Ballistic Brain
مسیر تحول سلاح گرم از گذشته تا امروز L.t @BallisticBrain
شاید براتون جالب باشه بدونید بر خلاف بسیاری از تسلیحات ، سلاح گرم ( اسلحه انفرادی ) با وجود اینکه قدمتی بسیار قدیمی داره ، اما سیر تحول و پیشرفت بسیار کندی رو داشته. در واقع تفنگ ها زمان زیادی رو صرف کردن تا جای خودشون رو به عنوان یک سلاح اصلی در ارتش های باز کنند.
تا قبل از قرن 19 میلادی سلاح ها آنچنان تحولات خاصی رو تجربه نکردن ، چون بسیاری از سلاح ها به دلیل کاربری سخت و زمان بر ، برد بسیار پایین ، دقت کم و زمان بار گذاری طولانی بیشتر سلاح های گرم به منظور ایجاد وحشت و برهم زدن خطوط دشمن استفاده میشد.
از قرن 19 تحولات در سلاح های گرم سرعت بیشتری پیدا کرد و اسلحه ها و مهمات در مسیری حرکت که ما امروزه باهاش آشنا هستیم. با ظهور سیستم پرکاشن (Percussion Cap) که از چاشنی حساس به ضربه استفاده میکرد، مشکل حساسیت به رطوبت و سرعت آتش بهبود یافت و این یکی از مهمترین ابداعات در سلاح های گرم بود.
زمانی که فشنگهای Centerfire معرفی شدند، چاشنی در مرکز ته پوکه قرار داشت و عملاً استاندارد فشنگهای امروزی را پدید آورد.
این چرخه تحول در سلاح گرم در نهایت به توانایی بارگذاری خودکار رسید، شاید جالب باشه بدونید توانایی شلیک بصورت رگبار قبل تر از این وجود داشت و توانایی شلیک رگبار باعث پدید آوردن سلاح های اتوماتیک نشد بلکه قابلیت بارگذاری خودکار مهمات پس از شلیک بود که آخرین و مهمترین تغییر در سلاح های گرم تا امروز بود.
در واقع خیلی از تحولات مهم در سلاح گرم در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 میلادی در صنعت سلاح انفرادی رخ داد، جنگ جهانی دوم سلاح های انفرادی رو در نهایت به شکل امروزی برد ، اما همچنان با پیشرفت صنعت و تکنولوژی همچنان مفاهیم و پایه های سلاح انفرادی در جهان بیش از 100 ساله که تغییر نکرده.
برای اینکه این موضوع رو بهتر درک کنید باید بهتون بگم مهمات 9 مم از سال 1902 تا الان به عنوان پرکابرد ترین مهمات سلاح گرم در همه جهان در خدمت هست.
L.t
@BallisticBrain
تا قبل از قرن 19 میلادی سلاح ها آنچنان تحولات خاصی رو تجربه نکردن ، چون بسیاری از سلاح ها به دلیل کاربری سخت و زمان بر ، برد بسیار پایین ، دقت کم و زمان بار گذاری طولانی بیشتر سلاح های گرم به منظور ایجاد وحشت و برهم زدن خطوط دشمن استفاده میشد.
از قرن 19 تحولات در سلاح های گرم سرعت بیشتری پیدا کرد و اسلحه ها و مهمات در مسیری حرکت که ما امروزه باهاش آشنا هستیم. با ظهور سیستم پرکاشن (Percussion Cap) که از چاشنی حساس به ضربه استفاده میکرد، مشکل حساسیت به رطوبت و سرعت آتش بهبود یافت و این یکی از مهمترین ابداعات در سلاح های گرم بود.
زمانی که فشنگهای Centerfire معرفی شدند، چاشنی در مرکز ته پوکه قرار داشت و عملاً استاندارد فشنگهای امروزی را پدید آورد.
این چرخه تحول در سلاح گرم در نهایت به توانایی بارگذاری خودکار رسید، شاید جالب باشه بدونید توانایی شلیک بصورت رگبار قبل تر از این وجود داشت و توانایی شلیک رگبار باعث پدید آوردن سلاح های اتوماتیک نشد بلکه قابلیت بارگذاری خودکار مهمات پس از شلیک بود که آخرین و مهمترین تغییر در سلاح های گرم تا امروز بود.
در واقع خیلی از تحولات مهم در سلاح گرم در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 میلادی در صنعت سلاح انفرادی رخ داد، جنگ جهانی دوم سلاح های انفرادی رو در نهایت به شکل امروزی برد ، اما همچنان با پیشرفت صنعت و تکنولوژی همچنان مفاهیم و پایه های سلاح انفرادی در جهان بیش از 100 ساله که تغییر نکرده.
برای اینکه این موضوع رو بهتر درک کنید باید بهتون بگم مهمات 9 مم از سال 1902 تا الان به عنوان پرکابرد ترین مهمات سلاح گرم در همه جهان در خدمت هست.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
شاید براتون جالب باشه بدونید بر خلاف بسیاری از تسلیحات ، سلاح گرم ( اسلحه انفرادی ) با وجود اینکه قدمتی بسیار قدیمی داره ، اما سیر تحول و پیشرفت بسیار کندی رو داشته. در واقع تفنگ ها زمان زیادی رو صرف کردن تا جای خودشون رو به عنوان یک سلاح اصلی در ارتش های…
چرا کالیبر ۹ مم با بیش از ۱۰۰ سال قدمت هنوز مهمترین کالیبر در سلاحهای کمری و مسلسل دستی ها هست ؟
جواب ساده و کوتاهش اینکه در زمانی که این کالیبر ارائه شد یک حد واسطی برای پارامترهای نفوذ مرمی ، انرژی خروج مرمی و پس زنی رو به وجود آورد و تبدیل به یک گزینه ایده آل شد.
اما شاید این سوال مطرح بشه که در گذر زمان مهمات هایی که پرفورمنس بالستیکی بهتری ارائه میکردن هم تولید شده اما چرا این جایگاه رو نتونستن بدست بیارن ؟
در جواب باید گفت اطمینانپذیری (reliability) یکی از مهمترین دلایلی هست که باعث شده کالیبر ۹×۱۹ میلیمتر محبوب باشه. اطمینانپذیری نه تنها حاصل طراحی دقیق گلوله ، بلکه نتیجهی دههها بهینهسازی و تجربه عملیاتی هست.
زمانی که اطمینان پذیری بالا بره تغییر کردن بسیار سخت میشه.
L.t
@BallisticBrain
جواب ساده و کوتاهش اینکه در زمانی که این کالیبر ارائه شد یک حد واسطی برای پارامترهای نفوذ مرمی ، انرژی خروج مرمی و پس زنی رو به وجود آورد و تبدیل به یک گزینه ایده آل شد.
اما شاید این سوال مطرح بشه که در گذر زمان مهمات هایی که پرفورمنس بالستیکی بهتری ارائه میکردن هم تولید شده اما چرا این جایگاه رو نتونستن بدست بیارن ؟
در جواب باید گفت اطمینانپذیری (reliability) یکی از مهمترین دلایلی هست که باعث شده کالیبر ۹×۱۹ میلیمتر محبوب باشه. اطمینانپذیری نه تنها حاصل طراحی دقیق گلوله ، بلکه نتیجهی دههها بهینهسازی و تجربه عملیاتی هست.
زمانی که اطمینان پذیری بالا بره تغییر کردن بسیار سخت میشه.
L.t
@BallisticBrain
Forwarded from 🇮🇷وقایع الاتفاقیه نظامی🇮🇷
سرباز انگلیسی در دهه 1970 میلادی مسلح به تفنگ L1A1 SLR که به یک دوربین دید روزانه Individual Weapon Sight (IWS) مجهز شده است.
🇮🇷📝 @defence_news 📝🇮🇷
🇮🇷📝 @defence_news 📝🇮🇷
🇮🇷وقایع الاتفاقیه نظامی🇮🇷
سرباز انگلیسی در دهه 1970 میلادی مسلح به تفنگ L1A1 SLR که به یک دوربین دید روزانه Individual Weapon Sight (IWS) مجهز شده است. 🇮🇷📝 @defence_news 📝🇮🇷
قبضه بتل رایفل L1A1 مجهز شده به نارنجک انداز XM148 که توسط اعضای واحد عملیات ویژه SAS استرالیا در جنگ ویتنام در دهه ۶۰ میلادی مورد استفاده بود.
L.t
@BallisticBrain
L.t
@BallisticBrain
تصویری از قبضه کمری NP-7 ساخت شرکت نورینکو چین
که از روی نسخه Glock 17 ساخته شده است.
عموماً نسخه های کلون شده از اسلحه اصلی همراه از کیفیت بسیار پایین تری بهرهمند بوده.
نمونه مشابهی که در ایران به عنوان کاوه تولید شده بود نیز دچار مشکلاتی از جمله کیفیت بسیار پایین ساخت بود.
در واقع چیزی که به عنوان مهندسی معکوس در تولید سلاح عنوان میشود عمدتاً به خلق کپی های بی کیفیت منجر میشود تا نوآوری و شکوفایی :)))
L.t
@BallisticBrain
که از روی نسخه Glock 17 ساخته شده است.
عموماً نسخه های کلون شده از اسلحه اصلی همراه از کیفیت بسیار پایین تری بهرهمند بوده.
نمونه مشابهی که در ایران به عنوان کاوه تولید شده بود نیز دچار مشکلاتی از جمله کیفیت بسیار پایین ساخت بود.
در واقع چیزی که به عنوان مهندسی معکوس در تولید سلاح عنوان میشود عمدتاً به خلق کپی های بی کیفیت منجر میشود تا نوآوری و شکوفایی :)))
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
نگاهی به پروتکل تست FBI و تولد مهمات 40 S&W
در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که یکی از آنها با وجود اینکه چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، تا دقایق پایانی همچنان قادر به مبارزه و تیراندازی مؤثر بود.
پس از حادثه، FBI متوجه شد که مهمات استاندارد آن زمان قدرت متوقف سازی کافی ندارند و نمیتوانند در شرایط واقعی عملکرد مؤثری داشته باشند، زیرا مهمات بهاندازه کافی در بدن نفوذ نکرده و آسیب حیاتی ایجاد نمیکردند.
به همین منظور یک پروتکل تست تعریف شد که معیارهای علمی و عملیاتی برای سنجش مهمات ارائه دهد تا بتوان مهماتی را انتخاب کرد که توانایی توقف تهدید را داشته باشند. همچنین عملکرد مهمات را در شرایط واقعی شبیهسازی کند تا مشخص شود که آیا گلوله در سناریوهای مختلف، از جمله عبور از لباس، شیشه، فولاد، چوب و دیوار خشک همچنان مؤثر باقی میماند ؟
پس از اجرای این پروتکل، چند نتیجه مهم حاصل شد از جمله اینکه مشخص شد که بسیاری از مهمات مورد استفاده در آن زمان (مانند 9mm FMJ و .38 Special) کارایی کافی برای متوقف کردن تهدید ندارند. مهمات دارای نفوذ کم یا عدم گسترش مناسب بودند و نمیتوانستند آسیب کافی به مهاجم وارد کنند و گلولههایی که بهخوبی گسترش مییافتند، معمولاً بیش از حد نفوذ نمیکردند.
برای استاندارد سازی حداقل نفوذ ۱۲ اینچ و حداکثر ۱۸ اینچ در ژل بالستیک بهعنوان معیار استاندارد تعیین شد. کمتر از ۱۲ اینچ یعنی گلوله نمیتواند بهاندازه کافی در بدن مهاجم نفوذ کرده و به ارگانهای حیاتی آسیب بزند. بیش از ۱۸ اینچ یعنی احتمال عبور از بدن و ایجاد خطر زیاد است.
این پروتکل تست یکی از تاثیرگذار ترین قدم ها برای استاندارد سازی قدرت مهمات مورد استفاده بود و تحولی قابل توجه در تولید مهمات ایجاد کرد. پس از این توجه FBI به کالیبر 10mm Auto جلب شد اما به علت مشکلاتی لگد شدید و اندازه بزرگ اسلحه های تولید شده با این کالیبر رد شد اما مهندسان S&W با کوتاه کردن طول پوکه ظرفیت باروت را حل کردند و مهمات .40 S&W یا 10X22 را توسعه دادند و این کالیبر با اسلحه Glock وارد خدمت در FBI شد.
L.t
@BallisticBrain
در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که یکی از آنها با وجود اینکه چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، تا دقایق پایانی همچنان قادر به مبارزه و تیراندازی مؤثر بود.
پس از حادثه، FBI متوجه شد که مهمات استاندارد آن زمان قدرت متوقف سازی کافی ندارند و نمیتوانند در شرایط واقعی عملکرد مؤثری داشته باشند، زیرا مهمات بهاندازه کافی در بدن نفوذ نکرده و آسیب حیاتی ایجاد نمیکردند.
به همین منظور یک پروتکل تست تعریف شد که معیارهای علمی و عملیاتی برای سنجش مهمات ارائه دهد تا بتوان مهماتی را انتخاب کرد که توانایی توقف تهدید را داشته باشند. همچنین عملکرد مهمات را در شرایط واقعی شبیهسازی کند تا مشخص شود که آیا گلوله در سناریوهای مختلف، از جمله عبور از لباس، شیشه، فولاد، چوب و دیوار خشک همچنان مؤثر باقی میماند ؟
پس از اجرای این پروتکل، چند نتیجه مهم حاصل شد از جمله اینکه مشخص شد که بسیاری از مهمات مورد استفاده در آن زمان (مانند 9mm FMJ و .38 Special) کارایی کافی برای متوقف کردن تهدید ندارند. مهمات دارای نفوذ کم یا عدم گسترش مناسب بودند و نمیتوانستند آسیب کافی به مهاجم وارد کنند و گلولههایی که بهخوبی گسترش مییافتند، معمولاً بیش از حد نفوذ نمیکردند.
برای استاندارد سازی حداقل نفوذ ۱۲ اینچ و حداکثر ۱۸ اینچ در ژل بالستیک بهعنوان معیار استاندارد تعیین شد. کمتر از ۱۲ اینچ یعنی گلوله نمیتواند بهاندازه کافی در بدن مهاجم نفوذ کرده و به ارگانهای حیاتی آسیب بزند. بیش از ۱۸ اینچ یعنی احتمال عبور از بدن و ایجاد خطر زیاد است.
این پروتکل تست یکی از تاثیرگذار ترین قدم ها برای استاندارد سازی قدرت مهمات مورد استفاده بود و تحولی قابل توجه در تولید مهمات ایجاد کرد. پس از این توجه FBI به کالیبر 10mm Auto جلب شد اما به علت مشکلاتی لگد شدید و اندازه بزرگ اسلحه های تولید شده با این کالیبر رد شد اما مهندسان S&W با کوتاه کردن طول پوکه ظرفیت باروت را حل کردند و مهمات .40 S&W یا 10X22 را توسعه دادند و این کالیبر با اسلحه Glock وارد خدمت در FBI شد.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
نگاهی به پروتکل تست FBI و تولد مهمات 40 S&W در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که…
شاید برای شما سوال شده باشه چرا واحدهای اندازه گیری مرسوم در سلاح های انفرادی متریک نیست ؟
این سوال رو یکی از دوستان پرسید که چرا ما در این بحث بیشتر با واحدهایی مثل فوت ، اینچ ، یارد و... مواجه هستیم. در جواب این سوال باید گفت بخش بزرگی از دانش، توسعه صنعتی، استانداردسازی و مستندسازی سلاحها و مهمات در قرن ۱۹ و ۲۰ در کشورهایی مانند بریتانیا و آمریکا اتفاق افتاد.
بیشتر کتب و منابعی که در حوزه سلاح و مهمات در دنیا وجود داره هم توسط آمریکایی ها نوشته شده به همین علت یکاهای اندازه گیری بر اساس USCS یا Imperial نوشته شده.
اگر علاقهمند هستید که در حوزه سلاح و تیراندازی مطالعه تخصصی و حرفه ای داشته باشید بهتر هست که خودتون رو به این سیستم عادت بدید وگرنه دائما مجبور هستید با یک ماشین حساب در حال تبدیل واحد باشید تا مقیاس عددی رو درک کنید.
L.t
@BallisticBrain
این سوال رو یکی از دوستان پرسید که چرا ما در این بحث بیشتر با واحدهایی مثل فوت ، اینچ ، یارد و... مواجه هستیم. در جواب این سوال باید گفت بخش بزرگی از دانش، توسعه صنعتی، استانداردسازی و مستندسازی سلاحها و مهمات در قرن ۱۹ و ۲۰ در کشورهایی مانند بریتانیا و آمریکا اتفاق افتاد.
بیشتر کتب و منابعی که در حوزه سلاح و مهمات در دنیا وجود داره هم توسط آمریکایی ها نوشته شده به همین علت یکاهای اندازه گیری بر اساس USCS یا Imperial نوشته شده.
اگر علاقهمند هستید که در حوزه سلاح و تیراندازی مطالعه تخصصی و حرفه ای داشته باشید بهتر هست که خودتون رو به این سیستم عادت بدید وگرنه دائما مجبور هستید با یک ماشین حساب در حال تبدیل واحد باشید تا مقیاس عددی رو درک کنید.
L.t
@BallisticBrain
This is my rifle. There are many like it, but this one is mine.
My rifle is my best friend. It is my life. I must master it as I must master my life.
Without me, my rifle is useless. Without my rifle, I am useless.
I must fire my rifle true. I must shoot straighter than my enemy who is trying to kill me. I must shoot him before he shoots me. I will ...
L.t
@BallisticBrain
My rifle is my best friend. It is my life. I must master it as I must master my life.
Without me, my rifle is useless. Without my rifle, I am useless.
I must fire my rifle true. I must shoot straighter than my enemy who is trying to kill me. I must shoot him before he shoots me. I will ...
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
پیادهنظام در میدان نبرد، پیادهنظام نه صرفاً بهعنوان نیروی مبارز خطمقدم، بلکه بهعنوان عنصر کلیدیِ مؤثر در تحقق اهداف راهبردی و عملیاتی قلمداد میشود.
در یک شرایط عملیاتی مناسب پیاده نظام توانایی پیشروی و تحرک ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری را میتواند انجام دهد.
پیاده نظام در میدان نبرد دو نقطه قوت اساسی دارد :
اول اینکه دوام پذیری بسیار بالایی در میدان نبرد دارد. پیاده نظام میتواند در شرایط سخت و زمانی که پشتیبانی لجستیکی در محدودیت قرار دارد، تاب آوری خود را تا حدودی حفظ کرده.
عدم نیاز به سوخت، قطعات یدکی، تجهیزات تعمیراتییگانهای پیاده فقط به آب، غذا و مهمات انفرادی نیاز دارند، درحالی که یگانهای مکانیزه و زرهی به حجم عظیمی از سوخت، روغن، قطعات و تیم تعمیر نیازمندند. برای مثال در یک عملیات مداوم ۳ روزه، یک گردان مکانیزه بیش از ۱۰ برابر یک گردان پیاده سوخت مصرف میکند.
دوم اینکه پیاده نظام قابلیت تجدید پذیری بسیار بالاتری نسبت به سایر رسته های دیگر دارد. نیروی انسانی قابل جایگزینیدر اغلب ارتشها، آموزش سرباز پیادهنظام سادهتر، سریعتر و ارزانتر از آموزش خدمه زرهی یا اپراتورهای سیستمهای پیچیده است.
به همین امر در صورت بروز تلفات ، عملیاتی نگه داشتن واحدهای پیاده به مراتب ساده تر از واحد های دیگر است.
L.t
@BallisticBrain
در یک شرایط عملیاتی مناسب پیاده نظام توانایی پیشروی و تحرک ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری را میتواند انجام دهد.
پیاده نظام در میدان نبرد دو نقطه قوت اساسی دارد :
اول اینکه دوام پذیری بسیار بالایی در میدان نبرد دارد. پیاده نظام میتواند در شرایط سخت و زمانی که پشتیبانی لجستیکی در محدودیت قرار دارد، تاب آوری خود را تا حدودی حفظ کرده.
عدم نیاز به سوخت، قطعات یدکی، تجهیزات تعمیراتییگانهای پیاده فقط به آب، غذا و مهمات انفرادی نیاز دارند، درحالی که یگانهای مکانیزه و زرهی به حجم عظیمی از سوخت، روغن، قطعات و تیم تعمیر نیازمندند. برای مثال در یک عملیات مداوم ۳ روزه، یک گردان مکانیزه بیش از ۱۰ برابر یک گردان پیاده سوخت مصرف میکند.
دوم اینکه پیاده نظام قابلیت تجدید پذیری بسیار بالاتری نسبت به سایر رسته های دیگر دارد. نیروی انسانی قابل جایگزینیدر اغلب ارتشها، آموزش سرباز پیادهنظام سادهتر، سریعتر و ارزانتر از آموزش خدمه زرهی یا اپراتورهای سیستمهای پیچیده است.
به همین امر در صورت بروز تلفات ، عملیاتی نگه داشتن واحدهای پیاده به مراتب ساده تر از واحد های دیگر است.
L.t
@BallisticBrain
تصویری از عضو واحد عملیات ویژه SAS انگستان در جریان حملات ۲۰۱۹ نایروبی مسلح به قبضه کاربین L119A2 نسخه CQB مجهز به سایت نشانه روی SIG Romeo 4T ، چراغ قوهSurefire M620 ، پوینتر لیزر L3 LA5 ، سرکوب کننده صدا Surefire
و همچنین کریر Crye AVS و قبضه کمری Glock 17 به عنوان ساید آرم
L.t
@BallisticBrain
و همچنین کریر Crye AVS و قبضه کمری Glock 17 به عنوان ساید آرم
L.t
@BallisticBrain