مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC
3.12K subscribers
162 photos
278 videos
4 files
598 links
دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران
برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به
صورت حضوری ومجازی
تلفن تماس
02122641523
02188851250
ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇

@Alihallajzadeh

اینستاگرام👇👇👇👇👇👇

book_free_conversation
https://www.instagram.co
Download Telegram
لباس‌هایم را برای خیریه جمع کردم» باشد:

I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباس‌هایم را برای خیریه جمع کردم.

اگر منظورتان «لباس‌هایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعی‌تر:

I collected my clothes to donate to charity.
لباس‌هایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎓💬 نظر زبان‌آموزان درباره مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک BFC

👨‍🏫 استاد حلاج‌زاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623

📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇

🔗 https://t.me/BOOKFC

☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.

🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان به‌صورت رایگان
❤7
☑ There are a lot of divorces these days.
این روزها طلاق‌های زیادی اتفاق می‌افتد.

نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» به‌صورت قابل‌شمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces می‌شود

@bookfc
❤3
of و made from خیلی ساده است:

🔹 Made of = ساخته‌شده از

وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.

• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز می‌توانیم چوب را به‌عنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.

🔹 Made from = ساخته‌شده از

وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.

• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته می‌شود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته می‌شود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته می‌شود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.

🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:

Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.

مثلاً:

The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.

Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.

@bookfc
❤3
1️⃣ 🧊 Break the ice
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.

2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.

3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فست‌فود می‌خورم.

@bookfc

برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
❤3
⏳ In the long run
📌 در بلندمدت / در درازمدت
🔊 /ɪn ðə lɔːŋ rʌn/
🗣️ Exercise will help you in the long run.
👉 ورزش در بلندمدت به تو کمک خواهد کرد.

5️⃣ 🏃 Go the extra mile
📌 بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / فراتر از وظیفه عمل کردن
🔊 /ɡoʊ ði ˈekstrə maɪl/
🗣️ She always goes the extra mile to help her students.
👉 او همیشه برای کمک به دانش‌آموزانش بیشتر از حد انتظار تلاش می‌کند.

6️⃣ 🔨 Hit the nail on the head
📌 دقیقاً به نکته اصلی زدن / کاملاً درست گفتن
🔊 /hɪt ðə neɪl ɑːn ðə hed/
🗣️ You hit the nail on the head.
👉 دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.

@bookfc
❤4
🌀 Get out of hand
📌 از کنترل خارج شدن
🔊 /ɡet aʊt əv hænd/
🗣️ The situation is getting out of hand.
👉 اوضاع دارد از کنترل خارج می‌شود.

8️⃣ ⚔️ A double-edged sword
📌 چیزی که هم‌زمان مزایا و معایب دارد
🔊 /ə ˌdʌbəl edʒd sɔːrd/
🗣️ Social media can be a double-edged sword.
👉 شبکه‌های اجتماعی می‌توانند هم مزایا داشته باشند و هم معایب.

9️⃣ 📖 Be on the same page
📌 هم‌نظر بودن / درک مشترکی از موضوع داشتن
🔊 /bi ɑːn ðə seɪm peɪdʒ/
🗣️ Let’s make sure we’re on the same page.
👉 بیایید مطمئن شویم که همه هم‌نظر و هم‌فکر هستیم.

🔟 🧊 The tip of the iceberg
📌 فقط بخش کوچکی از یک مشکل یا موضوع بزرگ‌تر
🔊 /ðə tɪp əv ði ˈaɪsbɜːrɡ/
🗣️ These problems are just the tip of the iceberg.
👉 این مشکلات فقط بخش کوچکی از یک مشکل بزرگ‌تر هستند.

@bookfc
❤5
I’m at the gym.
من در باشگاه هستم.

I work out at the gym.
من در باشگاه ورزش می‌کنم.

🔹 at the gym طبیعی‌ترین حالت برای «در باشگاه بودن» است.

@bookfc
👍2
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاوره‌ای‌تر

مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلی‌ام را ترک کردم.

📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار می‌رود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss =
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاوره‌ای‌تر

مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلی‌ام را ترک کردم.

📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار می‌رود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss رئیس ساب

@bookfc
پدربزرگ خدا بیامرز من» است:

• My late grandfather = پدربزرگ مرحومم / پدربزرگ خدا بیامرزم
• My grandfather who passed away = پدربزرگم که فوت کرده است

مثال:
My late grandfather was a very kind man.
پدربزرگ مرحومم مرد بسیار مهربانی بود

@bookc
🔵 These days = این روزها

وقتی درباره خودت یا یک وضعیت فعلی حرف می‌زنی.

👉 These days, I’m very busy.
این روزها خیلی سرم شلوغه.

👉 I don’t go to the gym these days.
این روزها باشگاه نمی‌رم.

⸻

🟢 Nowadays = امروزه

وقتی درباره مردم و جامعه به‌طور کلی صحبت می‌کنی.

👉 Nowadays, people use smartphones a lot.
امروزه مردم خیلی از گوشی هوشمند استفاده می‌کنند.

👉 Nowadays, children spend a lot of time online.
امروزه بچه‌ها زمان زیادی را آنلاین می‌گذرانند.

🧠 فقط این را یادت باشه:

These days → من / زندگی من / وضعیت فعلی
Nowadays → مردم / جامعه / زمانه

البته در بعضی جمله‌ها هر دو می‌توانند استفاده شوند، ولی این تفاوت بهت کمک می‌کند انتخاب درست‌تری داشته باشی

@bookfc
❤2
🙏 زیارت رفتن

Go on a pilgrimage
/ɡoʊ ɑːn ə ˈpɪlɡrəmɪdʒ/
= به زیارت رفتن، سفر زیارتی رفتن

I went on a pilgrimage to Mashhad.
من به زیارت مشهد رفتم.

We’re going on a pilgrimage next week.
ما هفته آینده به زیارت می‌رویم.

🕌 جای زیارتی

Pilgrimage site
/ˈpɪlɡrəmɪdʒ saɪt/
= مکان زیارتی

This is an important pilgrimage site.
این یک مکان زیارتی مهم است.

Mashhad is a major pilgrimage site in Iran.
مشهد یکی از مکان‌های مهم زیارتی در ایران است.

🙏 Shrine

Shrine
/ʃraɪn/
= زیارتگاه / حرم

We visited the shrine.
ما به زیارتگاه رفتیم.

Many people visit the shrine every year.
افراد زیادی هر سال از این زیارتگاه دیدن می‌کنند.

📌 تفاوت مهم:

pilgrimage = عمل یا سفر زیارتی
pilgrimage site = مکان زیارتی
shrine = زیارتگاه / حرم

مثلاً:
We went on a pilgrimage and visited a famous shrine.
ما به زیارت رفتیم و از یک زیارتگاه معروف دیدن کردیم
@bookfc
❤2
Citizen /ˈsɪt̬əzən/ = شهروند

یعنی کسی که از نظر قانونی عضو یک کشور یا جامعه است.

مثال‌ها:

• I’m an American citizen.
من شهروند آمریکا هستم.
• He is a Canadian citizen.
او شهروند کانادا است.
• Every citizen has rights and responsibilities.
هر شهروندی حقوق و مسئولیت‌هایی دارد.

🔹 Citizen ≠ همشهری

@bookfc
❤2👍1
ما همشهری هستیم» به انگلیسی:

We’re from the same city. ✅
/ wɪr frəm ðə seɪm ˈsɪti /

یعنی: ما اهل یک شهر هستیم.

اگر بخواهی بگویی «ما همشهری هستیم» به شکل کوتاه‌تر و طبیعی‌تر:

We’re from the same hometown.
یعنی: ما اهل یک زادگاه/شهر هستیم.

📌 hometown = شهر زادگاه یا شهری که شخص اهل آنجاست.

@bookfc
❤2👏1
Absentee /ˌæb.sənˈtiː/ = فرد غایب
Absentees = افراد غایب

چند مثال:

• We have a lot of absentees today.
امروز غایب‌های زیادی داریم.
• There were five absentees in class today.
امروز پنج نفر در کلاس غایب بودند.
• The teacher took attendance and wrote down the names of the absentees.
معلم حضور و غیاب کرد و اسم غایب‌ها را نوشت.
• We need to contact the absentees.
باید با غایب‌ها تماس بگیریم.

🔹 در مکالمه روزمره، people who are absent یا students who are absent معمولاً طبیعی‌تر از absentees است

@bookfc
❤3
Forwarded from شنبه دروسT21 ساعت3:30
health و healthy خیلی ساده است:

❤️ Health

اسم (noun) = سلامتی، وضعیت سلامت

• Health is important.
سلامتی مهم است.
• Exercise is good for your health.
ورزش برای سلامتی‌ات خوب است.

💪 Healthy

صفت (adjective) = سالم

• I’m healthy.
من سالم هستم.
• She eats healthy food.
او غذای سالم می‌خورد.

🔑 Health = سلامتی
🔑 Healthy = سالم

@bookfc
❤2👍1