Azar🌙
68 subscribers
1.43K photos
22 videos
5 files
23 links
(کانالچه روزمرگیِ دهه ۲۰سالگی)
صبح ها مربی بدنسازی، عصرها گذروندن وقت با کارگاه.
ورزش، تلاش، نور.
Download Telegram
یه حمله ۵نفره بابشقاب کردیم
آخربابادیدآب پاشیدنمون تموم نمیشه
با ماهیتابه اومد
هممونو یه دور دوش گرفت🤣
تا گوشام پرآب شده😂
❤‍🔥2
انقدر خوابم میاد اندازه نداره
ولی نشستیم پای رونالدو.
❤‍🔥2
Azar🌙
ولی نشستیم پای رونالدو.
خدافظی شد.
حالا بریم بخوابیم🦦
❤‍🔥2
امیر هی میگه
آخرین لباس تیم ملی.
بعد رفت تو بغض،
غمم گرفت🥲
❤‍🔥2
هی به این فکرمیکنم من برای تیم ملی
فقط و فقط والیبال رو موقعیکه مدرسه میرفتم ریزبه ریز دنبال میکردم.
بعدازاون دیگ هیچی.
چه حس بدیه که علاقه ای به تیم کشور خودت خیلی وقته نداری، بازی بقیه تیم هارو میبینی...
امیر ۶صبح تو مسیر رفت تو ماشین، بازی انگلیس مکزیک میدید.😂
❤‍🔥2
از نظر من برد زندگی باایشونه
اصلا نمیدونه پرتقاله یا پرتغال😂
من رزمی میرفتم
میگفت چرامیری کتک بخوری😂😂😂
راستم میگفت
هرسری رون وساق پاهام کبود بود😂
❤‍🔥2
بعد امیر
روش رو کرد طرف دیوار اشکشو نبینم🥲💔
اعصابم خراب شد.
(صدا ریلز اینستا میاد با فین فین.)
❤‍🔥2
Azar🌙
هرچقدر کیف باشگاهم رو گشتم کلاهم نبود:)))))))
🥹بچم
سکته زدم اونروز واقعا.
❤‍🔥2
بنده خدا ثریا کل باشگاه رو گشت نبود،
دیروز رفتم توماشین دیدم اونجاست
امیر ازکیفم برداشته بود اذیتم کنه😒
منم هی خودخوری کردم چرا فراموشکارشدم،
از ذوق امروز انقدر عکس توباشگاه انداختم😂
❤‍🔥2
دیشب که تا۲بیداربودیم
نتونستم صبح هم بخوابم وخستگی سفر توجونمه،
اول صبح سفارش آوردن،
بعدش هم مهمون برای صبحونه اومد،
صبحونه براشون آماده کردم و رفتم باشگاه،
وناهار هم هستن ومامان داره ماکارونی میپزه.
دیگ من بچه هارو جمع کردم آوردم کارگاه
سرگرم باشن من هم سفارش هارو انجام بدم
روی هم جمع نشه.
❤‍🔥2
یکم سفارش آماده کردم
بعد یجور خوابیدم که مامانم دلش نمیومد بیدارم کنه😂
میگه چقدر خسته بودی انقدر زیادخوابیدی
اینکه شبیه عابربانک منو میبینن حس بدی بهم میده.
هرچقدر میگم ندارم مهدی تسویه نکرده، میگن نه تو همیشه یه جایی ذخیره داری.
اگه دارم خب برای قسط هامه، یا پس انداز،
نه اینکه قرض بقیه رو پاس کنم
موقع پس دادن هم دائم قیافه میگیرن که چرا داری پس میگیری.
امروز از من آدمه اهل کاری درنیومد
هرکار کردم فقط ۳۰جین آماده کردم
بدنم نمیاد، برم خونه دوش بگیرم صبح باشگاه جلو بازو دارم،
شام+انیمیشن.
ازاین شک دارم که نکنه باز تیروییدم کم کاریش برگشته که بدنم اینطور خسته اس؟
پارسال دوماه که قرص خوردم بعدش درست شد، دکتر قرصم رو قطع کرد وگفت دیگه نمیخواد،
باز باید نوبت بگیرم چکاپ بدم
خیلی دلم میخواد جایی رو داشته باشم
که خیلی راحت از حس هام، مشکلاتم، درگیری هام، حسهای خوبم بگم و این رابطه دوطرفه باشه.
همیشه یکطرفه بودن قلبم رو سرد میکنه.
ولی خب...همچین جایی روندارم.
اینجاهم که شما فقط چندتاتون تو دایرکت بهم پیام میدید:(
Azar🌙
ولی خب...همچین جایی روندارم.
یه دختره ولی هست توباشگاه
هی تلاش میکنه رفیق باشیم، ولی نمیتونم
حس رفیق شدنم نمیاد
اونروز حتی تاریخ تولدم رو پرسید تو گوشیش سیو کرد
گفتم برای چی؟
گفت هیچی لازمم میشه:|
هرسری هم گفت بیابریم بیرون پیچوندم (حوصله هم ندارم) هی گفتم ازباشگاه میرم سرکار،
برگشت گفت آخر یه روز میبرمت بیرون شیرینی ماشینمو بهت میدم،شوهرش براش خریده
هی به این فکرمیکنم قبلا چطور خودم برای دوست شدن پیشقدم میشدم؟
خودم آدمارو میرونم وآشنا نمیشم وتنبلیم میاد
بعد خودم هم میگم چرا دوستی که رابطمون کاملا دوطرفه باشه ندارم😂