Azar🌙
68 subscribers
1.43K photos
22 videos
5 files
22 links
(کانالچه روزمرگیِ دهه ۲۰سالگی)
صبح ها مربی بدنسازی، عصرها گذروندن وقت با کارگاه.
ورزش، تلاش، نور.
Download Telegram
اول صبح که سکوته»»»»
۶:۴۰بیدارشدم
نصف روتین خودم تموم شد
مونده ورزش و بعد سره کار و درس
رود - تقصیر تو نبود 1
📻@podchi
رود - تقصیر تو نبود 1
مجتبی شکوری
(فیلم گود ویل هانتینگ)
رود - تقصیر تو نبود 2
📻@podchi
رود - تقصیر تو نبود ۲
مجتبی شکوری
(فیلم مشق شب)
Azar🌙
📻@podchi – رود - تقصیر تو نبود 2
مستند مشق شب رو تو کارگاه دیدم
شرم وترس توی نگاه وحرفای بچه های دهه ۶۰حس میشد:)
و چون مستندواقعیه خیلی قابل تامله،
حتی آخری گریه کرد انقدر کتکش میزدن بخاطر مشق نوشتن!
معنی تنبیه رو میدونستن که میشه کمربند...
امامعنی تشویق و کادو وتحسین رو نه...
خیلی تلخه واقعا شیوه آموزش مدارس و تربیت خانواده...
ماکه تاحالا تومدرسه تنبیه فیزیکی نشدیم، ولی قطعا تنبیه روحی شدیم!
بخاطر نمرات و...
هرکدوم الان لابد۴۰سالشونه...

چقدر بچه آخریه دل آدمو به درد میاره:)
وای از نظام غلط...
💔1
۲۸۵۰ناقابل زدم به دانشگاه
ازسود مغازه که گرفته بودم موند۱۵۰
زیبانیست؟
تا حقوق کارگاهو بگیرم باید با پس انداز سر کنم😐
من این حقوقو ندارم
داداش چجوری حساب میکنی انقدر آخه😐
خودم هنگ
Azar🌙
اول صبح که سکوته»»»» ۶:۴۰بیدارشدم نصف روتین خودم تموم شد مونده ورزش و بعد سره کار و درس
سیو بمونه اینجا از اولین روز پرکار چالش
تاآخر هفته پایدار بمونه تایم بیدارشدنم
هدف آدم ها متفاوته
یکی درآمد براش مهمه
یکی شهرت
تحصیلی
خونه، ماشین
یه هنر
ورزش
تناسب اندام
آرامش و...
مهم اینه قدم های کوچیک برداریم
برای منظم شدن
تا برسیم به هدف اصلیه.
رفتم دانشگاه فرم تداخل ترم آخر پرکردم
یه واحد آزمایشگاه از ترم۳برام مونده
گفتم طاهری ارائه بده
خداکنه سره قولش بمونه:)
وگرنه بیچاره میشم
حالا تا لیست دروس رو بدن سکته قراره کنم🫠
ترم ۲بخاطر اینکه برای کنکور بخونم جای مرخصی واحد کم برداشتم
بعد پشیمون شدم چون دیدم که کنکور مسیر من نیست
اگه ترم ۲رو همون ۲۰واحد برمیداشتم الان۷ترمه تموم بودم:)
چرخه کنکور یه سیکل معیوب بود تو زندگیه من...همه چیو خراب کرد
دلم میخواست طاهری روخفه کنم
لنتی من استرس دارم
توانقدر راحت میگی ببینم چی میشه!
یه ترم الکیه مگه
میگی خب تابستون بردار!
حس کسی رو دارم که زندگی پاش رو گذاشته روی گلوش و نمیزاره نفس بکشه...
مدام اتفاقات جدید تلخ...
از حال بد دراومدن برای من:
هیشکی خونه نیست،
خونه رو تمیزکردم و دوتا پیتزا خانواده هم درست کردم🙂‍↔️
بیان خونه بو بهشت میده😂
روحم آروم شد
یه چی درست میکنم وهمه جاتمیزه آروم میشم
از حجم کارهام نمیدونم واقعا چیکارکنم
دوتا فاکتور باهم
کلی کار از قبل نیمه مونده
باید نیرو باز بگیرم ولی از ریسک کردنش میترسم خراب بشه
خودم باید زودتر بیدارشم...
میشه یه هفته ای همش تموم بشه و بگم آخیش فاکتور ها رفت
فردا انتخاب واحده
هنوز فایل روندادن
کد و روزهای دروس رو ننوشتم
استرس داره پاره پاره میکنه مغزمو
روزه تعطیله نیرو هم که گرفتم مرخصی گرفته برن فرش بشورن
باید تا شب تنهایی ۲۴۰تا کار رو جمع کنم🙃
فرداهم که انتخاب واحده تاظهر نمیتونم بیام و باید پنجشنبه ۱۰۰۰تا کار رو باهم تحویل بدم ببرن بازار!

قبول مسئولیت وریسک کردن وکاربیشترقبول کردن برای درآمد چندبرابری این پاره شدن هاروهم داره اینارو نباید یادم بره.

بهمن کی تموم میشههههههه
چرا تازه نهم بهمنیم
از فشاری که این چندوقت رومه خود به خود گریه ام میگیره
منی که اصلا اهل گریه نیستم
دارم کم میارم واقعا
چراباید یه درسی که ده ترمه بایه استاد دیگه ارائه میدن
این ترم که من بردارم فقططط با استادیکه باهمه دعوا داره ومیندازه یه دور ارائه بدن
بهش میگن اسدی سرطان
چراواقعا
من کل ۴ماه رو بشینم مهندسی ژنتیک بخونم باز بیاد بندازه منو
خود ژنتیک رو با محمدی برداشته بودم شانس آوردم،
بیشتریا مجبورشدن بااسدی بردارن و همه رو انداخت بجز دوسه نفر