Reject ❌
یعنی: رد کردن / نپذیرفتن
• They rejected my application.
آنها درخواست من را رد کردند.
• He rejected the offer.
او پیشنهاد را رد کرد.
🔊 تلفظ: رِجِکت /rɪˈdʒekt/
🔹 Favor و Reject متضاد مستقیم نیستند؛
favor = موافق بودن / ترجیح دادن
reject = رد کردن / نپذیرفتن.
@bookfc
یعنی: رد کردن / نپذیرفتن
• They rejected my application.
آنها درخواست من را رد کردند.
• He rejected the offer.
او پیشنهاد را رد کرد.
🔊 تلفظ: رِجِکت /rɪˈdʒekt/
🔹 Favor و Reject متضاد مستقیم نیستند؛
favor = موافق بودن / ترجیح دادن
reject = رد کردن / نپذیرفتن.
@bookfc
❤4
Terrific 😍
یعنی: عالی، فوقالعاده، محشر
در انگلیسی محاورهای، معمولاً معنای خیلی مثبت دارد.
Examples 👇
• You did a terrific job! 👏
کارت فوقالعاده بود!
• The movie was terrific. 🎬
فیلم محشر بود.
• You look terrific! 😎
خیلی عالی به نظر میای!
• We had a terrific time. 🎉
خیلی بهمون خوش گذشت.
🔊 تلفظ: /təˈrɪfɪk/
@bookfc
یعنی: عالی، فوقالعاده، محشر
در انگلیسی محاورهای، معمولاً معنای خیلی مثبت دارد.
Examples 👇
• You did a terrific job! 👏
کارت فوقالعاده بود!
• The movie was terrific. 🎬
فیلم محشر بود.
• You look terrific! 😎
خیلی عالی به نظر میای!
• We had a terrific time. 🎉
خیلی بهمون خوش گذشت.
🔊 تلفظ: /təˈrɪfɪk/
@bookfc
❤5
بله، solo یعنی بهتنهایی / تکنفره، و بیشتر برای سفر، فعالیت، اجرا، یا انجام کاری بدون همراه استفاده میشود.
Examples 🎯
1. I traveled solo. ✈️
من بهتنهایی سفر کردم.
1. I went to the restaurant solo. 🍽️
من بهتنهایی به رستوران رفتم.
1. She prefers to travel solo. 🌍
او ترجیح میدهد بهتنهایی سفر کند.
1. He went solo to the concert. 🎵
او بهتنهایی به کنسرت رفت.
1. I’m going solo this weekend. 😎 in
این آخر هفته میخواهم تنها بروم / خودم بهتنهایی بروم.
🔹 Solo معمولاً صمیمیتر و طبیعیتر از alone است.
alone = تنها
، بدون شخص دیگر
solo = بهصورت تکنفره / بدون همراه، مخصوصاً برای یک فعالیت.
@bookfc
Examples 🎯
1. I traveled solo. ✈️
من بهتنهایی سفر کردم.
1. I went to the restaurant solo. 🍽️
من بهتنهایی به رستوران رفتم.
1. She prefers to travel solo. 🌍
او ترجیح میدهد بهتنهایی سفر کند.
1. He went solo to the concert. 🎵
او بهتنهایی به کنسرت رفت.
1. I’m going solo this weekend. 😎 in
این آخر هفته میخواهم تنها بروم / خودم بهتنهایی بروم.
🔹 Solo معمولاً صمیمیتر و طبیعیتر از alone است.
alone = تنها
، بدون شخص دیگر
solo = بهصورت تکنفره / بدون همراه، مخصوصاً برای یک فعالیت.
@bookfc
❤5
💰 Salary
Salary = حقوق ثابت، معمولاً مبلغی که ماهانه یا سالانه برای شغل دریافت میکنی.
What’s your salary?
حقوق ماهانهات چقدره؟
She has a good salary.
او حقوق خوبی دارد.
💵 Pay
Pay = دستمزدی که در ازای کار دریافت میکنی؛ مفهومش کلیتر از salary است و میتواند ساعتی، روزانه، هفتگی یا ماهانه باشد.
The pay is good.
حقوق/دستمزد خوبه.
The pay is not very good.
حقوق/دستمزد خیلی خوب نیست
@bookfc
Salary = حقوق ثابت، معمولاً مبلغی که ماهانه یا سالانه برای شغل دریافت میکنی.
What’s your salary?
حقوق ماهانهات چقدره؟
She has a good salary.
او حقوق خوبی دارد.
💵 Pay
Pay = دستمزدی که در ازای کار دریافت میکنی؛ مفهومش کلیتر از salary است و میتواند ساعتی، روزانه، هفتگی یا ماهانه باشد.
The pay is good.
حقوق/دستمزد خوبه.
The pay is not very good.
حقوق/دستمزد خیلی خوب نیست
@bookfc
Convenience store 🏪
= فروشگاه محلی / فروشگاه کوچک
Convenience
= راحتی، سهولت
Pronunciation: /kənˈviːniəns/
Examples:
1. There’s a convenience store near my house. 🏪
2. I bought some snacks at the convenience store. 🍫
3. For your convenience, we are open 24 hours. 🕐
@bookfc
= فروشگاه محلی / فروشگاه کوچک
Convenience
= راحتی، سهولت
Pronunciation: /kənˈviːniəns/
Examples:
1. There’s a convenience store near my house. 🏪
2. I bought some snacks at the convenience store. 🍫
3. For your convenience, we are open 24 hours. 🕐
@bookfc
🏪 Chain store
= فروشگاه زنجیرهای
Example:
Walmart is a chain store.
= والمارت یک فروشگاه زنجیرهای است.
همچنین retail chain هم استفاده میشود و کمی رسمیتر است:
a retail chain = یک مجموعه/زنجیره فروشگاههای خردهفروشی
🔹 Convenience store = فروشگاه کوچک محلی
🔹 Chain store = فروشگاه زنجیرهای
🔹 Supermarket = سوپرمارکت / فروشگاه بزرگ
@bookfc
= فروشگاه زنجیرهای
Example:
Walmart is a chain store.
= والمارت یک فروشگاه زنجیرهای است.
همچنین retail chain هم استفاده میشود و کمی رسمیتر است:
a retail chain = یک مجموعه/زنجیره فروشگاههای خردهفروشی
🔹 Convenience store = فروشگاه کوچک محلی
🔹 Chain store = فروشگاه زنجیرهای
🔹 Supermarket = سوپرمارکت / فروشگاه بزرگ
@bookfc
برای ترک کردن، دست کشیدن یا استعفا دادن به کار میرود. 🚪
🔹 Quit
quit = ترک کردن / دست کشیدن از کاری
• I quit my job. 💼
از کارم استعفا دادم.
• He quit smoking. 🚭
او سیگار را ترک کرد.
• She quit the course. 📚
او دوره را رها کرد.
• Don’t quit! Keep going! 💪
تسلیم نشو! ادامه بده!
• I’m going to quit this job. 💼
میخواهم این کار را ترک کنم.
🔹 Leave
leave = ترک کردن یک مکان، شخص یا موقعیت
• I left the office at 5. 🏢
ساعت ۵ از اداره بیرون آمدم.
• Please leave the room. 🚪
لطفاً اتاق را ترک کن.
• She left her husband.
او همسرش را ترک کرد.
⭐ تفاوت اصلی
Quit a job → استعفا دادن / کار را ترک کردن
Leave a place → از یک مکان خارج شدن
مثلاً:
❌ I quit the office at 5.
اگر منظورت «ساعت ۵ از اداره خارج شدم» باشد، طبیعی نیست.
☑ I left the office at 5. 🕔
اما:
☑ I quit my job.
= از شغلم استعفا دادم.
@bookfc
🔹 Quit
quit = ترک کردن / دست کشیدن از کاری
• I quit my job. 💼
از کارم استعفا دادم.
• He quit smoking. 🚭
او سیگار را ترک کرد.
• She quit the course. 📚
او دوره را رها کرد.
• Don’t quit! Keep going! 💪
تسلیم نشو! ادامه بده!
• I’m going to quit this job. 💼
میخواهم این کار را ترک کنم.
🔹 Leave
leave = ترک کردن یک مکان، شخص یا موقعیت
• I left the office at 5. 🏢
ساعت ۵ از اداره بیرون آمدم.
• Please leave the room. 🚪
لطفاً اتاق را ترک کن.
• She left her husband.
او همسرش را ترک کرد.
⭐ تفاوت اصلی
Quit a job → استعفا دادن / کار را ترک کردن
Leave a place → از یک مکان خارج شدن
مثلاً:
❌ I quit the office at 5.
اگر منظورت «ساعت ۵ از اداره خارج شدم» باشد، طبیعی نیست.
☑ I left the office at 5. 🕔
اما:
☑ I quit my job.
= از شغلم استعفا دادم.
@bookfc
❤5
A couple of months = دو ماه / چند ماه (معمولاً حدود دو ماه) 📅
نکته مهم: a couple of معمولاً یعنی دو تا، ولی در مکالمه گاهی به معنی «چند تا / مدت کوتاهی» هم استفاده میشود.
مثالها
• I’ll see you in a couple of months. 📅
دو ماه دیگه میبینمت.
• I worked there for a couple of months. 💼
چند ماه آنجا کار کردم.
• I need a couple of days to finish it. ⏳
برای تمام کردنش چند روز وقت لازم دارم.
• I have a couple of questions. ❓
دو تا سؤال دارم.
• I bought a couple of books. 📚
دو تا کتاب خریدم.
🔹 Couple بهتنهایی
couple = یک زوج / دو نفر یا دو چیز که با هم هستند 👩❤️👨
They are a lovely couple. ❤️
آنها زوج دوستداشتنیای هستند.
I saw a couple at the restaurant. 🍽️
یک زوج را در رستوران دیدم.
پس:
a couple of months → حدود دو ماه / چند ماه
a couple of days → حدود دو روز / چند روز
a couple of questions → دو سؤال / چند سؤ
@bookfc
نکته مهم: a couple of معمولاً یعنی دو تا، ولی در مکالمه گاهی به معنی «چند تا / مدت کوتاهی» هم استفاده میشود.
مثالها
• I’ll see you in a couple of months. 📅
دو ماه دیگه میبینمت.
• I worked there for a couple of months. 💼
چند ماه آنجا کار کردم.
• I need a couple of days to finish it. ⏳
برای تمام کردنش چند روز وقت لازم دارم.
• I have a couple of questions. ❓
دو تا سؤال دارم.
• I bought a couple of books. 📚
دو تا کتاب خریدم.
🔹 Couple بهتنهایی
couple = یک زوج / دو نفر یا دو چیز که با هم هستند 👩❤️👨
They are a lovely couple. ❤️
آنها زوج دوستداشتنیای هستند.
I saw a couple at the restaurant. 🍽️
یک زوج را در رستوران دیدم.
پس:
a couple of months → حدود دو ماه / چند ماه
a couple of days → حدود دو روز / چند روز
a couple of questions → دو سؤال / چند سؤ
@bookfc
❤6
آرایشگری به انگلیسی:
💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو
💇♀️ Hairdresser = آرایشگر مو
💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی
مثال:
• I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار میکنم.
• She is a hairdresser. 💇♀️ = او آرایشگر است.
• He works as a barber. 💈 = او بهعنوان آرایشگر مردانه کار میکن
@bookfc
💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو
💇♀️ Hairdresser = آرایشگر مو
💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی
مثال:
• I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار میکنم.
• She is a hairdresser. 💇♀️ = او آرایشگر است.
• He works as a barber. 💈 = او بهعنوان آرایشگر مردانه کار میکن
@bookfc
❤4
d of در مکالمه خیلی وقتها یعنی «یکجورایی / یهکم / تا حدی».
چند مثال طبیعی:
1. I’m kind of tired. 😴
یهجورایی خستهام.
1. It’s kind of expensive. 💰
یهکم گرونه.
1. I kind of like it. ❤️
یهجورایی ازش خوشم میاد.
1. I’m kind of nervous. 😰
یهجورایی استرس دارم.
1. She’s kind of funny. 😂
یهجورایی بامزهست.
1. It’s kind of strange. 🤔
یهجورایی عجیبه.
1. I kind of understand. 🧠
یهجورایی میفهمم.
1. He’s kind of quiet. 🤫
یهجورایی کمحرفه.
@bookfc
چند مثال طبیعی:
1. I’m kind of tired. 😴
یهجورایی خستهام.
1. It’s kind of expensive. 💰
یهکم گرونه.
1. I kind of like it. ❤️
یهجورایی ازش خوشم میاد.
1. I’m kind of nervous. 😰
یهجورایی استرس دارم.
1. She’s kind of funny. 😂
یهجورایی بامزهست.
1. It’s kind of strange. 🤔
یهجورایی عجیبه.
1. I kind of understand. 🧠
یهجورایی میفهمم.
1. He’s kind of quiet. 🤫
یهجورایی کمحرفه.
@bookfc
❤5
I’m stressed. 😰
= استرس دارم / تحت فشارم.
یعنی الان احساس استرس میکنم.
• I’m getting stressed. 😰📈
= دارم استرس میگیرم.
یعنی استرست در حال بیشتر شدن است.
• I get stressed. 😣
= استرس میگیرم.
یعنی معمولاً در یک موقعیت خاص دچار استرس میشوم.
مثلاً:
I’m stressed about my exam. 📚😰
= بابت امتحانم استرس دارم.
I’m getting stressed about my exam. 📚😰
= دارم بابت امتحانم استرس میگیرم.
@bookfc
= استرس دارم / تحت فشارم.
یعنی الان احساس استرس میکنم.
• I’m getting stressed. 😰📈
= دارم استرس میگیرم.
یعنی استرست در حال بیشتر شدن است.
• I get stressed. 😣
= استرس میگیرم.
یعنی معمولاً در یک موقعیت خاص دچار استرس میشوم.
مثلاً:
I’m stressed about my exam. 📚😰
= بابت امتحانم استرس دارم.
I’m getting stressed about my exam. 📚😰
= دارم بابت امتحانم استرس میگیرم.
@bookfc
❤5
آرایشگری به انگلیسی:
💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو
💇♀️ Hairdresser = آرایشگر مو
💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی
مثال:
• I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار میکنم.
• She is a hairdresser. 💇♀️ = او آرایشگر است.
• He works as a barber. 💈 = او بهعنوان آرایشگر مردانه کار میکن
@bookfc
💇 Hairdressing = آرایشگری / حرفهٔ آرایش مو
💇♀️ Hairdresser = آرایشگر مو
💈 Barber = آرایشگر مردانه / سلمانی
مثال:
• I work in hairdressing. 💇 = من در زمینه آرایشگری کار میکنم.
• She is a hairdresser. 💇♀️ = او آرایشگر است.
• He works as a barber. 💈 = او بهعنوان آرایشگر مردانه کار میکن
@bookfc
❤5
bit در جملهی «پشه منو زد» است:
bite → bit → bitten 🦟
• bite = گاز گرفتن / نیش زدن
• bit = گذشتهی bite
• bitten = قسمت سوم
مثال:
A mosquito bit me. 🦟
= یک پشه منو نیش زد.
A mosquito has bitten me.
= یک پشه منو نیش زده.
@bookfc
bite → bit → bitten 🦟
• bite = گاز گرفتن / نیش زدن
• bit = گذشتهی bite
• bitten = قسمت سوم
مثال:
A mosquito bit me. 🦟
= یک پشه منو نیش زد.
A mosquito has bitten me.
= یک پشه منو نیش زده.
@bookfc
❤6
I’m having a hard time being away from my daughter. 💔
دارم دوری دخترم را تحمل میکنم / دوری از دخترم برام سخت
@bookfc
دارم دوری دخترم را تحمل میکنم / دوری از دخترم برام سخت
@bookfc
❤2
☀️ The days are getting shorter.
روزها دارند کوتاهتر میشوند.
🌅 The days are getting longer.
روزها دارند بلندتر میشوند.
و با grow هم میتوان گفت، کمی ادبیتر:
The days grow shorter.
روزها کوتاهتر میشوند.
The days grow longer.
روزها بلندتر میشوند.
📌 در مکالمه روزمره، are getting shorter/longer طبیعیتر است
@bookfc
روزها دارند کوتاهتر میشوند.
🌅 The days are getting longer.
روزها دارند بلندتر میشوند.
و با grow هم میتوان گفت، کمی ادبیتر:
The days grow shorter.
روزها کوتاهتر میشوند.
The days grow longer.
روزها بلندتر میشوند.
📌 در مکالمه روزمره، are getting shorter/longer طبیعیتر است
@bookfc
❤3
purchase وقتی اسم باشد، قابلشمارش (countable) است. 🛍️
• a purchase = یک خرید
• two purchases = دو خرید
• many purchases = خریدهای زیاد
مثال:
• I made a purchase yesterday. 🛒
دیروز یک خرید انجام دادم.
• I made two purchases online. 💻🛍️
دو خرید اینترنتی انجام دادم.
📌 اما purchase بهعنوان فعل یعنی خریدن:
I purchased a new phone. 📱
یک گوشی جدید خریدم
@bookfc
• a purchase = یک خرید
• two purchases = دو خرید
• many purchases = خریدهای زیاد
مثال:
• I made a purchase yesterday. 🛒
دیروز یک خرید انجام دادم.
• I made two purchases online. 💻🛍️
دو خرید اینترنتی انجام دادم.
📌 اما purchase بهعنوان فعل یعنی خریدن:
I purchased a new phone. 📱
یک گوشی جدید خریدم
@bookfc
❤4
A little bit یعنی: کمی / یک مقدار / یه کم 😊
معمولاً در مکالمه خیلی رایج است.
• I’m a little bit tired. 😴
من یک کم خستهام.
• Can you speak a little bit slower? 🗣️
میتونی کمی آهستهتر صحبت کنی؟
• I know a little bit about it. 🤔
من یک مقدار دربارهاش میدانم.
• I’m a little bit nervous. 😬
من یک کم استرس دارم.
📌 A little bit معمولاً قبل از صفت یا قید میآید:
a little bit + adjective/adverb
مثلاً:
a little bit difficult = کمی سخت
a little bit expensive = کمی گران
a little bit slowly = کمی آهستهت
@bookfc
معمولاً در مکالمه خیلی رایج است.
• I’m a little bit tired. 😴
من یک کم خستهام.
• Can you speak a little bit slower? 🗣️
میتونی کمی آهستهتر صحبت کنی؟
• I know a little bit about it. 🤔
من یک مقدار دربارهاش میدانم.
• I’m a little bit nervous. 😬
من یک کم استرس دارم.
📌 A little bit معمولاً قبل از صفت یا قید میآید:
a little bit + adjective/adverb
مثلاً:
a little bit difficult = کمی سخت
a little bit expensive = کمی گران
a little bit slowly = کمی آهستهت
@bookfc
❤4
🎓 Semester
یعنی نیمسال تحصیلی؛ معمولاً سال تحصیلی را به دو بخش تقسیم میکند.
• The fall semester starts in September. 🍂
ترم پاییز در سپتامبر شروع میشود.
• I have three exams this semester. 📚
این ترم سه امتحان دارم.
🎓 Term
یعنی دوره یا ترم تحصیلی و معنای عمومیتری دارد. در بعضی کشورها، بهخصوص بریتانیا، term بسیار رایج است.
• The new term starts next week.
ترم جدید هفته آینده شروع میشود.
• What subjects are you taking this term? 📖
این ترم چه درسهایی برداشتهای؟
📌 نکته:
Semester معمولاً مشخصتر است و اغلب به یک دوره حدود ۴ تا ۶ ماهه اشاره میکند.
Term میتواند یک دوره کوتاهتر یا هر بخش از سال تحصیلی باشد.
مثلاً:
Fall semester = نیمسال پاییز
Spring semester = نیمسال بهار
Fall term = ترم پاییز
در مکالمه دانشگاهی آمریکا، semester خیلی رایج است.
@bookfc
یعنی نیمسال تحصیلی؛ معمولاً سال تحصیلی را به دو بخش تقسیم میکند.
• The fall semester starts in September. 🍂
ترم پاییز در سپتامبر شروع میشود.
• I have three exams this semester. 📚
این ترم سه امتحان دارم.
🎓 Term
یعنی دوره یا ترم تحصیلی و معنای عمومیتری دارد. در بعضی کشورها، بهخصوص بریتانیا، term بسیار رایج است.
• The new term starts next week.
ترم جدید هفته آینده شروع میشود.
• What subjects are you taking this term? 📖
این ترم چه درسهایی برداشتهای؟
📌 نکته:
Semester معمولاً مشخصتر است و اغلب به یک دوره حدود ۴ تا ۶ ماهه اشاره میکند.
Term میتواند یک دوره کوتاهتر یا هر بخش از سال تحصیلی باشد.
مثلاً:
Fall semester = نیمسال پاییز
Spring semester = نیمسال بهار
Fall term = ترم پاییز
در مکالمه دانشگاهی آمریکا، semester خیلی رایج است.
@bookfc
❤6🙏3
bit در جملهی «پشه منو زد» است:
bite → bit → bitten 🦟
• bite = گاز گرفتن / نیش زدن
• bit = گذشتهی bite
• bitten = قسمت سوم
مثال:
A mosquito bit me. 🦟
= یک پشه منو نیش زد.
A mosquito has bitten me.
= یک پشه منو نیش زده.
@bookfc
bite → bit → bitten 🦟
• bite = گاز گرفتن / نیش زدن
• bit = گذشتهی bite
• bitten = قسمت سوم
مثال:
A mosquito bit me. 🦟
= یک پشه منو نیش زد.
A mosquito has bitten me.
= یک پشه منو نیش زده.
@bookfc
❤5
Underestimate /ˌʌndərˈestəmeɪt/
یعنی: دستکم گرفتن، کمتر از حد واقعی برآورد کردن
مثالها:
• Don’t underestimate yourself. 💪
خودت را دستکم نگیر.
• I underestimated how difficult the exam would be.
من سختی امتحان را کمتر از چیزی که بود برآورد کردم.
• Never underestimate your opponent. 🥋
هرگز حریفت را دستکم نگیر.
🔹 Underestimate ↔️ Overestimate
دستکم گرفتن ↔️ بیشازحد برآورد کرد
@bookfc
یعنی: دستکم گرفتن، کمتر از حد واقعی برآورد کردن
مثالها:
• Don’t underestimate yourself. 💪
خودت را دستکم نگیر.
• I underestimated how difficult the exam would be.
من سختی امتحان را کمتر از چیزی که بود برآورد کردم.
• Never underestimate your opponent. 🥋
هرگز حریفت را دستکم نگیر.
🔹 Underestimate ↔️ Overestimate
دستکم گرفتن ↔️ بیشازحد برآورد کرد
@bookfc
❤4
coworkers و colleagues، هر دو به معنی همکاران هستند، اما تفاوت ظریفی دارند:
👥 Coworkers
یعنی افرادی که در همان محل کار با شما کار میکنند.
• My coworkers are very friendly.
همکارانم خیلی خوشبرخورد هستند.
👔 Colleagues
یعنی همکاران حرفهای؛ معمولاً کمی رسمیتر است و میتواند به افرادی در همان حرفه یا سازمان اشاره کند.
• I discussed the project with my colleagues.
درباره پروژه با همکارانم صحبت کردم.
🔑 تفاوت ساده:
Coworker = همکار در محل کار
Colleague = همکار حرفهای / شغلی
📌 در مکالمه روزمره آمریکایی، coworker خیلی رایج است.
📌 colleague رسمیتر و حرفهایتر به نظر میرسد
@bookfc
👥 Coworkers
یعنی افرادی که در همان محل کار با شما کار میکنند.
• My coworkers are very friendly.
همکارانم خیلی خوشبرخورد هستند.
👔 Colleagues
یعنی همکاران حرفهای؛ معمولاً کمی رسمیتر است و میتواند به افرادی در همان حرفه یا سازمان اشاره کند.
• I discussed the project with my colleagues.
درباره پروژه با همکارانم صحبت کردم.
🔑 تفاوت ساده:
Coworker = همکار در محل کار
Colleague = همکار حرفهای / شغلی
📌 در مکالمه روزمره آمریکایی، coworker خیلی رایج است.
📌 colleague رسمیتر و حرفهایتر به نظر میرسد
@bookfc
❤4