Azar🌙
73 subscribers
1.44K photos
23 videos
5 files
22 links
صبح ها مربی بدنسازی.
عصرها گذروندن وقت با کارگاهم.
که روزنه نورِ برای روزهایِ من.
Download Telegram
امشب قبل اینکه برم کیک بگیرم بابا کلوچه گرفت گفت آذر این برای تو.
بعد که کافینت رو باامیر بستیم رفتیم کیک گرفتیم آوردیم فکرمیکردم الان سورپرایزمیشه،
بعد بابا گفت میخواستم باکلوچه یادآوری کنم تولدمه.😭😂
مرد یادم بود از قبل چراضایعم میکنی😂
تنها تولدی که همیشه یادشه تولد خودشه😂
آدم هاییکه ازدواج میکنن واخلاقشون تغییر نمیکنه، موردعلاقمن.
❤‍🔥1
دیدید یه اتفاقی چندین شب توخواب دیدید
بعد تو واقعیت کپی همون اتفاق میوفته؟
حتی صحنه ها و...
من خوابم رو به آبجیم همونموقع تعریف کرده بودم.
بعد الان که همون اتفاقِ توخوابم افتاد بادهن باز مونده بودم.

حتی چندسال پیش فوت آقاجونم باتک تک مهمون ها یه هفته قبلش تو خواب دیده بودم ومهمون ها باهمون ترتیب که توخوابم بود تو خونشون اومدن و نشستن.
حتی خالم از من آب خواست توخواب، بعد من جای گریه اونجا تو ذهنم بود عع الان یکم دیگه مثل خوابم خاله میگه آذر آب بده،
دقیقا همون خالم گفت آب بیار :||||

فوت مادرزنداییم هم همینطور دیدم وبه مامانم گفتم توخواب دیدم که فوت میشه وتومراسمش بودیم، گفتن نه دکترها گفتن حالش خوبه،
فرداش فوت شد.

من خواب زیاد نمیبینم، بخاطر همین خواب هاییکه میبینم باتک تک جزئیات یادم میمونه،
وقتی دقیقا واقعی میشه اینطوریم که برگاااام. چراآخه
الان دوستم پیام داد که مادراونیکی دوستم فوت شده. شوک شدم.
بعد دقیقا اوایل محرم من خواب دیدم جلودر اینا مشکی بود!
فردا بریم خاکسپاری.
دلم داره از بغض میترکه، خیلی خیلی خیلی خانم خوبی بود.
از خواب هام میترسم.
انقدر شلوغه کارگاه
که امروز دوتا دوست آبجی اومدن لیبل زدن.
مامانم هم الان اومده کمک سفارشارو قلاب میندازه.🥲
من موندم بین این حجم پک کردن.
ناهار ۵قاشق فقط ماکارونی خوردم
شام هم ۴قاشق برنج بایک چهارم کوبیده
بعد معده ام اینطوره که دارم میترکم
میانوعده هم یه کاکائو تلخ

دلم پیاده روی طولانی هرشب میخواد.
اماکسی پایه نیست
امنیت هم خداروشکر تو این مملکت نیست که بتونم تنهابرم.
درجا جیبتو میزنن یاخودتو میبرن.
سریال نانازیم هم تموم شد.
کاش فصل ۲رو زودتر بسازن.
اومدم سریال جدید شروع کنم،
لهجه باریش اردوچ توفیلمه انقدررر غلیظه که تا من توذهنم ترجمه اش کنم سریال تموم میشه
قید سریاله رو زدم😂
یه زمان کراش نوجوونیم بود، چون ورزشکار بود😔😂
ولی سریال قبلی رو کیف میکردم میدیدم دارم بیشتر پیشرفت میکنم،
چون کارگاهم بیشترفقط گوش میدم، کامل میفهمیدم چی میگن😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تیخیخیخی هنوز انقدر مونده.
نصفشم چیدم بیرون، و اونیکی اتاق،
که فردا مارک بخورن،
اگه تافردا ظهر سفارش هارو تموم کنم دوروز به خودم مرخصی میدم
که بشینم درس بخونم.🙂‍↔️😂
جمعه هم برم باغ دایی مغزم بازبشه
تفاوت منِ جغد بابقیه:

ساعت چهارونیم صبحه من تازه اومدم خونه.
همسایمون الان ماشین رو روشن کرد رفت سرکار.
طلا هی میره بالا،
پس اندازم تو ملی مونده ونمیشه انتقال داد.
واقعا دیگ نمیدونم این بانک رو چیکار کنم
چرا واقعا به بلوبانکم خیانت کردم؟ و رفتم ملی
بنده خدا تو این چندروز دوتا وام کوچولو هم داد بهم
رفتم مراسم ختم وانقدر شلوغ بود سرپا تسلیت گفتم واومدیم خونه،
درحد همین۵دقیقه که اونجابودیم حالم بدشد وحس سنگینی داشتم..
خودمو نتونستم نگه دارم، هی یاد مامانش میوفتادم گریه ام گرفت.
خدا تن همه مادروپدرهارو سلامت نگه داره.
هیچی توی دنیا به اندازه نبودِ پدرومادر زجرآور نیست..❤️‍🩹
❤‍🔥2
❤‍🔥2