لباسهای برند» به انگلیسی میشود:
• Branded clothes 👕 — لباسهای برنددار
• Branded clothing 👔 — لباسهای برنددار (طبیعیتر و کلیتر)
• Designer clothes 👗 — لباسهای طراحدار / برندهای لوکس و معروف
مثال:
I like wearing branded clothes.
من دوست دارم لباسهای برند بپوشم. 👕✨
She always buys designer clothes.
او همیشه لباسهای برندهای لوکس میخرید
@bookfc
• Branded clothes 👕 — لباسهای برنددار
• Branded clothing 👔 — لباسهای برنددار (طبیعیتر و کلیتر)
• Designer clothes 👗 — لباسهای طراحدار / برندهای لوکس و معروف
مثال:
I like wearing branded clothes.
من دوست دارم لباسهای برند بپوشم. 👕✨
She always buys designer clothes.
او همیشه لباسهای برندهای لوکس میخرید
@bookfc
❤3
regret هم بهعنوان فعل و هم اسم استفاده میشود.
🔹 Regret = پشیمان شدن / تأسف خوردن
1. I regret my decision.
از تصمیمم پشیمانم.
1. I regret saying that.
از اینکه آن حرف را زدم پشیمانم.
1. She regrets leaving her job.
او از ترک کردن شغلش پشیمان است.
1. He regrets not studying harder.
او از اینکه بیشتر درس نخوانده، پشیمان است.
1. I regret not listening to you.
از اینکه به حرفت گوش ندادم، پشیمانم.
1. Do you regret getting married so young?
آیا از اینکه در سن کم ازدواج کردی پشیمانی؟
1. I don’t regret anything.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
1. You’ll regret this decision.
از این تصمیم پشیمان خواهی شد.
🔹 یک ساختار خیلی مهم
regret + V-ing → پشیمان بودن از کاری که انجام دادهایم
I regret telling him the truth.
از اینکه حقیقت را به او گفتم، پشیمانم.
اما:
regret + to + verb → با تأسف اعلام کردن یک خبر
We regret to inform you that your application was unsuccessful.
با تأسف به اطلاع شما میرسانیم که درخواست شما پذیرفته نشده است.
@bookfc
🔹 Regret = پشیمان شدن / تأسف خوردن
1. I regret my decision.
از تصمیمم پشیمانم.
1. I regret saying that.
از اینکه آن حرف را زدم پشیمانم.
1. She regrets leaving her job.
او از ترک کردن شغلش پشیمان است.
1. He regrets not studying harder.
او از اینکه بیشتر درس نخوانده، پشیمان است.
1. I regret not listening to you.
از اینکه به حرفت گوش ندادم، پشیمانم.
1. Do you regret getting married so young?
آیا از اینکه در سن کم ازدواج کردی پشیمانی؟
1. I don’t regret anything.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
1. You’ll regret this decision.
از این تصمیم پشیمان خواهی شد.
🔹 یک ساختار خیلی مهم
regret + V-ing → پشیمان بودن از کاری که انجام دادهایم
I regret telling him the truth.
از اینکه حقیقت را به او گفتم، پشیمانم.
اما:
regret + to + verb → با تأسف اعلام کردن یک خبر
We regret to inform you that your application was unsuccessful.
با تأسف به اطلاع شما میرسانیم که درخواست شما پذیرفته نشده است.
@bookfc
👍4❤3
Loaf یعنی یک قرص نان / یک نان کامل 🍞
مثلاً:
• a loaf of bread = یک قرص نان
• two loaves of bread = دو قرص نان
پس اگر در فروشگاه بگویی:
I’d like a loaf of bread.
یعنی: «یک نان کامل میخواهم.
@bookfc
مثلاً:
• a loaf of bread = یک قرص نان
• two loaves of bread = دو قرص نان
پس اگر در فروشگاه بگویی:
I’d like a loaf of bread.
یعنی: «یک نان کامل میخواهم.
@bookfc
❤5
Co-educational school 🇺🇸
یا کوتاهتر:
Coed school
یعنی مدرسهای که دخترها و پسرها با هم در آن تحصیل میکنند.
🔹 My son goes to a co-ed school.
پسرم به یک مدرسه مختلط میرود.
🔹 It’s a co-educational school for boys and girls.
این مدرسه مختلط برای دختران و پسران است.
تلفظ:
Co-ed /ˌkoʊˈed
@bookfc
یا کوتاهتر:
Coed school
یعنی مدرسهای که دخترها و پسرها با هم در آن تحصیل میکنند.
🔹 My son goes to a co-ed school.
پسرم به یک مدرسه مختلط میرود.
🔹 It’s a co-educational school for boys and girls.
این مدرسه مختلط برای دختران و پسران است.
تلفظ:
Co-ed /ˌkoʊˈed
@bookfc
❤4
مدرسه شبانهروزی = Boarding school 🏫
🔹 He goes to a boarding school.
او به یک مدرسه شبانهروزی میرود.
🔹 I went to a boarding school when I was a teenager.
وقتی نوجوان بودم، به یک مدرسه شبانهروزی میرفتم.
تلفظ:
Boarding school → /ˈbɔːrdɪŋ skuːl/
@bookfc
🔹 He goes to a boarding school.
او به یک مدرسه شبانهروزی میرود.
🔹 I went to a boarding school when I was a teenager.
وقتی نوجوان بودم، به یک مدرسه شبانهروزی میرفتم.
تلفظ:
Boarding school → /ˈbɔːrdɪŋ skuːl/
@bookfc
❤5
Backbite = بدگویی کردن / پشت سر کسی حرف زدن
🔹 Base: backbite
🔹 Past: backbit
🔹 Past participle (قسمت سوم): backbitten
🔊 تلفظ: بَکبیتِن
مثال:
He has backbitten his coworker.
او پشت سر همکارش بدگویی کرده است
@bookfc
🔹 Base: backbite
🔹 Past: backbit
🔹 Past participle (قسمت سوم): backbitten
🔊 تلفظ: بَکبیتِن
مثال:
He has backbitten his coworker.
او پشت سر همکارش بدگویی کرده است
@bookfc
❤5
🙏 Pray = دعا کردن
• Present: pray
• Past: prayed 🔊
• Past participle: prayed 🔊 پِرِید
🔹 I prayed for my family.
من برای خانوادهام دعا کردم.
🔹 She has prayed for him.
او برای او دعا کرده است
@bookfc
• Present: pray
• Past: prayed 🔊
• Past participle: prayed 🔊 پِرِید
🔹 I prayed for my family.
من برای خانوادهام دعا کردم.
🔹 She has prayed for him.
او برای او دعا کرده است
@bookfc
❤5
لباسهایم را برای خیریه جمع کردم» باشد:
I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباسهایم را برای خیریه جمع کردم.
اگر منظورتان «لباسهایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعیتر:
I collected my clothes to donate to charity.
لباسهایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباسهایم را برای خیریه جمع کردم.
اگر منظورتان «لباسهایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعیتر:
I collected my clothes to donate to charity.
لباسهایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎓💬 نظر زبانآموزان درباره مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک BFC
👨🏫 استاد حلاجزاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623
📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇
🔗 https://t.me/BOOKFC
☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.
🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان بهصورت رایگان
👨🏫 استاد حلاجزاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623
📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇
🔗 https://t.me/BOOKFC
☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.
🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان بهصورت رایگان
❤7
☑ There are a lot of divorces these days.
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
❤3
of و made from خیلی ساده است:
🔹 Made of = ساختهشده از
وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.
• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز میتوانیم چوب را بهعنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.
🔹 Made from = ساختهشده از
وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.
• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته میشود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته میشود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته میشود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.
🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:
Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.
Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.
@bookfc
🔹 Made of = ساختهشده از
وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.
• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز میتوانیم چوب را بهعنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.
🔹 Made from = ساختهشده از
وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.
• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته میشود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته میشود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته میشود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.
🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:
Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.
Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.
@bookfc
❤3
1️⃣ 🧊 Break the ice
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
❤3
⏳ In the long run
📌 در بلندمدت / در درازمدت
🔊 /ɪn ðə lɔːŋ rʌn/
🗣️ Exercise will help you in the long run.
👉 ورزش در بلندمدت به تو کمک خواهد کرد.
5️⃣ 🏃 Go the extra mile
📌 بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / فراتر از وظیفه عمل کردن
🔊 /ɡoʊ ði ˈekstrə maɪl/
🗣️ She always goes the extra mile to help her students.
👉 او همیشه برای کمک به دانشآموزانش بیشتر از حد انتظار تلاش میکند.
6️⃣ 🔨 Hit the nail on the head
📌 دقیقاً به نکته اصلی زدن / کاملاً درست گفتن
🔊 /hɪt ðə neɪl ɑːn ðə hed/
🗣️ You hit the nail on the head.
👉 دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
@bookfc
📌 در بلندمدت / در درازمدت
🔊 /ɪn ðə lɔːŋ rʌn/
🗣️ Exercise will help you in the long run.
👉 ورزش در بلندمدت به تو کمک خواهد کرد.
5️⃣ 🏃 Go the extra mile
📌 بیشتر از حد انتظار تلاش کردن / فراتر از وظیفه عمل کردن
🔊 /ɡoʊ ði ˈekstrə maɪl/
🗣️ She always goes the extra mile to help her students.
👉 او همیشه برای کمک به دانشآموزانش بیشتر از حد انتظار تلاش میکند.
6️⃣ 🔨 Hit the nail on the head
📌 دقیقاً به نکته اصلی زدن / کاملاً درست گفتن
🔊 /hɪt ðə neɪl ɑːn ðə hed/
🗣️ You hit the nail on the head.
👉 دقیقاً به نکته اصلی اشاره کردی.
@bookfc
❤4
🌀 Get out of hand
📌 از کنترل خارج شدن
🔊 /ɡet aʊt əv hænd/
🗣️ The situation is getting out of hand.
👉 اوضاع دارد از کنترل خارج میشود.
8️⃣ ⚔️ A double-edged sword
📌 چیزی که همزمان مزایا و معایب دارد
🔊 /ə ˌdʌbəl edʒd sɔːrd/
🗣️ Social media can be a double-edged sword.
👉 شبکههای اجتماعی میتوانند هم مزایا داشته باشند و هم معایب.
9️⃣ 📖 Be on the same page
📌 همنظر بودن / درک مشترکی از موضوع داشتن
🔊 /bi ɑːn ðə seɪm peɪdʒ/
🗣️ Let’s make sure we’re on the same page.
👉 بیایید مطمئن شویم که همه همنظر و همفکر هستیم.
🔟 🧊 The tip of the iceberg
📌 فقط بخش کوچکی از یک مشکل یا موضوع بزرگتر
🔊 /ðə tɪp əv ði ˈaɪsbɜːrɡ/
🗣️ These problems are just the tip of the iceberg.
👉 این مشکلات فقط بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر هستند.
@bookfc
📌 از کنترل خارج شدن
🔊 /ɡet aʊt əv hænd/
🗣️ The situation is getting out of hand.
👉 اوضاع دارد از کنترل خارج میشود.
8️⃣ ⚔️ A double-edged sword
📌 چیزی که همزمان مزایا و معایب دارد
🔊 /ə ˌdʌbəl edʒd sɔːrd/
🗣️ Social media can be a double-edged sword.
👉 شبکههای اجتماعی میتوانند هم مزایا داشته باشند و هم معایب.
9️⃣ 📖 Be on the same page
📌 همنظر بودن / درک مشترکی از موضوع داشتن
🔊 /bi ɑːn ðə seɪm peɪdʒ/
🗣️ Let’s make sure we’re on the same page.
👉 بیایید مطمئن شویم که همه همنظر و همفکر هستیم.
🔟 🧊 The tip of the iceberg
📌 فقط بخش کوچکی از یک مشکل یا موضوع بزرگتر
🔊 /ðə tɪp əv ði ˈaɪsbɜːrɡ/
🗣️ These problems are just the tip of the iceberg.
👉 این مشکلات فقط بخش کوچکی از یک مشکل بزرگتر هستند.
@bookfc
❤5
I’m at the gym.
من در باشگاه هستم.
I work out at the gym.
من در باشگاه ورزش میکنم.
🔹 at the gym طبیعیترین حالت برای «در باشگاه بودن» است.
@bookfc
من در باشگاه هستم.
I work out at the gym.
من در باشگاه ورزش میکنم.
🔹 at the gym طبیعیترین حالت برای «در باشگاه بودن» است.
@bookfc
👍2
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss =
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss =
my previous job ✅ = شغل قبلی من
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss رئیس ساب
@bookfc
• my former job ✅ = شغل سابق من
• my old job ✅ = شغل قبلی/قدیمی من، محاورهایتر
مثال:
I left my previous job last year.
سال گذشته شغل قبلیام را ترک کردم.
📌 ex- بیشتر برای افراد یا بعضی روابط به کار میرود:
my ex-wife = همسر سابقم
my ex-boss رئیس ساب
@bookfc
پدربزرگ خدا بیامرز من» است:
• My late grandfather = پدربزرگ مرحومم / پدربزرگ خدا بیامرزم
• My grandfather who passed away = پدربزرگم که فوت کرده است
مثال:
My late grandfather was a very kind man.
پدربزرگ مرحومم مرد بسیار مهربانی بود
@bookc
• My late grandfather = پدربزرگ مرحومم / پدربزرگ خدا بیامرزم
• My grandfather who passed away = پدربزرگم که فوت کرده است
مثال:
My late grandfather was a very kind man.
پدربزرگ مرحومم مرد بسیار مهربانی بود
@bookc
🔵 These days = این روزها
وقتی درباره خودت یا یک وضعیت فعلی حرف میزنی.
👉 These days, I’m very busy.
این روزها خیلی سرم شلوغه.
👉 I don’t go to the gym these days.
این روزها باشگاه نمیرم.
⸻
🟢 Nowadays = امروزه
وقتی درباره مردم و جامعه بهطور کلی صحبت میکنی.
👉 Nowadays, people use smartphones a lot.
امروزه مردم خیلی از گوشی هوشمند استفاده میکنند.
👉 Nowadays, children spend a lot of time online.
امروزه بچهها زمان زیادی را آنلاین میگذرانند.
🧠 فقط این را یادت باشه:
These days → من / زندگی من / وضعیت فعلی
Nowadays → مردم / جامعه / زمانه
البته در بعضی جملهها هر دو میتوانند استفاده شوند، ولی این تفاوت بهت کمک میکند انتخاب درستتری داشته باشی
@bookfc
وقتی درباره خودت یا یک وضعیت فعلی حرف میزنی.
👉 These days, I’m very busy.
این روزها خیلی سرم شلوغه.
👉 I don’t go to the gym these days.
این روزها باشگاه نمیرم.
⸻
🟢 Nowadays = امروزه
وقتی درباره مردم و جامعه بهطور کلی صحبت میکنی.
👉 Nowadays, people use smartphones a lot.
امروزه مردم خیلی از گوشی هوشمند استفاده میکنند.
👉 Nowadays, children spend a lot of time online.
امروزه بچهها زمان زیادی را آنلاین میگذرانند.
🧠 فقط این را یادت باشه:
These days → من / زندگی من / وضعیت فعلی
Nowadays → مردم / جامعه / زمانه
البته در بعضی جملهها هر دو میتوانند استفاده شوند، ولی این تفاوت بهت کمک میکند انتخاب درستتری داشته باشی
@bookfc