من اعتقاد ندارم، چون جایی هم اصلا این قضیه نیومده، ولی خاله مجبور کرد بریم یه چی بگیریم.
منم نیت کردم بعدخودکار گرفتم:| اصلا نیتم باخودکار ارتباطی نداره😂
امیر گفت منم نیت میکنم، گینر میخوام بگیرم😂
باباهم گفت من بستنی میگیرم شیرینی بازنشستگیم:)😂
مامان هم از کارگاهم جوراب مردونه برای داماد آینده خرید😂گفت دستم سبکه روزیت زیاد میشه
منم نیت کردم بعدخودکار گرفتم:| اصلا نیتم باخودکار ارتباطی نداره😂
امیر گفت منم نیت میکنم، گینر میخوام بگیرم😂
باباهم گفت من بستنی میگیرم شیرینی بازنشستگیم:)😂
مامان هم از کارگاهم جوراب مردونه برای داماد آینده خرید😂گفت دستم سبکه روزیت زیاد میشه
❤🔥2
امیدوارم آخرین کارتی باشه که میگیرم🙏🏻
تاالان دوتا بنفش، سه تا رزگلد گرفتم، بااین میشه۶بار.
تاالان دوتا بنفش، سه تا رزگلد گرفتم، بااین میشه۶بار.
روزاییکه ذهنم مشغوله رو با فال طالع خوندنِ مامان شروع میشه
بعد من اصلااا اعتقاد ندارم، ولی میگه وایسا برات بخونم بعد برو، ببین چه برات خوب نوشته🥹😂گودو
بعد من اصلااا اعتقاد ندارم، ولی میگه وایسا برات بخونم بعد برو، ببین چه برات خوب نوشته🥹😂گودو
فکرکنم ترم ۳بود، امتحان ترمم دیروقت تموم میشد وباید تو تاریکی تنهابرمیگشتم.
رفتم نمازخونه بایه اکیپ آشناشدم وفهمیدم دوتاشون از شهر ما میان دانشگاه،
باهاشون رفیق شدم وباهم شب روبرگشتیم بااینکه رشتشون حقوق بود،
یکیشون مربی چرتکه هم بود وکارمیکرد.
والان دیدم فرستاده آکادمی چرتکه خودش رو زده
ذوق کردم واقعا🥹
کیف میکنم دوستام پیشرفت میکنن.✨
رفتم نمازخونه بایه اکیپ آشناشدم وفهمیدم دوتاشون از شهر ما میان دانشگاه،
باهاشون رفیق شدم وباهم شب روبرگشتیم بااینکه رشتشون حقوق بود،
یکیشون مربی چرتکه هم بود وکارمیکرد.
والان دیدم فرستاده آکادمی چرتکه خودش رو زده
ذوق کردم واقعا🥹
کیف میکنم دوستام پیشرفت میکنن.✨
❤🔥2
{چندروزه که کارهام رو اول روز نمی نویسم،
چون مغزم حس میکرد که وای چقدر کار زیاد،
پس بریم بخوابیم.
تا مغز میگه کی حال داره الان بره فلان کار رو کنه؟
همونلحظه پامیشم آهنگ میزارم واستارت میزنم.
تاتموم بشه هم کاردیگه ای شروع نمیکنم.
یه پادکست گوش میدادم چندروز پیش درموردهمین خاموش کردنِ مغز در مواقعیکه کار داریم بود.
از پومودرو بهترجواب میده،دوستداشتم اینجادرموردش بنویسم🤍}
چون مغزم حس میکرد که وای چقدر کار زیاد،
پس بریم بخوابیم.
تا مغز میگه کی حال داره الان بره فلان کار رو کنه؟
همونلحظه پامیشم آهنگ میزارم واستارت میزنم.
تاتموم بشه هم کاردیگه ای شروع نمیکنم.
یه پادکست گوش میدادم چندروز پیش درموردهمین خاموش کردنِ مغز در مواقعیکه کار داریم بود.
از پومودرو بهترجواب میده،دوستداشتم اینجادرموردش بنویسم🤍}
❤🔥2
امروز:
*تمرین کردم،
*به گل ها رسیدم،
*کلی سفارش بیشتر از فاکتورِ قبل آماده شد که فرداصبح ببرن بازارتهران،
*کارگاه رو کامل جاروکشیدم،
*مارک طبقه بندی کردم،
*چندماه بودحساب رسالتم روحسش نمیومد درست کنم وامروز اوکیش کردم،
*زبان خوندم،
*درس خوندم،
*ساعت۱۲:۳۰اومدم خونه ظرفارو شستم،خونه مرتب کردم،
*به زور رفتم دوش گرفتم
*روتین پوست و ویتامین خوردم.
همین قدم های کوچیک واقعا توانِ آدم رو زیاد میکنه. که نشخوار ذهنی نکنه.
فاکتورقبلی عصبی بودم چراانقدر تنبلی کردم،
ولی اینسری از خودم راضیم..
(جایزه به خودم اینکه فردا وقتم آزادتره حلوا درست کنم، ببرم پیشِ دایی🩶)
*تمرین کردم،
*به گل ها رسیدم،
*کلی سفارش بیشتر از فاکتورِ قبل آماده شد که فرداصبح ببرن بازارتهران،
*کارگاه رو کامل جاروکشیدم،
*مارک طبقه بندی کردم،
*چندماه بودحساب رسالتم روحسش نمیومد درست کنم وامروز اوکیش کردم،
*زبان خوندم،
*درس خوندم،
*ساعت۱۲:۳۰اومدم خونه ظرفارو شستم،خونه مرتب کردم،
*به زور رفتم دوش گرفتم
*روتین پوست و ویتامین خوردم.
همین قدم های کوچیک واقعا توانِ آدم رو زیاد میکنه. که نشخوار ذهنی نکنه.
فاکتورقبلی عصبی بودم چراانقدر تنبلی کردم،
ولی اینسری از خودم راضیم..
(جایزه به خودم اینکه فردا وقتم آزادتره حلوا درست کنم، ببرم پیشِ دایی🩶)
❤🔥2
برق بردن خونه ما شده دقیقا یک ربع:|
وا خب نبرید. دستگاهم باز میسوزه...
دیشب هم دودقیقه بردن، تاازکارگاه بیام خونه برق اومد.
وا خب نبرید. دستگاهم باز میسوزه...
دیشب هم دودقیقه بردن، تاازکارگاه بیام خونه برق اومد.
❤🔥3
این کاسه دائما از طبقه بالا میره طبقه پایین وبالعکس😂
امیرگرفت، چون خودم علاقه به شیرینی ندارم، سریع قسمت بندی کردم برای بقیه بردم.
کمرم ازصبح شدید گرفته، فکرکنم دیشب بد خوابیدم، نتونستم سرکار بمونم، نیرو اومده انجام میده من خونه درازکش افتادم
حلوا نتونستم درست کنم ببرم:(
هی یاد دایی میوفتم این روزها، چون عاشق گرما وشیرینجات بود..
امیرگرفت، چون خودم علاقه به شیرینی ندارم، سریع قسمت بندی کردم برای بقیه بردم.
کمرم ازصبح شدید گرفته، فکرکنم دیشب بد خوابیدم، نتونستم سرکار بمونم، نیرو اومده انجام میده من خونه درازکش افتادم
حلوا نتونستم درست کنم ببرم:(
هی یاد دایی میوفتم این روزها، چون عاشق گرما وشیرینجات بود..
❤🔥2
مثلا موقع شام من غذاییکه مامان میریزه برام رو نصف میکنم،
یا نون خیلی نمیخورم،لیوانمو موقع غذا اکثرا نمیارم که وسط غذا آب نخورم،
غذا رو آروم آروم میخورم، بابا تندتند میخورد تموم میکرد بعدمیگفت معده ام دردمیکنه، هی میگه همکارهام میگن شکم درآوردم.
حالا چندوقته هرچی من هرجوراستفاده میکنم میبینم عع ازهمون میاد برمیداره:)))
امروز یدفعه برای ناهار هوس انگور باپنیر(بدون نون)کردم،
رفتم برداشتم دیدم پشت سرم اومد گفت منم میخوام.
خانوم منم نون نمیخورم شکمم باید آب بشه🤣
اونروزم میگفت عصرها بیابریم پیاده روی😂
یا نون خیلی نمیخورم،لیوانمو موقع غذا اکثرا نمیارم که وسط غذا آب نخورم،
غذا رو آروم آروم میخورم، بابا تندتند میخورد تموم میکرد بعدمیگفت معده ام دردمیکنه، هی میگه همکارهام میگن شکم درآوردم.
حالا چندوقته هرچی من هرجوراستفاده میکنم میبینم عع ازهمون میاد برمیداره:)))
امروز یدفعه برای ناهار هوس انگور باپنیر(بدون نون)کردم،
رفتم برداشتم دیدم پشت سرم اومد گفت منم میخوام.
خانوم منم نون نمیخورم شکمم باید آب بشه🤣
اونروزم میگفت عصرها بیابریم پیاده روی😂
❤🔥2
فقط حجم غذا که برام آورد:||||
هی نگاه کردم میگم این برای۴نفره نه من.
چی فرض میکنید معده منو😭😂آبجی میگه بخور خوب بشی😂
قایمکی بردم دادم خونه😂
هی نگاه کردم میگم این برای۴نفره نه من.
چی فرض میکنید معده منو😭😂آبجی میگه بخور خوب بشی😂
قایمکی بردم دادم خونه😂
اینجا یکم نوشتم مغزم آروم شد، شرمنده من هرازگاهی تندتند افکارم رومینویسم بعد پاک میکنم
چون دوست ندارم اینجا حرف منفی بمونه🥲چون اینجا برام شبیه دفترچه اس،
وبعدها باز میام میخونم..
بریم باقی سفارشات رو پک کنیم
۱۰۰۰جین سفارش مونده.
چون دوست ندارم اینجا حرف منفی بمونه🥲چون اینجا برام شبیه دفترچه اس،
وبعدها باز میام میخونم..
بریم باقی سفارشات رو پک کنیم
۱۰۰۰جین سفارش مونده.
و در نهایت
در جست و جوی تکیه گاهی
به خویش میرسی.
و زندگی بارها و بارها و بارها،
تو را با " خودت " رو به رو خواهد کرد.
در جست و جوی تکیه گاهی
به خویش میرسی.
و زندگی بارها و بارها و بارها،
تو را با " خودت " رو به رو خواهد کرد.