Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
سالها در ایران شاهد عرضه نمونه های مختلف از سلاح های تهاجمی بودهایم اما بسیاری از موارد معرفی شده هیچگاه به خروجی محصول تبدیل نشد و به جایی نرسید.
تقریباً همه مواردی که در ایران برای جایگزینی سلاح های موجود معرفی شده است به شکست انجامید، تنها مصاف ( فارغ از مشکلات و مسائل خود ) توانست راه خود را به یکان ها باز کند.
میتوان دلایل زیادی را برای این مسئله مطرح کرد ، اگر از ضعف های تکنولوژیکی مانند متالورژی و فورج لوله سلاح صرف نظر کنیم ، به دلایل جالبتر و مهمتری خواهیم رسید.
اولین مسئله این است که تولید سلاح در ایران همواره در چهارچوب مونتاژ کاری وجود داشته است و در یک مقیاس بزرگ تولید رخ نداده است.
مشکلی که این مسئله ایجاد میکند این است که همواره همه قدم ها برای تولید سلاح در ایران حول محور سلاح های تهاجمی یا کمری بوده است، پر تیراژ ترین تایپ های سلاح در خطوط تولید !
به قولی سنگ بزرگ نشان نزدن است. بدون تجربه در تولید یک محصول با چرخه عمر محصول کامل هیچگاه مسیر برای تولید در مقیاس بزرگ هموار نمیشود.
در واقع اولین قدم به قدری مشکل است که تلاش ها را به شکست میرساند.
مقایس یک سلاح هجومی که قرار است به عنوان اسلحه سازمانی وارد خدمت شود را میتوان روی چند صد هزار قبضه ( قبضه کامل ، قطعات ) تخمین زد که قرار است سالها در خدمت باقی بماند.
نمونهسازی راحت است؛ تولید مداوم یک محصول که در شرایط واقعی میدان تأیید شود دشوار است.
از طرفی انحصار تولید هیچگاه مسیر توسعه و تحول را باز نمیکند و چیزی تحت عنوان مهندسی معکوس در کوتاهمدت امکان تکرار نمونهها را میدهد اما اگر روی توسعهٔ پایهای (متالورژی، ماشینکاری دقیق، استانداردهای طراحی) سرمایهگذاری نشود، نوآوری و کیفیت پایدار حاصل نمیشود.
L.t
@BallisticBrain
تقریباً همه مواردی که در ایران برای جایگزینی سلاح های موجود معرفی شده است به شکست انجامید، تنها مصاف ( فارغ از مشکلات و مسائل خود ) توانست راه خود را به یکان ها باز کند.
میتوان دلایل زیادی را برای این مسئله مطرح کرد ، اگر از ضعف های تکنولوژیکی مانند متالورژی و فورج لوله سلاح صرف نظر کنیم ، به دلایل جالبتر و مهمتری خواهیم رسید.
اولین مسئله این است که تولید سلاح در ایران همواره در چهارچوب مونتاژ کاری وجود داشته است و در یک مقیاس بزرگ تولید رخ نداده است.
مشکلی که این مسئله ایجاد میکند این است که همواره همه قدم ها برای تولید سلاح در ایران حول محور سلاح های تهاجمی یا کمری بوده است، پر تیراژ ترین تایپ های سلاح در خطوط تولید !
به قولی سنگ بزرگ نشان نزدن است. بدون تجربه در تولید یک محصول با چرخه عمر محصول کامل هیچگاه مسیر برای تولید در مقیاس بزرگ هموار نمیشود.
در واقع اولین قدم به قدری مشکل است که تلاش ها را به شکست میرساند.
مقایس یک سلاح هجومی که قرار است به عنوان اسلحه سازمانی وارد خدمت شود را میتوان روی چند صد هزار قبضه ( قبضه کامل ، قطعات ) تخمین زد که قرار است سالها در خدمت باقی بماند.
نمونهسازی راحت است؛ تولید مداوم یک محصول که در شرایط واقعی میدان تأیید شود دشوار است.
از طرفی انحصار تولید هیچگاه مسیر توسعه و تحول را باز نمیکند و چیزی تحت عنوان مهندسی معکوس در کوتاهمدت امکان تکرار نمونهها را میدهد اما اگر روی توسعهٔ پایهای (متالورژی، ماشینکاری دقیق، استانداردهای طراحی) سرمایهگذاری نشود، نوآوری و کیفیت پایدار حاصل نمیشود.
L.t
@BallisticBrain
گرین (grain) یک واحد وزنی است که در اندازه گیری وزن مرمی و باروت در مهمات ها بسیار رایج است. هر 1 گرین برابر با 0.064 گرم یا حدود 65 میلیگرم است.
کلمه انگلیسی Grain به معنی «دانه غله» آمده، چون در گذشته از وزن دانهها برای سنجش مقادیر خیلی کوچک استفاده میشد.
باید توجه داشت که گرین واحد کوچکی است؛ بنابراین تغییری چند گرینی در جرم مرمی یا بار باروت میتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
L.t
@BallisticBrain
کلمه انگلیسی Grain به معنی «دانه غله» آمده، چون در گذشته از وزن دانهها برای سنجش مقادیر خیلی کوچک استفاده میشد.
باید توجه داشت که گرین واحد کوچکی است؛ بنابراین تغییری چند گرینی در جرم مرمی یا بار باروت میتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
L.t
@BallisticBrain
در سال ۱۹۶۷ ارتش آمریکا بر روی پلتفرم تفنگ گلنگدنی Winchester Model 70 پروژهای تحت عنوان Silent Sniper System اجرا کرد.
هدف این پروژه شلیک با صدای پایین در مأموریتهای ویژه بود. این پروژه بر روی ۶ قبضه سلاح آزمایش شد.
برای این منظور از مهمات کوتاهشدهٔ .458 Magnum استفاده شد که دارای گلولهٔ ۵۰۰ گرینی (حدود ۳۲ گرم) با پوشش فولادی (steel-jacketed) بود. سرعت دهانه گلوله برای زیر صوت (کمتر از حدود ۳۴۰ متر بر ثانیه) طراحی شده بود.
مرمی میتوانست همچنان انرژی جنبشی بالایی (حدود ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ ژول) را حفظ کند و برای نفوذ یا آسیبزایی در فواصل عملیاتی مناسب باشد.
همچنین لوله تغییر یافته بود و یک سرکوب کننده صدای یکپارچه نصب شده بود.
این سلاح تقریباً صدای شلیک بسیار پایینی داشت و بیشتر از ۱۰۰ متری قابل شنیدن نبود اما محدودیت بسیاری در برد داشت و استفاده از مرمی ۵۰۰ گرینی باعث میشد تا افت گلوله بالا باشد.
L.t
@BallisticBrain
هدف این پروژه شلیک با صدای پایین در مأموریتهای ویژه بود. این پروژه بر روی ۶ قبضه سلاح آزمایش شد.
برای این منظور از مهمات کوتاهشدهٔ .458 Magnum استفاده شد که دارای گلولهٔ ۵۰۰ گرینی (حدود ۳۲ گرم) با پوشش فولادی (steel-jacketed) بود. سرعت دهانه گلوله برای زیر صوت (کمتر از حدود ۳۴۰ متر بر ثانیه) طراحی شده بود.
مرمی میتوانست همچنان انرژی جنبشی بالایی (حدود ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ ژول) را حفظ کند و برای نفوذ یا آسیبزایی در فواصل عملیاتی مناسب باشد.
همچنین لوله تغییر یافته بود و یک سرکوب کننده صدای یکپارچه نصب شده بود.
این سلاح تقریباً صدای شلیک بسیار پایینی داشت و بیشتر از ۱۰۰ متری قابل شنیدن نبود اما محدودیت بسیاری در برد داشت و استفاده از مرمی ۵۰۰ گرینی باعث میشد تا افت گلوله بالا باشد.
L.t
@BallisticBrain
تصویری تاریخی از سربازان ارتش ایالات متحده آمریکا با تپانچه کلت M1911 قبل از اعزام به نبرد فرانسه - ۱۹۱۷
تپانچه 1911 بی شک جزو ۵ سلاح کمری برتر در طول تاریخ است که خالق آن جان برونینگ افسانه ای بود و بیش از ۷۰ سال در خدمت ارتش آمریکا بود و در کالیبر ACP .45 ساخته شد.
L.t
@BallisticBrain
تپانچه 1911 بی شک جزو ۵ سلاح کمری برتر در طول تاریخ است که خالق آن جان برونینگ افسانه ای بود و بیش از ۷۰ سال در خدمت ارتش آمریکا بود و در کالیبر ACP .45 ساخته شد.
L.t
@BallisticBrain
" There are people who carry happiness.
There are people who carry pain and saddens.
And there is me , i carry a machine gun. "
L.t
@BallisticBrain
There are people who carry pain and saddens.
And there is me , i carry a machine gun. "
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
نگاهی به مفهوم افت گلوله یا bullet drop
افت گلوله (bullet drop) عبارت است از جابجایی عمودی گلوله نسبت به مسیر اولیه افقی که بر اثر نیروی گرانش رخ میدهد. در واقع گلوله زمانی که از دهانه لوله آزاد میشود تا زمانی که به هدف برخورد میکند حرکتی منحنی شکل دارد و مسیر پروازی آن صاف نیست.
افت گلوله یکی از معیارهای تعیینکننده برای این است که سلاح یا کالیبر در چه فاصلهای هنوز دقیق و کاربردی است همچنین در تیراندازی های دوربرد یکی از پارامترهای مهم برای محاسبات نشانه روی است ، در واقع افت گلوله یاعث میشود تا در فواصل غیر از فاصله صفر ( در فاصله صفر خط لوله و خط دید دقیقاً در یک فاصله مشخص همدیگر رو قطع میکنند.) ، شلیکها پایینتر هدف برخورد کنند.
مقاومت هوا (drag) سرعت افقی را کاهش میدهد و معمولاً باعث افزایش زمان پرواز میشود ، برای جبران این موضوع دو عامل سرعت گلوله و ضریب بالستیکی نقش مهمی دارند. به زبان ساده افزایش سرعت گلوله باعث کاهش زمان پرواز گلوله میشود از طرفی ضریب بالستیکی که خود تحت تاثیر جرم و شکل گلوله است تعیین میکند تا گلوله چه میزان سرعت خود را حفظ میکند، هر چه ضریب بالستیکی بالاتر باشد افت گلوله کاهش میباید.
هر سایت اپتیکی اعم از سایت های هلوگرافیک یا ACOG و دوربین های تلسکوپی همه با مقیاسگذاری افت گلوله کار میکنند تا تیرانداز بتواند با تغییر فاصله، نقطه نشانه را انتخاب کند.
L.t
@BallisticBrain
افت گلوله (bullet drop) عبارت است از جابجایی عمودی گلوله نسبت به مسیر اولیه افقی که بر اثر نیروی گرانش رخ میدهد. در واقع گلوله زمانی که از دهانه لوله آزاد میشود تا زمانی که به هدف برخورد میکند حرکتی منحنی شکل دارد و مسیر پروازی آن صاف نیست.
افت گلوله یکی از معیارهای تعیینکننده برای این است که سلاح یا کالیبر در چه فاصلهای هنوز دقیق و کاربردی است همچنین در تیراندازی های دوربرد یکی از پارامترهای مهم برای محاسبات نشانه روی است ، در واقع افت گلوله یاعث میشود تا در فواصل غیر از فاصله صفر ( در فاصله صفر خط لوله و خط دید دقیقاً در یک فاصله مشخص همدیگر رو قطع میکنند.) ، شلیکها پایینتر هدف برخورد کنند.
مقاومت هوا (drag) سرعت افقی را کاهش میدهد و معمولاً باعث افزایش زمان پرواز میشود ، برای جبران این موضوع دو عامل سرعت گلوله و ضریب بالستیکی نقش مهمی دارند. به زبان ساده افزایش سرعت گلوله باعث کاهش زمان پرواز گلوله میشود از طرفی ضریب بالستیکی که خود تحت تاثیر جرم و شکل گلوله است تعیین میکند تا گلوله چه میزان سرعت خود را حفظ میکند، هر چه ضریب بالستیکی بالاتر باشد افت گلوله کاهش میباید.
هر سایت اپتیکی اعم از سایت های هلوگرافیک یا ACOG و دوربین های تلسکوپی همه با مقیاسگذاری افت گلوله کار میکنند تا تیرانداز بتواند با تغییر فاصله، نقطه نشانه را انتخاب کند.
L.t
@BallisticBrain
انگلیسی ها در سال ۲۰۰۹ با اسلحه تک تیراندازی L115A3 با کالیبر .338 دو بار توانست رکورد تیراندازی برد بلند منجر به کشتن را برای خود ثبت کنند.
مورد اول در آگوست ۲۰۰۹ در افغانستان بود که تیراندازی از فاصله ۱۸۵۳ متری انجام شد.
مورد دوم در نوامبر همان سال بود که تیراندازی از فاصله ۲۴۷۵ صورت گرفت و این رکورد چند سالی دست نخورده باقی ماند.
L.t
@BallisticBrain
مورد اول در آگوست ۲۰۰۹ در افغانستان بود که تیراندازی از فاصله ۱۸۵۳ متری انجام شد.
مورد دوم در نوامبر همان سال بود که تیراندازی از فاصله ۲۴۷۵ صورت گرفت و این رکورد چند سالی دست نخورده باقی ماند.
L.t
@BallisticBrain
شاید براتون جالب باشه بدونید نیروی زمینی ارتش ژاپن همچنان کاربر شعله افکن هست :))))))
L.t
@BallisticBrain
L.t
@BallisticBrain
یکی از مسلسل دستی های تولید شده توسط ساصد ایران که کمتر دیده شده است ، اسلحه KL-128 است که بر اساس PP-19-01 Vityaz ساخته شده است البته تفاوت های ظاهری جزئی با نسخه اصلی دارد. این مسلسل دستی با کالیبر ۹ میلی متری است و بنظر میرسد نیروی دریایی ارتش از کاربران آن است.
L.t
@BallisticBrain
L.t
@BallisticBrain
نگاهی به تاریخچه مسلسل دستی ها در ایران
" بخش اول "
مانند دیگر سلاح های انفرادی در ایران ، مسلسل دستی ها تاریخچه ورود نامشخصی به ایران دارند. میتوان ورود مسلسل دستی ها به ایران را به سه دوره زمانی تقسیم کرد.
دوره اول سال های 1320 تا 1350
دوره دوم سال های 1350 تا 1357
دوره سوم از 1357 تا به امروز
در دوره اول مسلسل دستی هایی که در ایران وارد شدند از طریق کمک های نظامی به ایران برای تقویت قوای نظامی ایران بود که تمامی این موارد سلاح هایی بود که در جنگ جهانی دوم بکارگیری شده بود.
نمونه های دیده شده این دوره در ایران شامل موارد زیر است :
- مسلسل دستی MP-28 با کالیبر 9 میلی متری ساخت آلمان
- مسلسل دستی MP-40 با کالیبر 9 میلی متری ساخت آلمان اگرچه موجودی MP-40 در ایران مشخص نیست ولی بنظر میرسد در آن دوره تعداد زیادی از این سلاح وارد ایران شده است و در واحدهای مختلفی از جمله تیپ 23 نوهد وارد خدمت شد.
- مسلسل دستی Sterling با کالیبر 9 میلی متری ساخت انگلستان ، عنوان میشود که MP-5 جایگزین این سلاح در ایران شد.
- مسلسل دستی PPSh-41 با کالیبر 7.62 توکارف که بنظر میرسد این سلاح در قراردادی در 1943 به همراه خط تولید وارد ایران شده است اما تولید آن به دلایلی متوقف شده است. اما تعدادی از این سلاح در ایران تولید شده است.
- مسلسل دستی تامسون مدل M1A1 با کالیبر .45 ACP ساخت آمریکا
- مسلسل دستی M3 با کالیبر .45 ACP ساخت آمریکا این سلاح در واحد های هوابرد مانند تیپ 55 بکارگیری شد.
L.t
@BallisticBrain
" بخش اول "
مانند دیگر سلاح های انفرادی در ایران ، مسلسل دستی ها تاریخچه ورود نامشخصی به ایران دارند. میتوان ورود مسلسل دستی ها به ایران را به سه دوره زمانی تقسیم کرد.
دوره اول سال های 1320 تا 1350
دوره دوم سال های 1350 تا 1357
دوره سوم از 1357 تا به امروز
در دوره اول مسلسل دستی هایی که در ایران وارد شدند از طریق کمک های نظامی به ایران برای تقویت قوای نظامی ایران بود که تمامی این موارد سلاح هایی بود که در جنگ جهانی دوم بکارگیری شده بود.
نمونه های دیده شده این دوره در ایران شامل موارد زیر است :
- مسلسل دستی MP-28 با کالیبر 9 میلی متری ساخت آلمان
- مسلسل دستی MP-40 با کالیبر 9 میلی متری ساخت آلمان اگرچه موجودی MP-40 در ایران مشخص نیست ولی بنظر میرسد در آن دوره تعداد زیادی از این سلاح وارد ایران شده است و در واحدهای مختلفی از جمله تیپ 23 نوهد وارد خدمت شد.
- مسلسل دستی Sterling با کالیبر 9 میلی متری ساخت انگلستان ، عنوان میشود که MP-5 جایگزین این سلاح در ایران شد.
- مسلسل دستی PPSh-41 با کالیبر 7.62 توکارف که بنظر میرسد این سلاح در قراردادی در 1943 به همراه خط تولید وارد ایران شده است اما تولید آن به دلایلی متوقف شده است. اما تعدادی از این سلاح در ایران تولید شده است.
- مسلسل دستی تامسون مدل M1A1 با کالیبر .45 ACP ساخت آمریکا
- مسلسل دستی M3 با کالیبر .45 ACP ساخت آمریکا این سلاح در واحد های هوابرد مانند تیپ 55 بکارگیری شد.
L.t
@BallisticBrain