مکالمه زبان انگلیسی بدون کتاب BFC
3.12K subscribers
162 photos
277 videos
4 files
598 links
دارای نمایندگی در شمال /غرب/شرق تهران
برگزار کننده دوره مکالمه زبان بدون کتاب به
صورت حضوری ومجازی
تلفن تماس
02122641523
02188851250
ارتباط با استاد حلاج زاده 👇👇👇👇👇👇👇

@Alihallajzadeh

اینستاگرام👇👇👇👇👇👇

book_free_conversation
https://www.instagram.co
Download Telegram
Get dressed برای هم زن و هم مرد استفاده می‌شود. 👩🏻👨🏻

Get dressed = لباس پوشیدن / لباس پوشیده شدن

مثال:

• 👩 She gets dressed for work.
او برای رفتن به سر کار لباس می‌پوشد.
• 👨 He gets dressed quickly.
او سریع لباس می‌پوشد.

🔹 این عبارت gender-specific نیست و برای هر دو استفاده می‌شود

@bookfc
❤4
What are his chances of winning?
شانس او برای برنده شدن چقدر است؟

می‌توانید این‌طور جواب بدهید:

• His chances are very good. → شانسش خیلی خوبه.
• His chances are pretty high. → شانسش نسبتاً بالاست.
• His chances are low. → شانسش کمه.
• He has a good chance of winning. → شانس خوبی برای برنده شدن داره.
• I think he has a 50% chance of winning. → فکر می‌کنم ۵۰٪ شانس برنده شدن داره.


@bookfc
❤4
Criminals /ˈkrɪmɪnəlz/ = مجرمان، افراد مجرم

🔹 Criminal = مجرم
🔹 Criminals = مجرمان

مثال‌ها:

• There are a lot of criminals in this area.
در این منطقه مجرمان زیادی هستند.
• The police arrested several criminals.
پلیس چند مجرم را دستگیر کرد.
• Criminals can be a threat to society.
مجرمان می‌توانند برای جامعه تهدید باشند.

@bookfc
❤2
☑ Food industry = صنعت غذایی
☑ Food industries = صنایع غذایی

مثال:
He works in the food industry.
او در صنایع غذایی کار می‌کند

@bookfc
❤3
☑ Children of divorce
= فرزندان طلاق

When a couple gets divorced, their children may face many challenges.
وقتی یک زوج طلاق می‌گیرند، فرزندانشان ممکن است با چالش‌های زیادی روبه‌رو شوند.

نکته:
When a couple gets married = وقتی یک زوج ازدواج می‌کنند 💍
When a couple gets divorced = وقتی یک زوج طلاق می‌گیرند

@bookfc
❤4
Challenges /ˈtʃælɪndʒɪz/
یعنی: چالش‌ها، مشکلات و موانعی که باید با آن‌ها روبه‌رو شوید.

🔹 Challenge = چالش
🔹 Challenges = چالش‌ها

مثال‌ها:

• Life is full of challenges.
زندگی پر از چالش است.
• Marriage comes with many challenges.
ازدواج با چالش‌های زیادی همراه است.
• We all face challenges in life.
همه ما در زندگی با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شویم.

@bookfc
❤5
☑ 50% of marriages
= ۵۰ درصد ازدواج‌ها

مثلاً:

50% of marriages end in divorce.
۵۰ درصد ازدواج‌ها به طلاق ختم می‌شوند.
@booktc
❤4
According to the latest statistics 📊

یا طبیعی‌تر در مکالمه:

According to the latest figures
= طبق آخرین آمار / ارقام

مثلاً:
According to the latest statistics, there are a lot of divorces.
طبق آخرین آمار، طلاق‌های زیادی وجود دارد

@bookfc
❤5
☑ There are a lot of divorces these days.
این روزها طلاق‌های زیادی اتفاق می‌افتد.

نکته: divorce وقتی به معنی «طلاق» به‌صورت قابل‌شمارش باشد، برای تعداد زیاد معمولاً divorces می‌شود

@bookfc
👍3❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
استاد علی حلاج زاده


New grammet
❤5👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Would rather


استاد علی حلاج زاده
❤6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Depressed
Depressing

Tired
Tiring


استاد علی حلاج زاده
❤4
لباس‌های برند» به انگلیسی می‌شود:

• Branded clothes 👕 — لباس‌های برنددار
• Branded clothing 👔 — لباس‌های برنددار (طبیعی‌تر و کلی‌تر)
• Designer clothes 👗 — لباس‌های طراح‌دار / برندهای لوکس و معروف

مثال:
I like wearing branded clothes.
من دوست دارم لباس‌های برند بپوشم. 👕✨

She always buys designer clothes.
او همیشه لباس‌های برندهای لوکس می‌خرید

@bookfc
❤3
regret هم به‌عنوان فعل و هم اسم استفاده می‌شود.

🔹 Regret = پشیمان شدن / تأسف خوردن

1. I regret my decision.
از تصمیمم پشیمانم.
1. I regret saying that.
از اینکه آن حرف را زدم پشیمانم.
1. She regrets leaving her job.
او از ترک کردن شغلش پشیمان است.
1. He regrets not studying harder.
او از اینکه بیشتر درس نخوانده، پشیمان است.
1. I regret not listening to you.
از اینکه به حرفت گوش ندادم، پشیمانم.
1. Do you regret getting married so young?
آیا از اینکه در سن کم ازدواج کردی پشیمانی؟
1. I don’t regret anything.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
1. You’ll regret this decision.
از این تصمیم پشیمان خواهی شد.

🔹 یک ساختار خیلی مهم

regret + V-ing → پشیمان بودن از کاری که انجام داده‌ایم

I regret telling him the truth.
از اینکه حقیقت را به او گفتم، پشیمانم.

اما:

regret + to + verb → با تأسف اعلام کردن یک خبر

We regret to inform you that your application was unsuccessful.
با تأسف به اطلاع شما می‌رسانیم که درخواست شما پذیرفته نشده است.

@bookfc
👍4❤3
Loaf یعنی یک قرص نان / یک نان کامل 🍞

مثلاً:

• a loaf of bread = یک قرص نان
• two loaves of bread = دو قرص نان

پس اگر در فروشگاه بگویی:
I’d like a loaf of bread.
یعنی: «یک نان کامل می‌خواهم.

@bookfc
❤5
Co-educational school 🇺🇸

یا کوتاه‌تر:

Coed school

یعنی مدرسه‌ای که دخترها و پسرها با هم در آن تحصیل می‌کنند.

🔹 My son goes to a co-ed school.
پسرم به یک مدرسه مختلط می‌رود.

🔹 It’s a co-educational school for boys and girls.
این مدرسه مختلط برای دختران و پسران است.

تلفظ:
Co-ed /ˌkoʊˈed

@bookfc
❤4
مدرسه شبانه‌روزی = Boarding school 🏫

🔹 He goes to a boarding school.
او به یک مدرسه شبانه‌روزی می‌رود.

🔹 I went to a boarding school when I was a teenager.
وقتی نوجوان بودم، به یک مدرسه شبانه‌روزی می‌رفتم.

تلفظ:
Boarding school → /ˈbɔːrdɪŋ skuːl/
@bookfc
❤5
Backbite = بدگویی کردن / پشت سر کسی حرف زدن

🔹 Base: backbite
🔹 Past: backbit
🔹 Past participle (قسمت سوم): backbitten
🔊 تلفظ: بَک‌بیتِن

مثال:
He has backbitten his coworker.
او پشت سر همکارش بدگویی کرده است

@bookfc
❤5
🙏 Pray = دعا کردن

• Present: pray
• Past: prayed 🔊
• Past participle: prayed 🔊 پِرِید

🔹 I prayed for my family.
من برای خانواده‌ام دعا کردم.

🔹 She has prayed for him.
او برای او دعا کرده است

@bookfc
❤5
لباس‌هایم را برای خیریه جمع کردم» باشد:

I collected my clothes for charity. 👕❤️
من لباس‌هایم را برای خیریه جمع کردم.

اگر منظورتان «لباس‌هایم را جمع کردم و به خیریه دادم» باشد، طبیعی‌تر:

I collected my clothes to donate to charity.
لباس‌هایم را جمع کردم تا به خیریه اهدا کن
@bookfc
❤6