«هوا بس ناجوانمردانه سرد است!»
زمهریر تزویر و خزان تظاهر؛
نگاهی به دانشگاه امام صادق،
«به کجا چنین شتابان؟!»
یک دانشآموخته سبزاندیش دانشگاه امام صادق
«هوا بس ناجوانمردانه سرد است!»؛ دلها شاد و خوش نیستند؛ اعتماد و اتکای متقابل از میان انسانها، حتی نزدیکترین دوستان، برخاسته است؛ دروغ، دلوی شده که همه با آن آب میگیرند و تظاهر، دلقی شده که همه بدان تفاخر میورزند؛ خزان و زمهریر ریا و زرق و تزویر، روز به روز، برگهای «سبز» بیشتری را زرد و افسرده میکند و خزانزده بر خاک سرد و سیاه، فرو میریزد و دلمردگی و پژمردگی را فزونتر میسازد؛ و در یک کلام، اخلاق، قربانی حقارتها شده و به همهچیز و همهکس، نگاهی ابزاری دوخته میشود و بسیاری انسانها وسیلهای شدند در جهت مطامع و منافع معدودی انسانهای دیگر. اینهمه برای چیست؟ گوهر و گلاب حقیقت، صداقت و عقلانیت انتقادی و زبده و گزیده انسانیت، در میان ما کمفروغ شده و صدفِ بیهدفِ ریا، نفاق، تزویر و تظاهر، سکه روز شده است. بسیاری از ما برای کسب منافع زودگذر یا دیرپای خود، خواسته یا ناخواسته، ناآگاهانه یا فریبکارانه و مزورانه، همرنگ جماعت و همسو با جریان جاری زمانه شدهایم و در جریان آبی غوطهوریم که روز به روز به تعفن آن و تفرعن و تبختر شناگران «سیاه» آن، افزوده میشود و از شمار و عداد نجاتیافتهگان «سبز» آن کاسته میشود. شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روانشناختی، به مدد زر و زور و زیور، بسط و دامنگستری عنانگسیخته تزویر و ریا را تسهیل و تعمیق میکند.
آری، با تشدید سرمای جانکاه زمهریر تزویر، در حوزه روابط میان انسانها، هر روز شاهد یخزدگی و فسردگی دردآور عاطفه، انسانیت، اخلاق و عقلانیت هستیم. روز به روز، انسانهای بیشتری دچار نارضایتی درونی، احساس خلأ معنایی، نفرتاندیشی، دلزدگی از روابط اجتماعی غیرانسانی و شرایط حاکم بر جامعه میشوند.
زمهریر تزویر و خزان تظاهر؛
نگاهی به دانشگاه امام صادق،
«به کجا چنین شتابان؟!»
یک دانشآموخته سبزاندیش دانشگاه امام صادق
«هوا بس ناجوانمردانه سرد است!»؛ دلها شاد و خوش نیستند؛ اعتماد و اتکای متقابل از میان انسانها، حتی نزدیکترین دوستان، برخاسته است؛ دروغ، دلوی شده که همه با آن آب میگیرند و تظاهر، دلقی شده که همه بدان تفاخر میورزند؛ خزان و زمهریر ریا و زرق و تزویر، روز به روز، برگهای «سبز» بیشتری را زرد و افسرده میکند و خزانزده بر خاک سرد و سیاه، فرو میریزد و دلمردگی و پژمردگی را فزونتر میسازد؛ و در یک کلام، اخلاق، قربانی حقارتها شده و به همهچیز و همهکس، نگاهی ابزاری دوخته میشود و بسیاری انسانها وسیلهای شدند در جهت مطامع و منافع معدودی انسانهای دیگر. اینهمه برای چیست؟ گوهر و گلاب حقیقت، صداقت و عقلانیت انتقادی و زبده و گزیده انسانیت، در میان ما کمفروغ شده و صدفِ بیهدفِ ریا، نفاق، تزویر و تظاهر، سکه روز شده است. بسیاری از ما برای کسب منافع زودگذر یا دیرپای خود، خواسته یا ناخواسته، ناآگاهانه یا فریبکارانه و مزورانه، همرنگ جماعت و همسو با جریان جاری زمانه شدهایم و در جریان آبی غوطهوریم که روز به روز به تعفن آن و تفرعن و تبختر شناگران «سیاه» آن، افزوده میشود و از شمار و عداد نجاتیافتهگان «سبز» آن کاسته میشود. شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روانشناختی، به مدد زر و زور و زیور، بسط و دامنگستری عنانگسیخته تزویر و ریا را تسهیل و تعمیق میکند.
آری، با تشدید سرمای جانکاه زمهریر تزویر، در حوزه روابط میان انسانها، هر روز شاهد یخزدگی و فسردگی دردآور عاطفه، انسانیت، اخلاق و عقلانیت هستیم. روز به روز، انسانهای بیشتری دچار نارضایتی درونی، احساس خلأ معنایی، نفرتاندیشی، دلزدگی از روابط اجتماعی غیرانسانی و شرایط حاکم بر جامعه میشوند.
یکی از علل و عوامل بروز روزافزون تزویر و تفرعن در جامعه امروز ما، وجود نگاه خشک و بدون انعطاف به ظواهر و مظاهر دینی و عدم حضور و ظهور گوهر مشترک همه ادیان، اخلاق و معنویت انسانی، و نیز، تنگنظری، انحصاراندیشی و عدم مدارا و تکثرگرایی، در سپهرهایی چون دیانت، سیاست، اجتماع، فرهنگ، محیط کاری و روابط میان انسانها است. و یکی از درمانهای درد تزویر، بازگشت به گوهر مشترک همه ادیان، فارغ از نگاه انحصاری و ابزاری به دینی خاص، تعمیق فرهنگ تساهل و تکثر و مدارا، و عدم ورود انحصارگرایی و انجماداندیشی دینی در حوزة سیاست و جدایی سیاستورزی از دینورزی است.
میتوانم به عنوان نمونه و مصداقی از فضاهای پر از تزویر و ضرر و زیانهای حاصل از تلفیق سپهر سیاست با سرای دیانت، دانشگاه امام صادق تهران را مطرح سازم. من خود زمانی از دانشجویان این دانشگاه بودهام و هفت سال، با تمام وجود، فضای آن را لمس کردهام؛ و در عین حال که نمیتوانم این دانشگاه را مطلقاً و قطعاً نفی و رد کنم ـ چرا که تنها چیزی که مطلق است، عدم اطلاق است و تنها چیزی که قطعیت دارد، عدم قطعیت است ـ باید بگویم دانشگاه امام صادق، دانشگاهی است که برخی از جوانان مستعد و پاکطینت این مرز و بوم را بر میگزیند ـ و چرا گزینش سلیقهای؟! ـ تا آنها را در جهت اهدافی خاص تربیت نماید و تعلیم دهد. اما شرایط تنگنظرانهای بر این دانشگاه حاکم شده است که ظاهراً ریا و تزویرورزی و تزویراندیشی را جزء جداییناپذیر یا اجتنابناپذیر زندگی دانشجویان کرده است. و البته، علیرغم روبنای ظاهری، در واقعیت زیربنایی، بسیاری از این دانشجویان، ذهن و ضمیر خود را از این فضا، جدا و مجزا میسازند و سرشت و طینت تابناک خود را تباه و تاریک نمیسازند و در این شرایط، بسیاری از این دانشجویان، علیرغم تصور بیرونی از این دانشگاه، در جهت اهداف از پیش طراحیشده حرکت نمیکنند و با دیدن واقعیات دردآور، یا سعی در نجات خود و دوستان و دانشگاه از این شرایط میکنند یا از سر اضطرار و ناچاری، سکوتی زجرآور پیشه میکنند و البته، برخی نیز این شرایط را میپذیرند و واقعاً یا در راستای منافعشان، با جریان حاکم، همراه میشوند. در عین حال، بسیاری از این دانشجویان و فارغالتحصیلان، که به هیچ روی، اندک نیستند، در محافل دوستانه و خصوصی یا نیمهخصوصی خود، درد دل خویش با خاصان و معتمدان میگویند یا در یادداشتها و خاطرات شخصیشان، درد و زجرشان را و سینه شرحهشرحهشان را نمایان و آفتابی میسازند؛ که این خود، حدیثی مفصل و داستانی دیگر است که میتوان با پرس و جو از دانشجویان و فارغالتحصیلان این دانشگاه و گفتگوی صمیمانه با آنان، به حقانیت یا عدم حقانیت این سخنان پی برد؛ به هر حال،
«شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر!»
به امید رهایی نیکاندیشان، پاکدلان و روشنطینتان از زمهریر تزویر!
و در پایان، یک سؤال برای اندیشیدن به آن و پاسخ دادن بدان در محضر وجدانمان:
چرا برخی از ما انسانها حقیقت، صداقت و عقلانیت انتقادی را خطرناک و هولناک میدانیم و از آن گریزانیم و دروغ، تظاهر، تفاخر و تزویر را نجاتبخش میدانیم و رو سوی آن شتابانیم؟!
«به کجا چنین شتابان؟!»
یک دانشآموخته سبزاندیش دانشگاه امام صادق
میتوانم به عنوان نمونه و مصداقی از فضاهای پر از تزویر و ضرر و زیانهای حاصل از تلفیق سپهر سیاست با سرای دیانت، دانشگاه امام صادق تهران را مطرح سازم. من خود زمانی از دانشجویان این دانشگاه بودهام و هفت سال، با تمام وجود، فضای آن را لمس کردهام؛ و در عین حال که نمیتوانم این دانشگاه را مطلقاً و قطعاً نفی و رد کنم ـ چرا که تنها چیزی که مطلق است، عدم اطلاق است و تنها چیزی که قطعیت دارد، عدم قطعیت است ـ باید بگویم دانشگاه امام صادق، دانشگاهی است که برخی از جوانان مستعد و پاکطینت این مرز و بوم را بر میگزیند ـ و چرا گزینش سلیقهای؟! ـ تا آنها را در جهت اهدافی خاص تربیت نماید و تعلیم دهد. اما شرایط تنگنظرانهای بر این دانشگاه حاکم شده است که ظاهراً ریا و تزویرورزی و تزویراندیشی را جزء جداییناپذیر یا اجتنابناپذیر زندگی دانشجویان کرده است. و البته، علیرغم روبنای ظاهری، در واقعیت زیربنایی، بسیاری از این دانشجویان، ذهن و ضمیر خود را از این فضا، جدا و مجزا میسازند و سرشت و طینت تابناک خود را تباه و تاریک نمیسازند و در این شرایط، بسیاری از این دانشجویان، علیرغم تصور بیرونی از این دانشگاه، در جهت اهداف از پیش طراحیشده حرکت نمیکنند و با دیدن واقعیات دردآور، یا سعی در نجات خود و دوستان و دانشگاه از این شرایط میکنند یا از سر اضطرار و ناچاری، سکوتی زجرآور پیشه میکنند و البته، برخی نیز این شرایط را میپذیرند و واقعاً یا در راستای منافعشان، با جریان حاکم، همراه میشوند. در عین حال، بسیاری از این دانشجویان و فارغالتحصیلان، که به هیچ روی، اندک نیستند، در محافل دوستانه و خصوصی یا نیمهخصوصی خود، درد دل خویش با خاصان و معتمدان میگویند یا در یادداشتها و خاطرات شخصیشان، درد و زجرشان را و سینه شرحهشرحهشان را نمایان و آفتابی میسازند؛ که این خود، حدیثی مفصل و داستانی دیگر است که میتوان با پرس و جو از دانشجویان و فارغالتحصیلان این دانشگاه و گفتگوی صمیمانه با آنان، به حقانیت یا عدم حقانیت این سخنان پی برد؛ به هر حال،
«شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر!»
به امید رهایی نیکاندیشان، پاکدلان و روشنطینتان از زمهریر تزویر!
و در پایان، یک سؤال برای اندیشیدن به آن و پاسخ دادن بدان در محضر وجدانمان:
چرا برخی از ما انسانها حقیقت، صداقت و عقلانیت انتقادی را خطرناک و هولناک میدانیم و از آن گریزانیم و دروغ، تظاهر، تفاخر و تزویر را نجاتبخش میدانیم و رو سوی آن شتابانیم؟!
«به کجا چنین شتابان؟!»
یک دانشآموخته سبزاندیش دانشگاه امام صادق
Audio
حمیدرضا جلاییپور که دیماه سال پیش به تظاهراتکنندگان مخالف جمهوریاسلامی گفته بود «کرکس» و خواهان سرکوبشان شده بود از شیوه بازداشت فرزندش میگوید.
@behzadmehrani
@behzadmehrani
نتانیاهو نخستوزیر #اسرائیل: ارتش اسرائیل آماده مقابله با تهدیدات شنیده شده از جانب جمهوری اسلامی می باشد
Forwarded from 🌐 بهزاد مهرانی
آقای حمیدرضا و محمدرضا جلاییپور!
گذشت آنزمان که به مخالفان حکومت میگفتید «کرکس» و خواهان سرکوبشان میشدید و بعد وقتی در دعواهای خانوادگیتان بازداشت میشدید ما کرکسها به خاطر حقوق بشر، خواهان آزادیتان میشدیم. امروز احترام به حقوق بشر و به همه زندانیان سیاسی بیپناه در این است که در دعواهای فامیلی شما دخالت نکنیم.
@behzadmehrani
گذشت آنزمان که به مخالفان حکومت میگفتید «کرکس» و خواهان سرکوبشان میشدید و بعد وقتی در دعواهای خانوادگیتان بازداشت میشدید ما کرکسها به خاطر حقوق بشر، خواهان آزادیتان میشدیم. امروز احترام به حقوق بشر و به همه زندانیان سیاسی بیپناه در این است که در دعواهای فامیلی شما دخالت نکنیم.
@behzadmehrani
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️مردم #کازرون رو به سرکوبگران حکومتی فریاد میزنند: دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست
ما همه با هم هستیم ملت بیشکستیم
نمازجمعه کازرون ۳۱ فروردین ۹۷
ما همه با هم هستیم ملت بیشکستیم
نمازجمعه کازرون ۳۱ فروردین ۹۷
#روایت_جاعش بسیار غمانگیز و دردناک است آنجا که بزرگانی همچون دکتر #شاپور_بختیار و دکتر #فریدون_فرخزاد به دست داعشهای وطنی به قتل رسیدهاند
#روایت_جاعش
تنها راه #رهایی: #براندازی و #سرنگونی آگاهانه و مسوولانه #جمهوری_اسلامی
#براندازم #براندازیم #من_مرتد_هستم #نه_به_جمهوری_اسلامی #تحت_تعقیب #تحت_تعقیب_مردم_ایران
تنها راه #رهایی: #براندازی و #سرنگونی آگاهانه و مسوولانه #جمهوری_اسلامی
#براندازم #براندازیم #من_مرتد_هستم #نه_به_جمهوری_اسلامی #تحت_تعقیب #تحت_تعقیب_مردم_ایران
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قیصر هم پیامرسان داخلی نصب نمیکند!
#داعش و #جاعش شرابخوران را شلاق میزنند با این تفاوت که #داعش از رو لباس شلاق میزنه جاعش لخت میکنه شلاق بزنه تا بیشتر درد بگیره
#روایت_جاعش
#روایت_جاعش