همه امروز:
وای پشمام چراااا، برگاااام
بچه ها بیاید ببینید آذر چیکارکردههه جیغغغ
از زهرا هم کتک خوردم.
زهرا برگشت گفت بیبی فیس شدی ولی میرم خونه بخاطر موهات که زدی گریه میکنم😂
ازاین بشر میترسیدم که برم باشگاه که از اول تاآخر امروز چش غره بود😂
وای پشمام چراااا، برگاااام
بچه ها بیاید ببینید آذر چیکارکردههه جیغغغ
از زهرا هم کتک خوردم.
زهرا برگشت گفت بیبی فیس شدی ولی میرم خونه بخاطر موهات که زدی گریه میکنم😂
ازاین بشر میترسیدم که برم باشگاه که از اول تاآخر امروز چش غره بود😂
❤🔥2
لیمو تلخ
من میخوام پروژه "نجات روز" رو برگردونم. قراره در طول روز حداقل یک کار توسعه فردی طوری که برای خودم انجام دادم رو بنویسم. یک ماه قبل خیلی به درد من خورد. این ماه شما هم دعوتید:)
چون من آدم روزمره شدن نیستم
روزمرگی خستم میکنه، کلافه میشم، دائما باید یه تنوعی درطول روز باشه تاادامه بدم
(نجات) لیمو رو دوسدارم یک ماه انجام بدم:)
روزمرگی خستم میکنه، کلافه میشم، دائما باید یه تنوعی درطول روز باشه تاادامه بدم
(نجات) لیمو رو دوسدارم یک ماه انجام بدم:)
1⃣نجات امروز:
حرف زدن باکسیکه شنواست و راهکار درست میده،
از حجم شلوغی کارها آدمو بیرون میکشه والویت بندی زندگیم رو برام یادآوری کرد.
(قید ارشدِ دولتی رو فعلا زدم فقط آزمون رو میدم.
برای من این مسیر الان مناسب نیست.
ترجیح دادم جاپای شغلم مشخص باشه، بعد در راستای علاقم ارشد بگیرم، نه صرفا یه مدرک باشه.)
حرف زدن باکسیکه شنواست و راهکار درست میده،
از حجم شلوغی کارها آدمو بیرون میکشه والویت بندی زندگیم رو برام یادآوری کرد.
(قید ارشدِ دولتی رو فعلا زدم فقط آزمون رو میدم.
برای من این مسیر الان مناسب نیست.
ترجیح دادم جاپای شغلم مشخص باشه، بعد در راستای علاقم ارشد بگیرم، نه صرفا یه مدرک باشه.)
روزیکه پا دارم، مستقیم ازباشگاه میرم سرکار.
تاپاهام سرد نشده.
وگرنه بعدش نه میتونم راه برم، نه بشینم.:)😂
تاپاهام سرد نشده.
وگرنه بعدش نه میتونم راه برم، نه بشینم.:)😂
دیدید وقتی یه کاری میکنید روی همون مورد حساس میشید؟
الان من روی مو بقیه حساس شدم
قبلا اصلا به چشمم نمیومد.
حالاهی هرکی میبینم اول موهاش به چشمم میاد کی موهاش سوخته، موخوره داره، کم حجمه، وزوزی شده
دست خودمم نیست. حساس شدم.
الان من روی مو بقیه حساس شدم
قبلا اصلا به چشمم نمیومد.
حالاهی هرکی میبینم اول موهاش به چشمم میاد کی موهاش سوخته، موخوره داره، کم حجمه، وزوزی شده
دست خودمم نیست. حساس شدم.
خالمم رفت زد
موهاش تا کمرش بود
بخاطر شینیون بااتو مو آرایشگر زده سوزونده. جای مشکی دیگه انگار قرمزی میزد.
واقعا شینیون چیه:|||
گندمیزده به سلامت مو.
موهاش تا کمرش بود
بخاطر شینیون بااتو مو آرایشگر زده سوزونده. جای مشکی دیگه انگار قرمزی میزد.
واقعا شینیون چیه:|||
گندمیزده به سلامت مو.
نیروم دیگه نمیاد:(
بخاطر شرایط خانوادش نمیتونه کارکنه.
و دلم میخواد برم هرچی مرد هست خفه کنم.
چرا مردها محدودیت برای خانوما میزارن
چرا خودشون رو صاحب خانم ها میدونن
ازباشگاه که اومدم کلا سرپا بودم، نرفتم خونه.
امروز هم که پرس پا ۱۰۰ زدم
پاهام دیگه جون نداره
حس میکنم امروز آدم آهنی شدم.
بخاطر شرایط خانوادش نمیتونه کارکنه.
و دلم میخواد برم هرچی مرد هست خفه کنم.
چرا مردها محدودیت برای خانوما میزارن
چرا خودشون رو صاحب خانم ها میدونن
ازباشگاه که اومدم کلا سرپا بودم، نرفتم خونه.
امروز هم که پرس پا ۱۰۰ زدم
پاهام دیگه جون نداره
حس میکنم امروز آدم آهنی شدم.
دلم موتورِ مشکی میخواد.
جدیدا خیابون ما دوسه تا خانم هستن که گرفتن و بیرون میرن،
میبینمشون عشق میکنم😎💪🏻
کاش تعدادشون بیشتر بشه
خانواده براشون عادی بشه، منم برای خودم بگیرم.
جدیدا خیابون ما دوسه تا خانم هستن که گرفتن و بیرون میرن،
میبینمشون عشق میکنم😎💪🏻
کاش تعدادشون بیشتر بشه
خانواده براشون عادی بشه، منم برای خودم بگیرم.
امشب قبل اینکه برم کیک بگیرم بابا کلوچه گرفت گفت آذر این برای تو.
بعد که کافینت رو باامیر بستیم رفتیم کیک گرفتیم آوردیم فکرمیکردم الان سورپرایزمیشه،
بعد بابا گفت میخواستم باکلوچه یادآوری کنم تولدمه.😭😂
مرد یادم بود از قبل چراضایعم میکنی😂
تنها تولدی که همیشه یادشه تولد خودشه😂
بعد که کافینت رو باامیر بستیم رفتیم کیک گرفتیم آوردیم فکرمیکردم الان سورپرایزمیشه،
بعد بابا گفت میخواستم باکلوچه یادآوری کنم تولدمه.😭😂
مرد یادم بود از قبل چراضایعم میکنی😂
تنها تولدی که همیشه یادشه تولد خودشه😂
Azar🌙
1⃣نجات امروز: حرف زدن باکسیکه شنواست و راهکار درست میده، از حجم شلوغی کارها آدمو بیرون میکشه والویت بندی زندگیم رو برام یادآوری کرد. (قید ارشدِ دولتی رو فعلا زدم فقط آزمون رو میدم. برای من این مسیر الان مناسب نیست. ترجیح دادم جاپای شغلم مشخص باشه، بعد در راستای…
2⃣
نجات امروز: تولد بابا وپیاده روی تو هوای یخِ شب بود.
جونم تازه شد.
نجات امروز: تولد بابا وپیاده روی تو هوای یخِ شب بود.
جونم تازه شد.
دیدید یه اتفاقی چندین شب توخواب دیدید
بعد تو واقعیت کپی همون اتفاق میوفته؟
حتی صحنه ها و...
من خوابم رو به آبجیم همونموقع تعریف کرده بودم.
بعد الان که همون اتفاقِ توخوابم افتاد بادهن باز مونده بودم.
حتی چندسال پیش فوت آقاجونم باتک تک مهمون ها یه هفته قبلش تو خواب دیده بودم ومهمون ها باهمون ترتیب که توخوابم بود تو خونشون اومدن و نشستن.
حتی خالم از من آب خواست توخواب، بعد من جای گریه اونجا تو ذهنم بود عع الان یکم دیگه مثل خوابم خاله میگه آذر آب بده،
دقیقا همون خالم گفت آب بیار :||||
فوت مادرزنداییم هم همینطور دیدم وبه مامانم گفتم توخواب دیدم که فوت میشه وتومراسمش بودیم، گفتن نه دکترها گفتن حالش خوبه،
فرداش فوت شد.
من خواب زیاد نمیبینم، بخاطر همین خواب هاییکه میبینم باتک تک جزئیات یادم میمونه،
وقتی دقیقا واقعی میشه اینطوریم که برگاااام. چراآخه
بعد تو واقعیت کپی همون اتفاق میوفته؟
حتی صحنه ها و...
من خوابم رو به آبجیم همونموقع تعریف کرده بودم.
بعد الان که همون اتفاقِ توخوابم افتاد بادهن باز مونده بودم.
حتی چندسال پیش فوت آقاجونم باتک تک مهمون ها یه هفته قبلش تو خواب دیده بودم ومهمون ها باهمون ترتیب که توخوابم بود تو خونشون اومدن و نشستن.
حتی خالم از من آب خواست توخواب، بعد من جای گریه اونجا تو ذهنم بود عع الان یکم دیگه مثل خوابم خاله میگه آذر آب بده،
دقیقا همون خالم گفت آب بیار :||||
فوت مادرزنداییم هم همینطور دیدم وبه مامانم گفتم توخواب دیدم که فوت میشه وتومراسمش بودیم، گفتن نه دکترها گفتن حالش خوبه،
فرداش فوت شد.
من خواب زیاد نمیبینم، بخاطر همین خواب هاییکه میبینم باتک تک جزئیات یادم میمونه،
وقتی دقیقا واقعی میشه اینطوریم که برگاااام. چراآخه
الان دوستم پیام داد که مادراونیکی دوستم فوت شده. شوک شدم.
بعد دقیقا اوایل محرم من خواب دیدم جلودر اینا مشکی بود!
فردا بریم خاکسپاری.
دلم داره از بغض میترکه، خیلی خیلی خیلی خانم خوبی بود.
بعد دقیقا اوایل محرم من خواب دیدم جلودر اینا مشکی بود!
فردا بریم خاکسپاری.
دلم داره از بغض میترکه، خیلی خیلی خیلی خانم خوبی بود.