روزی صدبار به خودم میگم مگه تو چند سالته که انقد حالت بده و روزی صدبار جواب میدم: جوان ز حادثه ای پیر میشود گاهی:)
کل عمرمونو به حرفاتون فکر کردیم. . .
که بهشون برسیم :)
نه اینکه تهش بخندیم بگیم:
بدتر از اینم میتونست بشه خداروشکر که نشد!
که بهشون برسیم :)
نه اینکه تهش بخندیم بگیم:
بدتر از اینم میتونست بشه خداروشکر که نشد!
تو کوچه های شهرش سرشار از زندگی بود
شاید خیلی کثیف بود اما حالا که به گذشته نگاه میکنیم میبینم زندگی خیلی کثیف تر از ایناس
جونیم اما دلمون پیر گاهی دلمون حتی برای 2سال پیش تنگ میشه
به بازی کردن تو کوچه های شهر
به بلند شدن ساعت 7 رفتن به مدرسه
به خاطرات گذاشته که توش سر شار از خوشحال بود :)
بیست سالمونه اما با دلی چهل ساله و دل تنگی ده ساله :)
شاید خیلی کثیف بود اما حالا که به گذشته نگاه میکنیم میبینم زندگی خیلی کثیف تر از ایناس
جونیم اما دلمون پیر گاهی دلمون حتی برای 2سال پیش تنگ میشه
به بازی کردن تو کوچه های شهر
به بلند شدن ساعت 7 رفتن به مدرسه
به خاطرات گذاشته که توش سر شار از خوشحال بود :)
بیست سالمونه اما با دلی چهل ساله و دل تنگی ده ساله :)
از نظر روانشناسی:
فقط کسانی که شما دوستشون دارین میتونن قلب شما رو بشکنن بقیه فقط شما رو عصبانی میکنن!
فقط کسانی که شما دوستشون دارین میتونن قلب شما رو بشکنن بقیه فقط شما رو عصبانی میکنن!
من تاریک ترین روزهامو تنهایي پشت
سر گذاشتم، پس معذرت میخوام اگه
طوري برخورد میکنم که انگار به
هیچکس نیاز ندارم!
سر گذاشتم، پس معذرت میخوام اگه
طوري برخورد میکنم که انگار به
هیچکس نیاز ندارم!
آدما حق دارن از دستتون عصبانی بشن
آدما حق دارن از دستتون ناراحت بشن
آدما حق دارن وقتی حوصله ندارن جواب تلفنتونو ندن
آدما حق دارن واسه یک هفته جایی برن که هیچکس ازشون خبر نداشته باشه
آدما حق دارن وقتی ناراحتن باهاتون قهر کنن
آدما حق دارن پیامتونو سین نکنن
فقط کافیه بجایه جبهه گرفتن یزره همدیگرو بیشتر درک کنیم.
آدما حق دارن از دستتون ناراحت بشن
آدما حق دارن وقتی حوصله ندارن جواب تلفنتونو ندن
آدما حق دارن واسه یک هفته جایی برن که هیچکس ازشون خبر نداشته باشه
آدما حق دارن وقتی ناراحتن باهاتون قهر کنن
آدما حق دارن پیامتونو سین نکنن
فقط کافیه بجایه جبهه گرفتن یزره همدیگرو بیشتر درک کنیم.
داشتم موهاشو نوازش میکردم که یهو یکی صدام زد از خواب پریدم...
صبح بدی شروع کردم اما با همون تصور که کنارم بودی روزمو ادامه دادم
صبح بدی شروع کردم اما با همون تصور که کنارم بودی روزمو ادامه دادم
بعد از بوسیدن ژولیت :
رومئو: اکنون با لبان تو گناه از لبانم پاک شده است.
ژولیت: پس لبان من با گرفتن آن گناه، گناهکار شده اند.
رومئو: گناه از لبان من؟ چه بی حرمتی بزرگی. گناه مرا به من پس بده! *دوباره اورا می بوسد.
رومئو: اکنون با لبان تو گناه از لبانم پاک شده است.
ژولیت: پس لبان من با گرفتن آن گناه، گناهکار شده اند.
رومئو: گناه از لبان من؟ چه بی حرمتی بزرگی. گناه مرا به من پس بده! *دوباره اورا می بوسد.
و شاید قسمتمان بود که تو ، عکسی مخفی بشوی
درون گردنبند دور گردنم و من عکسی پنهان
پشتِ ساعت مچی مردانه ات ..
و شاید قسمتمان بود که در روزگاری که برای نوه هایمان
از عشق میگفتیم تنها یکدیگر را به یاد بیاوریم ..
و شاید قسمتمان این بود که من گل بانوی تمام
قصه های عاشقانه ات باشم و تو همان
مردِ مهربان خوش صدای رویای هر شبم ،
و شاید قسمتمان بود
اینهمه ناکامی
اینهمه دوری
و حسرتی که تا ابد به روی دلمان ماند ..
درون گردنبند دور گردنم و من عکسی پنهان
پشتِ ساعت مچی مردانه ات ..
و شاید قسمتمان بود که در روزگاری که برای نوه هایمان
از عشق میگفتیم تنها یکدیگر را به یاد بیاوریم ..
و شاید قسمتمان این بود که من گل بانوی تمام
قصه های عاشقانه ات باشم و تو همان
مردِ مهربان خوش صدای رویای هر شبم ،
و شاید قسمتمان بود
اینهمه ناکامی
اینهمه دوری
و حسرتی که تا ابد به روی دلمان ماند ..