من باچیزهای کوچیک دخترونه بیشتر ذوق میکنم🥲
امروز هم یکی میدونست حالم خوب نیست و برام کاکائو آورد بعدافطار بخورم،بخاطر قلب مهربونش که حواسش بهم هست حالم خوب شد🤍
مهربونی رو دریغ نکنیم ازهم🤍🫠
امروز هم یکی میدونست حالم خوب نیست و برام کاکائو آورد بعدافطار بخورم،بخاطر قلب مهربونش که حواسش بهم هست حالم خوب شد🤍
مهربونی رو دریغ نکنیم ازهم🤍🫠
❤4
داشتم تو ذهنم هی خودخوری میکردم
که فلان جا فلان کار رو کنم بهتر بالا میره روند،فلان جا باید جواب طرفو میدادم، یجایی نباید خسته میشدم و کم میاوردم و...
که رسیدم به این پست🥲
که فلان جا فلان کار رو کنم بهتر بالا میره روند،فلان جا باید جواب طرفو میدادم، یجایی نباید خسته میشدم و کم میاوردم و...
که رسیدم به این پست🥲
{حرف هاش عجیب تلنگره
که حرص نخوریم، تولحظه شادباشیم ولذت ببریم، گریه برای ازدست رفته ها نکنیم،
هیچی به اندازه خودمون وسلامتیمون مهم نیست.}
که حرص نخوریم، تولحظه شادباشیم ولذت ببریم، گریه برای ازدست رفته ها نکنیم،
هیچی به اندازه خودمون وسلامتیمون مهم نیست.}
😢1
{بااینکه گارد داشتم و الانم دارم
چون تمرین مجازی اذیتم میکنه وحجاب ولباس بسته موقع تمرین کلافه ام میکنه،
ولی امروز یه شاگرد مجازی برای فیتنس توخونه گرفتم باخودم کارکنه،
این گارد رو هم کم کم بشکنم توی همین امسال بمونه.}
چون تمرین مجازی اذیتم میکنه وحجاب ولباس بسته موقع تمرین کلافه ام میکنه،
ولی امروز یه شاگرد مجازی برای فیتنس توخونه گرفتم باخودم کارکنه،
این گارد رو هم کم کم بشکنم توی همین امسال بمونه.}
عیدیم رو پدر گرامی زد
من فقط عیدها پول میگیرم باقی سال رو درآمد خودم استفاده میکنم وسود کافینت،
حالا بریم چی بخریم🦦
هیچیییی نمیدن
من فقط عیدها پول میگیرم باقی سال رو درآمد خودم استفاده میکنم وسود کافینت،
حالا بریم چی بخریم🦦
هیچیییی نمیدن
دنیا وچرخ زمان خیلی عجیبه،
یه دورانی میشه باکسایی شبت صبح نمیشه تاصحبت نکنی باهاشون،
بعدحالا بعد سه سال تنها ارتباطم با یکی از دوست صمیمیه دبیرستانم دراین حد شده که تولدهای همدیگرو یادمونه و اولین نفر تبریک میگیم و میره برای سالِ بعد...
دانشگاه مسیر جفتمونو عوض کرد
صمیمیت هاییکه یه روزی کمرنگ میشن دیگه حس میکنم برگرده اون حس مثل قبل نیست...
ولی اولین کسی بود که تونست گارد منو جلوی حتی غم های خودم پایین بیاره وسختیامو مرهم بزاره:)
منکه گریه نمیکردم،تلاش کرد بتونم گریه کنم وخودمو بروز بدم...
(هنوز هم لنگ میزنم توی این بروز دادن)
بعضیاعجیب تو قلب میرن وخاطره میمونن،وتکرار نمیشن.
🤍۱۲/۱۲🤍
یه دورانی میشه باکسایی شبت صبح نمیشه تاصحبت نکنی باهاشون،
بعدحالا بعد سه سال تنها ارتباطم با یکی از دوست صمیمیه دبیرستانم دراین حد شده که تولدهای همدیگرو یادمونه و اولین نفر تبریک میگیم و میره برای سالِ بعد...
دانشگاه مسیر جفتمونو عوض کرد
صمیمیت هاییکه یه روزی کمرنگ میشن دیگه حس میکنم برگرده اون حس مثل قبل نیست...
ولی اولین کسی بود که تونست گارد منو جلوی حتی غم های خودم پایین بیاره وسختیامو مرهم بزاره:)
منکه گریه نمیکردم،تلاش کرد بتونم گریه کنم وخودمو بروز بدم...
(هنوز هم لنگ میزنم توی این بروز دادن)
بعضیاعجیب تو قلب میرن وخاطره میمونن،وتکرار نمیشن.
🤍۱۲/۱۲🤍
❤🔥1
کاش به بچه هامون دیکته نکنیم که:
مثل مرد باش،
قوی باش،
گریه نکن،
احساسی نشو،
هرجا اذیت شدی سریع حذف کن بروجای بهتر،
تاکسی بهت محبتشو نشون داد فرارکن،
ازدوستی کناره بگیر،
چیزیو تجربه نکن،
ریسک نکن.
همه تبدیل میشن به=سرکوب کردن خودت.
(بقیه شروع سال روجشن میگیرن،
ازنظر من عید یعنی حتی شده یه رفتار نادرست رواصلاح کردن وحالِ بهتر)
مثل مرد باش،
قوی باش،
گریه نکن،
احساسی نشو،
هرجا اذیت شدی سریع حذف کن بروجای بهتر،
تاکسی بهت محبتشو نشون داد فرارکن،
ازدوستی کناره بگیر،
چیزیو تجربه نکن،
ریسک نکن.
همه تبدیل میشن به=سرکوب کردن خودت.
(بقیه شروع سال روجشن میگیرن،
ازنظر من عید یعنی حتی شده یه رفتار نادرست رواصلاح کردن وحالِ بهتر)
🤝3
خواب رو تنظیم کردم ازاونطرف
تا سحر کارامو انجام میدم درحدامکان،
ازاونطرف دوساعت بیشتر استراحت میکنم
تا۳سره کار بودم وآماده کردم که فردا میان لیبل وپک کنن من بخوابم🥱
تا سحر کارامو انجام میدم درحدامکان،
ازاونطرف دوساعت بیشتر استراحت میکنم
تا۳سره کار بودم وآماده کردم که فردا میان لیبل وپک کنن من بخوابم🥱
{جشن فارغ التحصیلی،
دیدن یه دوست خوب،
بیشتر مستقل شدنم و تیک زدن یسری پس انداز مالی و..برای آینده،
بزرگتر شدن کارگاهم،
بیشتر تو زمانِ حال زندگی کردن.}
دیدن یه دوست خوب،
بیشتر مستقل شدنم و تیک زدن یسری پس انداز مالی و..برای آینده،
بزرگتر شدن کارگاهم،
بیشتر تو زمانِ حال زندگی کردن.}
❤🔥1
عمیقا دلم برای این حال و هواهای ماه رمضون و دعای شبکه۳ تنگ شده بود...
یه حس خاصی داره که هیچ ماهی نداره...
یه نوع خلسه اس.
یه حس خاصی داره که هیچ ماهی نداره...
یه نوع خلسه اس.
وی هر آن حس میکنه قراره دست چپش بترکه،
ولی میرم پارت دوم سره کار تا نزدیکای سحر که صبح به جای سره کار برم خرید بگم بیان خودشون مرتب کنن،
یه نیرو قابل اعتماد دیگه کاش پیداکنم امسال🥲وقتی نیستم ترس نداشته باشم.
ولی میرم پارت دوم سره کار تا نزدیکای سحر که صبح به جای سره کار برم خرید بگم بیان خودشون مرتب کنن،
یه نیرو قابل اعتماد دیگه کاش پیداکنم امسال🥲وقتی نیستم ترس نداشته باشم.