلاح را نیز فراهم میکرد.
L.t
@BallisticBrain
یک فان فکت جالب در مورد فیلم Heat
در جریان ساخت این فیلم Mick Gould و Andy McNab دو عضو سابق واحد های عملیات ویژه SAS به عنوان مشاور سلاح و تیراندازی فیلم حضور داشتند.
در فیلم حرکات دست و تعویض خشاب ها کاملا حرفه ای و اصولی هست. برای سکانس درگیری خیابانی بازیگران تمرینات عقبنشینی تحت آتش رو با سلاح و اسلحه واقعی در میدان تیر تمرین کردند و در فیلم برداری تنها از مهمات مشقی استفاده شده.
انتخاب اسلحه کاربین Colt Model 733 نیز حاصل جنبه های توجه به جزئیات فنی در فیلم بود.
L.t
@BallisticBrain
در جریان ساخت این فیلم Mick Gould و Andy McNab دو عضو سابق واحد های عملیات ویژه SAS به عنوان مشاور سلاح و تیراندازی فیلم حضور داشتند.
در فیلم حرکات دست و تعویض خشاب ها کاملا حرفه ای و اصولی هست. برای سکانس درگیری خیابانی بازیگران تمرینات عقبنشینی تحت آتش رو با سلاح و اسلحه واقعی در میدان تیر تمرین کردند و در فیلم برداری تنها از مهمات مشقی استفاده شده.
انتخاب اسلحه کاربین Colt Model 733 نیز حاصل جنبه های توجه به جزئیات فنی در فیلم بود.
L.t
@BallisticBrain
تصویری از یک موش تونل (Tunnel rat) مسلح به رولور Smith & Wesson Model 10 با کالیبر 38 Special که به یک سرکوب کننده صدا مجهز شده است.
موش های تونل در جریان جنگ ویتنام وظیفه پاکسازی یک شبکه تونل 250 کیلومتری را داشتند که توسط ویت کنگ ها حفر شده بود.
عملیات پاکسازی تونل ها بسیار خطرناک و پرتلفات بود. به علت فضای بسته و تنگ برای تحرک و درگیری این افراد امکان حمل سلاح های هجومی را نداشتند و عمدتا با سلاح کمری عملیات خود را انجام میدادند.
وجود سرکوب کننده صدا در این وضعیت دو مزیت کلیدی داشت اول اینکه صدای شلیک در فضای بسته باعث کر شدن و آسیب به نفر نمیشد.
دوم اینکه فضای تونل ها تاریک بود و در این شرایط وجود شعله دهانه باعث کور شدن موقتی نفر میشد و سرکوب کننده صدا اجازه این امر را نمیدهد.
L.t
@BallisticBrain
موش های تونل در جریان جنگ ویتنام وظیفه پاکسازی یک شبکه تونل 250 کیلومتری را داشتند که توسط ویت کنگ ها حفر شده بود.
عملیات پاکسازی تونل ها بسیار خطرناک و پرتلفات بود. به علت فضای بسته و تنگ برای تحرک و درگیری این افراد امکان حمل سلاح های هجومی را نداشتند و عمدتا با سلاح کمری عملیات خود را انجام میدادند.
وجود سرکوب کننده صدا در این وضعیت دو مزیت کلیدی داشت اول اینکه صدای شلیک در فضای بسته باعث کر شدن و آسیب به نفر نمیشد.
دوم اینکه فضای تونل ها تاریک بود و در این شرایط وجود شعله دهانه باعث کور شدن موقتی نفر میشد و سرکوب کننده صدا اجازه این امر را نمیدهد.
L.t
@BallisticBrain
در مورد عملکرد M16 در جنگ ویتنام داستان ها و اغراق های زیادی وجود دارد.
داستان هایی نظیر اینکه سربازان ارتش آمریکا سلاح های M16 خود را کنار گذاشتند و رو به استفاده از AK های ویتنامی ها آوردند.
در واقعیت M16 مشکلات قابل توجهی داشت از جمله باروت مورد استفاده در مهمات که باعث می شد تا رسوب گاز باروت بیشتر باشد و سلاح باید تمیزکاری میشد.
همچنین در برخی از نسخه های اولیه اجزای سلاح با پوشش کرومی (chrome-lining) ساخته نشد بود که باعث میشد در محیط مرطوب ویتنام سلاح دچار خوردگی و مشکل در عملکرد میشد.
در بعضی از موارد مشکلات در خشاب ها و بخش forward assist نیز دیده شده بود. اما این مسائل باعث نشد تا ترجیح نظامیان آمریکایی به سمت AK تغییر کند. ( البته در مواردی مانند عملیات ویژه مورد استفاده قرار گرفته است.)
البته باید در نظر داشت که استفاده از سلاح دشمن خطراتی نظیر فرندلی فایر را به همراه دارد.
بصورت کلی M16 مشکلاتی داشت اما اغراق در مورد مشکلات آن بیشتر از واقعیت بود.
L.t
@BallisticBrain
داستان هایی نظیر اینکه سربازان ارتش آمریکا سلاح های M16 خود را کنار گذاشتند و رو به استفاده از AK های ویتنامی ها آوردند.
در واقعیت M16 مشکلات قابل توجهی داشت از جمله باروت مورد استفاده در مهمات که باعث می شد تا رسوب گاز باروت بیشتر باشد و سلاح باید تمیزکاری میشد.
همچنین در برخی از نسخه های اولیه اجزای سلاح با پوشش کرومی (chrome-lining) ساخته نشد بود که باعث میشد در محیط مرطوب ویتنام سلاح دچار خوردگی و مشکل در عملکرد میشد.
در بعضی از موارد مشکلات در خشاب ها و بخش forward assist نیز دیده شده بود. اما این مسائل باعث نشد تا ترجیح نظامیان آمریکایی به سمت AK تغییر کند. ( البته در مواردی مانند عملیات ویژه مورد استفاده قرار گرفته است.)
البته باید در نظر داشت که استفاده از سلاح دشمن خطراتی نظیر فرندلی فایر را به همراه دارد.
بصورت کلی M16 مشکلاتی داشت اما اغراق در مورد مشکلات آن بیشتر از واقعیت بود.
L.t
@BallisticBrain