دود ۴۰ جلد با عنوان «تاریخ جامع حکمت و فلسفه» دعوت به همکاری نمایم. رئوس نظرات خود را نیز جهت تنظیم این نامه به من ارائه داد. از نظر برادر بزرگتر شما، حکمت و فلسفه فقط در اختیار ایران و شرقیان بوده است و غرب و غربیان، آن را از ایران و ایرانیان بنا بر توطئهای از پیش تعیینشده ربودهاند. در این میان، من با توجه به ادعاهای ایشان مبنی بر جامع بودن و بیطرف بودن طرح، فهرستی از افراد و مؤسساتی تهیه کردم که میتوانند در این طرح مشارکت داشته باشند؛ اما هنگامی که لیست را پیش او بردم، با خط قرمز روی نام برخی افراد خط کشید، که به طور مشخص، چهار نام را به یاد دارم: استاد ارجمندم آقای حسن سعادت مصطفوی (استاد فلسفه، کلام و عرفان اسلامی در دانشگاه امام صادق)، استاد ارجمندم آقای مصطفی ملکیان (این انسان نجیب و آزاده، که پس از رد پیشنهادهای اغواگر شما برای خرید ایشان، از جمله ریاست «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی»، اینک از تدریس در تمامی دانشگاههای ایران منع شده است)، آقای عبدالکریم سروش و آقای بهاءالدین خرمشاهی؛ و در این رابطه به من گفت: «برخی افراد مثل «موش» میمانند که اگر در غذا بیفتند، همه غذا را خراب میکنند!»؛ که البته فراتر از تمامی انگیزههای احتمالی، به نظر میرسد که مهمترین دلیل چنین کاری، این است که شما را یارای دیدن افراد مستقل، غیرمرید، برتر و داناتر از خودتان نیست؛ چنانچه کارنامه شخص شما در برخورد با افراد برتر از خودتان که دست ارادت بر سینه نداشتهاند، گویای روشنی از این امر است؛ آری، از نظر شما، هر که با شما نیست و چون شما نمیاندیشد و مریدانه شما را تقدیس نمیکند موش است و غذای غرور و قدرت شما را خراب میکند! هرچند تاریخ نشان داده است که سرانجام دیکتاتورها همواره موشفرجامی بوده است! - هر چند خواسته قلبی من برای شما و تمام دیکتاتورها دست برداشتن از منش دیکتاتوری و خوشفرجامی است - پس از آن بود که فهمیدم نه کار پرطمطراق «تاریخ جامع حکمت و فلسفه» به فرجام میانجامد و نه این بنیاد بیبنیاد، جای پژوهش و تحقیق است و استعفا دادم و علیرغم تمایل برادر شما از آنجا خارج گشتم؛ و اکنون نیز که ۷ سال از آن تاریخ میگذرد، تا آنجا که من اطلاع دارم، نه کتابی تدوین شده و نه طرحی به سرانجام رسیده است.
به هر حال، به گمان من و بر اساس شناختی که از جامعه ایرانی و روند سیاسی حاکم بر ایران و جهان دارم، سرنگونی شما و حکومت جنایت و خیانتپیشه شما، محتوم و قطعی است و «دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد»؛ هر چند چندان هم دیر به نظر نمیرسد و برای شما و حکومت شما اکنون نیز دیر شده است؛ و البته واقعبینانهتر آن است که حکومت شما سرنگون شده است و فقط جنازه گندیده آن بر روی زمین و
به هر حال، به گمان من و بر اساس شناختی که از جامعه ایرانی و روند سیاسی حاکم بر ایران و جهان دارم، سرنگونی شما و حکومت جنایت و خیانتپیشه شما، محتوم و قطعی است و «دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد»؛ هر چند چندان هم دیر به نظر نمیرسد و برای شما و حکومت شما اکنون نیز دیر شده است؛ و البته واقعبینانهتر آن است که حکومت شما سرنگون شده است و فقط جنازه گندیده آن بر روی زمین و
به هر حال، به گمان من و بر اساس شناختی که از جامعه ایرانی و روند سیاسی حاکم بر ایران و جهان دارم، سرنگونی شما و حکومت جنایت و خیانتپیشه شما، محتوم و قطعی است و «دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد»؛ هر چند چندان هم دیر به نظر نمیرسد و برای شما و حکومت شما اکنون نیز دیر شده است؛ و البته واقعبینانهتر آن است که حکومت شما سرنگون شده است و فقط جنازه گندیده آن بر روی زمین و در انتظار دفن در قبرستان تاریخ مانده است؛ البته امید دارم و همه باید تلاش کنیم که این رهایی، از راه آگاهی باشد، نه با جنگ و خشونت و خونریزی و انتقام. بهترین راه برای برگزاری مراسم تدفین حکومت شما و سرنگونی جمهوری اسلامی، سرنگونی درونزاد است و پس از آن، برگزاری انتخاباتی کاملاً آزاد و تحت نظارت نهادهای بینالمللی؛ و مطمئناً در آن انتخابات، مردم آگاه و بیدار ایران، دیگر به روسیاهان روی گشاده نشان نخواهند داد و افرادی در قامت اسامی زیر را، که از حداقل استانداردهای آگاهی، آزادی، دموکراسی و حقوق بشر برخوردار نیستند، بر سرنوشت خود حاکم نخواهند کرد؛ روسیاهان دیروز و امروزی چون: رضا پهلوی (که حکومت را ارث پدرش و خود را وارث «اسپرم همایونی» میداند و همچنان «شاهزاده» میخواند، بر سوگند سلطانی سماجت میورزد و خود را نماد ملت میداند و «شورای ملی» میسازد)، مسعود رجوی (جنایتکار خیانتپیشهای که معلوم نیست مرده است یا زنده)، یا مریم رجوی (که خشونت و تزویر از چشمان او میبارد و خود را «رئیسجمهور برگزیده مقاومت!» میخواند)، ابوالحسن بنیصدر (آن صدارتطلب همیشگی)، اکبر هاشمی رفسنجانی (آن همیشه «شریک قاتل و رفیق قافله» که در تمام سخنانش، «نظام» و «انقلاب»، مقدم بر «مردم» هستند)، میرحسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی و حسن خمینی (چهار یار در هر حال وفادار جمهوری اسلامی)، علیاکبر ولایتی (جناب «آقا اجازه» و فرمانبر همیشگی ولایت شما)، اسفندیار رحیممشایی (مهره امنیتی و حقیر و مطیع رژیم، که خود را «سرباز ولایت» میخواند)، غلامعلی حداد عادل (نوکر برتر آهنگر دادگر!)، سعید جلیلی (یار غار مجتبای شما و رفیق و رئیس برادر داماد شما، مصباح و علی باقری کنی، برادرزادههای محمدرضا مهدوی کنی؛ من و سعید جلیلی، هر دو فارغالتحصیل دانشگاه امام صادق هستیم و بهخوبی منش، روش و اندیشه او و اطرافیان امام صادقیاش را درک و البته رد میکنم)، محمدباقر قالیباف (آن بافنده قالی دروغ و اغراق و دلق و دغل) و دیگر نقشآفرینان سیاهچهره سیاهبازی شما و دیگران که کارنامه آنها و مشارکت و سکوت رضایتآمیزشان در جنایتها و خیانتها، آشکار و بر آفتاب است. هر چند تلاشهای احتمالی آنان در راه رهایی ایران، به عنوان یک انسان، شایسته تقدیر و گامی در جهت جبران گذشته خواهد بود.
آقای خامنهای!
من به همراه این نامه، ویرایش پنجم کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن» را در هفت جلد و مجموعاً نزدیک به شش هزار صفحه (شش جلد و چهار هزار صفحه مطلب جدید) منتشر کردهام و وبلاگ خود را نیز از دست سربازان بدنام و بدکردار شما خارج ساخته و فعال کردهام و با خود عهد نمودهام که هیچگاه از آگاهیبخشی برای رهایی وطن و هموطنان دست برندارم. پیشنهاد میکنم حداقل نیمنگاهی به فهرست مطالب کتاب «نجواهای نجیبانه» بیندازید، که فهرست فشردهای است از کارنامه جمهوری اسلامی و رهبران و مسؤولان آن، بهویژه شخص شما، در زمینههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و...؛ شاید... شاید در خفا و خلوت، شرم و آزرمی آزارتان داد!
آقای خامنهای!
و در پایان، باید بگویم که مسؤولیت تمامی فعالیتها و نوشتارهای من، در گذشته، اینک و آینده، تنها با شخص خودم میباشد و حتا تا پیش از بازداشت، هیچ کس از هویت واقعی من در ارتباط با آنها خبر نداشت و همانطور که همیشه گفتهام «به هیچ فرد، گروه، حزب، دسته، رسته، بسته، هسته، پوسته، مسلک، مرام، منبع، مقام، اندیشه، ریشه، پیشه و... وابسته نیستم! و تنها هدف من «یافتن راهی به رهائی از راه آگاهی بدون دادن هزینههای گزاف و بیحاصل از جان و جیبِ مُلک و مردم ایرانزمین» است»؛ از این رو، مسؤولیت مستقیم هر گونه تهدید یا تحدیدی که برای خانواده و نزدیکان من و نیز خود من ایجاد شود، با شخص شما خواهد بود.
پیشاپیش شکست تمامیت حاکمیت شما را در نمایش ناشایست به اصطلاح انتخابات پیش رو به مردم ایران شادباش میگویم. آری، ایران و ایرانیان سیاهترین شرایط را از سر میگذارنند، اما همواره «پایان شب سیه سپید است»؛ دیگر رو کردن کاندیدای خودی و معرفی او به عنوان غیرخودی و بازی «این یه چیز دیگه است» نتیجهبخش نخواهد بود و حنای دوقطبیهای نمایشی و کاذب ساختن و ادای دموکراسی درآوردن و خیمهشببازیهای مسخره، رنگ و بویی برای مردم ایران ندارد؛ هر چند این بار چنان ترس بر شما غالب شده است که از قالب ساختگی دوقطبیهای ک
آقای خامنهای!
من به همراه این نامه، ویرایش پنجم کتاب «نجواهای نجیبانه: نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن» را در هفت جلد و مجموعاً نزدیک به شش هزار صفحه (شش جلد و چهار هزار صفحه مطلب جدید) منتشر کردهام و وبلاگ خود را نیز از دست سربازان بدنام و بدکردار شما خارج ساخته و فعال کردهام و با خود عهد نمودهام که هیچگاه از آگاهیبخشی برای رهایی وطن و هموطنان دست برندارم. پیشنهاد میکنم حداقل نیمنگاهی به فهرست مطالب کتاب «نجواهای نجیبانه» بیندازید، که فهرست فشردهای است از کارنامه جمهوری اسلامی و رهبران و مسؤولان آن، بهویژه شخص شما، در زمینههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و...؛ شاید... شاید در خفا و خلوت، شرم و آزرمی آزارتان داد!
آقای خامنهای!
و در پایان، باید بگویم که مسؤولیت تمامی فعالیتها و نوشتارهای من، در گذشته، اینک و آینده، تنها با شخص خودم میباشد و حتا تا پیش از بازداشت، هیچ کس از هویت واقعی من در ارتباط با آنها خبر نداشت و همانطور که همیشه گفتهام «به هیچ فرد، گروه، حزب، دسته، رسته، بسته، هسته، پوسته، مسلک، مرام، منبع، مقام، اندیشه، ریشه، پیشه و... وابسته نیستم! و تنها هدف من «یافتن راهی به رهائی از راه آگاهی بدون دادن هزینههای گزاف و بیحاصل از جان و جیبِ مُلک و مردم ایرانزمین» است»؛ از این رو، مسؤولیت مستقیم هر گونه تهدید یا تحدیدی که برای خانواده و نزدیکان من و نیز خود من ایجاد شود، با شخص شما خواهد بود.
پیشاپیش شکست تمامیت حاکمیت شما را در نمایش ناشایست به اصطلاح انتخابات پیش رو به مردم ایران شادباش میگویم. آری، ایران و ایرانیان سیاهترین شرایط را از سر میگذارنند، اما همواره «پایان شب سیه سپید است»؛ دیگر رو کردن کاندیدای خودی و معرفی او به عنوان غیرخودی و بازی «این یه چیز دیگه است» نتیجهبخش نخواهد بود و حنای دوقطبیهای نمایشی و کاذب ساختن و ادای دموکراسی درآوردن و خیمهشببازیهای مسخره، رنگ و بویی برای مردم ایران ندارد؛ هر چند این بار چنان ترس بر شما غالب شده است که از قالب ساختگی دوقطبیهای ک
اذب نیز دوری کردید؛ از این رو، امیدوارم که انتخابات نود و دو، نه به تو و رژیم تو باشد؛ نهای نهایی و تنهایی نهایی تو و یاران پیدا و پنهان تو.
«ما،
همان جمع پراکنده، همان تنها،
آن تنهاهائیم!
این همه موج بلا در همه جا میبینیم،
«آی آدمها» را میشنویم،
نیک میدانیم،
دستی از غیب نخواهد آمد،
هیچیک حتی یک بار نمیگوئیم
با ستمکاریِ نادانی، اینگونه مدارا نکنیم
آستینها را بالا بزنیم
دست در دست هم از پهنه آفاق برانیمش
مهربانی را،
دانایی را،
ما، همان جمع پراکنده
بر بلندای جهان،
بنشانیمش...!
- «آی آدمها...!
موج میآید!...» (فریدون مشیری)
«گيرم که در باورتان به خاک نشستهام!
و ساقههاي جوانم از ضربههاي تبرهايتان زخمدار است
با ريشه چه ميکنيد؟
گيرم که بر سر اين باغ بنشسته در کمين پرندهايد
پرواز را علامت ممنوع ميزنيد
با جوجههاي نشسته در آشيان چه ميکنيد؟
گيرم که ميکشيد
گيرم که ميبريد
گيرم که ميزنيد
با رويش ناگزير جوانه چه ميکنيد؟» (خسرو گلسرخي)
«حرکت از اين بيش شتابان کنيم
ولوله در ولولهباران کنیم
جنگل و شهر و ده و کوه و کمر
از نفس خویش شکوفان کنیم
دانه هر گل که تو پرپر کنی
باز بکاریم و دوچندان کنیم
پای بکوبیم و برآریم دست
خندهزنان ترک سر و جان کنیم
روشن از ایمان به طلوعی قریب
چوبه اعدام چراغان کنیم...
تا تو بدانی که چه ما میکنیم
هرچه تو گفتی نکنید! آن کنیم!
آتش پنهان درون را، برون
از دل خاکستر ایران کنیم
شعله بگیریم از این آتش و
مشعل تاریخ، فروزان کنیم
باز بسازیم بنایی دگر
ساختهای هرچه تو، ویران کنیم
خواب و خیال خوشت آشفتهایم
بیش از این نیز، پریشان کنیم
میشنوی؟! این تپش طبل ماست
باش و ببین تا که چه طوفان کنیم؟!» (محمدعلی اصفهانی)
«گمان مبر که به پایان رسید کار مُغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است!» (اقبال لاهوری)
عباس خسروی فارسانی
۶ خرداد ماه ۱۳۹۲
«ما،
همان جمع پراکنده، همان تنها،
آن تنهاهائیم!
این همه موج بلا در همه جا میبینیم،
«آی آدمها» را میشنویم،
نیک میدانیم،
دستی از غیب نخواهد آمد،
هیچیک حتی یک بار نمیگوئیم
با ستمکاریِ نادانی، اینگونه مدارا نکنیم
آستینها را بالا بزنیم
دست در دست هم از پهنه آفاق برانیمش
مهربانی را،
دانایی را،
ما، همان جمع پراکنده
بر بلندای جهان،
بنشانیمش...!
- «آی آدمها...!
موج میآید!...» (فریدون مشیری)
«گيرم که در باورتان به خاک نشستهام!
و ساقههاي جوانم از ضربههاي تبرهايتان زخمدار است
با ريشه چه ميکنيد؟
گيرم که بر سر اين باغ بنشسته در کمين پرندهايد
پرواز را علامت ممنوع ميزنيد
با جوجههاي نشسته در آشيان چه ميکنيد؟
گيرم که ميکشيد
گيرم که ميبريد
گيرم که ميزنيد
با رويش ناگزير جوانه چه ميکنيد؟» (خسرو گلسرخي)
«حرکت از اين بيش شتابان کنيم
ولوله در ولولهباران کنیم
جنگل و شهر و ده و کوه و کمر
از نفس خویش شکوفان کنیم
دانه هر گل که تو پرپر کنی
باز بکاریم و دوچندان کنیم
پای بکوبیم و برآریم دست
خندهزنان ترک سر و جان کنیم
روشن از ایمان به طلوعی قریب
چوبه اعدام چراغان کنیم...
تا تو بدانی که چه ما میکنیم
هرچه تو گفتی نکنید! آن کنیم!
آتش پنهان درون را، برون
از دل خاکستر ایران کنیم
شعله بگیریم از این آتش و
مشعل تاریخ، فروزان کنیم
باز بسازیم بنایی دگر
ساختهای هرچه تو، ویران کنیم
خواب و خیال خوشت آشفتهایم
بیش از این نیز، پریشان کنیم
میشنوی؟! این تپش طبل ماست
باش و ببین تا که چه طوفان کنیم؟!» (محمدعلی اصفهانی)
«گمان مبر که به پایان رسید کار مُغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است!» (اقبال لاهوری)
عباس خسروی فارسانی
۶ خرداد ماه ۱۳۹۲
معرفی و دانلود کتاب «نجواهای نجیبانه:
نقد نظام جمهوری اسلامی ایران
و رهبران آن»
کتابی گویا از کارنامه جمهوری اسلامی و رهبران آن
در هفت جلد و شش هزار صفحه
تقدیم کتاب:
تقدیم به:
زندهیاد علیاکبر سعیدی سیرجانی و تمام آزادگان آزادیخواهی که «شرط بلاغ» را به جای آوردند و به امید دیدار رنگینکمان در بهار پر نقش و نگار آزادی، با نجوای قلم، نجیبانه به دفاع از حقوق مردم و نقد و آگاهیبخشی پرداختند و در پاسخ، خزان تظاهر و زمهریر تزویر و دروغ و درد و رنج و خفقان و زندان و حصر و مهاجرت و تبعید و شکنجه و اسلحه و مرگ، دیدند و میبینند!
تقدیم به ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی، محمد کامرانی، محمد مختاری، صانع ژاله، هاله سحابی، هدی صابر و ستار بهشتی!
تقدیم به همه کشتهشدگان و اسیران راه آزادی!
و تقدیم به همه آنها که دوستشان دارم؛ همه انسانها!
پنجمین ویرایش کتاب «نجواهای نجیبانه» در فضای مجازی، به صورت کتاب الکترونیک انتشار یافت. این کتاب، مشتمل بر مجموعه نامههای سرگشاده خطاب به رهبران و مسؤولان جمهوری اسلامی و بسیاری اسناد و نوشتارهای تاریخی دیگر است. محمد نوریزاد در وبسایت خود در مورد این کتاب نوشته است:
«من با اطمینان میگویم اثر نافذ «نجواهای نجیبانه» در آینده مرجع بسیاری از احتجاجات تاریخی انقلاب اسلامی برای نویسندگان و فیلمسازان و داستانسرایان و هنرمندان و تاریخنگاران خواهد بود.»
در مقدمه این کتاب آمده است:
«کتابی که پیش رو دارید، «راهی به رهایی» است از راه آگاهی، بدون دادن هزینههای گزاف و بیحاصل از جان و جیبِ مُلک و مردم ایرانزمین؛ نجواهایی است نجیبانه و برآمده از اندیشهها و قلمهای گوناگون و رنگارنگ، که وجه مشترک همه آنها، دلسوزی و نیکخواهی برای ایران و ایرانی و رهبران ایران و تلاش برای یافتن و نشان دادن راه صحیح و استوار رهایی است....
در انتخاب نوشتارهای این کتاب جهت انتشار، هیچگونه جهتگیری خاصی، أعم از سیاسی، مذهبی، صنفی و...، لحاظ نشده است؛ و البته حُسن و ویژگی کتاب «نجواهای نجیبانه»، این است که نامهها و نوشتارهایی که ممکن بود در دستان تطاولگر خزان زمان و بدون ثبت ماندگار، به دامان نسیان سپرده شوند - بهویژه با توجه به اینکه نویسندگان برخی از آنها نامشخص یا غیرمشهور هستند - اینک به صورت یکجا، و بدون هرگونه دخل و تصرف یا جهتگیری خاص در انتخاب نوشتارها، ثبت و ماندگار شدهاند؛ و کارنامهای هستند از داوری مردمی که امروز و دیروز، تحت تدبیر یا بیتدبیری حکومت جمهوری اسلامی، زندگی کردهاند و طعم تلخ این نظام را با جسم و جان چشیدهاند، برای بهسازی، بهزیستی و بهروزی فردا و داوری تاریخ و آینده و البته داوری وجدانهای بیدار امروز، که با توجه به تنوع نویسندگان و شیوه بیان آنها، میتوانند قضاوتی کلی و منصفانه نسبت به دیروز و امروز فراهم آورند و دورنمایی امیدبخش برای فردا ترسیم سازند.»
در آغاز کتاب، در نامهای سرگشاده خطاب به علی خامنهای آمده است:
«آقای خامنهای! پیشنهاد میکنم حداقل نیمنگاهی به فهرست مطالب کتاب «نجواهای نجیبانه» بیندازید، که فهرست فشردهای است از کارنامه جمهوری اسلامی و رهبران و مسؤولان آن، بهویژه شخص شما، در زمینههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و...؛ شاید... شاید در خفا و خلوت، شرم و آزرمی آزارتان داد!»
نقد نظام جمهوری اسلامی ایران
و رهبران آن»
کتابی گویا از کارنامه جمهوری اسلامی و رهبران آن
در هفت جلد و شش هزار صفحه
تقدیم کتاب:
تقدیم به:
زندهیاد علیاکبر سعیدی سیرجانی و تمام آزادگان آزادیخواهی که «شرط بلاغ» را به جای آوردند و به امید دیدار رنگینکمان در بهار پر نقش و نگار آزادی، با نجوای قلم، نجیبانه به دفاع از حقوق مردم و نقد و آگاهیبخشی پرداختند و در پاسخ، خزان تظاهر و زمهریر تزویر و دروغ و درد و رنج و خفقان و زندان و حصر و مهاجرت و تبعید و شکنجه و اسلحه و مرگ، دیدند و میبینند!
تقدیم به ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی، محمد کامرانی، محمد مختاری، صانع ژاله، هاله سحابی، هدی صابر و ستار بهشتی!
تقدیم به همه کشتهشدگان و اسیران راه آزادی!
و تقدیم به همه آنها که دوستشان دارم؛ همه انسانها!
پنجمین ویرایش کتاب «نجواهای نجیبانه» در فضای مجازی، به صورت کتاب الکترونیک انتشار یافت. این کتاب، مشتمل بر مجموعه نامههای سرگشاده خطاب به رهبران و مسؤولان جمهوری اسلامی و بسیاری اسناد و نوشتارهای تاریخی دیگر است. محمد نوریزاد در وبسایت خود در مورد این کتاب نوشته است:
«من با اطمینان میگویم اثر نافذ «نجواهای نجیبانه» در آینده مرجع بسیاری از احتجاجات تاریخی انقلاب اسلامی برای نویسندگان و فیلمسازان و داستانسرایان و هنرمندان و تاریخنگاران خواهد بود.»
در مقدمه این کتاب آمده است:
«کتابی که پیش رو دارید، «راهی به رهایی» است از راه آگاهی، بدون دادن هزینههای گزاف و بیحاصل از جان و جیبِ مُلک و مردم ایرانزمین؛ نجواهایی است نجیبانه و برآمده از اندیشهها و قلمهای گوناگون و رنگارنگ، که وجه مشترک همه آنها، دلسوزی و نیکخواهی برای ایران و ایرانی و رهبران ایران و تلاش برای یافتن و نشان دادن راه صحیح و استوار رهایی است....
در انتخاب نوشتارهای این کتاب جهت انتشار، هیچگونه جهتگیری خاصی، أعم از سیاسی، مذهبی، صنفی و...، لحاظ نشده است؛ و البته حُسن و ویژگی کتاب «نجواهای نجیبانه»، این است که نامهها و نوشتارهایی که ممکن بود در دستان تطاولگر خزان زمان و بدون ثبت ماندگار، به دامان نسیان سپرده شوند - بهویژه با توجه به اینکه نویسندگان برخی از آنها نامشخص یا غیرمشهور هستند - اینک به صورت یکجا، و بدون هرگونه دخل و تصرف یا جهتگیری خاص در انتخاب نوشتارها، ثبت و ماندگار شدهاند؛ و کارنامهای هستند از داوری مردمی که امروز و دیروز، تحت تدبیر یا بیتدبیری حکومت جمهوری اسلامی، زندگی کردهاند و طعم تلخ این نظام را با جسم و جان چشیدهاند، برای بهسازی، بهزیستی و بهروزی فردا و داوری تاریخ و آینده و البته داوری وجدانهای بیدار امروز، که با توجه به تنوع نویسندگان و شیوه بیان آنها، میتوانند قضاوتی کلی و منصفانه نسبت به دیروز و امروز فراهم آورند و دورنمایی امیدبخش برای فردا ترسیم سازند.»
در آغاز کتاب، در نامهای سرگشاده خطاب به علی خامنهای آمده است:
«آقای خامنهای! پیشنهاد میکنم حداقل نیمنگاهی به فهرست مطالب کتاب «نجواهای نجیبانه» بیندازید، که فهرست فشردهای است از کارنامه جمهوری اسلامی و رهبران و مسؤولان آن، بهویژه شخص شما، در زمینههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و...؛ شاید... شاید در خفا و خلوت، شرم و آزرمی آزارتان داد!»
در ادامه نگاهی میاندازیم به فهرست اجمالی و کلی مطالب کتابها:
جلد اول (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- پیشدرآمد؛ آشنایی با ساختار جمهوری اسلامی و رهبران آن
- نوشتارهای درباره چیستی و چرایی نامهنگاری به رهبران جمهوری اسلامی
- نامهها از روحالله خمینی
- نامهها به روحالله خمینی
جلد دوم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- نامهها از علی خامنهای
- نامهها به علی خامنهای [بیش از چهارصد نامه سرگشاده خطاب به خامنهای]
- سایر پیامها و نوشتارها خطاب به علی خامنهای
- نامهها به خانواده علی خامنهای
جلد سوم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- نامهها به اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)
- نامهها به محمد خاتمی
- نامهها به محمود احمدینژاد
- نامهها به صادق لاریجانی
- نامهها به سایر سران و مسؤولان بلندپایه جمهوری اسلامی
- نامهها به میرحسین موسوی
- نامهها به فقها و مراجع تقلید
جلد چهارم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- غوغای برکناری آیتالله منتظری (همراه با مکاتبات منتظری و خمینی)
- گزیدهای از نجواهای نجیبانه علیاکبر سعیدی سیرجانی
- بیانیههای اعتراضی میرحسین موسوی
- سایر نجواهای نجیبانه محمد نوریزاد و نامههای نوشتهشده خطاب به او
جلد پنجم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- فراز و فرود پرونده کشتارهای دهه شصت
- فراز و فرود پرونده قتلهای زنجیرهای
- فراز و فرود پرونده جنایت کهریزک
- فراز و فرود پرونده قتل ستار بهشتی
- کشتهشدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت
جلد ششم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- جلوهای از کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی
- نجواهای پراکنده
جلد هفتم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- گزیدهای از سرودههای سیاسی - اجتماعی
- گزیدهای از متون ادبی سیاسی - اجتماعی
- «حیواناتی که بر ما حکومت کردهاند!»
جلد اول (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- پیشدرآمد؛ آشنایی با ساختار جمهوری اسلامی و رهبران آن
- نوشتارهای درباره چیستی و چرایی نامهنگاری به رهبران جمهوری اسلامی
- نامهها از روحالله خمینی
- نامهها به روحالله خمینی
جلد دوم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- نامهها از علی خامنهای
- نامهها به علی خامنهای [بیش از چهارصد نامه سرگشاده خطاب به خامنهای]
- سایر پیامها و نوشتارها خطاب به علی خامنهای
- نامهها به خانواده علی خامنهای
جلد سوم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- نامهها به اکبر هاشمی بهرمانی (رفسنجانی)
- نامهها به محمد خاتمی
- نامهها به محمود احمدینژاد
- نامهها به صادق لاریجانی
- نامهها به سایر سران و مسؤولان بلندپایه جمهوری اسلامی
- نامهها به میرحسین موسوی
- نامهها به فقها و مراجع تقلید
جلد چهارم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- غوغای برکناری آیتالله منتظری (همراه با مکاتبات منتظری و خمینی)
- گزیدهای از نجواهای نجیبانه علیاکبر سعیدی سیرجانی
- بیانیههای اعتراضی میرحسین موسوی
- سایر نجواهای نجیبانه محمد نوریزاد و نامههای نوشتهشده خطاب به او
جلد پنجم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- فراز و فرود پرونده کشتارهای دهه شصت
- فراز و فرود پرونده قتلهای زنجیرهای
- فراز و فرود پرونده جنایت کهریزک
- فراز و فرود پرونده قتل ستار بهشتی
- کشتهشدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت
جلد ششم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- جلوهای از کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی
- نجواهای پراکنده
جلد هفتم (لینک دانلود متن کامل کتاب)
- گزیدهای از سرودههای سیاسی - اجتماعی
- گزیدهای از متون ادبی سیاسی - اجتماعی
- «حیواناتی که بر ما حکومت کردهاند!»
Forwarded from کتابخانه سیمرغ
نجواهای نجیبانه (۷جلد_ممنوعه)
عباس خسروی فارسیانی
نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن
@seemorghbook
عباس خسروی فارسیانی
نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن
@seemorghbook
Forwarded from کتابخانه سیمرغ
نجواهای نجیبانه ج ۱ ک.pdf
5.6 MB
Forwarded from کتابخانه سیمرغ
نجواهای نجیبانه ج ۲ ک.pdf
13 MB
Forwarded from کتابخانه سیمرغ
نجواهای نجیبانه ج ۳ ک.pdf
4.4 MB
Forwarded from کتابخانه سیمرغ
نجواهای نجیبانه ج ۴ ک.pdf
10.2 MB
Forwarded from کتابخانه سیمرغ
نجواهای نجیبانه ج ۵ ک.pdf
9.9 MB