🇮🇷
#شهـــدا تنها به زبان نگفتند
«اِنّی حَربٌ لَِمَن حٰاربَکُم...»
#عاشورا را با تمام وجود #درك کردند
و مصداق «اَلَذیّنَ بَذَلوُ مُهَجَّهُم دُونَ الحُسین عليه السلام» شدند
#شهادت
معطل من و تو نمی ماند
اگر #سرباز_خدا نشوی
دیگری می شود
بی ادعا باش و #شهدایی زندگی کن
تمام هویت و مرام شهدا
خلاصه شده در همین #بی_ادعایی...
از خودت و دلبستگی های دنیایی ات که بگذری تازه میشوی #لایق...
#لایق_شهادت
💌بسمـ رب الشـهدا.....🕊🌸
﷽سبک بالان عاشق﷽
از خیابان شهدا آرام آرام در حال گذر بودم!
اولین کوچه به نام شهید همت؛
محمد ابراهیم با صدایی آرام و لحنی دلنشین...
نامم را صدا زد!
گفت: توصیه ام #اخلاص بود!
چه کردی...
جوابی نداشتم؛سر به زیر انداخته و گذشتم...
دومین کوچه شهید عبدالحسین برونسی؛
پرچم سبز یا زهرا سلام الله علیها بر سر این کوچه حال و هوای عجیبی رقم زده بود!
انگار #مادر همین جا بود...
عبدالحسین آمد!
صدایم زد!
گفت: سفارشم توسل بود به حضرت زهرا و رعایت #حدود خدا...
چه کردی؟
جوابی نداشتم و از #شرم از کوچه گذشتم...
به سومین کوچه رسیدم!
شهید محمد حسین علم الهدی...
به صدایی ملایم،اما محکم مرا خواند!
گفت: #قرآن و #نهج_البلاغه در کجای زندگی ات قرار دارد؟!؟
چیزی نتوانستم جواب دهم!
با چشمانی که گوشه اش نمناک شد!
سر به گریبان؛ گذشتم...
به چهارمین کوچه!
شهید عبدالحمید دیالمه...
آقا حمید بر خلاف ظاهر جدی اش در تصاویر و عکس ها!
بسیار مهربان و آرام دستم را گرفت؛
گفت: چقدر برای روشن کردن مردم!
#مطالعه کردی؟!
برای #بصیرت خودت چه کردی!؟
برای دفاع از #ولایت!!؟
همچنان که دستانم در دستان شهید بود!
از او جدا شدم و حرفی برای گفتن نداشتم...
به پنجمین کوچه و شهید مصطفی چمران...
صدای نجوا و #مناجات شهید می آمد!
صدای #اشک و ناله در درگاه پروردگار...
حضورم را متوجه اش نکردم!
#شرمنده شدم،از رابطه ام با پروردگار...
از حال معنوی ام...
گذشتم...
ششمین کوچه و شهید عباس بابایی...
هیبت خاصی داشت...
مشغول تدریس بود!
مبارزه با #هوای_نفس،نگهبانی #دل..
کم آوردم...
گذشتم...
هفتمین کوچه انگار #کانال بود!
بله؛
شهید ابراهیم هادی...
انگار مرکز کنترل دل ها بود!!
هم مدارس!
هم دانشگاه!
هم فضای مجازی!
مراقب دل های دختران و پسرانی بود که در #دنیا خطر لغزش و #غفلت تهدیدشان میکرد!
#ایثارش را دیدم...
از کم کاری ام شرمنده شدم و گذشتم.
هشتمین کوچه؛
رسیدم به شهید محمودوند...
انگار #شهید پازوکی هم کنارش بود!
پرونده های دوست داران شهدا را #تفحص میکردند!
آنها که اهل #عمل به وصیت شهدا بودند...
شهید محمودوند پرونده شان را به شهید پازوکی می سپرد!
برای ارسال نزد #ارباب...
پرونده های باقیمانده روی زمین!
دیدم #شهدای_گمنام وساطت میکردند،برایشان...
اسم من هم بود!
وساطت فایده نداشت...
از #حرف تا #عمل!
فاصله زیاد بود...
دیگر پاهایم رمق نداشت!
افتادم...
خودم دیدم که با #حالم چه کردم!
تمام شد...
#تمام
از کوچه پس کوچه های دنیا!
بی شهدا،نمی توان گذشت...
#شهدا
گاهی،نگاهی...
🌹سلام برابراهیم 🌹👌
﷽سبک بالان عاشق﷽
از خیابان شهدا آرام آرام در حال گذر بودم!
اولین کوچه به نام شهید همت؛
محمد ابراهیم با صدایی آرام و لحنی دلنشین...
نامم را صدا زد!
گفت: توصیه ام #اخلاص بود!
چه کردی...
جوابی نداشتم؛سر به زیر انداخته و گذشتم...
دومین کوچه شهید عبدالحسین برونسی؛
پرچم سبز یا زهرا سلام الله علیها بر سر این کوچه حال و هوای عجیبی رقم زده بود!
انگار #مادر همین جا بود...
عبدالحسین آمد!
صدایم زد!
گفت: سفارشم توسل بود به حضرت زهرا و رعایت #حدود خدا...
چه کردی؟
جوابی نداشتم و از #شرم از کوچه گذشتم...
به سومین کوچه رسیدم!
شهید محمد حسین علم الهدی...
به صدایی ملایم،اما محکم مرا خواند!
گفت: #قرآن و #نهج_البلاغه در کجای زندگی ات قرار دارد؟!؟
چیزی نتوانستم جواب دهم!
با چشمانی که گوشه اش نمناک شد!
سر به گریبان؛ گذشتم...
به چهارمین کوچه!
شهید عبدالحمید دیالمه...
آقا حمید بر خلاف ظاهر جدی اش در تصاویر و عکس ها!
بسیار مهربان و آرام دستم را گرفت؛
گفت: چقدر برای روشن کردن مردم!
#مطالعه کردی؟!
برای #بصیرت خودت چه کردی!؟
برای دفاع از #ولایت!!؟
همچنان که دستانم در دستان شهید بود!
از او جدا شدم و حرفی برای گفتن نداشتم...
به پنجمین کوچه و شهید مصطفی چمران...
صدای نجوا و #مناجات شهید می آمد!
صدای #اشک و ناله در درگاه پروردگار...
حضورم را متوجه اش نکردم!
#شرمنده شدم،از رابطه ام با پروردگار...
از حال معنوی ام...
گذشتم...
ششمین کوچه و شهید عباس بابایی...
هیبت خاصی داشت...
مشغول تدریس بود!
مبارزه با #هوای_نفس،نگهبانی #دل..
کم آوردم...
گذشتم...
هفتمین کوچه انگار #کانال بود!
بله؛
شهید ابراهیم هادی...
انگار مرکز کنترل دل ها بود!!
هم مدارس!
هم دانشگاه!
هم فضای مجازی!
مراقب دل های دختران و پسرانی بود که در #دنیا خطر لغزش و #غفلت تهدیدشان میکرد!
#ایثارش را دیدم...
از کم کاری ام شرمنده شدم و گذشتم.
هشتمین کوچه؛
رسیدم به شهید محمودوند...
انگار #شهید پازوکی هم کنارش بود!
پرونده های دوست داران شهدا را #تفحص میکردند!
آنها که اهل #عمل به وصیت شهدا بودند...
شهید محمودوند پرونده شان را به شهید پازوکی می سپرد!
برای ارسال نزد #ارباب...
پرونده های باقیمانده روی زمین!
دیدم #شهدای_گمنام وساطت میکردند،برایشان...
اسم من هم بود!
وساطت فایده نداشت...
از #حرف تا #عمل!
فاصله زیاد بود...
دیگر پاهایم رمق نداشت!
افتادم...
خودم دیدم که با #حالم چه کردم!
تمام شد...
#تمام
از کوچه پس کوچه های دنیا!
بی شهدا،نمی توان گذشت...
#شهدا
گاهی،نگاهی...
🌹سلام برابراهیم 🌹👌
ما همیشه فکر میکنیم
شهـدا یه کار خاصـی کردن که شهیدن شدن ؛
نه رفیق! خیلی کارها رو نکردن که شهید شدن ! .
#شهید_مصطفی_علیخانی🕊
شهـدا یه کار خاصـی کردن که شهیدن شدن ؛
نه رفیق! خیلی کارها رو نکردن که شهید شدن ! .
#شهید_مصطفی_علیخانی🕊
تنها جایی که میتوان مفهوم
بنیآدم اعضای یکدیگرند را بیریا فهمید
همان گورستان ،،،،،،،سرد ،،،،،، است😔
جایی که بیهیاهو، بیتفاخر
دشمن و دوست، غریبه و آشنا
زن و مرد، کنار هم آرمیدهاند.
نه دستی برای تحقیر بالا رفته
نه زبانی برای زخم زدن جنبیده...
هرکس خاموش، تنها
با پروندهی خویش.
نه نیازی به اجازه
نه ترسی از قضاوت.
کاش زندهها هم
پیش از آنکه خاک سرد ما را همرنگ کند…
به رنگ انسانیت
به رنگ آرامش
کنار هم بودن را میآموختند…😪 🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
بنیآدم اعضای یکدیگرند را بیریا فهمید
همان گورستان ،،،،،،،سرد ،،،،،، است😔
جایی که بیهیاهو، بیتفاخر
دشمن و دوست، غریبه و آشنا
زن و مرد، کنار هم آرمیدهاند.
نه دستی برای تحقیر بالا رفته
نه زبانی برای زخم زدن جنبیده...
هرکس خاموش، تنها
با پروندهی خویش.
نه نیازی به اجازه
نه ترسی از قضاوت.
کاش زندهها هم
پیش از آنکه خاک سرد ما را همرنگ کند…
به رنگ انسانیت
به رنگ آرامش
کنار هم بودن را میآموختند…😪 🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
قشنگیِ آدمیزاد بہ اینہ ڪه
زبون و دلش یڪے باشه
وگرنہ بازے با ڪلمات رو ڪہ همہ بلدن...
✍✍
زبون و دلش یڪے باشه
وگرنہ بازے با ڪلمات رو ڪہ همہ بلدن...
✍✍
💠مبلّغامامزمانارواحنافداه باشید...
🍃 سعی کنید در جمع فامیل که میروید حتما متذکر امام زمان باشید.
یک جایی چند نفر فامیل جمع شدند بگویید: گوش بدهید از امام زمان برایتان بگویم، یک تشرفی برایتان بگویم!
🍃نام امام زمان برکت میآورد. دلها را زیر و رو میکند.
شما این کار را انجام بدهید، سر یک سال نصف فامیلتان امام زمانی میشود. سرباز امام زمان اینطور است.
برای امام زمان سرباز و نیرو جمع کنید.
چطور داعش از سرتاسر دنیا دارد جذب میکرد، خجالت نکشید، اگر خجالت میکشید، ضعف است، با عزم و استقامت، ضعف را از خودتان دور کنید.
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
🍃 سعی کنید در جمع فامیل که میروید حتما متذکر امام زمان باشید.
یک جایی چند نفر فامیل جمع شدند بگویید: گوش بدهید از امام زمان برایتان بگویم، یک تشرفی برایتان بگویم!
🍃نام امام زمان برکت میآورد. دلها را زیر و رو میکند.
شما این کار را انجام بدهید، سر یک سال نصف فامیلتان امام زمانی میشود. سرباز امام زمان اینطور است.
برای امام زمان سرباز و نیرو جمع کنید.
چطور داعش از سرتاسر دنیا دارد جذب میکرد، خجالت نکشید، اگر خجالت میکشید، ضعف است، با عزم و استقامت، ضعف را از خودتان دور کنید.
•┈••✾•🌿🌺🌸🌺🌿•✾••┈•
🕊چقدر از مَنش این شهدا دور شدیـم
❀آنقدر خیره بہ دنیا شده و ڪور شدیـم
🕊 معذرت ازهمہ خوبان و همہ همرزمان
❀ما براے شهدا وصلہ ے ناجور شدیـم
شهدا را یاد ڪنید با ذڪر #صلوات
۞﴾﷽﴿۞
اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ الرَّحْمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَریکَ الْقُرْآنِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قاطِعَ الْبُرْهانِ . اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَ الْجانِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلى آبائِکَ الطَّیِّبینَ ، وَ أَجْدادِکَ الطَّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُه
اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ الرَّحْمانِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَریکَ الْقُرْآنِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا قاطِعَ الْبُرْهانِ . اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَ الْجانِّ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلى آبائِکَ الطَّیِّبینَ ، وَ أَجْدادِکَ الطَّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُه
تمثال زیبای رهبر از کنار هم گذاشتن عکس سه هزار شهید...🌷
یعنی حواست باشه پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد را از شهدا یاد بگیریم...
شهدا اعتقاد داشتند ولایت فقیه امتداد راه انبیاست ....
و اگر من و تو اعتقاد داشته باشیم:
خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی علیهم السلام است؛ پس: با جان و دل پشتیبان ولایت فقیه باید باشیم....
#ولایت_فقیه
#علمدار_عشق
یعنی حواست باشه پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت نرسد را از شهدا یاد بگیریم...
شهدا اعتقاد داشتند ولایت فقیه امتداد راه انبیاست ....
و اگر من و تو اعتقاد داشته باشیم:
خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی علیهم السلام است؛ پس: با جان و دل پشتیبان ولایت فقیه باید باشیم....
#ولایت_فقیه
#علمدار_عشق
🏴 امیری حسین و نعم الامیر
در نجف تصمیم گرفت که سه روز آب و غذا کمتر بخوره یا اصلاً نخوره تا حال آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام رو در روز عاشورا درک کنه....
روز سوم وقتی خواست از خونه بیرون بیاد که چشماش سیاهی رفت....
میگفت: مثل ارباب همه جا رو مثل دود میدیدم اینقدر حال من بد شد که نمی تونستم روی پای خودم بایستم....
از اون روز بیشتر از قبل مفهوم کربلا و تشنگی و امام حسین علیه السلام رو فهمید .
🌷شهید هادی ذوالفقاری🌷
در نجف تصمیم گرفت که سه روز آب و غذا کمتر بخوره یا اصلاً نخوره تا حال آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام رو در روز عاشورا درک کنه....
روز سوم وقتی خواست از خونه بیرون بیاد که چشماش سیاهی رفت....
میگفت: مثل ارباب همه جا رو مثل دود میدیدم اینقدر حال من بد شد که نمی تونستم روی پای خودم بایستم....
از اون روز بیشتر از قبل مفهوم کربلا و تشنگی و امام حسین علیه السلام رو فهمید .
🌷شهید هادی ذوالفقاری🌷
🌹نحوه ی شهادت شهید ذوالفقاری:🌹
نزدیک ظهر روز یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ بود
که شیخ هادی به همراه دیگر رزمندگان به
روستای مکشیفیه در بیست کیلومتری سامرا وارد شدند.
ساختمان کوچکی در آنجا وجود داشت که بیست نفر از نیروهای عراقی به همراه هادی به داخل آن رفتند.
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که یک بولدوزر انتحاری
با بدنه ای پوشیده شده از ورق های آهن (ضد گلوله)
از سمت بیرون روستا به سمت سنگرهای نیروی مردمی
حرکت کرد.
لحظاتی بعد صدای انفجاری آمد که زمین را لرزاند!
صدها کیلو مواد منفجره، آسمان را سیاه کرد.
انفجار به قدری عظیم بود که پیکر شهدا قادر به شناسایی نبود.
در اصل پیکر #محمدهادی_ذوالفقاری پرت شده بود و
بعد از ۴ روز بدن این شهید بی پلاک شناسایی شد.
🌹شادی روح مطهرهمه شهداوبه یادمهمان امروزمان شهیدهادی ذوالفقاری فاتحه مع الصلوات 🌹
نزدیک ظهر روز یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ بود
که شیخ هادی به همراه دیگر رزمندگان به
روستای مکشیفیه در بیست کیلومتری سامرا وارد شدند.
ساختمان کوچکی در آنجا وجود داشت که بیست نفر از نیروهای عراقی به همراه هادی به داخل آن رفتند.
هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که یک بولدوزر انتحاری
با بدنه ای پوشیده شده از ورق های آهن (ضد گلوله)
از سمت بیرون روستا به سمت سنگرهای نیروی مردمی
حرکت کرد.
لحظاتی بعد صدای انفجاری آمد که زمین را لرزاند!
صدها کیلو مواد منفجره، آسمان را سیاه کرد.
انفجار به قدری عظیم بود که پیکر شهدا قادر به شناسایی نبود.
در اصل پیکر #محمدهادی_ذوالفقاری پرت شده بود و
بعد از ۴ روز بدن این شهید بی پلاک شناسایی شد.
🌹شادی روح مطهرهمه شهداوبه یادمهمان امروزمان شهیدهادی ذوالفقاری فاتحه مع الصلوات 🌹
پسرک فلافل فروش
🌷شهید هادی ذوالفقاری
تاریخ تولد: ۱۳ / ۱۱ / ۱۳۶۷
تاریخ شهادت: ۲۶ / ۱۱ / ۱۳۹۳
محل تولد: تهران
محل شهادت: سامرا
*🌷راوی ←مغازه فلافل فروشی داشتم یک روز به من گفت: میتونم بیام پیش شما کار کنم؟🥖گفتم: مغازه متعلق به شماست بیا،از فردا هر روز به مغازه می آمد خیلی سریع کار را یاد گرفت و استادکار شد.🥖میگفت:«من زشتام! اگه شهید بشم هیچکس برام کاری نمیکنه!🥀تو یه پوستر برام بزن معروف بشم» و خندید..(: عکسی از او گرفتم و همین عکس در زمان شهادتش معروف شد.🌙در وصیتنامهاش نوشته بود:« از برادرانم میخواهم که غیر حرف آقا خامنهای حرف کس دیگری را گوش ندهند جهان در حال تحول است، دنیا دیگر طبیعی نیست.🌱راوی←هادی سه بار راهی منطقه سامرا شد، همیشه میگفت: نگاه حرام،راه شهادت رو میبنده⚡️هادی صورتش جوش داشت چند روز قبل از شهادت رفیقش بهش میگه: این صورتت رو نمیخوای درمان کنی؟❓اونم میخنده و میگه: ای بابا، دیگه فقط یه انفجار میتونه جوشهای صورتم رو درمان کنه💥چند روز بعد ۲۶ بهمن ماه یه انفجار شدید انتحاری باعث شد صورت هادی بسوزه🥀او بر اثر انفجار به آرزویش که شهادت بود رسید🕊 او درست مصادف با شهادت امام هادی(علیه السلام) به دنیا آمد و بر همین اساس نام او را محمدهادی میگذارند؛🌱عجیب است که او عاشق و دلداده امام هادی (علیه السلام ) شد و در این راه و در شهر امام هادی(علیه السلام) یعنی سامرا به شهادت رسید.🕊محمدهادی فلافل فروشی بود که خدا برایش شهادت خواست،🌙پیکرش در وادی السلام در جوار مرقد امیرالمومنین(علیه السلام ) قرار دارد و محل زیارت زوار اباعبدالله الحسین(علیه السلام ) است*🕊️🕋
#طلبه_شهید_محمدهادی_ذوالفقاری
🌷شهید هادی ذوالفقاری
تاریخ تولد: ۱۳ / ۱۱ / ۱۳۶۷
تاریخ شهادت: ۲۶ / ۱۱ / ۱۳۹۳
محل تولد: تهران
محل شهادت: سامرا
*🌷راوی ←مغازه فلافل فروشی داشتم یک روز به من گفت: میتونم بیام پیش شما کار کنم؟🥖گفتم: مغازه متعلق به شماست بیا،از فردا هر روز به مغازه می آمد خیلی سریع کار را یاد گرفت و استادکار شد.🥖میگفت:«من زشتام! اگه شهید بشم هیچکس برام کاری نمیکنه!🥀تو یه پوستر برام بزن معروف بشم» و خندید..(: عکسی از او گرفتم و همین عکس در زمان شهادتش معروف شد.🌙در وصیتنامهاش نوشته بود:« از برادرانم میخواهم که غیر حرف آقا خامنهای حرف کس دیگری را گوش ندهند جهان در حال تحول است، دنیا دیگر طبیعی نیست.🌱راوی←هادی سه بار راهی منطقه سامرا شد، همیشه میگفت: نگاه حرام،راه شهادت رو میبنده⚡️هادی صورتش جوش داشت چند روز قبل از شهادت رفیقش بهش میگه: این صورتت رو نمیخوای درمان کنی؟❓اونم میخنده و میگه: ای بابا، دیگه فقط یه انفجار میتونه جوشهای صورتم رو درمان کنه💥چند روز بعد ۲۶ بهمن ماه یه انفجار شدید انتحاری باعث شد صورت هادی بسوزه🥀او بر اثر انفجار به آرزویش که شهادت بود رسید🕊 او درست مصادف با شهادت امام هادی(علیه السلام) به دنیا آمد و بر همین اساس نام او را محمدهادی میگذارند؛🌱عجیب است که او عاشق و دلداده امام هادی (علیه السلام ) شد و در این راه و در شهر امام هادی(علیه السلام) یعنی سامرا به شهادت رسید.🕊محمدهادی فلافل فروشی بود که خدا برایش شهادت خواست،🌙پیکرش در وادی السلام در جوار مرقد امیرالمومنین(علیه السلام ) قرار دارد و محل زیارت زوار اباعبدالله الحسین(علیه السلام ) است*🕊️🕋
#طلبه_شهید_محمدهادی_ذوالفقاری
🍁 داستانی بس قابل تامل
💠 عنوان داستان :اصالت و شخصیت....
در زمان قدیم ، مردی ازدواج کرد.
در روز اول ازدواج ،جمع شدند جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر...
و مرد سهم بیشتری از غذا با احترام خاص به همسرش داد ، و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا را داد ؛بدون هیچ احترامی...
در این لحظه عروس که شخصیت اصیل و با حکمتی داشت، وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد.
و گفت شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم
متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند،فکر می کنند، بر مادر شوهر پیروز شدند.
عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت.
و با همسری که به مادر خودش احترام می گذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد
و در یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند، و مادر را بسیار احترام می گذاشتند،
در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت، و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد. مادر به فرزندانش گفت آن پیرمرد را بیاورید وقتی او را آوردند.
مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت: چرا هیچ کس اعتنایی و کمکت نمی کند؟
آنها کی هستند؟
گفت: فرزندانم هستند
گفت : من رامی شناسی؟ پیرمرد گفت: نه
زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست.
همانگونه که می کاری درو خواهی کرد
به فرزندان من نگاه کن چقدر به من احترام می گذارند و حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،
چون تو به مادرت اهانت کردی،
و این جزای کارهای خودت هست،
و زن با تدبیر به فرزندانش گفت:
کمکش کنید برای خدا
✨ "‼️هر مرد و زنی خوب بیاد داشته باشد، فرزندان شما همانگونه با شما رفتار خواهند کرد ، که شما با پدر و مادر خود رفتارمی کنید."
💠 عنوان داستان :اصالت و شخصیت....
در زمان قدیم ، مردی ازدواج کرد.
در روز اول ازدواج ،جمع شدند جهت خوردن ناهار با خانواده شوهر...
و مرد سهم بیشتری از غذا با احترام خاص به همسرش داد ، و به مادر خودش سهم ناچیزی از غذا را داد ؛بدون هیچ احترامی...
در این لحظه عروس که شخصیت اصیل و با حکمتی داشت، وقتی این صحنه را دید درخواست طلاق کرد.
و گفت شخصیت اصیل در ذات هست و نمی خواهم از تو فرزندی داشته باشم که بعدها فرزندانم رفتاری چون تو با مادرت، با من داشته باشند و مورد اهانت قرار بگیرم
متاسفانه بعضی از زنان وقتی شوهرانشان آنها را ترجیح می دهند،فکر می کنند، بر مادر شوهر پیروز شدند.
عروس با تدبیر همان روز طلاق گرفت.
و با همسری که به مادر خودش احترام می گذاشت ازدواج کرد و بعد از سالها صاحب فرزندانی شد
و در یک روز با فرزندانش عزم مسافرت کرد، با فرزندانی که بزرگ شده بودند، و مادر را بسیار احترام می گذاشتند،
در مسیر به کاروانی برخوردند، پیرمردی پابرهنه پشت سر کاروان راه می رفت، و هیچ کس به او اعتنایی نمی کرد. مادر به فرزندانش گفت آن پیرمرد را بیاورید وقتی او را آوردند.
مادر، همسر سابقش را شناخت به او گفت: چرا هیچ کس اعتنایی و کمکت نمی کند؟
آنها کی هستند؟
گفت: فرزندانم هستند
گفت : من رامی شناسی؟ پیرمرد گفت: نه
زن با حکمت گفت: من همان همسر سابقت هستم و قبلا گفتم که اصالت در ذات هست.
همانگونه که می کاری درو خواهی کرد
به فرزندان من نگاه کن چقدر به من احترام می گذارند و حالا به خودت و فرزندانت نگاه کن،
چون تو به مادرت اهانت کردی،
و این جزای کارهای خودت هست،
و زن با تدبیر به فرزندانش گفت:
کمکش کنید برای خدا
✨ "‼️هر مرد و زنی خوب بیاد داشته باشد، فرزندان شما همانگونه با شما رفتار خواهند کرد ، که شما با پدر و مادر خود رفتارمی کنید."
💐شاهکار حضرت آیت الله العظمى آقا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام در پاسخ به سوال تکراری💐
جمعیت زیادی دور حضرت علی (علیه السلام) حلقه زده بودند ..
مرد اول
– یا علی ! سؤالی دارم . علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت علی(علیه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد دوم
– اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟
علم بهتر است یا ثروت ؟
حضرت علی علیه السلام فرمود: علم بهتر است؛
زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی . نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا که ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، یاعلی علم بهتراست یا ثروت
امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است ؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است ، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار !
نفر چهارم
– یا علی ! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت علی علیه السلام در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود ؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود.
نوبت پنجمین نفر بود.
یا علی علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت علی علیه السلام در پاسخ به او فرمودند : علم بهتر است ؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل میدانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد میکنند.
نفرششم
یا علی ! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد
نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی و گاهی به تازه واردها دوخته میشد..
در همین هنگام هفتمین نفر
– یا ابالحسن ! علم بهتر است یا ثروت ؟
امام فرمودند : علم بهتر است ؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش میماند ، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است .
همه از پاسخهای امام شگفت زده شده بودند که،
نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی ! علم بهتر است یا ثروت ؟
امام فرمود : علم بهتر است ؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند ، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود .
نفر دهم
– یا ابالحسن ! علم بهتر است یا ثروت ؟
علم بهتر است ؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند ، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند ، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند . فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.
سؤال کنندگان ، آرام و بیصدا از میان جمعیت برخاستند.
هنگامیکه آنان مسجد را ترک میکردند ، صدای امام را شنیدند که میگفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من میپرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی میدادم .
📚کشکول بحرانی، ج۱، ص۲۷.
به نقل از امام علیبنابیطالب، ص۱۴۲.📚
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
ولاية علی بن ابی طالب علیه السلام حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
🌴🌴الحمد لله الذی اجعلنا من المتمسکین بولاية مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام و الائمة المعصومين علیهم 🌴🌴
جاااانم فدااای حضرت آیت الله العظمى آقا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
🧬🌸🌼💚🧚♂🌱
جمعیت زیادی دور حضرت علی (علیه السلام) حلقه زده بودند ..
مرد اول
– یا علی ! سؤالی دارم . علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت علی(علیه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد دوم
– اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟
علم بهتر است یا ثروت ؟
حضرت علی علیه السلام فرمود: علم بهتر است؛
زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی . نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا که ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، یاعلی علم بهتراست یا ثروت
امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است ؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است ، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار !
نفر چهارم
– یا علی ! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت علی علیه السلام در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود ؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود.
نوبت پنجمین نفر بود.
یا علی علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت علی علیه السلام در پاسخ به او فرمودند : علم بهتر است ؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل میدانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد میکنند.
نفرششم
یا علی ! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد
نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی و گاهی به تازه واردها دوخته میشد..
در همین هنگام هفتمین نفر
– یا ابالحسن ! علم بهتر است یا ثروت ؟
امام فرمودند : علم بهتر است ؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش میماند ، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است .
همه از پاسخهای امام شگفت زده شده بودند که،
نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی ! علم بهتر است یا ثروت ؟
امام فرمود : علم بهتر است ؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند ، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود .
نفر دهم
– یا ابالحسن ! علم بهتر است یا ثروت ؟
علم بهتر است ؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند ، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند ، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند . فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.
سؤال کنندگان ، آرام و بیصدا از میان جمعیت برخاستند.
هنگامیکه آنان مسجد را ترک میکردند ، صدای امام را شنیدند که میگفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من میپرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی میدادم .
📚کشکول بحرانی، ج۱، ص۲۷.
به نقل از امام علیبنابیطالب، ص۱۴۲.📚
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
ولاية علی بن ابی طالب علیه السلام حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
🍃🍂🍃🍂🍃🍂
🌴🌴الحمد لله الذی اجعلنا من المتمسکین بولاية مولانا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام و الائمة المعصومين علیهم 🌴🌴
جاااانم فدااای حضرت آیت الله العظمى آقا امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام
🧬🌸🌼💚🧚♂🌱
یادی کنیم از شهید رسول نظری.
شهیدی که زندگیش رو وقف
محبت امام حسن"علیه السلام" کرد.
دوشنبه که نام گذاری شده
به اسم آقا امام حسن به شهادت میرسن
پنجشنبه که میشد شهادت امام حسن"علیه السلام" دفن شدند.
اولین تولد بعد شهادت شون دوشنبه بود
چهلم شون دوشنبه بود!
اولین محرمی که نبودن دوشنبه بود..
[خلاصه اگه باهاشون ببندید
خودشون ضامن دنیاو آخرتتون میشن❤️🩹]
#دوشنبههایامامحسنی
#امامحسنیام
شهیدی که زندگیش رو وقف
محبت امام حسن"علیه السلام" کرد.
دوشنبه که نام گذاری شده
به اسم آقا امام حسن به شهادت میرسن
پنجشنبه که میشد شهادت امام حسن"علیه السلام" دفن شدند.
اولین تولد بعد شهادت شون دوشنبه بود
چهلم شون دوشنبه بود!
اولین محرمی که نبودن دوشنبه بود..
[خلاصه اگه باهاشون ببندید
خودشون ضامن دنیاو آخرتتون میشن❤️🩹]
#دوشنبههایامامحسنی
#امامحسنیام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM