Azar🌙
68 subscribers
1.43K photos
22 videos
5 files
22 links
(کانالچه روزمرگیِ دهه ۲۰سالگی)
صبح ها مربی بدنسازی، عصرها گذروندن وقت با کارگاه.
ورزش، تلاش، نور.
Download Telegram
از امشب افطاری که بیرون بردیم🔥🩵
😍3
استارت خونه تکونی رو هم امروز زدیم
کی تموم بشه؟ خیالم راحت بشه؟ نمیدانم
دلم یه دو سه روز زندگی ادایی میخواد:
مثل ایناکه صبح بیدارشن به فکراین باشن هرآخرهفته کجاتفریح برن،
بدون اینکه چیزی بگن کارتشون رو همسرمحترم شارژ کنه،
به فکر ترمیم کاشت وانواع عمل هستن،
امافکرکنم بهم نسازه😂

با دل درد واستراحت یه هفته جسمی
تازه الان بریم سره کار
و بعدش هم بیان فرش ها شسته بشه
اندازه موهای سرم کاردارم و جونشو ندارم🫠
هفته بعد وزن بگیرم معلوم میشه چقدر وزن کم کردم
ولی عضله ورگ دست وبیشترشدن ترقوه ها خودشو نشون داده باز،
و امیدبخشه نتیجه استمرار
{بافیتنس درمنزل بابرنامه ای که برای خودم مینویسم+رژیم حین روزه داری که داشتم}
از امروز:🌈
😍3
خرید تراپی حالمو خوب میکنه...
برای مامانم عیدی شومیزگرفتم
برای خودم دوتا شومیزمانتویی وکراپ وکیف و...،
مونده عیدی به مادربزرگم بگیرم،
چقدر شلوغ بود،
دلم پیش کتاب ها موندولی خودمو تنبیه کردم که هنوز کتاب هاییکه از اسنپ سفارش زده بودم رو نخوندم،طرفشونم نرفتم🫠

صبح خیلی کارداشتم خسته کننده بود،
ولی شبش قشنگ بود🩵
یکی از آنلاین شاپ های موردعلاقه که دوسداشتم بزنم،
کراپ دخترونه اس🫠
همه رنگش قشنگه
Azar🌙
از امروز:🌈
الان داشتم فکرمیکردم چقدر دوسدارم یه روز خونه خودم باشه،
میز با تم سنتی بچینم،
اتاق خواب باتم نسکافه ای سفید،
من عاشق هنر میناکاری ام🥺
بااصالت و خاصه ازنظرم
بمونه اینجا یه روز که خونه خودم رو قراربود بچینم یادم بیاد این خواسته دلیم بود
وبرای داشتنش از ته دلم از خدا خواستم:)🩵
فردا ۲۰۰جین کار منتظر منه،
که آماده بشه وارسال بشه
مغز عزیز بخواب فقط.
Azar🌙
فردا ۲۰۰جین کار منتظر منه، که آماده بشه وارسال بشه مغز عزیز بخواب فقط.
ازصبح باضعف جسمی وپرپر بودن به اندازه دوروز کارای کارگاهو انجام دادیم،
ایناهم بره که پک بشه.

برنامه نوشتم برای کارهای خونه وباقی خریدام وبازار رفتن وتحویل دادن دوتا دیگه فاکتور تاآخره سال،
و تصمیم گیری برای پس انداز آخره سال...
این روزهای آخر منظم سپری بشه.
🆒1
نذری
Azar🌙
نذری
دلم عمیقا میخواد شیرینی و کیک درست کنم
و رولت ودانمارکی وکوکی ویزدی بزنم🥲
تراپیه برام،
ولی وقتش نیست،خونه هم ترکیده🫠
کارگاه هم،
ولی نمیتونم خودم بخورم،
حتی حلوا و شله زرد و مشکوفی و...،
شیرینن بیشتراز یه بندانگشت دلمومیزنه...
کل استادها گفتن بعداز عید بیاید،دانشگاه تعطیله،
هرکسی رفته استاد نبوده،
بعد میان میگن ما از تدریس عقب میوفتیم!!!
اونم چه درسی، ورزش🤡
خدایا این ۱۴واحدم پاس کنم دیگ چیزی نمیخوام
از میزان منطقی که مادرها توی ایام خونه تکونی دارن،
کم مونده سرمو بکوبم دیوار.
بعداز یه روز پرفعالیت این باید میزدم🫠
حس میکنم جسمی داغون شدم
ولی فقط دلم میخوادتموم بشه برم خرید مدام،
بخاطراین سخت میگیرم به خودم
امروز که کلی کارداشتم و مدام میگفت( آلاآدَر بیا مداد)،
ومیخواست نقاشی بکشم باهاش ومن به شدت درگیربودم،
اومدم دیدم انقدر تنهایی نقاشی کشیده خوابش برده،
دلم گرفت،
به عمری که با بدو بدو کردن میگذره،
بدو بدو برای عید،
ازدواج،
دانشگاه،
کار و...
انگار باید یه چیزی رو بدست بیاریم تاحالمون خوب باشه،
لذت نمیبریم ازهمین لحظات تلاش کردن و کناره هم بودن ها:)💔
فقط یبار جوونیم.
کاش بتونیم اینو درک کنیم وعملیش کنیم کامل.
🤝1
{کاش میشد اززندگی برای چندروز مرخصی گرفت.}
🐳1