امشب قبل اینکه برم کیک بگیرم بابا کلوچه گرفت گفت آذر این برای تو.
بعد که کافینت رو باامیر بستیم رفتیم کیک گرفتیم آوردیم فکرمیکردم الان سورپرایزمیشه،
بعد بابا گفت میخواستم باکلوچه یادآوری کنم تولدمه.😭😂
مرد یادم بود از قبل چراضایعم میکنی😂
تنها تولدی که همیشه یادشه تولد خودشه😂
بعد که کافینت رو باامیر بستیم رفتیم کیک گرفتیم آوردیم فکرمیکردم الان سورپرایزمیشه،
بعد بابا گفت میخواستم باکلوچه یادآوری کنم تولدمه.😭😂
مرد یادم بود از قبل چراضایعم میکنی😂
تنها تولدی که همیشه یادشه تولد خودشه😂
Azar🌙
1⃣نجات امروز: حرف زدن باکسیکه شنواست و راهکار درست میده، از حجم شلوغی کارها آدمو بیرون میکشه والویت بندی زندگیم رو برام یادآوری کرد. (قید ارشدِ دولتی رو فعلا زدم فقط آزمون رو میدم. برای من این مسیر الان مناسب نیست. ترجیح دادم جاپای شغلم مشخص باشه، بعد در راستای…
2⃣
نجات امروز: تولد بابا وپیاده روی تو هوای یخِ شب بود.
جونم تازه شد.
نجات امروز: تولد بابا وپیاده روی تو هوای یخِ شب بود.
جونم تازه شد.
دیدید یه اتفاقی چندین شب توخواب دیدید
بعد تو واقعیت کپی همون اتفاق میوفته؟
حتی صحنه ها و...
من خوابم رو به آبجیم همونموقع تعریف کرده بودم.
بعد الان که همون اتفاقِ توخوابم افتاد بادهن باز مونده بودم.
حتی چندسال پیش فوت آقاجونم باتک تک مهمون ها یه هفته قبلش تو خواب دیده بودم ومهمون ها باهمون ترتیب که توخوابم بود تو خونشون اومدن و نشستن.
حتی خالم از من آب خواست توخواب، بعد من جای گریه اونجا تو ذهنم بود عع الان یکم دیگه مثل خوابم خاله میگه آذر آب بده،
دقیقا همون خالم گفت آب بیار :||||
فوت مادرزنداییم هم همینطور دیدم وبه مامانم گفتم توخواب دیدم که فوت میشه وتومراسمش بودیم، گفتن نه دکترها گفتن حالش خوبه،
فرداش فوت شد.
من خواب زیاد نمیبینم، بخاطر همین خواب هاییکه میبینم باتک تک جزئیات یادم میمونه،
وقتی دقیقا واقعی میشه اینطوریم که برگاااام. چراآخه
بعد تو واقعیت کپی همون اتفاق میوفته؟
حتی صحنه ها و...
من خوابم رو به آبجیم همونموقع تعریف کرده بودم.
بعد الان که همون اتفاقِ توخوابم افتاد بادهن باز مونده بودم.
حتی چندسال پیش فوت آقاجونم باتک تک مهمون ها یه هفته قبلش تو خواب دیده بودم ومهمون ها باهمون ترتیب که توخوابم بود تو خونشون اومدن و نشستن.
حتی خالم از من آب خواست توخواب، بعد من جای گریه اونجا تو ذهنم بود عع الان یکم دیگه مثل خوابم خاله میگه آذر آب بده،
دقیقا همون خالم گفت آب بیار :||||
فوت مادرزنداییم هم همینطور دیدم وبه مامانم گفتم توخواب دیدم که فوت میشه وتومراسمش بودیم، گفتن نه دکترها گفتن حالش خوبه،
فرداش فوت شد.
من خواب زیاد نمیبینم، بخاطر همین خواب هاییکه میبینم باتک تک جزئیات یادم میمونه،
وقتی دقیقا واقعی میشه اینطوریم که برگاااام. چراآخه
الان دوستم پیام داد که مادراونیکی دوستم فوت شده. شوک شدم.
بعد دقیقا اوایل محرم من خواب دیدم جلودر اینا مشکی بود!
فردا بریم خاکسپاری.
دلم داره از بغض میترکه، خیلی خیلی خیلی خانم خوبی بود.
بعد دقیقا اوایل محرم من خواب دیدم جلودر اینا مشکی بود!
فردا بریم خاکسپاری.
دلم داره از بغض میترکه، خیلی خیلی خیلی خانم خوبی بود.
انقدر شلوغه کارگاه
که امروز دوتا دوست آبجی اومدن لیبل زدن.
مامانم هم الان اومده کمک سفارشارو قلاب میندازه.🥲
من موندم بین این حجم پک کردن.
که امروز دوتا دوست آبجی اومدن لیبل زدن.
مامانم هم الان اومده کمک سفارشارو قلاب میندازه.🥲
من موندم بین این حجم پک کردن.
ناهار ۵قاشق فقط ماکارونی خوردم
شام هم ۴قاشق برنج بایک چهارم کوبیده
بعد معده ام اینطوره که دارم میترکم
میانوعده هم یه کاکائو تلخ
دلم پیاده روی طولانی هرشب میخواد.
اماکسی پایه نیست
امنیت هم خداروشکر تو این مملکت نیست که بتونم تنهابرم.
درجا جیبتو میزنن یاخودتو میبرن.
شام هم ۴قاشق برنج بایک چهارم کوبیده
بعد معده ام اینطوره که دارم میترکم
میانوعده هم یه کاکائو تلخ
دلم پیاده روی طولانی هرشب میخواد.
اماکسی پایه نیست
امنیت هم خداروشکر تو این مملکت نیست که بتونم تنهابرم.
درجا جیبتو میزنن یاخودتو میبرن.
اومدم سریال جدید شروع کنم،
لهجه باریش اردوچ توفیلمه انقدررر غلیظه که تا من توذهنم ترجمه اش کنم سریال تموم میشه
قید سریاله رو زدم😂
یه زمان کراش نوجوونیم بود، چون ورزشکار بود😔😂
لهجه باریش اردوچ توفیلمه انقدررر غلیظه که تا من توذهنم ترجمه اش کنم سریال تموم میشه
قید سریاله رو زدم😂
یه زمان کراش نوجوونیم بود، چون ورزشکار بود😔😂
ولی سریال قبلی رو کیف میکردم میدیدم دارم بیشتر پیشرفت میکنم،
چون کارگاهم بیشترفقط گوش میدم، کامل میفهمیدم چی میگن😭
چون کارگاهم بیشترفقط گوش میدم، کامل میفهمیدم چی میگن😭
تیخیخیخی هنوز انقدر مونده.
نصفشم چیدم بیرون، و اونیکی اتاق،
که فردا مارک بخورن،
اگه تافردا ظهر سفارش هارو تموم کنم دوروز به خودم مرخصی میدم
که بشینم درس بخونم.🙂↔️😂
نصفشم چیدم بیرون، و اونیکی اتاق،
که فردا مارک بخورن،
اگه تافردا ظهر سفارش هارو تموم کنم دوروز به خودم مرخصی میدم
که بشینم درس بخونم.🙂↔️😂
نیلوریا🪷
امسال شمع تولدم برای آرزوهام روشن نمیشه، به یاد آرزوهای کسایی روشن میشه که فرصت زندگی کردن ازشون گرفته شد... 25.🎂
تولدت مبارك نیلویِ ناز🌸
امسال بهترین ها رقم بخوره برات🤍
امسال بهترین ها رقم بخوره برات🤍
تفاوت منِ جغد بابقیه:
ساعت چهارونیم صبحه من تازه اومدم خونه.
همسایمون الان ماشین رو روشن کرد رفت سرکار.
ساعت چهارونیم صبحه من تازه اومدم خونه.
همسایمون الان ماشین رو روشن کرد رفت سرکار.
طلا هی میره بالا،
پس اندازم تو ملی مونده ونمیشه انتقال داد.
واقعا دیگ نمیدونم این بانک رو چیکار کنم
پس اندازم تو ملی مونده ونمیشه انتقال داد.
واقعا دیگ نمیدونم این بانک رو چیکار کنم
چرا واقعا به بلوبانکم خیانت کردم؟ و رفتم ملی
بنده خدا تو این چندروز دوتا وام کوچولو هم داد بهم
بنده خدا تو این چندروز دوتا وام کوچولو هم داد بهم
رفتم مراسم ختم وانقدر شلوغ بود سرپا تسلیت گفتم واومدیم خونه،
درحد همین۵دقیقه که اونجابودیم حالم بدشد وحس سنگینی داشتم..
خودمو نتونستم نگه دارم، هی یاد مامانش میوفتادم گریه ام گرفت.
خدا تن همه مادروپدرهارو سلامت نگه داره.
هیچی توی دنیا به اندازه نبودِ پدرومادر زجرآور نیست..❤️🩹
درحد همین۵دقیقه که اونجابودیم حالم بدشد وحس سنگینی داشتم..
خودمو نتونستم نگه دارم، هی یاد مامانش میوفتادم گریه ام گرفت.
خدا تن همه مادروپدرهارو سلامت نگه داره.
هیچی توی دنیا به اندازه نبودِ پدرومادر زجرآور نیست..❤️🩹
❤🔥2