Ballistic Brain
Photo
یک دعوای حقوقی جالب بین استدیوهای بازی سازی و شرکت های سازنده سلاح !
شاید برای خیلی ها سوال شده چرا توی بازی های جدید مثل CoD بعضی از اسلحه ها اسم یا ظاهری متفاوت با نمونه واقعی دارن ولی در گذشته شاهدش نبودیم ؟!
برای جواب دادن به این سوال اول باید به این مسئله بپردازیم که تسلیحات دارای علامت تجاری یا Trademark هستند. این مسئله باعث میشه تا استودیوهای سازنده برای استفاده از یک اسلحه واقعی در بازی باید به شرکت سازنده اسلحه پول پرداخت کنه تا مجوز استفاده از نام و مدل سلاح رو پیدا کنه.
تا سال ۲۰۱۲ بسیاری از عناوین مطرح در سبک شوتینگ مثل call of duty, medal of honor یا Battlefield تلاش میکردن تا بسیاری از سلاح ها حس واقع گرایانه به پلیر بده و به همین علت یک همکاری قابل توجهی بین شرکت های بازی سازی و اسلحه سازی در جریان بود.
شرکت های سازنده سلاح هم از اینکه محصولات خودشون رو در بازی ها تبلیغ کنند و پول بگیرن هم سودی خوبی میکردن.
اگرچه این شرایط بسیار به نفع تولید کنندگان سلاح بود ولی استودیوها ترجیح میدادند اگر فرصتی پیدا کنند از پرداخت هزینه علامت تجاری دوری کنند.
سال ۲۰۱۲ دو اتفاق بسیار مهم افتاد که این روند رو بسیار تغییر داد.
اولین اتفاق این بود شرکت Bell Helicopter از EA بخاطر استفاده بدون مجوز این شرکت از نام و طراحی هلیکوپترها شکایت کرد و وارد یک دعوای حقوقی با EA شد. شرکت EA که به عنوان اسکروچ بازی سازها شناخته میشود استدلال کرد که به عنوان یک شرکت سازنده بازی ویدیویی، حق استفاده از طراحیهای واقعگرایانه را تحت قوانین آزادی بیان (First Amendment) و به عنوان یک اثر هنری داره و EA ادعا کرد که استفاده از این هلیکوپترها در بازی، به منظور داستانسرایی و ایجاد واقعگرایی بوده و نیاز به مجوز نداره و توانست دادگاه را به نفع خود ببرد و بازی Battlefield 3 به عنوان یک اثر هنری از پرداخت حق استفاده از علامت معاف بشه.
دومین اتفاقی که بسیاری از استودیوهای بازی سازی را به استفاده از مدل های مشابه یا خیالی به جای استفاده از مدل های واقعی سوق داد ماجرای تیراندازی سندی هوک بود. در این تیراندازی که در ۴ دسامبر ۲۰۱۲ رخ داد ۲۶ نفر، شامل ۲۰ دانشآموز و ۶ نفر از کارکنان دبستان سندی هوک در شهر نیوتاون آمریکا کشته شدند و به دنبال این حادثه افکار عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و بازی های ویدیویی به عنوان یکی از ابزارهای ترویج خشونت شناخته شد.
به دنبال این حادثه شرکت های بزرگی مانند EA ، Activision اعلام کردند که در روابط خود با شرکت های سازنده سلاح بازنگری میکنند.
تا الان در بیشتر بازی های شوتینگ تعداد سلاح هایی که ظاهر و اسم مشابهی به نمونه واقعی دارند در بازی های ویدیویی گسترش پیدا کرد.
الان بسیاری از بازی ها از مدل های ساختگی مشابه به واقعیت استفاده میکنند و تعداد اسلحه هایی که بر اساس نمونه های واقعی در بازی قرار داره کمتر شده و تقریباً موارد بسیار اندکی دقیقا با اسم و مدل واقعی سلاح در بازی ها دیده میشود.
L.t
@BallisticBrain
شاید برای خیلی ها سوال شده چرا توی بازی های جدید مثل CoD بعضی از اسلحه ها اسم یا ظاهری متفاوت با نمونه واقعی دارن ولی در گذشته شاهدش نبودیم ؟!
برای جواب دادن به این سوال اول باید به این مسئله بپردازیم که تسلیحات دارای علامت تجاری یا Trademark هستند. این مسئله باعث میشه تا استودیوهای سازنده برای استفاده از یک اسلحه واقعی در بازی باید به شرکت سازنده اسلحه پول پرداخت کنه تا مجوز استفاده از نام و مدل سلاح رو پیدا کنه.
تا سال ۲۰۱۲ بسیاری از عناوین مطرح در سبک شوتینگ مثل call of duty, medal of honor یا Battlefield تلاش میکردن تا بسیاری از سلاح ها حس واقع گرایانه به پلیر بده و به همین علت یک همکاری قابل توجهی بین شرکت های بازی سازی و اسلحه سازی در جریان بود.
شرکت های سازنده سلاح هم از اینکه محصولات خودشون رو در بازی ها تبلیغ کنند و پول بگیرن هم سودی خوبی میکردن.
اگرچه این شرایط بسیار به نفع تولید کنندگان سلاح بود ولی استودیوها ترجیح میدادند اگر فرصتی پیدا کنند از پرداخت هزینه علامت تجاری دوری کنند.
سال ۲۰۱۲ دو اتفاق بسیار مهم افتاد که این روند رو بسیار تغییر داد.
اولین اتفاق این بود شرکت Bell Helicopter از EA بخاطر استفاده بدون مجوز این شرکت از نام و طراحی هلیکوپترها شکایت کرد و وارد یک دعوای حقوقی با EA شد. شرکت EA که به عنوان اسکروچ بازی سازها شناخته میشود استدلال کرد که به عنوان یک شرکت سازنده بازی ویدیویی، حق استفاده از طراحیهای واقعگرایانه را تحت قوانین آزادی بیان (First Amendment) و به عنوان یک اثر هنری داره و EA ادعا کرد که استفاده از این هلیکوپترها در بازی، به منظور داستانسرایی و ایجاد واقعگرایی بوده و نیاز به مجوز نداره و توانست دادگاه را به نفع خود ببرد و بازی Battlefield 3 به عنوان یک اثر هنری از پرداخت حق استفاده از علامت معاف بشه.
دومین اتفاقی که بسیاری از استودیوهای بازی سازی را به استفاده از مدل های مشابه یا خیالی به جای استفاده از مدل های واقعی سوق داد ماجرای تیراندازی سندی هوک بود. در این تیراندازی که در ۴ دسامبر ۲۰۱۲ رخ داد ۲۶ نفر، شامل ۲۰ دانشآموز و ۶ نفر از کارکنان دبستان سندی هوک در شهر نیوتاون آمریکا کشته شدند و به دنبال این حادثه افکار عمومی را به شدت تحت تأثیر قرار گرفتند و بازی های ویدیویی به عنوان یکی از ابزارهای ترویج خشونت شناخته شد.
به دنبال این حادثه شرکت های بزرگی مانند EA ، Activision اعلام کردند که در روابط خود با شرکت های سازنده سلاح بازنگری میکنند.
تا الان در بیشتر بازی های شوتینگ تعداد سلاح هایی که ظاهر و اسم مشابهی به نمونه واقعی دارند در بازی های ویدیویی گسترش پیدا کرد.
الان بسیاری از بازی ها از مدل های ساختگی مشابه به واقعیت استفاده میکنند و تعداد اسلحه هایی که بر اساس نمونه های واقعی در بازی قرار داره کمتر شده و تقریباً موارد بسیار اندکی دقیقا با اسم و مدل واقعی سلاح در بازی ها دیده میشود.
L.t
@BallisticBrain
اره برقی هیتلر
مسلسل MG-42 در زمان خود به علت نرخ آتش قابل توجهی که داشت در هنگام تیراندازی صدای رعب آوری را ایجاد میکرد. به همین علت متفقین به آن لقب Hitler's Buzzsaw را داده بودند.
در واقع MG-42 میتوانست به صورت میانگین ۱۲۰۰ گلوله در دقیقه شلیک کند.
در قیاس با سلاح های هم رده خودش تقریبا بی رقیب بود، برای مثال M1919 که یکی از تیربارهای پرکاربرد متفقین بود تقریباً نصف این عدد نرخ آتش داشت.
از طرفی طراحی ساده ، استفاده از ورق های پرس کاری شده بجای ماشین کاری ، قیمت پایین باعث شد تا چیزی در حدود ۴۰۰ هزار قبضه MG-42 تولید شده و در سطوح مختلف ارتش آلمان مورد استفاده قرار گیرد و از پیاده نظام تا زرهی همه کاربر آن بودند.
قابلیت تعویض لوله سریع این امکان را میداد تا خدمه با مداومت بالایی تیراندازی کند و این آپشن در تیربارهای دیگر به ندرت دیده میشد.
باید توجه داشت که داشتن نرخ آتش ۱۲۰۰ گلوله ای در میدان نبردی که هنوز سلاح های اتوماتیک فراوانی پیدا نکرده و اسلحه های بولت اکشن در دستان پیاده نظام است به راحتی اجازه نفس کشیدن از طرف مقابل را میگیرد.
L.t
@BallisticBrain
مسلسل MG-42 در زمان خود به علت نرخ آتش قابل توجهی که داشت در هنگام تیراندازی صدای رعب آوری را ایجاد میکرد. به همین علت متفقین به آن لقب Hitler's Buzzsaw را داده بودند.
در واقع MG-42 میتوانست به صورت میانگین ۱۲۰۰ گلوله در دقیقه شلیک کند.
در قیاس با سلاح های هم رده خودش تقریبا بی رقیب بود، برای مثال M1919 که یکی از تیربارهای پرکاربرد متفقین بود تقریباً نصف این عدد نرخ آتش داشت.
از طرفی طراحی ساده ، استفاده از ورق های پرس کاری شده بجای ماشین کاری ، قیمت پایین باعث شد تا چیزی در حدود ۴۰۰ هزار قبضه MG-42 تولید شده و در سطوح مختلف ارتش آلمان مورد استفاده قرار گیرد و از پیاده نظام تا زرهی همه کاربر آن بودند.
قابلیت تعویض لوله سریع این امکان را میداد تا خدمه با مداومت بالایی تیراندازی کند و این آپشن در تیربارهای دیگر به ندرت دیده میشد.
باید توجه داشت که داشتن نرخ آتش ۱۲۰۰ گلوله ای در میدان نبردی که هنوز سلاح های اتوماتیک فراوانی پیدا نکرده و اسلحه های بولت اکشن در دستان پیاده نظام است به راحتی اجازه نفس کشیدن از طرف مقابل را میگیرد.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
Photo
YouTube
Saving Private Ryan - Omaha Beach Scene (HDR - 4K - 5.1)
ALL THE COPYRIGHTS OF THIS VIDEO IS OWNED BY "Paramount Pictures".
Depiction of the Omaha Beach assault
Sourced directly from the 4K Blu-ray
If you want a copy of the movie in 4K you can find it on Amazon:
https://amzn.to/2HSOVvg
To view this video in…
Depiction of the Omaha Beach assault
Sourced directly from the 4K Blu-ray
If you want a copy of the movie in 4K you can find it on Amazon:
https://amzn.to/2HSOVvg
To view this video in…
Ballistic Brain
مسیر تحول سلاح گرم از گذشته تا امروز L.t @BallisticBrain
شاید براتون جالب باشه بدونید بر خلاف بسیاری از تسلیحات ، سلاح گرم ( اسلحه انفرادی ) با وجود اینکه قدمتی بسیار قدیمی داره ، اما سیر تحول و پیشرفت بسیار کندی رو داشته. در واقع تفنگ ها زمان زیادی رو صرف کردن تا جای خودشون رو به عنوان یک سلاح اصلی در ارتش های باز کنند.
تا قبل از قرن 19 میلادی سلاح ها آنچنان تحولات خاصی رو تجربه نکردن ، چون بسیاری از سلاح ها به دلیل کاربری سخت و زمان بر ، برد بسیار پایین ، دقت کم و زمان بار گذاری طولانی بیشتر سلاح های گرم به منظور ایجاد وحشت و برهم زدن خطوط دشمن استفاده میشد.
از قرن 19 تحولات در سلاح های گرم سرعت بیشتری پیدا کرد و اسلحه ها و مهمات در مسیری حرکت که ما امروزه باهاش آشنا هستیم. با ظهور سیستم پرکاشن (Percussion Cap) که از چاشنی حساس به ضربه استفاده میکرد، مشکل حساسیت به رطوبت و سرعت آتش بهبود یافت و این یکی از مهمترین ابداعات در سلاح های گرم بود.
زمانی که فشنگهای Centerfire معرفی شدند، چاشنی در مرکز ته پوکه قرار داشت و عملاً استاندارد فشنگهای امروزی را پدید آورد.
این چرخه تحول در سلاح گرم در نهایت به توانایی بارگذاری خودکار رسید، شاید جالب باشه بدونید توانایی شلیک بصورت رگبار قبل تر از این وجود داشت و توانایی شلیک رگبار باعث پدید آوردن سلاح های اتوماتیک نشد بلکه قابلیت بارگذاری خودکار مهمات پس از شلیک بود که آخرین و مهمترین تغییر در سلاح های گرم تا امروز بود.
در واقع خیلی از تحولات مهم در سلاح گرم در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 میلادی در صنعت سلاح انفرادی رخ داد، جنگ جهانی دوم سلاح های انفرادی رو در نهایت به شکل امروزی برد ، اما همچنان با پیشرفت صنعت و تکنولوژی همچنان مفاهیم و پایه های سلاح انفرادی در جهان بیش از 100 ساله که تغییر نکرده.
برای اینکه این موضوع رو بهتر درک کنید باید بهتون بگم مهمات 9 مم از سال 1902 تا الان به عنوان پرکابرد ترین مهمات سلاح گرم در همه جهان در خدمت هست.
L.t
@BallisticBrain
تا قبل از قرن 19 میلادی سلاح ها آنچنان تحولات خاصی رو تجربه نکردن ، چون بسیاری از سلاح ها به دلیل کاربری سخت و زمان بر ، برد بسیار پایین ، دقت کم و زمان بار گذاری طولانی بیشتر سلاح های گرم به منظور ایجاد وحشت و برهم زدن خطوط دشمن استفاده میشد.
از قرن 19 تحولات در سلاح های گرم سرعت بیشتری پیدا کرد و اسلحه ها و مهمات در مسیری حرکت که ما امروزه باهاش آشنا هستیم. با ظهور سیستم پرکاشن (Percussion Cap) که از چاشنی حساس به ضربه استفاده میکرد، مشکل حساسیت به رطوبت و سرعت آتش بهبود یافت و این یکی از مهمترین ابداعات در سلاح های گرم بود.
زمانی که فشنگهای Centerfire معرفی شدند، چاشنی در مرکز ته پوکه قرار داشت و عملاً استاندارد فشنگهای امروزی را پدید آورد.
این چرخه تحول در سلاح گرم در نهایت به توانایی بارگذاری خودکار رسید، شاید جالب باشه بدونید توانایی شلیک بصورت رگبار قبل تر از این وجود داشت و توانایی شلیک رگبار باعث پدید آوردن سلاح های اتوماتیک نشد بلکه قابلیت بارگذاری خودکار مهمات پس از شلیک بود که آخرین و مهمترین تغییر در سلاح های گرم تا امروز بود.
در واقع خیلی از تحولات مهم در سلاح گرم در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 میلادی در صنعت سلاح انفرادی رخ داد، جنگ جهانی دوم سلاح های انفرادی رو در نهایت به شکل امروزی برد ، اما همچنان با پیشرفت صنعت و تکنولوژی همچنان مفاهیم و پایه های سلاح انفرادی در جهان بیش از 100 ساله که تغییر نکرده.
برای اینکه این موضوع رو بهتر درک کنید باید بهتون بگم مهمات 9 مم از سال 1902 تا الان به عنوان پرکابرد ترین مهمات سلاح گرم در همه جهان در خدمت هست.
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
شاید براتون جالب باشه بدونید بر خلاف بسیاری از تسلیحات ، سلاح گرم ( اسلحه انفرادی ) با وجود اینکه قدمتی بسیار قدیمی داره ، اما سیر تحول و پیشرفت بسیار کندی رو داشته. در واقع تفنگ ها زمان زیادی رو صرف کردن تا جای خودشون رو به عنوان یک سلاح اصلی در ارتش های…
چرا کالیبر ۹ مم با بیش از ۱۰۰ سال قدمت هنوز مهمترین کالیبر در سلاحهای کمری و مسلسل دستی ها هست ؟
جواب ساده و کوتاهش اینکه در زمانی که این کالیبر ارائه شد یک حد واسطی برای پارامترهای نفوذ مرمی ، انرژی خروج مرمی و پس زنی رو به وجود آورد و تبدیل به یک گزینه ایده آل شد.
اما شاید این سوال مطرح بشه که در گذر زمان مهمات هایی که پرفورمنس بالستیکی بهتری ارائه میکردن هم تولید شده اما چرا این جایگاه رو نتونستن بدست بیارن ؟
در جواب باید گفت اطمینانپذیری (reliability) یکی از مهمترین دلایلی هست که باعث شده کالیبر ۹×۱۹ میلیمتر محبوب باشه. اطمینانپذیری نه تنها حاصل طراحی دقیق گلوله ، بلکه نتیجهی دههها بهینهسازی و تجربه عملیاتی هست.
زمانی که اطمینان پذیری بالا بره تغییر کردن بسیار سخت میشه.
L.t
@BallisticBrain
جواب ساده و کوتاهش اینکه در زمانی که این کالیبر ارائه شد یک حد واسطی برای پارامترهای نفوذ مرمی ، انرژی خروج مرمی و پس زنی رو به وجود آورد و تبدیل به یک گزینه ایده آل شد.
اما شاید این سوال مطرح بشه که در گذر زمان مهمات هایی که پرفورمنس بالستیکی بهتری ارائه میکردن هم تولید شده اما چرا این جایگاه رو نتونستن بدست بیارن ؟
در جواب باید گفت اطمینانپذیری (reliability) یکی از مهمترین دلایلی هست که باعث شده کالیبر ۹×۱۹ میلیمتر محبوب باشه. اطمینانپذیری نه تنها حاصل طراحی دقیق گلوله ، بلکه نتیجهی دههها بهینهسازی و تجربه عملیاتی هست.
زمانی که اطمینان پذیری بالا بره تغییر کردن بسیار سخت میشه.
L.t
@BallisticBrain
Forwarded from 🇮🇷وقایع الاتفاقیه نظامی🇮🇷
سرباز انگلیسی در دهه 1970 میلادی مسلح به تفنگ L1A1 SLR که به یک دوربین دید روزانه Individual Weapon Sight (IWS) مجهز شده است.
🇮🇷📝 @defence_news 📝🇮🇷
🇮🇷📝 @defence_news 📝🇮🇷
🇮🇷وقایع الاتفاقیه نظامی🇮🇷
سرباز انگلیسی در دهه 1970 میلادی مسلح به تفنگ L1A1 SLR که به یک دوربین دید روزانه Individual Weapon Sight (IWS) مجهز شده است. 🇮🇷📝 @defence_news 📝🇮🇷
قبضه بتل رایفل L1A1 مجهز شده به نارنجک انداز XM148 که توسط اعضای واحد عملیات ویژه SAS استرالیا در جنگ ویتنام در دهه ۶۰ میلادی مورد استفاده بود.
L.t
@BallisticBrain
L.t
@BallisticBrain
تصویری از قبضه کمری NP-7 ساخت شرکت نورینکو چین
که از روی نسخه Glock 17 ساخته شده است.
عموماً نسخه های کلون شده از اسلحه اصلی همراه از کیفیت بسیار پایین تری بهرهمند بوده.
نمونه مشابهی که در ایران به عنوان کاوه تولید شده بود نیز دچار مشکلاتی از جمله کیفیت بسیار پایین ساخت بود.
در واقع چیزی که به عنوان مهندسی معکوس در تولید سلاح عنوان میشود عمدتاً به خلق کپی های بی کیفیت منجر میشود تا نوآوری و شکوفایی :)))
L.t
@BallisticBrain
که از روی نسخه Glock 17 ساخته شده است.
عموماً نسخه های کلون شده از اسلحه اصلی همراه از کیفیت بسیار پایین تری بهرهمند بوده.
نمونه مشابهی که در ایران به عنوان کاوه تولید شده بود نیز دچار مشکلاتی از جمله کیفیت بسیار پایین ساخت بود.
در واقع چیزی که به عنوان مهندسی معکوس در تولید سلاح عنوان میشود عمدتاً به خلق کپی های بی کیفیت منجر میشود تا نوآوری و شکوفایی :)))
L.t
@BallisticBrain
Ballistic Brain
L.t @BallisticBrain
نگاهی به پروتکل تست FBI و تولد مهمات 40 S&W
در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که یکی از آنها با وجود اینکه چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، تا دقایق پایانی همچنان قادر به مبارزه و تیراندازی مؤثر بود.
پس از حادثه، FBI متوجه شد که مهمات استاندارد آن زمان قدرت متوقف سازی کافی ندارند و نمیتوانند در شرایط واقعی عملکرد مؤثری داشته باشند، زیرا مهمات بهاندازه کافی در بدن نفوذ نکرده و آسیب حیاتی ایجاد نمیکردند.
به همین منظور یک پروتکل تست تعریف شد که معیارهای علمی و عملیاتی برای سنجش مهمات ارائه دهد تا بتوان مهماتی را انتخاب کرد که توانایی توقف تهدید را داشته باشند. همچنین عملکرد مهمات را در شرایط واقعی شبیهسازی کند تا مشخص شود که آیا گلوله در سناریوهای مختلف، از جمله عبور از لباس، شیشه، فولاد، چوب و دیوار خشک همچنان مؤثر باقی میماند ؟
پس از اجرای این پروتکل، چند نتیجه مهم حاصل شد از جمله اینکه مشخص شد که بسیاری از مهمات مورد استفاده در آن زمان (مانند 9mm FMJ و .38 Special) کارایی کافی برای متوقف کردن تهدید ندارند. مهمات دارای نفوذ کم یا عدم گسترش مناسب بودند و نمیتوانستند آسیب کافی به مهاجم وارد کنند و گلولههایی که بهخوبی گسترش مییافتند، معمولاً بیش از حد نفوذ نمیکردند.
برای استاندارد سازی حداقل نفوذ ۱۲ اینچ و حداکثر ۱۸ اینچ در ژل بالستیک بهعنوان معیار استاندارد تعیین شد. کمتر از ۱۲ اینچ یعنی گلوله نمیتواند بهاندازه کافی در بدن مهاجم نفوذ کرده و به ارگانهای حیاتی آسیب بزند. بیش از ۱۸ اینچ یعنی احتمال عبور از بدن و ایجاد خطر زیاد است.
این پروتکل تست یکی از تاثیرگذار ترین قدم ها برای استاندارد سازی قدرت مهمات مورد استفاده بود و تحولی قابل توجه در تولید مهمات ایجاد کرد. پس از این توجه FBI به کالیبر 10mm Auto جلب شد اما به علت مشکلاتی لگد شدید و اندازه بزرگ اسلحه های تولید شده با این کالیبر رد شد اما مهندسان S&W با کوتاه کردن طول پوکه ظرفیت باروت را حل کردند و مهمات .40 S&W یا 10X22 را توسعه دادند و این کالیبر با اسلحه Glock وارد خدمت در FBI شد.
L.t
@BallisticBrain
در ۱۱ آوریل ۱۹۸۶ در حومه شهر میامی، فلوریدا، یک درگیری مسلحانه بین هشت مأمور FBI و دو مظنون مسلح (مایکل پلات و ویلیام ماتیکس) رخ داد. در این تیراندازی، دو مأمور FBI کشته شدند و پنج نفر دیگر زخمی شدند. در حالی که یکی از آنها با وجود اینکه چندین بار مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، تا دقایق پایانی همچنان قادر به مبارزه و تیراندازی مؤثر بود.
پس از حادثه، FBI متوجه شد که مهمات استاندارد آن زمان قدرت متوقف سازی کافی ندارند و نمیتوانند در شرایط واقعی عملکرد مؤثری داشته باشند، زیرا مهمات بهاندازه کافی در بدن نفوذ نکرده و آسیب حیاتی ایجاد نمیکردند.
به همین منظور یک پروتکل تست تعریف شد که معیارهای علمی و عملیاتی برای سنجش مهمات ارائه دهد تا بتوان مهماتی را انتخاب کرد که توانایی توقف تهدید را داشته باشند. همچنین عملکرد مهمات را در شرایط واقعی شبیهسازی کند تا مشخص شود که آیا گلوله در سناریوهای مختلف، از جمله عبور از لباس، شیشه، فولاد، چوب و دیوار خشک همچنان مؤثر باقی میماند ؟
پس از اجرای این پروتکل، چند نتیجه مهم حاصل شد از جمله اینکه مشخص شد که بسیاری از مهمات مورد استفاده در آن زمان (مانند 9mm FMJ و .38 Special) کارایی کافی برای متوقف کردن تهدید ندارند. مهمات دارای نفوذ کم یا عدم گسترش مناسب بودند و نمیتوانستند آسیب کافی به مهاجم وارد کنند و گلولههایی که بهخوبی گسترش مییافتند، معمولاً بیش از حد نفوذ نمیکردند.
برای استاندارد سازی حداقل نفوذ ۱۲ اینچ و حداکثر ۱۸ اینچ در ژل بالستیک بهعنوان معیار استاندارد تعیین شد. کمتر از ۱۲ اینچ یعنی گلوله نمیتواند بهاندازه کافی در بدن مهاجم نفوذ کرده و به ارگانهای حیاتی آسیب بزند. بیش از ۱۸ اینچ یعنی احتمال عبور از بدن و ایجاد خطر زیاد است.
این پروتکل تست یکی از تاثیرگذار ترین قدم ها برای استاندارد سازی قدرت مهمات مورد استفاده بود و تحولی قابل توجه در تولید مهمات ایجاد کرد. پس از این توجه FBI به کالیبر 10mm Auto جلب شد اما به علت مشکلاتی لگد شدید و اندازه بزرگ اسلحه های تولید شده با این کالیبر رد شد اما مهندسان S&W با کوتاه کردن طول پوکه ظرفیت باروت را حل کردند و مهمات .40 S&W یا 10X22 را توسعه دادند و این کالیبر با اسلحه Glock وارد خدمت در FBI شد.
L.t
@BallisticBrain