1. Agree with = با کسی موافق بودن
وقتی با یک شخص یا نظر او موافق هستیم.
Structure: Agree with + someone / opinion
- ✅ I agree with you.
من با تو موافقم.
- ✅ I agree with your opinion.
من با نظر تو موافقم.
- ✅ I don't agree with him.
من با او موافق نیستم.
- ✅ Do you agree with me?
آیا با من موافقی؟
🔊 تلفظ: اَگری ویت
2. Agree on = روی چیزی به توافق رسیدن
وقتی دو یا چند نفر درباره یک موضوع، تصمیم یا برنامه به توافق میرسند.
Structure: Agree on + a topic / plan / date / price
- ✅ We agreed on the price.
ما روی قیمت به توافق رسیدیم.
- ✅ We agreed on a date for the meeting.
ما درباره تاریخ جلسه به توافق رسیدیم.
- ✅ They can't agree on anything.
آنها نمیتوانند روی هیچ چیزی به توافق برسند.
- ✅ We need to agree on the details.
ما باید درباره جزئیات به توافق برسیم.
🔊 تلفظ: اَگری آن
3. Agree to = پذیرفتن یک پیشنهاد، درخواست یا شرط
وقتی با انجام کاری موافقت میکنیم یا یک پیشنهاد و شرط را میپذیریم.
Structure: Agree to + noun / Agree to + verb
- ✅ I agreed to the proposal.
من پیشنهاد را پذیرفتم.
- ✅ She agreed to help me.
او قبول کرد به من کمک کند.
- ✅ He agreed to the terms of the contract.
او شرایط قرارداد را پذیرفت.
- ✅ They agreed to pay the money.
آنها قبول کردند پول را پرداخت کنند.: تو
وقتی با یک شخص یا نظر او موافق هستیم.
Structure: Agree with + someone / opinion
- ✅ I agree with you.
من با تو موافقم.
- ✅ I agree with your opinion.
من با نظر تو موافقم.
- ✅ I don't agree with him.
من با او موافق نیستم.
- ✅ Do you agree with me?
آیا با من موافقی؟
🔊 تلفظ: اَگری ویت
2. Agree on = روی چیزی به توافق رسیدن
وقتی دو یا چند نفر درباره یک موضوع، تصمیم یا برنامه به توافق میرسند.
Structure: Agree on + a topic / plan / date / price
- ✅ We agreed on the price.
ما روی قیمت به توافق رسیدیم.
- ✅ We agreed on a date for the meeting.
ما درباره تاریخ جلسه به توافق رسیدیم.
- ✅ They can't agree on anything.
آنها نمیتوانند روی هیچ چیزی به توافق برسند.
- ✅ We need to agree on the details.
ما باید درباره جزئیات به توافق برسیم.
🔊 تلفظ: اَگری آن
3. Agree to = پذیرفتن یک پیشنهاد، درخواست یا شرط
وقتی با انجام کاری موافقت میکنیم یا یک پیشنهاد و شرط را میپذیریم.
Structure: Agree to + noun / Agree to + verb
- ✅ I agreed to the proposal.
من پیشنهاد را پذیرفتم.
- ✅ She agreed to help me.
او قبول کرد به من کمک کند.
- ✅ He agreed to the terms of the contract.
او شرایط قرارداد را پذیرفت.
- ✅ They agreed to pay the money.
آنها قبول کردند پول را پرداخت کنند.: تو
❤10👍1
نکته طلایی:
با شخص یا نظر او → with
روی موضوع یا تصمیم → on
پذیرفتن پیشنهاد، شرط یا انجام کاری → to
⚠️ یک کاربرد دیگر هم وجود دارد: agree to disagree یعنی «قبول کنیم که با هم اختلاف نظ
با شخص یا نظر او → with
روی موضوع یا تصمیم → on
پذیرفتن پیشنهاد، شرط یا انجام کاری → to
⚠️ یک کاربرد دیگر هم وجود دارد: agree to disagree یعنی «قبول کنیم که با هم اختلاف نظ
❤12
🎬 Types of Movies | انواع فیلم
1. Family movies — فیلمهای خانوادگی
2. Comedy movies — فیلمهای کمدی
3. Drama movies — فیلمهای درام
4. Romantic movies — فیلمهای عاشقانه
5. Horror movies — فیلمهای ترسناک
6. Action movies — فیلمهای اکشن
7. Mystery movies — فیلمهای معمایی
8. Detective movies — فیلمهای کارآگاهی
9. Science fiction movies — فیلمهای علمیتخیلی
10. Fantasy movies — فیلمهای فانتزی
11. Animated movies — فیلمهای انیمیشنی
12. Documentary films — فیلمهای مستند
13. Western movies — فیلمهای وسترن
14. War movies — فیلمهای جنگی
15. Historical movies — فیلمهای تاریخی
16. Adventure movies — فیلمهای ماجراجویانه
17. Thriller movies — فیلمهای دلهرهآور
18. Musical movies — فیلمهای موزیکال
19. Biographical films — فیلمهای زندگینامهای
20. Superhero movies — فیلمهای ابرقهرمانی
21. Tragedies — فیلمهای تراژدی
22. Christmas movies — فیلمهای کریسمسی
23. Family-friendly movies — فیلمهای مناسب خانواده
24. Educational movies — فیلمهای آموزشی
25. Feel-good movies — فیلمهای حالخوبکن
26. Crime movies — فیلمهای جنایی
27. Sports movies — فیلمهای ورزشی
28. Short films — فیلمهای کوتاه
29. Silent films — فیلمهای صامت
30. Romantic comedies — فیلمهای کمدی عاشقانه
@bookfc
1. Family movies — فیلمهای خانوادگی
2. Comedy movies — فیلمهای کمدی
3. Drama movies — فیلمهای درام
4. Romantic movies — فیلمهای عاشقانه
5. Horror movies — فیلمهای ترسناک
6. Action movies — فیلمهای اکشن
7. Mystery movies — فیلمهای معمایی
8. Detective movies — فیلمهای کارآگاهی
9. Science fiction movies — فیلمهای علمیتخیلی
10. Fantasy movies — فیلمهای فانتزی
11. Animated movies — فیلمهای انیمیشنی
12. Documentary films — فیلمهای مستند
13. Western movies — فیلمهای وسترن
14. War movies — فیلمهای جنگی
15. Historical movies — فیلمهای تاریخی
16. Adventure movies — فیلمهای ماجراجویانه
17. Thriller movies — فیلمهای دلهرهآور
18. Musical movies — فیلمهای موزیکال
19. Biographical films — فیلمهای زندگینامهای
20. Superhero movies — فیلمهای ابرقهرمانی
21. Tragedies — فیلمهای تراژدی
22. Christmas movies — فیلمهای کریسمسی
23. Family-friendly movies — فیلمهای مناسب خانواده
24. Educational movies — فیلمهای آموزشی
25. Feel-good movies — فیلمهای حالخوبکن
26. Crime movies — فیلمهای جنایی
27. Sports movies — فیلمهای ورزشی
28. Short films — فیلمهای کوتاه
29. Silent films — فیلمهای صامت
30. Romantic comedies — فیلمهای کمدی عاشقانه
@bookfc
👍7❤4
میزبان به انگلیسی میشود Host.
🔊 تلفظ آمریکایی: /hoʊst/ — هُوست
مثالها:
1. Who is the host?
میزبان کیست؟
2. He is the host of the party.
او میزبان مهمانی است.
3. She is hosting a dinner party.
او میزبان یک مهمانی شام است.
4. The host welcomed the guests.
میزبان از مهمانها استقبال کرد.
5. Who is hosting the TV show?
چه کسی مجری برنامه تلویزیونی است؟
💡 نکته: واژهٔ Host هم برای میزبان مهمانی و هم برای مجری برنامه تلویزیونی استفاده میشود.
@bookfc
🔊 تلفظ آمریکایی: /hoʊst/ — هُوست
مثالها:
1. Who is the host?
میزبان کیست؟
2. He is the host of the party.
او میزبان مهمانی است.
3. She is hosting a dinner party.
او میزبان یک مهمانی شام است.
4. The host welcomed the guests.
میزبان از مهمانها استقبال کرد.
5. Who is hosting the TV show?
چه کسی مجری برنامه تلویزیونی است؟
💡 نکته: واژهٔ Host هم برای میزبان مهمانی و هم برای مجری برنامه تلویزیونی استفاده میشود.
@bookfc
❤9
Cosmetic surgeon
لغت جدید امروز
👨⚕️ 1. She wants to become a cosmetic surgeon.
او میخواهد جراح زیبایی شود.
💉 2. I went to a cosmetic surgeon to improve my appearance.
برای بهتر کردن ظاهرم به یک جراح زیبایی مراجعه کردم.
🏥 3. The cosmetic surgeon performed a successful operation.
جراح زیبایی یک عمل موفقیتآمیز انجام داد.
😊 4. He is a well-known cosmetic surgeon.
او یک جراح زیبایی شناختهشده است.
💰 5. Cosmetic surgeons can charge a lot of money.
جراحان زیبایی ممکن است دستمزد
@bookfc
لغت جدید امروز
👨⚕️ 1. She wants to become a cosmetic surgeon.
او میخواهد جراح زیبایی شود.
💉 2. I went to a cosmetic surgeon to improve my appearance.
برای بهتر کردن ظاهرم به یک جراح زیبایی مراجعه کردم.
🏥 3. The cosmetic surgeon performed a successful operation.
جراح زیبایی یک عمل موفقیتآمیز انجام داد.
😊 4. He is a well-known cosmetic surgeon.
او یک جراح زیبایی شناختهشده است.
💰 5. Cosmetic surgeons can charge a lot of money.
جراحان زیبایی ممکن است دستمزد
@bookfc
❤9
خراب کردن 💥
- Don't spoil the surprise.
سورپرایز را خراب نکن.
- You spoiled my day.
تو روزم را خراب کردی.
- The rain spoiled our picnic.
باران پیکنیک ما را خراب کرد.
۲. لوس کردن 🧒
- Don't spoil your child.
بچهات را لوس نکن.
- His parents spoil him.
پدر و مادرش او را لوس میکنند.
۳. فاسد شدن غذا 🍎
- The milk has spoiled.
شیر فاسد شده است.
- The food will spoil in the heat.
غذا در گرما فاسد خواهد شد.
نکته مهم: اگر بخواهی بگویی «این موضوع همهچیز را خراب کرد»، میتوانی بگویی:
It spoiled everything. 💥
همهچیز را خراب کرد.
تلفظ: Spoil /spɔɪl/
گذشته و قسمت سوم فعل: Spoiled /spɔɪld/
در انگلیسی بریتانیایی، شکل spoilt هم رایج است.
@bookfc
- Don't spoil the surprise.
سورپرایز را خراب نکن.
- You spoiled my day.
تو روزم را خراب کردی.
- The rain spoiled our picnic.
باران پیکنیک ما را خراب کرد.
۲. لوس کردن 🧒
- Don't spoil your child.
بچهات را لوس نکن.
- His parents spoil him.
پدر و مادرش او را لوس میکنند.
۳. فاسد شدن غذا 🍎
- The milk has spoiled.
شیر فاسد شده است.
- The food will spoil in the heat.
غذا در گرما فاسد خواهد شد.
نکته مهم: اگر بخواهی بگویی «این موضوع همهچیز را خراب کرد»، میتوانی بگویی:
It spoiled everything. 💥
همهچیز را خراب کرد.
تلفظ: Spoil /spɔɪl/
گذشته و قسمت سوم فعل: Spoiled /spɔɪld/
در انگلیسی بریتانیایی، شکل spoilt هم رایج است.
@bookfc
❤8
Spoil برای آدمها هم استفاده میشود، با دو معنی مهم:
1️⃣ لوس کردن یک نفر 🧒
You spoiled your child.
تو بچهات را لوس کردی.
His parents have spoiled him.
پدر و مادرش او را لوس کردهاند.
2️⃣ خراب کردن روحیه یا زندگی یک نفر 💔
You spoiled my mood.
تو حالم را خراب کردی.
Don't let money spoil you.
اجازه نده پول تو را عوض کند و اخلاقت را خراب کند.
@bookfc
1️⃣ لوس کردن یک نفر 🧒
You spoiled your child.
تو بچهات را لوس کردی.
His parents have spoiled him.
پدر و مادرش او را لوس کردهاند.
2️⃣ خراب کردن روحیه یا زندگی یک نفر 💔
You spoiled my mood.
تو حالم را خراب کردی.
Don't let money spoil you.
اجازه نده پول تو را عوض کند و اخلاقت را خراب کند.
@bookfc
❤8
experienced?
آیا باتجربه هستی؟
🔹 تلفظ: /ɑːr juː ɪkˈspɪriənst/
Experienced صفت است و معنی «باتجربه» میدهد.
چند مثال کاربردی:
1. Are you experienced in teaching English? 👨🏫
آیا در تدریس زبان انگلیسی باتجربه هستی؟
2. Are you experienced in this field?
آیا در این زمینه باتجربه هستی؟
3. He is an experienced teacher.
او معلم باتجربهای است.
4. We need an experienced driver. 🚗
ما به یک راننده باتجربه نیاز داریم.
⭐ تفاوت مهم:
Are you experienced? = آیا باتجربه هستی؟
Do you have experience? = آیا تجربه داری؟
Have you experienced this? = آیا این را تجربه کردهای؟
@bookfc
آیا باتجربه هستی؟
🔹 تلفظ: /ɑːr juː ɪkˈspɪriənst/
Experienced صفت است و معنی «باتجربه» میدهد.
چند مثال کاربردی:
1. Are you experienced in teaching English? 👨🏫
آیا در تدریس زبان انگلیسی باتجربه هستی؟
2. Are you experienced in this field?
آیا در این زمینه باتجربه هستی؟
3. He is an experienced teacher.
او معلم باتجربهای است.
4. We need an experienced driver. 🚗
ما به یک راننده باتجربه نیاز داریم.
⭐ تفاوت مهم:
Are you experienced? = آیا باتجربه هستی؟
Do you have experience? = آیا تجربه داری؟
Have you experienced this? = آیا این را تجربه کردهای؟
@bookfc
❤8
کلمهٔ Medicine چند معنی دارد و به جمله بستگی دارد. 💊
🔊 Medicine /ˈmedɪsɪn/
تلفظ تقریبی: مِدِسِن
۱. دارو 💊
- I need some medicine.
من به مقداری دارو نیاز دارم.
- Take your medicine twice a day.
دارویت را روزی دو بار مصرف کن.
۲. پزشکی 🩺
- I study medicine.
من پزشکی میخوانم.
- Modern medicine is advancing rapidly.
پزشکی مدرن بهسرعت در حال پیشرفت است.
۳. طب 🌿
- Traditional medicine
طب سنتی
- Herbal medicine
طب گیاهی
- Western medicine
طب غربی
@bookfc
🔊 Medicine /ˈmedɪsɪn/
تلفظ تقریبی: مِدِسِن
۱. دارو 💊
- I need some medicine.
من به مقداری دارو نیاز دارم.
- Take your medicine twice a day.
دارویت را روزی دو بار مصرف کن.
۲. پزشکی 🩺
- I study medicine.
من پزشکی میخوانم.
- Modern medicine is advancing rapidly.
پزشکی مدرن بهسرعت در حال پیشرفت است.
۳. طب 🌿
- Traditional medicine
طب سنتی
- Herbal medicine
طب گیاهی
- Western medicine
طب غربی
@bookfc
❤7👍1
🥛 ماست و دوغ به انگلیسی
1. ماست — Yogurt
🔊 فونتیک: /ˈjoʊɡərt/
مثال:
- I eat yogurt every day. 🥣
من هر روز ماست میخورم.
2. دوغ — Doogh / Ayran
🔊 تلفظ Ayran: /aɪˈrɑːn/
در انگلیسی، برای دوغ ایرانی معمولاً میتوانی از Doogh یا Ayran استفاده کنی.
مثال:
- I’d like some doogh with my kebab. 🍢
من کمی دوغ با کباب میخواهم.
- Ayran is a traditional yogurt drink.
آیران یک نوشیدنی سنتی بر پایهٔ ماست است.
⭐ نکته:
Yogurt drink یعنی «نوشیدنی ماستی» و برای توضیح دوغ به کسی که آن را نمیشناسد، عبارت مناسبی
هست
@bookfc
1. ماست — Yogurt
🔊 فونتیک: /ˈjoʊɡərt/
مثال:
- I eat yogurt every day. 🥣
من هر روز ماست میخورم.
2. دوغ — Doogh / Ayran
🔊 تلفظ Ayran: /aɪˈrɑːn/
در انگلیسی، برای دوغ ایرانی معمولاً میتوانی از Doogh یا Ayran استفاده کنی.
مثال:
- I’d like some doogh with my kebab. 🍢
من کمی دوغ با کباب میخواهم.
- Ayran is a traditional yogurt drink.
آیران یک نوشیدنی سنتی بر پایهٔ ماست است.
⭐ نکته:
Yogurt drink یعنی «نوشیدنی ماستی» و برای توضیح دوغ به کسی که آن را نمیشناسد، عبارت مناسبی
هست
@bookfc
❤7👍1
Money order 💵
معنی: حوالهٔ پولی / حوالهٔ پرداخت
تلفظ آمریکایی: /ˈmʌni ˌɔːrdər/
یعنی یک روش پرداخت که در آن مبلغ مشخصی را از قبل پرداخت میکنید و یک سند دریافت میکنید که میتوان آن را به گیرنده داد یا ارسال کرد.
مثالها:
💵 I sent the money by money order.
من پول را از طریق حوالهٔ پولی فرستادم.
📩 You can pay by money order.
شما میتوانید از طریق حوالهٔ پولی پرداخت کنید.
🏦 I bought a money order at the post office.
@bookfc
معنی: حوالهٔ پولی / حوالهٔ پرداخت
تلفظ آمریکایی: /ˈmʌni ˌɔːrdər/
یعنی یک روش پرداخت که در آن مبلغ مشخصی را از قبل پرداخت میکنید و یک سند دریافت میکنید که میتوان آن را به گیرنده داد یا ارسال کرد.
مثالها:
💵 I sent the money by money order.
من پول را از طریق حوالهٔ پولی فرستادم.
📩 You can pay by money order.
شما میتوانید از طریق حوالهٔ پولی پرداخت کنید.
🏦 I bought a money order at the post office.
@bookfc
❤7🙏2
