Ballistic Brain
Photo
بنظر میرسد در ایران تلاش هایی برای بروز رسانی این مسلسل دستی هم انجام شده است
مانند تصویر که نمونه مسلسل دستی یوزی به ریل پیکاتینی و سایت رد دات RU-03 و سایت ترمال RU-20H مجهز شده است.
L.t
@BallisticBrain
مانند تصویر که نمونه مسلسل دستی یوزی به ریل پیکاتینی و سایت رد دات RU-03 و سایت ترمال RU-20H مجهز شده است.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
Photo
البته یوزی مدتی است در ایران دیده نشده است و بنظر میرسد که از چرخه عملیاتی در یکان ها خارج شده است.
L.t
@BallisticBrain
L.t
@BallisticBrain
آمریکایی ها یک اصطلاح جالبی دارن، به سلاح های کمری میگن "equalizer" (مساویکننده)، چون معتقدند حتی یک آدم ضعیف هم وقتی سلاح کمری داره میتونه در برابر قویترین آدم بایسته.
L.t
@BallisticBrain
L.t
@BallisticBrain
در دنیای عملیات ویژه ، اتو اسکورزنی یکی از عجایب به حساب میآید. دارنده نشان صلیب شوالیه ، خطرناکترین مرد اروپا ، فرمانده عملیات آزادسازی موسولینی
حتی زمانی که توسط متفقین دستگیر شد از زندان فرار کرد.
مردی که هم به آلمان نازی خدمت کرد هم به موساد اسرائیل
L.t
@BallisticBrain
حتی زمانی که توسط متفقین دستگیر شد از زندان فرار کرد.
مردی که هم به آلمان نازی خدمت کرد هم به موساد اسرائیل
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
نگاهی به تحول مفهوم عملیات ویژه با تمرکز بر نقش واحد MACV-SOG L.t @BallisticBrain
در تاریخ توسعه و تحول مفهوم عملیات ویژه ، تشکیل واحد MACV-SOG بی شک یکی از مهمترین اتفاقات است.
گروهی که گنجینهای از تجربیات عملیات ویژه را برای آمریکا به همراه آورد.
این واحد فوق سری تحت عنوان کامل Military Assistance Command, Vietnam – Studies and Observations Group در ۱۹۶۴، با دستور ژنرال ویلیام وستمورلند، فرمانده کل نیروهای آمریکا در ویتنام (MACV)، تشکیل شد.
با شدت گرفتن فعالیتهای ویتکنگ ها و ورود مستقیم ارتش آمریکا به ویتنام، نیاز به یک نیروی عملیات ویژه و فوقسری برای مقابله با نفوذ شمالیها و همچنین اجرای مأموریتهای برونمرزی احساس میشد.
هسته اصلی این واحد شامل نیروهای ارتش Green Berets، افراد منتخب از SEALs، تفنگداران دریایی ، و Air Commandos بود. در طراحی اولیه مأموریتها با همکاری CIA و بخش عملیات مخفی آن انجام شد، چون تا پیش از آن CIA مسئول عملیاتهای مخفی در لائوس و کامبوج بود.
این واحد به معنای واقعی کلمه یک واحد سری بود و عملیات های محرمانه زیادی را انجام داد.
شناسایی و عملیات مخفیانه در لائوس، کامبوج و شمال ویتنام ، نابودسازی خطوط تدارکاتی ، مأموریتهای نجات و بازیابی ، جنگ روانی و آموزش نیروهای محلی بخشی از کارنامه عملیاتی این واحد است.
L.t
@BallisticBrain
گروهی که گنجینهای از تجربیات عملیات ویژه را برای آمریکا به همراه آورد.
این واحد فوق سری تحت عنوان کامل Military Assistance Command, Vietnam – Studies and Observations Group در ۱۹۶۴، با دستور ژنرال ویلیام وستمورلند، فرمانده کل نیروهای آمریکا در ویتنام (MACV)، تشکیل شد.
با شدت گرفتن فعالیتهای ویتکنگ ها و ورود مستقیم ارتش آمریکا به ویتنام، نیاز به یک نیروی عملیات ویژه و فوقسری برای مقابله با نفوذ شمالیها و همچنین اجرای مأموریتهای برونمرزی احساس میشد.
هسته اصلی این واحد شامل نیروهای ارتش Green Berets، افراد منتخب از SEALs، تفنگداران دریایی ، و Air Commandos بود. در طراحی اولیه مأموریتها با همکاری CIA و بخش عملیات مخفی آن انجام شد، چون تا پیش از آن CIA مسئول عملیاتهای مخفی در لائوس و کامبوج بود.
این واحد به معنای واقعی کلمه یک واحد سری بود و عملیات های محرمانه زیادی را انجام داد.
شناسایی و عملیات مخفیانه در لائوس، کامبوج و شمال ویتنام ، نابودسازی خطوط تدارکاتی ، مأموریتهای نجات و بازیابی ، جنگ روانی و آموزش نیروهای محلی بخشی از کارنامه عملیاتی این واحد است.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
این واحد بسیاری از مفاهیم امروزی در عملیات ویژه را پایه گذاری کرد.
یکی از اولین دستاوردهای این واحد ایجاد الگوی Joint Special Operations بود. تا پیش از SOG، عملیات ویژه بیشتر در قالب یک شاخه (مثلاً فقط ارتش یا فقط نیروی دریایی) اجرا میشد. این همکاری چندنیرویی بعداً الهامبخش شکلگیری فرماندهی مشترک عملیات ویژه آمریکا (JSOC) در دهه ۸۰ شد.
تیمهای شناسایی ۶ تا ۱۲ نفره SOG، به پشت خطوط دشمن نفوذ میکردند.
استفاده از پنهانکاری، ارتباطات امن، و تکیه بر پشتیبانی هوایی دقیق، تبدیل به الگویی شد که بعدها توسط یگانهایی مثل Delta Force و SEAL Team 6 استفاده شد.
شناسایی پشت خطوط دشمن (Deep Reconnaissance) با تیمهای کوچک، یکی از موفقترین بخشهای SOG بود. بعدها این روش بهطور رسمی بهعنوان Special Reconnaissance (SR) در دکترین نیروهای ویژه آمریکا ثبت شد.
واحد SOG از اولین گروههایی بود که استفاده همزمان از تیم زمینی و هدایت آتش هوایی (Close Air Support) رو در قالب تاکتیکی اجرا کرد. مفهوم Forward Air Controller (FAC) و هدایت هوایی توسط تیمهای زمینی به شکلی سیستماتیک در SOG عملیاتی شد.
اما مهمترین دستاورد این واحد ایجاد مفهوم “High-Risk, High-Value Missions” بود.
مأموریتهای SOG به شدت پرخطر بودند (بیش از ۱۰۰٪ نرخ تلفات برای بعضی تیمها).
این فرهنگ که تیمهای کوچک میتوانند در مأموریتهای پرریسک، نتایج استراتژیک کلان ایجاد کنند، امروز اساس تفکر عملیات ویژه است.
L.t
@BallisticBrain
یکی از اولین دستاوردهای این واحد ایجاد الگوی Joint Special Operations بود. تا پیش از SOG، عملیات ویژه بیشتر در قالب یک شاخه (مثلاً فقط ارتش یا فقط نیروی دریایی) اجرا میشد. این همکاری چندنیرویی بعداً الهامبخش شکلگیری فرماندهی مشترک عملیات ویژه آمریکا (JSOC) در دهه ۸۰ شد.
تیمهای شناسایی ۶ تا ۱۲ نفره SOG، به پشت خطوط دشمن نفوذ میکردند.
استفاده از پنهانکاری، ارتباطات امن، و تکیه بر پشتیبانی هوایی دقیق، تبدیل به الگویی شد که بعدها توسط یگانهایی مثل Delta Force و SEAL Team 6 استفاده شد.
شناسایی پشت خطوط دشمن (Deep Reconnaissance) با تیمهای کوچک، یکی از موفقترین بخشهای SOG بود. بعدها این روش بهطور رسمی بهعنوان Special Reconnaissance (SR) در دکترین نیروهای ویژه آمریکا ثبت شد.
واحد SOG از اولین گروههایی بود که استفاده همزمان از تیم زمینی و هدایت آتش هوایی (Close Air Support) رو در قالب تاکتیکی اجرا کرد. مفهوم Forward Air Controller (FAC) و هدایت هوایی توسط تیمهای زمینی به شکلی سیستماتیک در SOG عملیاتی شد.
اما مهمترین دستاورد این واحد ایجاد مفهوم “High-Risk, High-Value Missions” بود.
مأموریتهای SOG به شدت پرخطر بودند (بیش از ۱۰۰٪ نرخ تلفات برای بعضی تیمها).
این فرهنگ که تیمهای کوچک میتوانند در مأموریتهای پرریسک، نتایج استراتژیک کلان ایجاد کنند، امروز اساس تفکر عملیات ویژه است.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
نگاهی به تاریخچه مسلسل دستی ها در ایران " بخش دوم " مسلسل دستی MP-5 / تندر مسلسل دستی MP-5 که میتوان گفت پر استفاده ترین مسلسل دستی تاریخ است ورودی نزدیک به ورود G-3 در ایران دارد بنابراین تاریخ آن ورود آن را میتوان از 1353 به بعد در نظر گرفت. MP-5 به…
یکی از نمونه های بسیار جالب مسلسل دستی MP5 ( تندر ) در ایران وجود نمونه چمدانی این مسلسل دستی است.
در تصویر نمونه نسخه چمدانی MP5 در یکان رهایی گروگان تیپ ۶۵ نوهد مشاهده میکنید که دستگیره چمدان به بدنه مسلسل دستی متصل شده است و اسلحه در داخل چمدان مخفی است و در صورت نیاز سلاح به سرعت از چمدان خارج شده و در دستان کاربر قرار میگیرد.
این نسخه به منظور استفاده در ماموریت های حفاظت شخصیت ها احتمالا به صورت کارگاهی ساخته شده است و بدنه سلاح کمی تغییرات نسبت به خود مسلسل دستی MP5 دارد.
L.t
@BallisticBrain
در تصویر نمونه نسخه چمدانی MP5 در یکان رهایی گروگان تیپ ۶۵ نوهد مشاهده میکنید که دستگیره چمدان به بدنه مسلسل دستی متصل شده است و اسلحه در داخل چمدان مخفی است و در صورت نیاز سلاح به سرعت از چمدان خارج شده و در دستان کاربر قرار میگیرد.
این نسخه به منظور استفاده در ماموریت های حفاظت شخصیت ها احتمالا به صورت کارگاهی ساخته شده است و بدنه سلاح کمی تغییرات نسبت به خود مسلسل دستی MP5 دارد.
L.t
@BallisticBrain
تصویری از یک عضو گشت بزرگراه تگزاس مسلح به تیربار M240 با کالیبر ۷.۶۲ ناتو
به شکل جالبی در برخی از ایالت های آمریکا این تیربار در خدمت پلیس است.
البته این تیربار بیشتر برای استفاده برای روی قایق ها یا خودرو محمول میشود.
L.t
@BallisticBrain
به شکل جالبی در برخی از ایالت های آمریکا این تیربار در خدمت پلیس است.
البته این تیربار بیشتر برای استفاده برای روی قایق ها یا خودرو محمول میشود.
L.t
@BallisticBrain
تپانچه Walther P38 یکی از میراث های ارزشمند اسلحه سازی آلمان در جنگ جهانی دوم است. این تپانچه که با کالیبر ۹ میلی متری عرضه شد و به سرعت جای خودش در یکان هایی مانند ورماخت پیدا کرد.
تپانچه P38 برای اولین بار DA/SA بهرهمند بود. در حالت DA (Double Action) نفر میتوانست فقط با کشیدن ماشه، هم چکش رو مسلح کند و هم شلیک کند و سپس بعد از شلیک اول،ماشه به حالت SA (Single Action) میرفت که باعث میشد ماشه سبکتر و دقیقتر باشد.
از طرفی P38 فرآیند تولید ساده تر و ارزان تری نسبت به لوگر P08 داشت، از این تپانچه بیش از ۱ میلیون قبضه تولید شد و یکی از غنیمتی های محبوب برای سربازان متفقین بود.
L.t
@BallisticBrain
تپانچه P38 برای اولین بار DA/SA بهرهمند بود. در حالت DA (Double Action) نفر میتوانست فقط با کشیدن ماشه، هم چکش رو مسلح کند و هم شلیک کند و سپس بعد از شلیک اول،ماشه به حالت SA (Single Action) میرفت که باعث میشد ماشه سبکتر و دقیقتر باشد.
از طرفی P38 فرآیند تولید ساده تر و ارزان تری نسبت به لوگر P08 داشت، از این تپانچه بیش از ۱ میلیون قبضه تولید شد و یکی از غنیمتی های محبوب برای سربازان متفقین بود.
L.t
@BallisticBrain
تفنگ M1819 Hall جزو اولین سلاح هایی بود که به روش ماشین کاری تولید شده بود و نشانه هایی از مفاهیم تولید انبوه به صورت صنعتی را در خود داشت.
این تفنگ از اولین خروجی های سیستم تولید آمریکایی یا American System of Manufacturing بود که باعث میشد اسلحه از قطعات قابل تعویض بهره گرفته و بتوان در صورت نیاز اسلحه را تعمیر کرد.
همین باعث شد تا فرآیند تولید قطعات شکل استانداردی به خود گرفت.
این سیستم تولید تحول زیادی در تولید سلاح و حتی خود تاریخ آمریکا ایجاد کرد.
در جریان جنگ داخلی آمریکا ، شمالی ها با همین سیستم تولید توانستند بیش از ۱ میلیون قبضه Springfield Model 1861 را تولید کنند.
L.t
@BallisticBrain
این تفنگ از اولین خروجی های سیستم تولید آمریکایی یا American System of Manufacturing بود که باعث میشد اسلحه از قطعات قابل تعویض بهره گرفته و بتوان در صورت نیاز اسلحه را تعمیر کرد.
همین باعث شد تا فرآیند تولید قطعات شکل استانداردی به خود گرفت.
این سیستم تولید تحول زیادی در تولید سلاح و حتی خود تاریخ آمریکا ایجاد کرد.
در جریان جنگ داخلی آمریکا ، شمالی ها با همین سیستم تولید توانستند بیش از ۱ میلیون قبضه Springfield Model 1861 را تولید کنند.
L.t
@BallisticBrain
ژنرال پتن جمله جالبی در مورد تفنگ M1 Garand گفته است :
"The M1 rifle is the greatest battle implement ever devised."
«تفنگ M1 بزرگترین ابزار جنگی است که تاکنون ساخته شده است.»
تفنگ M1 نخستین تفنگ نیمهخودکار استاندارد در ارتش آمریکا بود. تا اون زمان تفنگ ها از مکانیزم بولت اکشن استفاده میکردند. M1 این مزیت را داشت که ۸ گلوله رو بدون تغییر در وضعیت دست نفر شلیک کنه و همین باعث شد تا نرخ آتش یک سرباز آمریکایی در برابر یک سرباز آلمانی که از تقنگ Kar98 استفاده میکرد حدود ۳ الی ۴ برابر باشد.
L.t
@BallisticBrain
"The M1 rifle is the greatest battle implement ever devised."
«تفنگ M1 بزرگترین ابزار جنگی است که تاکنون ساخته شده است.»
تفنگ M1 نخستین تفنگ نیمهخودکار استاندارد در ارتش آمریکا بود. تا اون زمان تفنگ ها از مکانیزم بولت اکشن استفاده میکردند. M1 این مزیت را داشت که ۸ گلوله رو بدون تغییر در وضعیت دست نفر شلیک کنه و همین باعث شد تا نرخ آتش یک سرباز آمریکایی در برابر یک سرباز آلمانی که از تقنگ Kar98 استفاده میکرد حدود ۳ الی ۴ برابر باشد.
L.t
@BallisticBrain