ئاژەنووس
376 subscribers
11 photos
5 videos
1 file
33 links
لاپەڕەی ئینستاگرامم:
_.azhe._
Download Telegram
▪️در میان جوامعی که هویت آنها در طول تاریخ با چالش و یا تهدید همراه بوده مانند ما کوردها، لباس از یک کالای مصرفی خارج شده، به مثابه "پرچم" و یکی از عناصر مهم هویتی به نماد ملی و سیاسی تبدیل می‌شود. حتی فراتر از این سطوح، ماهیت آن از کالای مصرفی ارتقا پیدا می‌کند و به ناموس فرهنگی و امر مقدس تبدیل می‌شود. وقتی از ناموس فرهنگی صحبت می‌کنیم، یعنی آن نماد(لباس، رقص و زبان) دیگر فقط یک ابزار ساده نیست، بلکه دوز حیثیتی آن بشدت بالا می رود و به بخشی از ناموس و یا شرف جمعی تبدیل می‌گردد که هرگونه تعرض به حیثیت آن، معادل تعرض به حیثیت یک ملت است. در انسان شناسی مدرن در چنین حالتی به لباس جایگاه بدن‌ دوم‌ می‌دهند. در ماجرای لقمان عزیزی خواننده که این روزها ترانه‌ او "شەلەلە" بشدت وایرال شده است، مشکل با شخص او و یا سبک رقص و حرکات او نیست، مشکل برتن کردن لباس کوردی در وضعیتی است که می‌گویند باعث هتک حرمت آن نماد، یعنی لباس کوردی شده است. حال سوال این است چرا فریاد پایمال شدن ناموس فرهنگی در مواجه با تصویر کولبر کورد با لباس کوردی در شرایط و وضعیت غیر انسانی و آخرالزمانی کولبری از کسی بلند نمی‌شود؟ شاید جواب کوتاه و دم‌دستی این باشد: تراژدی و رنج محترم است و وقار دارد اما لودگی نه. در ناخودآگاه جمعی، رنج و قناعت همیشه با نوعی قداست و احترام همراه است‌. جامعه؛ انسان کولبر با لباس کوردی را نماد " رنج کشیدن و شرافت و مقاومت در مواجه با ستم و فقر" می‌بیند. تصویر کولبر متاسفانه در سال‌های اخیر به بخشی از روایت مقاومت تبدیل شده است، لباس کوردی بر تن کولبر، به آن فیگور آخرالزمانی هویت می‌دهد. البته به این نکته تمایزی مهم باید توجه کرد که کولبر کورد ورای تمام این بازنمایی‌ها که در خارج از خواسته و اراده او است، مانند لقمان در تصویرسازی حق انتخاب نداشته است. کولبر از روی ناچاری و برای یک لقمه نان به چنین وضعیتی رسیده است. او هیچ علاقه‌ای ندارد که سوژه عکاسان و فیلم سازان شود. او مقصر انواع بازنمایی‌های مظلومیت، مقاومت، شرافت و یا حماسی‌سازی‌ها نیست. اما لقمان عزیزی انتخاب کرده است که با آن لباس آن حرکات را انجام دهد تا وایرال شود و پول در بیاورد. هر دو تصویر خشم ایجاد می‌کند، هم‌ کولبر و هم لقمان، اما دو خشم متفاوت، خشم در کولبری، نه علیه لباس کوردی بر تن کولبر، بلکه خشم علیه وضعیت که انسان کورد را به جایگاه کولبر کشانده است. اما باز هم‌ چنین تبیین و توضیحی جواب قانع کننده به پرسش اصلی ما نیست، کولبر با لباس کوردی در وضعیت آخرالزمانی مدام تصاویر غیرانسانی "رنج و درد" را بازنمایی می‌کند، اما چرا جامعه واکنش تند به استفاده لباس کوردی در چنین بازنمایی ندارد؟!

ادامه 👇

🩹Azhenus | ئاژە
23👍5👏3
▪️امیل دورکیم در کتاب "صور بنیانی و حیات دینی" جامعه را بر پایه تفکیک میان دو قلمرو متضاد تحلیل می‌کند: قلمرو مقدس و قلمرو عرفی و نامقدس. البته از نظر دورکیم مقدس لزوماً به معنای خدا و یا مذهب نیست، بلکه هر آن‌چیزی که جامعه آن را از امور روزمره جدا کرده و دور آن حصار کشیده و آن را در جایگاه مقدس و ویژه قرار می‌دهد. مانند جایگاه نمادین لباس کوردی در ذهنیت جمعی که موضوع اصلی در این یادداشت است. جمع نمادهای مانند لباس کوردی را مظهر هویت و بقای خود می‌داند. و دومین قلمرو که عرفی و نامقدس است شامل امور روزمره و پیش‌پاافتاده است. زندگی ما پر است از این امور روزمره. در این دسته‌بندی و تعمیم آن به ماجرای لقمان خواننده، یک نکته بسیار عجیب و جالب وجود دارد. لقمان عزیزی سال‌هاست با این سبک و شکل از حرکات نامتعارف در عروسی‌های کوردی با لباس کوردی وجود دارد. من چندین سال است بارها اتفاقی ویدیوهای او را در اکسپلور اینستاگرام دیده‌ام. در بعضی از ویدیوها حرکات نامتعارف او بسیار عجیب‌تر از حرکات ترانه شللله است، اما چرا همینکه ترانه او در جوامع غیرکورد به ویژه فارس‌ها وایرال شد و در تولید محتوا و دابسمش‌ها استفاده شد، از دیدگاه جامعه رفتار او و استفاده از لباس کوردی از قلمرو امر عرفی و نامقدس خارج شد و در قلمرو امر مقدس قرار گرفت. خشم مردم کورد در کامنت‌ها در واقع دعوا بر سر حفاظت از مرز این دو قلمرو است، وگرنه لقمان عزیزی همانی است که از ابتدا بوده است. دورکیم در کتاب دیگرش به نام؛ درباره تقسیم کار اجتماعی، به این واکنش‌ها می‌گوید "وجدان جمعی" . در واقع رفتار لقمان عزیزی در تضاد با وجدان جمعی است و جامعه واکنش تنبیهی از خود نشان می‌دهد. دلیل اینکه وجدان جمعی چنین واکنشی برای لباس کوردی کولبر و یا آن نماینده کورد از خود نشان نمی‌دهد این نکته است که جامعه معتقد است موضوع لقمان عزیزی ابتذال است، موسیقی و لباس کوردی(هویت‌بخش) را به کالای ارزان اینستاگرامی و لودگی و تبلیغات زرد اینترنتی و آنهم در میان جامعه دیگری تبدیل کرده است و از معنا و قداست و سنگینی تهی ساخته است. به زبان دورکیم در لقمان به هاله و حرمت(نیروی نادیدنی مانا) لباس کوردی آسیب وارد شده است.

پایان

🩹Azhenus | ئاژە
27👍10👏2
▪️ژینگە، رهایی از بی‌خانمانی

🖱 ئاژه

▪️از میان هزاران واژه‌ای که از کودکی تا اکنون شنیده‌ام، یادگرفته‌ام و از آن تعدادی که مدام استفاده می‌کنم، رابطه حسی و عاطفی عجیبی با واژه "ژینگه" دارم. شاید در نگاه اول شبیه بە یک فانتزی شخصی و خنده‌دار باشد، اما باید اعتراف کنم من به این واژه شدیداً فتیش دارم. به زبان لاکانی، برای من(ئاژه) واژه "ژینگه" از یک واژه ساده تبدیل به ابژه عاطفی یا لیبیدویی شده است‌. لاکان می‌گوید: ما در زبان رسمی و محاوره‌، از هزاران واژه برای انتقال پیام استفاده می‌کنیم؛ اما از میان این واژه‌ها تعداد اندکی از کاربرد ساده به قلمروی دیگر فراتر رفته که "لالانگ" نام دارد. در این قلمرو دیگر تنها معنای واژه نیست که اهمیت دارد، بلکه از تلفظ، تکرار و حتی نوشتن بیش از حد یک واژه لذتی مفرط (ژوئیسانس) می‌بریم. در نگاه لاکانی، در مورد ژینگه، برای من جنبه معنایی آن مهم‌ نیست، بلکه من به‌ خاطر طنین و آواش از آن لذت می‌برم.

اما ماجرا و قضیه فقط این نیست، حس عاطفی و درونی من به واژه ژینگه دلیل نوشتن این یادداشت نیست، بلکه موضوعی به مراتب‌ جالب‌تر و عمیق‌تر درباره این واژه شگفت‌انگیز در میان است.

ادامه 👇

🩹Azhenus | ئاژە
13🔥3👍2
▪️این دو واژه را در کنار هم قرار دهید: "محیط زیست" در زبان فارسی و "ژینگه" در زبان کوردی. اولی به فضا و محیطی بیرون از انسان، آدرس‌دار و کاملاً مشخص اشاره دارد، اما ژینگه پیوندی عمیق میان هستی، زمان و مکان است. محیط زیست فارسی محیطی برای مصرف است در مقابل ژینگه کوردی که خود زندگی است.

▪️اجازه دهید با کمک هایدیگر توضیح دهم. احتمالاً اغلب شما هایدیگر فیلسوف آلمانی را بشناسید و یا حداقل اسمش را شنیده باشید، برای اینکه قدرت عجیب نهفته در واژه ژینگه را توضیح دهم، ناچارم از هایدیگر کمک بگیرم. نگران نباشید، در حد امکان تا جای که به اصل مطلب لطمه وارد نگردد، سعی خواهم کرد ساده توضیح دهم. هایدیگر یک نقد جدی به سنت فلسفی دکارتی دارد. نقد هایدیگر این است: در سنت دکارتی سوژه _من (ئاژه) که می‌اندیشم_ در مقابل ابژه_آنچه در بیرون من است_ قرار می‌گیرد. گویی یک دیوار بزرگ به نام "شناخت" در بین من و خارج از من وجود دارد. هایدیگر منکر وجود چنین دیواری است. در واژه "محیط‌زیست" دقیقاً چنین دیواری وجود دارد، گویی جهان چیزی است که در بیرون از ما قرار گرفته و ما صرفاً آن را مشاهده یا مدیریت می‌کنیم. اما در واژه‌ی ژینگه؛ من(ئاژه) و جهان از هم جدا نیستیم که بخواهیم از طریق شناخت به هم وصل شویم. ژینگه از نظر هایدیگر واژه‌ای است که "جهان‌مندی" (Worldhood) را در خود فشرده کرده است؛ واژه‌ای که در آن زمان، مکان و زندگی در یک نقطه به هم می‌رسند.

▪️هایدیگر به جای واژه "سوژه" از اصطلاح دازاین استفاده می‌کند. دازاین(ئاژه) یعنی موجودی که صرفاً تماشاگر جهان نیست، بلکه در جهان هست و با آن درآمیخته است. یعنی من(ئاژه) اینجوری نیست که فقط جهان را تماشا کنم، بلکه خودم با جهان سروکار دارم. واژه محیط+زیست در زبان فارسی و یا Environment در انگلیسی، گویی چیزی است که اطراف ما را احاطه کرده(یک نگاه دکارتی ابژکتیو و بیرونی). وقتی می‌گوییم محیط زیست، به یک نقطه مشخص و ثابت اشاره داریم، مانند مکانی که آدرس دارد، ساختاری تکنیکی و اداری و رسمی. اما ژینگه یک مکان معین روی نقشه نیست، پیوند وجودی میان ژین(زیستن) و مکان(گه) چنان در هم‌تنیده‌اند که تفکیک‌ناپذیرند. ژینگه جایی است که بودن و زیستن یکی می‌شوند. تجلی بودن در جهان. وقتی می‌گوییم ژینگه، به یک آدرس و یا مکان مشخص اشاره نداریم، بلکه ژین(زندگی) در هر لحظه و مکان با ما جریان دارد.

ادامه 👇

🩹Azhenus | ئاژە
12👏7👍2
▪️در این روزها که واژه محیط‌زیست بسیار بر سر زبان‌ها افتاده است، نگاهی کاسبکارانه با محوریت سود، منفعت و مصرف همراه خود دارد. از دید هایدیگر این نوع نگاه نتیجه ذهنیت سلطه‌گر تکنولوژیک است، که همه چیز را انبار و منبع ذخیره می‌بیند. هایدیگر برای چنین رویکرد و نگاهی از اصطلاح و مفهوم گێشتێل(Ge-stell) استفاده می‌کند. در این نگاه محیط زیست صرفاً منبع آب، چوب، نفت، خاک و ... است، گویی منتظر است تا توسط انسان استخراج و مصرف شود. در واژه محیط‌زیست، انسان ارباب و طبیعت ابژه و یا کالای مصرفی است. اما در واژه ژینگه، طبیعت انبار کالا نیست، بلکه خانه‌ای است که در آن وجود داریم. وقتی ما برای توصیف جهان از واژه محیط‌زیست و منابع طبیعی استفاده می‌کنیم، در واقع زبان ما تحت سیطره گێشتێل است. در این حالت زبان خانه هستی نیست، بلکه یک ابزار، انبار و منبع است. به عبارتی کارخانه جهانی.

▪️هایدیگر راه رهایی از گێشتێل و بازگشت به خانه را دو چیز می‌داند: هنر و زبان(شعر). مصداق بارز منظور هایدیگر واژه کوردی "ژینگه" است، ژینگه بستر زندگی است، نه فقط یک ابژه در خدمت تکنولوژی. استفاده از واژگان اصیل مانند ژینگه نوعی مقاومت در برابر گێشتێل است. دقیقاً مانند واژه‌های ژن، ژیان و بسیاری واژه‌ی دیگر در زبان کوردی که در قلمرو لالانگ ما قرار دارند، در همان منظومه فکری و اقتصاد زبانی که واژه ژینگه از آن برآمده است. در این واژه‌ها حقیقت در خود ریشه کلمه نهفته است. ژیان در مقابل واژه "عمر/بقا" که بار کمی دارد، بار کیفی دارد، "ژیان" یعنی فرایند مداوم بودن.

▪️در زبان کوردی ژن، ژیان، ژینگه یک زنجیره به‌ هم‌ پیوسته هستند، یعنی وقتی هر کدام از آنها را بر زبان می‌آورید، اتومات بقیه هم احضار می‌شوند. این یعنی زبان اجازه نمی‌دهد دازاین(من) دچار فراموشی هستی شود. در واژه محیط زیست که به محیط فیزیکی اشاره دارد، زبان خانه هستی نیست، بلکه ابزار است. درواقع پیوند عاطفی و هستی شناختی انسان با مکان قطع می‌شود، این آغاز بی‌خانمانی (Heimatlosigkeit) است. هایدیگر می‌گوید وقتی در مسیر زندگی درخت فقط چوب دیده شود، کوه فقط معدن و‌... به‌عبارتی همه چیز منبع و انبار دیده شود، دیگر انسان در زمین "خانه" ندارد، بلکه در یک کارخانه زندگی می‌کند.

در واژه ژینگه ما از طریق زبان به خانه باز می‌گردیم. واژه ژینگه؛ مصداق بارز این جمله مشهور هایدیگر است: "زبان، خانه هستی است".

پایان

🩹Azhenus | ئاژە
16❤‍🔥4👍4👏2
ئاژەنووس
▪️در این روزها که واژه محیط‌زیست بسیار بر سر زبان‌ها افتاده است، نگاهی کاسبکارانه با محوریت سود، منفعت و مصرف همراه خود دارد. از دید هایدیگر این نوع نگاه نتیجه ذهنیت سلطه‌گر تکنولوژیک است، که همه چیز را انبار و منبع ذخیره می‌بیند. هایدیگر برای چنین رویکرد…
▪️وێرای ڕێز و ماندوونەبوون بۆ بەرێز ئامانج‌؛ چالاکی دڵسۆز

ڕەخنەیە و یان باشترە بڵێم یەک دوو تێبینیم لەسەر ئەم دروشمە هەیە کە بەرێزیان ستۆڕی کردووە، هەڵبەت زۆرتر لەبەر ئەوەی کە تەواو پەیوەندی هەیە بە یادداشتی ئەمڕۆم .

دروشمەکە ئەمەیە: هاوڕێیەتی ژینگه، هاوڕا بوونی ژیانه.

درێژە لە پۆستی دوایی 👇
12👏2
▪️ئەم جۆرە ڕوانینە ڕێک "مصداق بارز"ی ڕەخنەی منە(لە یادداشتی پێشووم) کە جیهانبینیی و پێناسەی چالاکانی "پاراستنی ژینگە"یە، کە بەڕای من تەواو جیاوازە لەگەڵ "ژینگەپارێزی". ئەم دوو دەستەواژە، و یان باشترە بڵێم ئەم دوو چەمکە جیاوازیان زۆرە؛ "پاراستنی ژینگە" (وەک ئەرکێکی دەرەکی) و "ژینگەپارێزی" (وەک شێوازێکی بوون) .  پاراستنی ژینگە ئاوەڵناوە(صفت)، بەڵام ژینگەپارێزی، چەمکێکی بوونناسانەیە (Existential).

کێشەی بنەرەتی دەزانن چییە؟
ژینگە وەک "ئەوەی"دی و وەک شتێکی دەرەکی سەیر دەکەن.

▪️زۆر بەکورتی ڕەخنەی من لەسەر ئەم دروشمە کە بەرێز ئامانج پێشنیاری داوە، ئەمەیە:

کێشەی بوونناسانە؛ لەم دروشمە کاتێک دەڵێن "هاوڕێیەتی" لەگەڵ ژینگە، دیسان دیوارێک له نێوان خۆمان و ئەوەی‌دی دروست دەکەین، بیرکردنەوەی دێکارتی(ثنویت/ دووانەیی دێکارتی). هاوڕێیەتی لە نێوان دوو بوونی لێک جیاوازدا، من و ئەوەی‌تر. کاتێک دەڵێین هاوڕێی ژینگەم، واتە من لەلایەک و ژینگە لەلایەکی‌تر، وەک شتێکی دەرەکی(ڕێک محیط زیست‌ی فارسی) کە منی مرۆڤ دەمهەوێت لەگەڵی میهربان بم. بۆ ئەوەی وردتر و ڕوونتر بزانن مەبەستم چییە، یادداشتی پێشووم لەژێر ناوی "ژینگە، رهایی از بی‌خانمانی" بخوێنەوە.

ژینگە ئۆبژە نییە، ئەم دروشمە ژینگە دەکات بە ئۆبژە و یان بابەتێکی دەرەکی. لە‌کاتێکدا ژینگە(ژین+گە) یەک مۆنادە و یەک تاقمە، نە دوو جیهانی و بوونی جیا لەیەک. وە یان دیسان بە زمانی هایدیگەر: یەکپارچەیی وجوودی(Inseparable Existence) لەناو جەوهەری ژینگەدا.

دوایش ڕەخنەیەکی دیکە؛ "هاوڕا" بوون بارێکی نەزەری و سیاسی و فکری هەیە. ئەمەش دیسان دیوارێکی دیکە لەنێوان مرۆڤ و ئەوەی‌تر ساز دەکا، لەتەنیشت دیوارێکی فیزیکی، دیوارێکی هزریش ساز دەکا. چۆن دەبێت، ئێمە کە خۆمان بەشێک لە ژینگەین، هاوڕا لەگەڵ خۆمان بین، وەک هاوڕا بوونی دەست و لاق؟! چاو و زار؟! دەی وا بیربکەینەوە کە مرۆڤ و ژینگە دوو بوون و جیهانی جیا لە یەکن، هاوڕا بوون(ئیپیستمە) ئەم دووانە چۆن دەبێت؟

ئەم دروشمە زۆرتر وەک دروشمێکی فەرمی و ئیدرای دەچێت، وەکوو ئەم دروشمانە، کە تەنیا دروشمن و هیچی‌تر:

طبیعت قلب تپنده زمین است؛ در حفظ آن کوشا باشیم.

​محیط‌زیست، میراث گذشتگان نیست، بلکه امانت آیندگان است. ئەوەیان زۆر لەسەر ئەعسابە 🥺

​با طبیعت مهربان باشیم.

​حفاظت از محیط‌زیست، وظیفه‌ای همگانی است.

🩹Azhenus | ئاژە
👍96👏3🕊2
▪️هەژاری و تەنهایی؛ دوو دیوی یەک سکە


​بەپێچەوانەی ئەو باوەڕە گشتییەی کە پێی وایە "تەنهایی" کێشەی وڵاتە دەوڵەمەندەکانە، لێکۆڵینەوە نوێیەکانی ڕێکخراوی تەندروستی جیهانی (WHO) دەریخستووە کە تەنهایی لە وڵاتە هەژارەکاندا زۆر زیاترە. تەنانەت لە ناوخۆی وڵاتانیشدا، چینە کەمداهاتەکان لە دەوڵەمەندەکان تەنیا ترن.
​ڕاستە سەرمایە ناتوانێت "ئەوین" بکڕێت، بەڵام کاریگەرییەکی ڕاستەوخۆی لەسەر کوالێتی پەیوەندییەکان هەیە. دەوڵەمەندەکان تەنانەت ئەگەر هاوڕێ و خێزانی کەمتریشیان هەبێت، کەمتر هەست بە تەنهایی دەکەن. لە بەرامبەردا، هەژاری دەبێتە هۆی دروستبوونی بێ‌متمانەیی، زیادبوونی گرژییەکان و شەرمەزاری کۆمەڵایەتی (Stigma)، کە لە کۆتاییدا مرۆڤ بەرەو گۆشەگیری و تەنهاییەکی کوشندە دەبات.

🩹Azhenus | ئاژە
💔10👏6👍3
▪️زۆرێک لە ئێمەی کورد کاتێک سەیری بەرهەمەکانی "بەهرام بەیزایی" دەکەین، تەنیا وەک هونەرمەندێکی سینەما و شانۆ دەیناسین. بەڵام ڕاستییەکە ئەوەیە کە بێزایی تەنیا فیلمساز نەبوو؛ ئەو یەکێک بوو لە چەند کۆڵەکەی سەرەکیی بیری "ئێرانگەرایی".

​بەیزایی لە تەنیشت کەسانێک وەک سەید جەواد تەباتەبایی، داریوش شایگان و هتد یەکێک لە گۆشەکانی سەرەکی بیرکردنەوەی نەتەوەیی ئێرانگەرایی بوو. بەیزایی لە سکانس بە سکانسی فیلمەکانیدا، خەریکی داڕشتنەوەی مێژوو و ئەفسانەکان بوو بۆ خزمەتکردن بەو ئەندیشەیە. لە گشتیان، لە "چریکەی تارا"، لە "باشو غریبه کوچک" و هتد.

▪️ئێستا پرسیار ئەوەیە: بۆچی ئێمەی کورد بە "چاوی سانتی‌مانتاڵ" و تەنیا لە ڕوانگەی هونەرییەوە خۆشەویستی خۆمان بۆ بەیزایی دەردەبرین؟

بەیزایی تەنیا تەکنیکزان و فۆرمالیست نەبوو، هونەری خستبووە خزمەت "ئەندیشە"وە. ئەگەر بەیزایی وەک دەرهێنەر قبووڵ دەکەیت، دەبێت ئەوەش بزانیت کە ئەو خەریکی چی بوو؛ دەبێ سەوادی ئەوەت هەبێ بە ئانالیزی بەرهەمەکانی بڵێی بەیزایی چی دەگوت؟ ئایا "هونەری تەنیا بۆ خزمەت مرۆڤ" لە دەرەوەی سنوورەکان بەکار دەهێنا؟ ئەو سینەمای وەک ئامرازێک بەکار دەهێنا بۆ چەسپاندنی شوناسێک کە هیچ شوێنک بۆ شوناسی تۆ وەک کورد تێدانییە، ئەویش تۆی کوردی وەک قەوم و وەک شارومەندیک کە هەندێک مافی شارومەندی هەیە دەدیت و نەهیچی‌تر.

▪️هونەر جیهانی بێ سنوور نییە، بەتایبەت بۆ بەیزایی! چوارچێوەی سنوورەکانی جیهانی بەیزایی هیچ شوێنکی بۆ تۆی کورد تێدانییە.

🩹Azhenus | ئاژە
21👍3
▪️کوردستان سڵامەت، بەفرێکی جوان دەبارێ، وێنە و ویدیۆم بۆ بنێرن لەم هەموو جوانییە 😍

@kurdTruth
16🥰4👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️چرا کوردها در بین "اندوه و رنج دلار ۱۴۵ هزاری" و "شادی و رقص" برای بارش برف، میل به دومی دارند؟!

جواب در پست بعدی

🩹Azhenus | ئاژە
6
▪️چرا کوردها در بین "اندوه و رنج دلار ۱۴۵ هزاری" و "شادی و رقص" برای بارش برف، میل به دومی دارند؟!

🖱 ئاژه

▪️جواب به این سوال در مفهوم کلیدی "کوناتوس" اسپینوزا نهفته است. این مفهوم قلب تپنده فلسفه اسپینوزاست. کوناتوس چیست؟ در یک تعریف کوتاه و ساده: کوناتوس تلاش و میل هر موجود زنده برای بقا و استمرار است. وقتی کوناتوس افزایش می‌یابد، ما احساس شادی می‌کنیم. و وقتی کوناتوس سرکوب می‌شود، ما دچار اندوه می‌شویم و قدرت عمل‌مان را از دست می‌دهیم. سیاست در نگاه اسپینوزا به مثابه افزایش توان است. وقتی کوناتوس‌های فردی با هم ترکیب شوند، قدرت جمعی و یا همان انبوه خلق (Multitudo) شکل می‌گیرد. در کوردستان که با چالش‌های وجودی و هویتی روبروست، مفهوم کوناتوس معنایی حماسی پیدا می‌کند.

▪️ "هەڵپەڕکێ" در هر وضعیت و شرایطی تجمیع کوناتوس‌های فردی برای انرژی جمعی است. از نگاه اسپینوزایی؛ وقتی بدن‌ها در "هەڵپەڕکێ" باهم ترکیب می‌شوند، یک "بدنِ جمعی" قدرتمند می‌سازد، یک بدن منفعل نه، یک بدن که احساس شادیِ ناشی از قدرت (Potentia) ایجاد می‌کند. این شادی، پاسخی است به سال‌ها رنج و اندوه. اسپینوزا می‌گوید: شادی یک وظیفه‌ی سیاسی است. چون کوناتوس انسان غمگین ضعیف شده و به راحتی تن به بندگی می‌دهد، اما انسان شاد، قدرتمند است. آن جرقه که ما را از انفعال به سمت کنش (Action) هل می‌دهد، تجلیِ کوناتوس است. اسپینوزا معتقد است "اندوه" قدرت ما را برای عمل کم می‌کند و کوناتوس همان نیرویی است که می‌خواهد ما را دوباره به سمت "شادی و کنش" بازگرداند. همان چیزی که این روزها در کوردستان می‌بینید، هەڵپەڕکێ و شادی برای بارش برف.

ادامه 👇

🩹Azhenus | ئاژە
👎1211👏2
▪️دوستی این سوال را پرسیده است:

معیار تبدیل شدن "هەڵپەڕکێ" کوردها به مولتی‌تیود (انبوه خلق) چیست؟ و آیا هر شادی جمعی دیگری هم همین‌گونه تفسیر می‌شود؟

▪️به زبان اسپینوزا پاسخ می‌دهم: تفاوت در "لذت‌گذرا" با "شادی افزاینده قدرت(کوناتوس)" است. از نظر اسپینوزا؛ هر شادی جمعی لزوماً به مولی‌تیود منجر نمی‌شود. تفاوت مهم در منشا و نتیجه است. هەڵپەڕکێ صرفا یک رودیداد فرهنگی و هنری نیست(این یک یادداشت جداگانه می‌طلبد). بسیاری از شادی‌ها مانند شادی فوتبال، صرفاً تخلیه هیجان و یا واکنش به یک محرک بیرونی است. اما "هەڵپەڕکێ" به مثابه کوناتوس؛ نه برای فراموشی رنج، بلکه برای "پایداری در برابر رنج" است. بدن‌ها(توان جمعی) گره می‌خورند، این شادی از درون می‌جوشد تا "توان عمل" (Potentia) را افزایش دهد.(این خیلی مهمممم استتت). دقیقاً تفاوت اینجاست: آیا این شادی، فرد را برای مقابله با بندگی آماده‌تر می‌کند یا او را تخدیر(فراموشی واقعیت) می‌کند؟ در کوردستان، "هەڵپەڕکێ"نوعی "نه" گفتن به ناامیدی است؛ پس ماهیت و ذات نه فقط فرهنگی، بلکه میل به تشکیل مولتی‌تیود است. البته مولتی‌تیود نه با آن تعریف نگری و هارت کە چپ‌ها می‌گویند.

▪️وقتی بدن‌ها در "هەڵپەڕکێ" گره می‌خورند، این فقط یک رقص نیست، بلکه تمرینِ "یکی شدن" برای ایستادگی در برابر آن چیزی است که می‌خواهد ما را غمگین و بنده نگه دارد. شادی در اینجا، نه یک تفریح، بلکه یک سنگر است.
🩹Azhenus | ئاژە
👎1210👍3
لێرەش لەم کاناڵە باس لە ئابووری و بازاڕ دەکەم ...

ئەمڕۆش باسی ڤەنزوێلایە ... 👇

https://t.me/AzheFinance/2314
👍21
3🤔1
▪️"لباس خواب مادورو" اعلان احیای "دکترین مونرو"

🖱 ئاژه

▪️ترامپ عکس مادورو را با چشم‌بند و در غل و زنجیر و با لباس خواب منتشر کرد. اکنون در تمام‌جهان این عکس عجیب دست به دست می‌شود. این عکس امضای شخصی و ویژه ترامپ دیوانه را دارد. این عکس تنها یک عقده شخصی و یا تحقیر دیگری نیست، بلکه اعلان رسمی اجرایی شدن "سند راهبردی ۲۰۲۵ آمریکا" و بازگشت قدرتمندانه دکترین مونرو است.

▪️دیکودینگ این عکس تاریخی یک سری سیگنال‌ به ما می‌دهد:

این عکس در هم شکستن اُبهت و پرستیژ یک رئیس‌جمهور و تبدیل آن در عرض چند ساعت به یک مجرم مواد مخدر فراری در افکار عمومی جهان است. هدف نشان دادن پوشالی بودن ساختارهای ایدئولوژیک است. این عکس نمایش قدرت عریان و بدون روتوش ترامپ را به خوبی بازنمایی می‌کند. او با این عکس می‌خواهد بگوید دوران اراده و عمل است و دیگر پشت میزهای مذاکره زمان را تلف نمی‌کند.

این عکس اعلان رسمی پایان عصر "جهان‌گرایی" آمریکا و تمرکز بر "نیم‌کره غربی" بر اساس سند راهبردی مونرو است. سند راهبردی ۲۰۲۵ نشان‌دهنده یک شیفت پارادایم تاریخی در سیاست خارجی آمریکاست. ترامپ با این عکس می‌خواهد بگوید؛ آمریکا به جای غرق شدن در باتلاق‌های دوردست، باید ابتدا تسلط مطلق خود را بر قاره آمریکا (از کانادا تا آرژانتین) تثبیت کند. دستگیری مادورو در قلب کاراکاس و در اتاق خواب و بدون شلیک حتی یک گلوله، پیامی به چین و روسیه بود که: "بازی در حیاط خلوت ما تمام شد."

دکترین مونرو در سال ۱۸۲۳ در اصل برای جلوگیری از دخالت قدرت‌های اروپایی در قاره آمریکا وضع شده بود. اما اکنون ترامپ با استناد به همان لوجیک، حضور روسیه و چین در ونزوئلا را غیرقانونی تلقی می‌کند. لباس خواب مادورو، نماد شکست چتر امنیتی کرملین و پکن در نیم‌کره غربی است؛ پیام این عکس این است: در برابر اراده‌ی احیا شده‌ی دکترین مونرو، حتی توان محافظت از اتاق خواب یک متحد را ندارید.

طبق سند ۲۰۲۵، آمریکا به دنبال "استقلال کامل انرژی" و در عین حال "کنترل منابع کلیدی" است. با تسلط بر ذخایر ونزوئلا، آمریکا دیگر نیازی به مدارا با اوپک یا باج دادن به قدرت‌های خاورمیانه ندارد. این عکس، در واقع سند مالکیت جدید آمریکا بر بزرگترین ذخایر نفتی جهان است تا با خیالی آسوده، بر تقابل‌های آتی در سایر نقاط جهان تمرکز کند.

▪️و از همه مهمتر این عکس پیامی به چریک‌ها و چپ‌گرایانه لاتین است. این تصویر هشداری به رهبرانی چون "گوستاوو پترو" در کلمبیا و دیگر دولت‌ها با تمایلات چپ در آمریکای جنوبی است که در خارج از دایره آمریکا بازی می‌کنند. ترامپ نشان داد که طبق سند ۲۰۲۵، آمریکا دیگر "تغییر رژیم" را از طریق پروسه‌های طولانی دموکراتیک دنبال نمی‌کند، بلکه به سبک "کلانترهای غرب وحشی"، مستقیماً به سراغ هدف می‌رود.

🩹Azhenus | ئاژە
23👍10👏2😱2