تصویری از قبضه کمری NP-7 ساخت شرکت نورینکو چین
که از روی نسخه Glock 17 ساخته شده است.
عموماً نسخه های کلون شده از اسلحه اصلی همراه از کیفیت بسیار پایین تری بهرهمند بوده.
نمونه مشابهی که در ایران به عنوان کاوه تولید شده بود نیز دچار مشکلاتی از جمله کیفیت بسیار پایین ساخت بود.
در واقع چیزی که به عنوان مهندسی معکوس در تولید سلاح عنوان میشود عمدتاً به خلق کپی های بی کیفیت منجر میشود تا نوآوری و شکوفایی :)))
L.t
@BallisticBrain
که از روی نسخه Glock 17 ساخته شده است.
عموماً نسخه های کلون شده از اسلحه اصلی همراه از کیفیت بسیار پایین تری بهرهمند بوده.
نمونه مشابهی که در ایران به عنوان کاوه تولید شده بود نیز دچار مشکلاتی از جمله کیفیت بسیار پایین ساخت بود.
در واقع چیزی که به عنوان مهندسی معکوس در تولید سلاح عنوان میشود عمدتاً به خلق کپی های بی کیفیت منجر میشود تا نوآوری و شکوفایی :)))
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
نگاهی به پروتکل تست FBI و تولد مهمات 40 S&W
در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که یکی از آنها با وجود اینکه چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، تا دقایق پایانی همچنان قادر به مبارزه و تیراندازی مؤثر بود.
پس از حادثه، FBI متوجه شد که مهمات استاندارد آن زمان قدرت متوقف سازی کافی ندارند و نمیتوانند در شرایط واقعی عملکرد مؤثری داشته باشند، زیرا مهمات بهاندازه کافی در بدن نفوذ نکرده و آسیب حیاتی ایجاد نمیکردند.
به همین منظور یک پروتکل تست تعریف شد که معیارهای علمی و عملیاتی برای سنجش مهمات ارائه دهد تا بتوان مهماتی را انتخاب کرد که توانایی توقف تهدید را داشته باشند. همچنین عملکرد مهمات را در شرایط واقعی شبیهسازی کند تا مشخص شود که آیا گلوله در سناریوهای مختلف، از جمله عبور از لباس، شیشه، فولاد، چوب و دیوار خشک همچنان مؤثر باقی میماند ؟
پس از اجرای این پروتکل، چند نتیجه مهم حاصل شد از جمله اینکه مشخص شد که بسیاری از مهمات مورد استفاده در آن زمان (مانند 9mm FMJ و .38 Special) کارایی کافی برای متوقف کردن تهدید ندارند. مهمات دارای نفوذ کم یا عدم گسترش مناسب بودند و نمیتوانستند آسیب کافی به مهاجم وارد کنند و گلولههایی که بهخوبی گسترش مییافتند، معمولاً بیش از حد نفوذ نمیکردند.
برای استاندارد سازی حداقل نفوذ ۱۲ اینچ و حداکثر ۱۸ اینچ در ژل بالستیک بهعنوان معیار استاندارد تعیین شد. کمتر از ۱۲ اینچ یعنی گلوله نمیتواند بهاندازه کافی در بدن مهاجم نفوذ کرده و به ارگانهای حیاتی آسیب بزند. بیش از ۱۸ اینچ یعنی احتمال عبور از بدن و ایجاد خطر زیاد است.
این پروتکل تست یکی از تاثیرگذار ترین قدم ها برای استاندارد سازی قدرت مهمات مورد استفاده بود و تحولی قابل توجه در تولید مهمات ایجاد کرد. پس از این توجه FBI به کالیبر 10mm Auto جلب شد اما به علت مشکلاتی لگد شدید و اندازه بزرگ اسلحه های تولید شده با این کالیبر رد شد اما مهندسان S&W با کوتاه کردن طول پوکه ظرفیت باروت را حل کردند و مهمات .40 S&W یا 10X22 را توسعه دادند و این کالیبر با اسلحه Glock وارد خدمت در FBI شد.
L.t
@BallisticBrain
در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که یکی از آنها با وجود اینکه چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، تا دقایق پایانی همچنان قادر به مبارزه و تیراندازی مؤثر بود.
پس از حادثه، FBI متوجه شد که مهمات استاندارد آن زمان قدرت متوقف سازی کافی ندارند و نمیتوانند در شرایط واقعی عملکرد مؤثری داشته باشند، زیرا مهمات بهاندازه کافی در بدن نفوذ نکرده و آسیب حیاتی ایجاد نمیکردند.
به همین منظور یک پروتکل تست تعریف شد که معیارهای علمی و عملیاتی برای سنجش مهمات ارائه دهد تا بتوان مهماتی را انتخاب کرد که توانایی توقف تهدید را داشته باشند. همچنین عملکرد مهمات را در شرایط واقعی شبیهسازی کند تا مشخص شود که آیا گلوله در سناریوهای مختلف، از جمله عبور از لباس، شیشه، فولاد، چوب و دیوار خشک همچنان مؤثر باقی میماند ؟
پس از اجرای این پروتکل، چند نتیجه مهم حاصل شد از جمله اینکه مشخص شد که بسیاری از مهمات مورد استفاده در آن زمان (مانند 9mm FMJ و .38 Special) کارایی کافی برای متوقف کردن تهدید ندارند. مهمات دارای نفوذ کم یا عدم گسترش مناسب بودند و نمیتوانستند آسیب کافی به مهاجم وارد کنند و گلولههایی که بهخوبی گسترش مییافتند، معمولاً بیش از حد نفوذ نمیکردند.
برای استاندارد سازی حداقل نفوذ ۱۲ اینچ و حداکثر ۱۸ اینچ در ژل بالستیک بهعنوان معیار استاندارد تعیین شد. کمتر از ۱۲ اینچ یعنی گلوله نمیتواند بهاندازه کافی در بدن مهاجم نفوذ کرده و به ارگانهای حیاتی آسیب بزند. بیش از ۱۸ اینچ یعنی احتمال عبور از بدن و ایجاد خطر زیاد است.
این پروتکل تست یکی از تاثیرگذار ترین قدم ها برای استاندارد سازی قدرت مهمات مورد استفاده بود و تحولی قابل توجه در تولید مهمات ایجاد کرد. پس از این توجه FBI به کالیبر 10mm Auto جلب شد اما به علت مشکلاتی لگد شدید و اندازه بزرگ اسلحه های تولید شده با این کالیبر رد شد اما مهندسان S&W با کوتاه کردن طول پوکه ظرفیت باروت را حل کردند و مهمات .40 S&W یا 10X22 را توسعه دادند و این کالیبر با اسلحه Glock وارد خدمت در FBI شد.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
نگاهی به پروتکل تست FBI و تولد مهمات 40 S&W در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که…
شاید برای شما سوال شده باشه چرا واحدهای اندازه گیری مرسوم در سلاح های انفرادی متریک نیست ؟
این سوال رو یکی از دوستان پرسید که چرا ما در این بحث بیشتر با واحدهایی مثل فوت ، اینچ ، یارد و... مواجه هستیم. در جواب این سوال باید گفت بخش بزرگی از دانش، توسعه صنعتی، استانداردسازی و مستندسازی سلاحها و مهمات در قرن ۱۹ و ۲۰ در کشورهایی مانند بریتانیا و آمریکا اتفاق افتاد.
بیشتر کتب و منابعی که در حوزه سلاح و مهمات در دنیا وجود داره هم توسط آمریکایی ها نوشته شده به همین علت یکاهای اندازه گیری بر اساس USCS یا Imperial نوشته شده.
اگر علاقهمند هستید که در حوزه سلاح و تیراندازی مطالعه تخصصی و حرفه ای داشته باشید بهتر هست که خودتون رو به این سیستم عادت بدید وگرنه دائما مجبور هستید با یک ماشین حساب در حال تبدیل واحد باشید تا مقیاس عددی رو درک کنید.
L.t
@BallisticBrain
این سوال رو یکی از دوستان پرسید که چرا ما در این بحث بیشتر با واحدهایی مثل فوت ، اینچ ، یارد و... مواجه هستیم. در جواب این سوال باید گفت بخش بزرگی از دانش، توسعه صنعتی، استانداردسازی و مستندسازی سلاحها و مهمات در قرن ۱۹ و ۲۰ در کشورهایی مانند بریتانیا و آمریکا اتفاق افتاد.
بیشتر کتب و منابعی که در حوزه سلاح و مهمات در دنیا وجود داره هم توسط آمریکایی ها نوشته شده به همین علت یکاهای اندازه گیری بر اساس USCS یا Imperial نوشته شده.
اگر علاقهمند هستید که در حوزه سلاح و تیراندازی مطالعه تخصصی و حرفه ای داشته باشید بهتر هست که خودتون رو به این سیستم عادت بدید وگرنه دائما مجبور هستید با یک ماشین حساب در حال تبدیل واحد باشید تا مقیاس عددی رو درک کنید.
L.t
@BallisticBrain
This is my rifle. There are many like it, but this one is mine.
My rifle is my best friend. It is my life. I must master it as I must master my life.
Without me, my rifle is useless. Without my rifle, I am useless.
I must fire my rifle true. I must shoot straighter than my enemy who is trying to kill me. I must shoot him before he shoots me. I will ...
L.t
@BallisticBrain
My rifle is my best friend. It is my life. I must master it as I must master my life.
Without me, my rifle is useless. Without my rifle, I am useless.
I must fire my rifle true. I must shoot straighter than my enemy who is trying to kill me. I must shoot him before he shoots me. I will ...
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
پیادهنظام در میدان نبرد، پیادهنظام نه صرفاً بهعنوان نیروی مبارز خطمقدم، بلکه بهعنوان عنصر کلیدیِ مؤثر در تحقق اهداف راهبردی و عملیاتی قلمداد میشود.
در یک شرایط عملیاتی مناسب پیاده نظام توانایی پیشروی و تحرک ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری را میتواند انجام دهد.
پیاده نظام در میدان نبرد دو نقطه قوت اساسی دارد :
اول اینکه دوام پذیری بسیار بالایی در میدان نبرد دارد. پیاده نظام میتواند در شرایط سخت و زمانی که پشتیبانی لجستیکی در محدودیت قرار دارد، تاب آوری خود را تا حدودی حفظ کرده.
عدم نیاز به سوخت، قطعات یدکی، تجهیزات تعمیراتییگانهای پیاده فقط به آب، غذا و مهمات انفرادی نیاز دارند، درحالی که یگانهای مکانیزه و زرهی به حجم عظیمی از سوخت، روغن، قطعات و تیم تعمیر نیازمندند. برای مثال در یک عملیات مداوم ۳ روزه، یک گردان مکانیزه بیش از ۱۰ برابر یک گردان پیاده سوخت مصرف میکند.
دوم اینکه پیاده نظام قابلیت تجدید پذیری بسیار بالاتری نسبت به سایر رسته های دیگر دارد. نیروی انسانی قابل جایگزینیدر اغلب ارتشها، آموزش سرباز پیادهنظام سادهتر، سریعتر و ارزانتر از آموزش خدمه زرهی یا اپراتورهای سیستمهای پیچیده است.
به همین امر در صورت بروز تلفات ، عملیاتی نگه داشتن واحدهای پیاده به مراتب ساده تر از واحد های دیگر است.
L.t
@BallisticBrain
در یک شرایط عملیاتی مناسب پیاده نظام توانایی پیشروی و تحرک ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری را میتواند انجام دهد.
پیاده نظام در میدان نبرد دو نقطه قوت اساسی دارد :
اول اینکه دوام پذیری بسیار بالایی در میدان نبرد دارد. پیاده نظام میتواند در شرایط سخت و زمانی که پشتیبانی لجستیکی در محدودیت قرار دارد، تاب آوری خود را تا حدودی حفظ کرده.
عدم نیاز به سوخت، قطعات یدکی، تجهیزات تعمیراتییگانهای پیاده فقط به آب، غذا و مهمات انفرادی نیاز دارند، درحالی که یگانهای مکانیزه و زرهی به حجم عظیمی از سوخت، روغن، قطعات و تیم تعمیر نیازمندند. برای مثال در یک عملیات مداوم ۳ روزه، یک گردان مکانیزه بیش از ۱۰ برابر یک گردان پیاده سوخت مصرف میکند.
دوم اینکه پیاده نظام قابلیت تجدید پذیری بسیار بالاتری نسبت به سایر رسته های دیگر دارد. نیروی انسانی قابل جایگزینیدر اغلب ارتشها، آموزش سرباز پیادهنظام سادهتر، سریعتر و ارزانتر از آموزش خدمه زرهی یا اپراتورهای سیستمهای پیچیده است.
به همین امر در صورت بروز تلفات ، عملیاتی نگه داشتن واحدهای پیاده به مراتب ساده تر از واحد های دیگر است.
L.t
@BallisticBrain
تصویری از عضو واحد عملیات ویژه SAS انگستان در جریان حملات ۲۰۱۹ نایروبی مسلح به قبضه کاربین L119A2 نسخه CQB مجهز به سایت نشانه روی SIG Romeo 4T ، چراغ قوهSurefire M620 ، پوینتر لیزر L3 LA5 ، سرکوب کننده صدا Surefire
و همچنین کریر Crye AVS و قبضه کمری Glock 17 به عنوان ساید آرم
L.t
@BallisticBrain
و همچنین کریر Crye AVS و قبضه کمری Glock 17 به عنوان ساید آرم
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
سالها در ایران شاهد عرضه نمونه های مختلف از سلاح های تهاجمی بودهایم اما بسیاری از موارد معرفی شده هیچگاه به خروجی محصول تبدیل نشد و به جایی نرسید.
تقریباً همه مواردی که در ایران برای جایگزینی سلاح های موجود معرفی شده است به شکست انجامید، تنها مصاف ( فارغ از مشکلات و مسائل خود ) توانست راه خود را به یکان ها باز کند.
میتوان دلایل زیادی را برای این مسئله مطرح کرد ، اگر از ضعف های تکنولوژیکی مانند متالورژی و فورج لوله سلاح صرف نظر کنیم ، به دلایل جالبتر و مهمتری خواهیم رسید.
اولین مسئله این است که تولید سلاح در ایران همواره در چهارچوب مونتاژ کاری وجود داشته است و در یک مقیاس بزرگ تولید رخ نداده است.
مشکلی که این مسئله ایجاد میکند این است که همواره همه قدم ها برای تولید سلاح در ایران حول محور سلاح های تهاجمی یا کمری بوده است، پر تیراژ ترین تایپ های سلاح در خطوط تولید !
به قولی سنگ بزرگ نشان نزدن است. بدون تجربه در تولید یک محصول با چرخه عمر محصول کامل هیچگاه مسیر برای تولید در مقیاس بزرگ هموار نمیشود.
در واقع اولین قدم به قدری مشکل است که تلاش ها را به شکست میرساند.
مقایس یک سلاح هجومی که قرار است به عنوان اسلحه سازمانی وارد خدمت شود را میتوان روی چند صد هزار قبضه ( قبضه کامل ، قطعات ) تخمین زد که قرار است سالها در خدمت باقی بماند.
نمونهسازی راحت است؛ تولید مداوم یک محصول که در شرایط واقعی میدان تأیید شود دشوار است.
از طرفی انحصار تولید هیچگاه مسیر توسعه و تحول را باز نمیکند و چیزی تحت عنوان مهندسی معکوس در کوتاهمدت امکان تکرار نمونهها را میدهد اما اگر روی توسعهٔ پایهای (متالورژی، ماشینکاری دقیق، استانداردهای طراحی) سرمایهگذاری نشود، نوآوری و کیفیت پایدار حاصل نمیشود.
L.t
@BallisticBrain
تقریباً همه مواردی که در ایران برای جایگزینی سلاح های موجود معرفی شده است به شکست انجامید، تنها مصاف ( فارغ از مشکلات و مسائل خود ) توانست راه خود را به یکان ها باز کند.
میتوان دلایل زیادی را برای این مسئله مطرح کرد ، اگر از ضعف های تکنولوژیکی مانند متالورژی و فورج لوله سلاح صرف نظر کنیم ، به دلایل جالبتر و مهمتری خواهیم رسید.
اولین مسئله این است که تولید سلاح در ایران همواره در چهارچوب مونتاژ کاری وجود داشته است و در یک مقیاس بزرگ تولید رخ نداده است.
مشکلی که این مسئله ایجاد میکند این است که همواره همه قدم ها برای تولید سلاح در ایران حول محور سلاح های تهاجمی یا کمری بوده است، پر تیراژ ترین تایپ های سلاح در خطوط تولید !
به قولی سنگ بزرگ نشان نزدن است. بدون تجربه در تولید یک محصول با چرخه عمر محصول کامل هیچگاه مسیر برای تولید در مقیاس بزرگ هموار نمیشود.
در واقع اولین قدم به قدری مشکل است که تلاش ها را به شکست میرساند.
مقایس یک سلاح هجومی که قرار است به عنوان اسلحه سازمانی وارد خدمت شود را میتوان روی چند صد هزار قبضه ( قبضه کامل ، قطعات ) تخمین زد که قرار است سالها در خدمت باقی بماند.
نمونهسازی راحت است؛ تولید مداوم یک محصول که در شرایط واقعی میدان تأیید شود دشوار است.
از طرفی انحصار تولید هیچگاه مسیر توسعه و تحول را باز نمیکند و چیزی تحت عنوان مهندسی معکوس در کوتاهمدت امکان تکرار نمونهها را میدهد اما اگر روی توسعهٔ پایهای (متالورژی، ماشینکاری دقیق، استانداردهای طراحی) سرمایهگذاری نشود، نوآوری و کیفیت پایدار حاصل نمیشود.
L.t
@BallisticBrain
گرین (grain) یک واحد وزنی است که در اندازه گیری وزن مرمی و باروت در مهمات ها بسیار رایج است. هر 1 گرین برابر با 0.064 گرم یا حدود 65 میلیگرم است.
کلمه انگلیسی Grain به معنی «دانه غله» آمده، چون در گذشته از وزن دانهها برای سنجش مقادیر خیلی کوچک استفاده میشد.
باید توجه داشت که گرین واحد کوچکی است؛ بنابراین تغییری چند گرینی در جرم مرمی یا بار باروت میتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
L.t
@BallisticBrain
کلمه انگلیسی Grain به معنی «دانه غله» آمده، چون در گذشته از وزن دانهها برای سنجش مقادیر خیلی کوچک استفاده میشد.
باید توجه داشت که گرین واحد کوچکی است؛ بنابراین تغییری چند گرینی در جرم مرمی یا بار باروت میتواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد.
L.t
@BallisticBrain
در سال ۱۹۶۷ ارتش آمریکا بر روی پلتفرم تفنگ گلنگدنی Winchester Model 70 پروژهای تحت عنوان Silent Sniper System اجرا کرد.
هدف این پروژه شلیک با صدای پایین در مأموریتهای ویژه بود. این پروژه بر روی ۶ قبضه سلاح آزمایش شد.
برای این منظور از مهمات کوتاهشدهٔ .458 Magnum استفاده شد که دارای گلولهٔ ۵۰۰ گرینی (حدود ۳۲ گرم) با پوشش فولادی (steel-jacketed) بود. سرعت دهانه گلوله برای زیر صوت (کمتر از حدود ۳۴۰ متر بر ثانیه) طراحی شده بود.
مرمی میتوانست همچنان انرژی جنبشی بالایی (حدود ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ ژول) را حفظ کند و برای نفوذ یا آسیبزایی در فواصل عملیاتی مناسب باشد.
همچنین لوله تغییر یافته بود و یک سرکوب کننده صدای یکپارچه نصب شده بود.
این سلاح تقریباً صدای شلیک بسیار پایینی داشت و بیشتر از ۱۰۰ متری قابل شنیدن نبود اما محدودیت بسیاری در برد داشت و استفاده از مرمی ۵۰۰ گرینی باعث میشد تا افت گلوله بالا باشد.
L.t
@BallisticBrain
هدف این پروژه شلیک با صدای پایین در مأموریتهای ویژه بود. این پروژه بر روی ۶ قبضه سلاح آزمایش شد.
برای این منظور از مهمات کوتاهشدهٔ .458 Magnum استفاده شد که دارای گلولهٔ ۵۰۰ گرینی (حدود ۳۲ گرم) با پوشش فولادی (steel-jacketed) بود. سرعت دهانه گلوله برای زیر صوت (کمتر از حدود ۳۴۰ متر بر ثانیه) طراحی شده بود.
مرمی میتوانست همچنان انرژی جنبشی بالایی (حدود ۱۰۰۰ تا ۱۶۰۰ ژول) را حفظ کند و برای نفوذ یا آسیبزایی در فواصل عملیاتی مناسب باشد.
همچنین لوله تغییر یافته بود و یک سرکوب کننده صدای یکپارچه نصب شده بود.
این سلاح تقریباً صدای شلیک بسیار پایینی داشت و بیشتر از ۱۰۰ متری قابل شنیدن نبود اما محدودیت بسیاری در برد داشت و استفاده از مرمی ۵۰۰ گرینی باعث میشد تا افت گلوله بالا باشد.
L.t
@BallisticBrain
تصویری تاریخی از سربازان ارتش ایالات متحده آمریکا با تپانچه کلت M1911 قبل از اعزام به نبرد فرانسه - ۱۹۱۷
تپانچه 1911 بی شک جزو ۵ سلاح کمری برتر در طول تاریخ است که خالق آن جان برونینگ افسانه ای بود و بیش از ۷۰ سال در خدمت ارتش آمریکا بود و در کالیبر ACP .45 ساخته شد.
L.t
@BallisticBrain
تپانچه 1911 بی شک جزو ۵ سلاح کمری برتر در طول تاریخ است که خالق آن جان برونینگ افسانه ای بود و بیش از ۷۰ سال در خدمت ارتش آمریکا بود و در کالیبر ACP .45 ساخته شد.
L.t
@BallisticBrain