لباسهایم را برای خیریه جمع کردم» باشد:
I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباسهایم را برای خیریه جمع کردم.
اگر منظورتان «لباسهایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعیتر:
I collected my clothes to donate to charity.
لباسهایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباسهایم را برای خیریه جمع کردم.
اگر منظورتان «لباسهایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعیتر:
I collected my clothes to donate to charity.
لباسهایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎓💬 نظر زبانآموزان درباره مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک BFC
👨🏫 استاد حلاجزاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623
📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇
🔗 https://t.me/BOOKFC
☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.
🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان بهصورت رایگان
👨🏫 استاد حلاجزاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623
📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇
🔗 https://t.me/BOOKFC
☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.
🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان بهصورت رایگان
❤7
☑ There are a lot of divorces these days.
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
❤3
of و made from خیلی ساده است:
🔹 Made of = ساختهشده از
وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.
• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز میتوانیم چوب را بهعنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.
🔹 Made from = ساختهشده از
وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.
• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته میشود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته میشود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته میشود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.
🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:
Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.
Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.
@bookfc
🔹 Made of = ساختهشده از
وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.
• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز میتوانیم چوب را بهعنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.
🔹 Made from = ساختهشده از
وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.
• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته میشود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته میشود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته میشود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.
🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:
Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.
Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.
@bookfc
❤3
1️⃣ 🧊 Break the ice
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
❤3
⏳ In the long run
📌 در بلندمدت / در درازمدت
🔊 /ɪn ðə lɔːŋ rʌn/
🗣️ Exercise will help you in the long run.
👉 ورزش در بلندمدت به تو کمک خواهد کرد.
5️⃣ 🏃 Go the extra mile
📌 بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / فراتر از وظیفه عمل کردن
🔊 /ɡoʊ ði ˈekstrə maɪl/
🗣️ She always goes the extra mile to help her students.
👉 او همیشه برای کمک به دانشآموزانش بیشتر از حد انتظار تلاش میکند.
6️⃣ 🔨 Hit the nail on the head
📌 دقیقاً به نکته اصلی زدن / کاملاً درست گفتن
🔊 /hɪt ðə neɪl ɑːn ðə hed/
🗣️ You hit the nail on the head.
👉 دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
@bookfc
📌 در بلندمدت / در درازمدت
🔊 /ɪn ðə lɔːŋ rʌn/
🗣️ Exercise will help you in the long run.
👉 ورزش در بلندمدت به تو کمک خواهد کرد.
5️⃣ 🏃 Go the extra mile
📌 بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / فراتر از وظیفه عمل کردن
🔊 /ɡoʊ ði ˈekstrə maɪl/
🗣️ She always goes the extra mile to help her students.
👉 او همیشه برای کمک به دانشآموزانش بیشتر از حد انتظار تلاش میکند.
6️⃣ 🔨 Hit the nail on the head
📌 دقیقاً به نکته اصلی زدن / کاملاً درست گفتن
🔊 /hɪt ðə neɪl ɑːn ðə hed/
🗣️ You hit the nail on the head.
👉 دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
@bookfc
❤4
🌀 Get out of hand
📌 از کنترل خارج شدن
🔊 /ɡet aʊt əv hænd/
🗣️ The situation is getting out of hand.
👉 اوضاع دارد از کنترل خارج میشود.
8️⃣ ⚔️ A double-edged sword
📌 چیزی که همزمان مزایا و معایب دارد
🔊 /ə ˌdʌbəl edʒd sɔːrd/
🗣️ Social media can be a double-edged sword.
👉 شبکههای اجتماعی میتوانند هم مزایا داشته باشند و هم معایب.
9️⃣ 📖 Be on the same page
📌 همنظر بودن / درک مشترکی از موضوع داشتن
🔊 /bi ɑːn ðə seɪm peɪdʒ/
🗣️ Let’s make sure we’re on the same page.
👉 بیایید مطمئن شویم که همه همنظر و همفکر هستیم.
🔟 🧊 The tip of the iceberg
📌 فقط بخش کوچکی از یک مشکل یا موضوع بزرگتر
🔊 /ðə tɪp əv ði ˈaɪsbɜːrɡ/
🗣️ These problems are just the tip of the iceberg.
👉 این مشکلات فقط بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر هستند.
@bookfc
📌 از کنترل خارج شدن
🔊 /ɡet aʊt əv hænd/
🗣️ The situation is getting out of hand.
👉 اوضاع دارد از کنترل خارج میشود.
8️⃣ ⚔️ A double-edged sword
📌 چیزی که همزمان مزایا و معایب دارد
🔊 /ə ˌdʌbəl edʒd sɔːrd/
🗣️ Social media can be a double-edged sword.
👉 شبکههای اجتماعی میتوانند هم مزایا داشته باشند و هم معایب.
9️⃣ 📖 Be on the same page
📌 همنظر بودن / درک مشترکی از موضوع داشتن
🔊 /bi ɑːn ðə seɪm peɪdʒ/
🗣️ Let’s make sure we’re on the same page.
👉 بیایید مطمئن شویم که همه همنظر و همفکر هستیم.
🔟 🧊 The tip of the iceberg
📌 فقط بخش کوچکی از یک مشکل یا موضوع بزرگتر
🔊 /ðə tɪp əv ði ˈaɪsbɜːrɡ/
🗣️ These problems are just the tip of the iceberg.
👉 این مشکلات فقط بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر هستند.
@bookfc
❤5
I’m at the gym.
من در باشگاه هستم.
I work out at the gym.
من در باشگاه ورزش میکنم.
🔹 at the gym طبیعیترین حالت برای «در باشگاه بودن» است.
@bookfc
من در باشگاه هستم.
I work out at the gym.
من در باشگاه ورزش میکنم.
🔹 at the gym طبیعیترین حالت برای «در باشگاه بودن» است.
@bookfc
👍2
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss =
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss =
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss رئیس ساب
@bookfc
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss رئیس ساب
@bookfc
پدربزرگ خدا بیامرز من» است:
• My late grandfather = پدربزرگ مرحومم / پدربزرگ خدا بیامرزم
• My grandfather who passed away = پدربزرگم که فوت کرده است
مثال:
My late grandfather was a very kind man.
پدربزرگ مرحومم مرد بسیار مهربانی بود
@bookc
• My late grandfather = پدربزرگ مرحومم / پدربزرگ خدا بیامرزم
• My grandfather who passed away = پدربزرگم که فوت کرده است
مثال:
My late grandfather was a very kind man.
پدربزرگ مرحومم مرد بسیار مهربانی بود
@bookc
🔵 These days = این روزها
وقتی درباره خودت یا یک وضعیت فعلی حرف میزنی.
👉 These days, I’m very busy.
این روزها خیلی سرم شلوغه.
👉 I don’t go to the gym these days.
این روزها باشگاه نمیرم.
⸻
🟢 Nowadays = امروزه
وقتی درباره مردم و جامعه بهطور کلی صحبت میکنی.
👉 Nowadays, people use smartphones a lot.
امروزه مردم خیلی از گوشی هوشمند استفاده میکنند.
👉 Nowadays, children spend a lot of time online.
امروزه بچهها زمان زیادی را آنلاین میگذرانند.
🧠 فقط این را یادت باشه:
These days → من / زندگی من / وضعیت فعلی
Nowadays → مردم / جامعه / زمانه
البته در بعضی جملهها هر دو میتوانند استفاده شوند، ولی این تفاوت بهت کمک میکند انتخاب درستتری داشته باشی
@bookfc
وقتی درباره خودت یا یک وضعیت فعلی حرف میزنی.
👉 These days, I’m very busy.
این روزها خیلی سرم شلوغه.
👉 I don’t go to the gym these days.
این روزها باشگاه نمیرم.
⸻
🟢 Nowadays = امروزه
وقتی درباره مردم و جامعه بهطور کلی صحبت میکنی.
👉 Nowadays, people use smartphones a lot.
امروزه مردم خیلی از گوشی هوشمند استفاده میکنند.
👉 Nowadays, children spend a lot of time online.
امروزه بچهها زمان زیادی را آنلاین میگذرانند.
🧠 فقط این را یادت باشه:
These days → من / زندگی من / وضعیت فعلی
Nowadays → مردم / جامعه / زمانه
البته در بعضی جملهها هر دو میتوانند استفاده شوند، ولی این تفاوت بهت کمک میکند انتخاب درستتری داشته باشی
@bookfc
❤2
🙏 زیارت رفتن
Go on a pilgrimage
/ɡoʊ ɑːn ə ˈpɪlɡrəmɪdʒ/
= به زیارت رفتن، سفر زیارتی رفتن
I went on a pilgrimage to Mashhad.
من به زیارت مشهد رفتم.
We’re going on a pilgrimage next week.
ما هفته آینده به زیارت میرویم.
🕌 جای زیارتی
Pilgrimage site
/ˈpɪlɡrəmɪdʒ saɪt/
= مکان زیارتی
This is an important pilgrimage site.
این یک مکان زیارتی مهم است.
Mashhad is a major pilgrimage site in Iran.
مشهد یکی از مکانهای مهم زیارتی در ایران است.
🙏 Shrine
Shrine
/ʃraɪn/
= زیارتگاه / حرم
We visited the shrine.
ما به زیارتگاه رفتیم.
Many people visit the shrine every year.
افراد زیادی هر سال از این زیارتگاه دیدن میکنند.
📌 تفاوت مهم:
pilgrimage = عمل یا سفر زیارتی
pilgrimage site = مکان زیارتی
shrine = زیارتگاه / حرم
مثلاً:
We went on a pilgrimage and visited a famous shrine.
ما به زیارت رفتیم و از یک زیارتگاه معروف دیدن کردیم
@bookfc
Go on a pilgrimage
/ɡoʊ ɑːn ə ˈpɪlɡrəmɪdʒ/
= به زیارت رفتن، سفر زیارتی رفتن
I went on a pilgrimage to Mashhad.
من به زیارت مشهد رفتم.
We’re going on a pilgrimage next week.
ما هفته آینده به زیارت میرویم.
🕌 جای زیارتی
Pilgrimage site
/ˈpɪlɡrəmɪdʒ saɪt/
= مکان زیارتی
This is an important pilgrimage site.
این یک مکان زیارتی مهم است.
Mashhad is a major pilgrimage site in Iran.
مشهد یکی از مکانهای مهم زیارتی در ایران است.
🙏 Shrine
Shrine
/ʃraɪn/
= زیارتگاه / حرم
We visited the shrine.
ما به زیارتگاه رفتیم.
Many people visit the shrine every year.
افراد زیادی هر سال از این زیارتگاه دیدن میکنند.
📌 تفاوت مهم:
pilgrimage = عمل یا سفر زیارتی
pilgrimage site = مکان زیارتی
shrine = زیارتگاه / حرم
مثلاً:
We went on a pilgrimage and visited a famous shrine.
ما به زیارت رفتیم و از یک زیارتگاه معروف دیدن کردیم
@bookfc
❤2
Citizen /ˈsɪt̬əzən/ = شهروند
یعنی کسی که از نظر قانونی عضو یک کشور یا جامعه است.
مثالها:
• I’m an American citizen.
من شهروند آمریکا هستم.
• He is a Canadian citizen.
او شهروند کانادا است.
• Every citizen has rights and responsibilities.
هر شهروندی حقوق و مسئولیتهایی دارد.
🔹 Citizen ≠ همشهری
@bookfc
یعنی کسی که از نظر قانونی عضو یک کشور یا جامعه است.
مثالها:
• I’m an American citizen.
من شهروند آمریکا هستم.
• He is a Canadian citizen.
او شهروند کانادا است.
• Every citizen has rights and responsibilities.
هر شهروندی حقوق و مسئولیتهایی دارد.
🔹 Citizen ≠ همشهری
@bookfc
❤2👍1
ما همشهری هستیم» به انگلیسی:
We’re from the same city. ✅
/ wɪr frəm ðə seɪm ˈsɪti /
یعنی: ما اهل یک شهر هستیم.
اگر بخواهی بگویی «ما همشهری هستیم» به شکل کوتاهتر و طبیعیتر:
We’re from the same hometown.
یعنی: ما اهل یک زادگاه/شهر هستیم.
📌 hometown = شهر زادگاه یا شهری که شخص اهل آنجاست.
@bookfc
We’re from the same city. ✅
/ wɪr frəm ðə seɪm ˈsɪti /
یعنی: ما اهل یک شهر هستیم.
اگر بخواهی بگویی «ما همشهری هستیم» به شکل کوتاهتر و طبیعیتر:
We’re from the same hometown.
یعنی: ما اهل یک زادگاه/شهر هستیم.
📌 hometown = شهر زادگاه یا شهری که شخص اهل آنجاست.
@bookfc
❤2👏1
Absentee /ˌæb.sənˈtiː/ = فرد غایب
Absentees = افراد غایب
چند مثال:
• We have a lot of absentees today.
امروز غایبهای زیادی داریم.
• There were five absentees in class today.
امروز پنج نفر در کلاس غایب بودند.
• The teacher took attendance and wrote down the names of the absentees.
معلم حضور و غیاب کرد و اسم غایبها را نوشت.
• We need to contact the absentees.
باید با غایبها تماس بگیریم.
🔹 در مکالمه روزمره، people who are absent یا students who are absent معمولاً طبیعیتر از absentees است
@bookfc
Absentees = افراد غایب
چند مثال:
• We have a lot of absentees today.
امروز غایبهای زیادی داریم.
• There were five absentees in class today.
امروز پنج نفر در کلاس غایب بودند.
• The teacher took attendance and wrote down the names of the absentees.
معلم حضور و غیاب کرد و اسم غایبها را نوشت.
• We need to contact the absentees.
باید با غایبها تماس بگیریم.
🔹 در مکالمه روزمره، people who are absent یا students who are absent معمولاً طبیعیتر از absentees است
@bookfc
❤3
Forwarded from شنبه دروسT21 ساعت3:30
health و healthy خیلی ساده است:
❤️ Health
اسم (noun) = سلامتی، وضعیت سلامت
• Health is important.
سلامتی مهم است.
• Exercise is good for your health.
ورزش برای سلامتیات خوب است.
💪 Healthy
صفت (adjective) = سالم
• I’m healthy.
من سالم هستم.
• She eats healthy food.
او غذای سالم میخورد.
🔑 Health = سلامتی
🔑 Healthy = سالم
@bookfc
❤️ Health
اسم (noun) = سلامتی، وضعیت سلامت
• Health is important.
سلامتی مهم است.
• Exercise is good for your health.
ورزش برای سلامتیات خوب است.
💪 Healthy
صفت (adjective) = سالم
• I’m healthy.
من سالم هستم.
• She eats healthy food.
او غذای سالم میخورد.
🔑 Health = سلامتی
🔑 Healthy = سالم
@bookfc
❤2👍1