Challenges /ˈtʃælɪndʒɪz/
یعنی: چالشها، مشکلات و موانعی که باید با آنها روبهرو شوید.
🔹 Challenge = چالش
🔹 Challenges = چالشها
مثالها:
• Life is full of challenges.
زندگی پر از چالش است.
• Marriage comes with many challenges.
ازدواج با چالشهای زیادی همراه است.
• We all face challenges in life.
همه ما در زندگی با چالشهایی روبهرو میشویم.
@bookfc
یعنی: چالشها، مشکلات و موانعی که باید با آنها روبهرو شوید.
🔹 Challenge = چالش
🔹 Challenges = چالشها
مثالها:
• Life is full of challenges.
زندگی پر از چالش است.
• Marriage comes with many challenges.
ازدواج با چالشهای زیادی همراه است.
• We all face challenges in life.
همه ما در زندگی با چالشهایی روبهرو میشویم.
@bookfc
❤5
☑ 50% of marriages
= ۵۰ درصد ازدواجها
مثلاً:
50% of marriages end in divorce.
۵۰ درصد ازدواجها به طلاق ختم میشوند.
@booktc
= ۵۰ درصد ازدواجها
مثلاً:
50% of marriages end in divorce.
۵۰ درصد ازدواجها به طلاق ختم میشوند.
@booktc
❤4
According to the latest statistics 📊
یا طبیعیتر در مکالمه:
According to the latest figures
= طبق آخرین آمار / ارقام
مثلاً:
According to the latest statistics, there are a lot of divorces.
طبق آخرین آمار، طلاقهای زیادی وجود دارد
@bookfc
یا طبیعیتر در مکالمه:
According to the latest figures
= طبق آخرین آمار / ارقام
مثلاً:
According to the latest statistics, there are a lot of divorces.
طبق آخرین آمار، طلاقهای زیادی وجود دارد
@bookfc
❤5
☑ There are a lot of divorces these days.
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
👍3❤2
لباسهای برند» به انگلیسی میشود:
• Branded clothes 👕 — لباسهای برنددار
• Branded clothing 👔 — لباسهای برنددار (طبیعیتر و کلیتر)
• Designer clothes 👗 — لباسهای طراحدار / برندهای لوکس و معروف
مثال:
I like wearing branded clothes.
من دوست دارم لباسهای برند بپوشم. 👕✨
She always buys designer clothes.
او همیشه لباسهای برندهای لوکس میخرید
@bookfc
• Branded clothes 👕 — لباسهای برنددار
• Branded clothing 👔 — لباسهای برنددار (طبیعیتر و کلیتر)
• Designer clothes 👗 — لباسهای طراحدار / برندهای لوکس و معروف
مثال:
I like wearing branded clothes.
من دوست دارم لباسهای برند بپوشم. 👕✨
She always buys designer clothes.
او همیشه لباسهای برندهای لوکس میخرید
@bookfc
❤3
regret هم بهعنوان فعل و هم اسم استفاده میشود.
🔹 Regret = پشیمان شدن / تأسف خوردن
1. I regret my decision.
از تصمیمم پشیمانم.
1. I regret saying that.
از اینکه آن حرف را زدم پشیمانم.
1. She regrets leaving her job.
او از ترک کردن شغلش پشیمان است.
1. He regrets not studying harder.
او از اینکه بیشتر درس نخوانده، پشیمان است.
1. I regret not listening to you.
از اینکه به حرفت گوش ندادم، پشیمانم.
1. Do you regret getting married so young?
آیا از اینکه در سن کم ازدواج کردی پشیمانی؟
1. I don’t regret anything.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
1. You’ll regret this decision.
از این تصمیم پشیمان خواهی شد.
🔹 یک ساختار خیلی مهم
regret + V-ing → پشیمان بودن از کاری که انجام دادهایم
I regret telling him the truth.
از اینکه حقیقت را به او گفتم، پشیمانم.
اما:
regret + to + verb → با تأسف اعلام کردن یک خبر
We regret to inform you that your application was unsuccessful.
با تأسف به اطلاع شما میرسانیم که درخواست شما پذیرفته نشده است.
@bookfc
🔹 Regret = پشیمان شدن / تأسف خوردن
1. I regret my decision.
از تصمیمم پشیمانم.
1. I regret saying that.
از اینکه آن حرف را زدم پشیمانم.
1. She regrets leaving her job.
او از ترک کردن شغلش پشیمان است.
1. He regrets not studying harder.
او از اینکه بیشتر درس نخوانده، پشیمان است.
1. I regret not listening to you.
از اینکه به حرفت گوش ندادم، پشیمانم.
1. Do you regret getting married so young?
آیا از اینکه در سن کم ازدواج کردی پشیمانی؟
1. I don’t regret anything.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
1. You’ll regret this decision.
از این تصمیم پشیمان خواهی شد.
🔹 یک ساختار خیلی مهم
regret + V-ing → پشیمان بودن از کاری که انجام دادهایم
I regret telling him the truth.
از اینکه حقیقت را به او گفتم، پشیمانم.
اما:
regret + to + verb → با تأسف اعلام کردن یک خبر
We regret to inform you that your application was unsuccessful.
با تأسف به اطلاع شما میرسانیم که درخواست شما پذیرفته نشده است.
@bookfc
👍4❤3
Loaf یعنی یک قرص نان / یک نان کامل 🍞
مثلاً:
• a loaf of bread = یک قرص نان
• two loaves of bread = دو قرص نان
پس اگر در فروشگاه بگویی:
I’d like a loaf of bread.
یعنی: «یک نان کامل میخواهم.
@bookfc
مثلاً:
• a loaf of bread = یک قرص نان
• two loaves of bread = دو قرص نان
پس اگر در فروشگاه بگویی:
I’d like a loaf of bread.
یعنی: «یک نان کامل میخواهم.
@bookfc
❤5
Co-educational school 🇺🇸
یا کوتاهتر:
Coed school
یعنی مدرسهای که دخترها و پسرها با هم در آن تحصیل میکنند.
🔹 My son goes to a co-ed school.
پسرم به یک مدرسه مختلط میرود.
🔹 It’s a co-educational school for boys and girls.
این مدرسه مختلط برای دختران و پسران است.
تلفظ:
Co-ed /ˌkoʊˈed
@bookfc
یا کوتاهتر:
Coed school
یعنی مدرسهای که دخترها و پسرها با هم در آن تحصیل میکنند.
🔹 My son goes to a co-ed school.
پسرم به یک مدرسه مختلط میرود.
🔹 It’s a co-educational school for boys and girls.
این مدرسه مختلط برای دختران و پسران است.
تلفظ:
Co-ed /ˌkoʊˈed
@bookfc
❤4
مدرسه شبانهروزی = Boarding school 🏫
🔹 He goes to a boarding school.
او به یک مدرسه شبانهروزی میرود.
🔹 I went to a boarding school when I was a teenager.
وقتی نوجوان بودم، به یک مدرسه شبانهروزی میرفتم.
تلفظ:
Boarding school → /ˈbɔːrdɪŋ skuːl/
@bookfc
🔹 He goes to a boarding school.
او به یک مدرسه شبانهروزی میرود.
🔹 I went to a boarding school when I was a teenager.
وقتی نوجوان بودم، به یک مدرسه شبانهروزی میرفتم.
تلفظ:
Boarding school → /ˈbɔːrdɪŋ skuːl/
@bookfc
❤5
Backbite = بدگویی کردن / پشت سر کسی حرف زدن
🔹 Base: backbite
🔹 Past: backbit
🔹 Past participle (قسمت سوم): backbitten
🔊 تلفظ: بَکبیتِن
مثال:
He has backbitten his coworker.
او پشت سر همکارش بدگویی کرده است
@bookfc
🔹 Base: backbite
🔹 Past: backbit
🔹 Past participle (قسمت سوم): backbitten
🔊 تلفظ: بَکبیتِن
مثال:
He has backbitten his coworker.
او پشت سر همکارش بدگویی کرده است
@bookfc
❤5
🙏 Pray = دعا کردن
• Present: pray
• Past: prayed 🔊
• Past participle: prayed 🔊 پِرِید
🔹 I prayed for my family.
من برای خانوادهام دعا کردم.
🔹 She has prayed for him.
او برای او دعا کرده است
@bookfc
• Present: pray
• Past: prayed 🔊
• Past participle: prayed 🔊 پِرِید
🔹 I prayed for my family.
من برای خانوادهام دعا کردم.
🔹 She has prayed for him.
او برای او دعا کرده است
@bookfc
❤5
لباسهایم را برای خیریه جمع کردم» باشد:
I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباسهایم را برای خیریه جمع کردم.
اگر منظورتان «لباسهایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعیتر:
I collected my clothes to donate to charity.
لباسهایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباسهایم را برای خیریه جمع کردم.
اگر منظورتان «لباسهایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعیتر:
I collected my clothes to donate to charity.
لباسهایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎓💬 نظر زبانآموزان درباره مرکز تخصصی مکالمه زبان نوین تاک BFC
👨🏫 استاد حلاجزاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623
📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇
🔗 https://t.me/BOOKFC
☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.
🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان بهصورت رایگان
👨🏫 استاد حلاجزاده
📱 09198204300 | واتساپ
☎️ 021-22641623
📚🇬🇧 آموزش رایگان مکالمه زبان
تمام مطالب درسی و مکالمات روزمره داخل کانال 👇👇
🔗 https://t.me/BOOKFC
☑ بعد از ورود حتماً Join / پیوستن را بزنید.
🗣️ BFC Novin Talk | آموزش مکالمه زبان بهصورت رایگان
❤7
☑ There are a lot of divorces these days.
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
این روزها طلاقهای زیادی اتفاق میافتد.
نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» بهصورت قابلشمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces میشود
@bookfc
❤3
of و made from خیلی ساده است:
🔹 Made of = ساختهشده از
وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.
• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز میتوانیم چوب را بهعنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.
🔹 Made from = ساختهشده از
وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.
• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته میشود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته میشود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته میشود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.
🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:
Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.
Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.
@bookfc
🔹 Made of = ساختهشده از
وقتی جنس یا مادهٔ اصلی هنوز قابل تشخیص باشد.
• 🪑 The table is made of wood.
میز از چوب ساخته شده است.
→ هنوز میتوانیم چوب را بهعنوان جنس میز تشخیص دهیم.
• 👕 This shirt is made of cotton.
این پیراهن از پنبه ساخته شده است.
• 🏠 The house is made of brick.
خانه از آجر ساخته شده است.
🔹 Made from = ساختهشده از
وقتی مادهٔ اولیه در فرایند تولید تغییر کرده و دیگر به شکل اولیه قابل تشخیص نیست.
• 🍷 Wine is made from grapes.
شراب از انگور ساخته میشود.
→ انگور دیگر به شکل اولیه وجود ندارد.
• 🧀 Cheese is made from milk.
پنیر از شیر ساخته میشود.
• 📄 Paper is made from wood.
کاغذ از چوب ساخته میشود.
→ چوب طی فرایند تولید به کاغذ تبدیل شده است.
🧠 قانون ساده برای حفظ کردن:
Made of → ماده هنوز قابل تشخیص است.
Made from → ماده تغییر کرده و دیگر قابل تشخیص نیست.
مثلاً:
The chair is made of wood. 🪑
چوب → هنوز جنس صندلی است.
Paper is made from wood. 📄
چوب → تبدیل به کاغذ شده است.
@bookfc
❤3
1️⃣ 🧊 Break the ice
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
📌 سر صحبت را باز کردن / فضای خشک و رسمی را از بین بردن
🔊 /breɪk ði aɪs/
🗣️ I told a joke to break the ice.
👉 برای اینکه سر صحبت را باز کنم، یک شوخی کردم.
2️⃣ 🍰 A piece of cake
📌 خیلی آسان / مثل آب خوردن
🔊 /ə piːs əv keɪk/
🗣️ The test was a piece of cake.
👉 امتحان خیلی آسان بود.
3️⃣ 🌙 Once in a blue moon
📌 به ندرت / خیلی کم
🔊 /wʌns ɪn ə bluː muːn/
🗣️ I eat fast food once in a blue moon.
👉 من خیلی به ندرت فستفود میخورم.
@bookfc
برگرفته از کتاب 250 اصطلاحات روزمره نویسنده علی حلاج زاده
❤3