ماسک موی جدید وز وزی شدن موهام رو گرفته
ولی ریزش همچنان ادامه داره🫠
دوتا بافت میزدم تبدیل به یدونه شده،
استرس سهم بیشتری داره ولی دیگه خیلی زیاده،
الویت اول بعداز تعطیلات عید باید حتمااا خودمو مجاب کنم برم آزمایش خون بدم.
ولی ریزش همچنان ادامه داره🫠
دوتا بافت میزدم تبدیل به یدونه شده،
استرس سهم بیشتری داره ولی دیگه خیلی زیاده،
الویت اول بعداز تعطیلات عید باید حتمااا خودمو مجاب کنم برم آزمایش خون بدم.
مامانم کمدخودش و بابام رو ریخت تمیز کرد
ازبین وسایلای قدیمیشون ساعتseiko بابام رو دیدم وماله من شد🦦
برای یادگاری دوران جوانیش گذاشته بود😂
ساعت های الان اصل نیستن اصلش هم بودجه من نمیرسه الان، بالای۱۵پول ساعت بدم🫠
میدم طلابتونم بعدالازم دارم بفروشم😂
ازبین وسایلای قدیمیشون ساعتseiko بابام رو دیدم وماله من شد🦦
برای یادگاری دوران جوانیش گذاشته بود😂
ساعت های الان اصل نیستن اصلش هم بودجه من نمیرسه الان، بالای۱۵پول ساعت بدم🫠
میدم طلابتونم بعدالازم دارم بفروشم😂
عررررر کی دیگه یهویی مهمونی میره آخهههه جلوی درخونه زنگ خونه رو زدن
اومدم اتاق قایم شدم
مادر وپدر گرامی داد میزنن آذر بیا سلام بده😭😭😭😭😭
اومدم اتاق قایم شدم
مادر وپدر گرامی داد میزنن آذر بیا سلام بده😭😭😭😭😭
Azar🌙
عررررر کی دیگه یهویی مهمونی میره آخهههه جلوی درخونه زنگ خونه رو زدن اومدم اتاق قایم شدم مادر وپدر گرامی داد میزنن آذر بیا سلام بده😭😭😭😭😭
تاحالا از روی تیشرت، شومیزنپوشیده بودم که اینم آنلاک شد،قایمش کردم توشلوار✅
کم مونده بود گریه کنم انگار عین بچه ها که قایم شدن، جاشون لورفته بالبخند نگام میکردن.
حل بحران کردم منم باخنده جواب دادم
ولی تودلم فقط هی گفتم زهرماااررر.
هزاران بار به پدرومادر گرامی توضیح دادم میگم صدام نکنید مهمون میاد،
یعنی چی بیا سلام بده،
ولی باززز تکرار میکنن این تروما رو.
عید رو باید فرهنگ سازی کرد،یهویی خونه هیشکی نرن،
امیر فرار کرد طبقه بالا😭
چیکاررر به دانشگاه من دارید آخهههه
شاید چهارسال پیش دیدمشون😐
کم مونده بود گریه کنم انگار عین بچه ها که قایم شدن، جاشون لورفته بالبخند نگام میکردن.
حل بحران کردم منم باخنده جواب دادم
ولی تودلم فقط هی گفتم زهرماااررر.
هزاران بار به پدرومادر گرامی توضیح دادم میگم صدام نکنید مهمون میاد،
یعنی چی بیا سلام بده،
ولی باززز تکرار میکنن این تروما رو.
عید رو باید فرهنگ سازی کرد،یهویی خونه هیشکی نرن،
امیر فرار کرد طبقه بالا😭
چیکاررر به دانشگاه من دارید آخهههه
شاید چهارسال پیش دیدمشون😐
فقط این قسمتش که دارن الان تصمیم میگیرن برام پراید پیدا کنن بخرم
ونگران بیرون رفتنه منن
خودم نشستم آشپزخونه اعصاب ندارم سن بالائن
ممنونم،آخه خودم قدرت تصمیم گیری نداشتم.
ونگران بیرون رفتنه منن
خودم نشستم آشپزخونه اعصاب ندارم سن بالائن
ممنونم،آخه خودم قدرت تصمیم گیری نداشتم.
من پایتخت ندیدم
وسط سریال دیگه ام هم بودم
داشتم باقی عروسکم روهم درست میکردم
چرااا نمیرن خونشون،
بابام هم هی میگه بشینید تازه سره شبه😭
میخوام کله ام رو بکوبم دیوار.
وسط سریال دیگه ام هم بودم
داشتم باقی عروسکم روهم درست میکردم
چرااا نمیرن خونشون،
بابام هم هی میگه بشینید تازه سره شبه😭
میخوام کله ام رو بکوبم دیوار.
الانم درمورد این دارن میگن
که بابام میگه آذر ازدواج کنه هیچ جا نمیزارم بره
طبقه بالا برای آذره😭
که بابام میگه آذر ازدواج کنه هیچ جا نمیزارم بره
طبقه بالا برای آذره😭
ازمیزان راحت شدن آقای مامور پست باخونه ما نصف ماه رو اینجا بسته میاره:
میشه سرویس برم😂😐
خوبه امیر بودوگرنه من میترسم
میشه سرویس برم😂😐
خوبه امیر بودوگرنه من میترسم
حس شکسته شدن کمرم رو دارم
یه سررفتم کارگاه مرتب فقط کردم فاکتورنوشتم
بعد دوبار امروز رفتم خرید چندجا
پتو جاعیدی به امیر و شال به خودم ووسایل خونه و...خریدم
وسطش اومدم خونه شام درست کردم وافطارکردم باز رفتیم خرید،
چندتا حساب بابقیه داشتم هم تسویه کردم
دیگه بدن خودمو حس نمیکنم.
بی نهایت خسته.
پلن ازازیل وخوراکی+خواااب تاظهر.
یه سررفتم کارگاه مرتب فقط کردم فاکتورنوشتم
بعد دوبار امروز رفتم خرید چندجا
پتو جاعیدی به امیر و شال به خودم ووسایل خونه و...خریدم
وسطش اومدم خونه شام درست کردم وافطارکردم باز رفتیم خرید،
چندتا حساب بابقیه داشتم هم تسویه کردم
دیگه بدن خودمو حس نمیکنم.
بی نهایت خسته.
پلن ازازیل وخوراکی+خواااب تاظهر.
1)سره کار
2)درس
3)پادکست یاکتاب
4)دولینگو
5)روتین پوست
6)ورزش
7)محدودیت استفاده ازگوشی
8)سحرخیزی(قبل۱۰بیدارشدن بجزجمعه ها🦦)
2)درس
3)پادکست یاکتاب
4)دولینگو
5)روتین پوست
6)ورزش
7)محدودیت استفاده ازگوشی
8)سحرخیزی(قبل۱۰بیدارشدن بجزجمعه ها🦦)
❤🔥1
خب:
به دلیل اینکه مادروپدرگرامی رضایت ندادن منم برم،
دوست ندارن تنهاجایی برم خودشون نباشن،
خواهرم اینا رفتن قم ازاونجابرن کاشان.
زیباست.
بعدبه من دوستام میگفتن ارشدشرکت کن دانشگاه استان دیگه رو بزن قبول میشی،
باخانواده من آشنانیستن.
دلم بسی گرفته وباته مونده های امید خودمو سرپانگه داشتم.
به دلیل اینکه مادروپدرگرامی رضایت ندادن منم برم،
دوست ندارن تنهاجایی برم خودشون نباشن،
خواهرم اینا رفتن قم ازاونجابرن کاشان.
زیباست.
بعدبه من دوستام میگفتن ارشدشرکت کن دانشگاه استان دیگه رو بزن قبول میشی،
باخانواده من آشنانیستن.
دلم بسی گرفته وباته مونده های امید خودمو سرپانگه داشتم.